امام حسین (ع) وارث پیامبران الهی و سومین امام شیعیان، عالمیان را همواره واداشته که علاقه فراوان و عشق وافر خود را نسبت به حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)، سبط اکبر رسول خدا (ص) نشان دهند و این ابراز عشق و علاقه همیشه وجود داشته و هیچگاه از بین نرفته است؛ بلکه هر روز نیز بیشتر شده است، در این مقاله شناختی شناسنامه ای از زبان تاریخ، روایات و زیارات از آن وارث پیامبران الهی را خواهیم داشت.
سلام و درود بر وارث پیامبران الهی و خورشید جهان افروزى که درخشش نور او، تمام هستى را از ناسوت تا ملکوت و از ملکوت تا لاهوت فرا گرفته و دیده تمام ساکنان آسمان و زمین را در مقابل عظمت خود خیره ساخته است.
نام و نسب و فرزندان امام حسین (ع)
نام: حسین (ع).
لقب: سید الشهدا، وارث پیامبران الهی.
کنیه: ابا عبد الله.
نام پدر: على مرتضى (ع).
نام مادر: فاطمه زهرا (س).
نام پدربزرگ مادری: پیامبر خدا (ص).
نام مادربزرگ مادری: خدیجه (س).
تاریخ ولادت: سوم شعبان.
مدت امامت: 11 سال.[1]
مدت عمر: 57 سال.
تاریخ شهادت: دهم محرّم الحرام سال 61 هجرى.
قاتل: شمر لعین.
محل دفن: کربلاى معلی.
تعداد فرزندان: به روایتى چهار پسر و دو دختر.[2]
طلوع آفتاب عشق
امام حسين (ع) روز سه شنبه، يا پنج شنبه پنجم شعبان سال چهارم هجرى[3] ـ سالى که غزوه خندق رخ داد ـ متولد گرديد و به روايتى، ولادت آن حضرت در سال سوم هجرى، سوم ماه شعبان بوده است.
همین که رسول خدا (ص) از ولادت حسین (ع) آگاه شد، شتابان به خانه على (ع) آمد و از اسماء فرزند خود را خواست. سپس او را در آغوش گرفت و غرق بوسه ساخت. این آداب را درباره حسین (ع) به انجام رسانید:
در گوش راست وی اذان و در گوش چپش اقامه خواندند.
براى او نام گذاری کرد و در روایات آمده: اولین کسانى که به نام هاى حسن و حسین (ع) نام گذارى شدند، فرزندان على و زهرا (ع) هستند، که خدا این نام ها را از مردم پوشیده نگه داشت، تا نونهالان على و زهرا (س) به این دو اسم، نام گذارى شوند.
در روز هفتم ولادت وى، پیامبر دستور دادند قوچ بزرگى را خریدارى و براى امام حسین (ع) عقیقه نمودند و گوشت آن را میان فقیران تقسیم نمودند. آنگاه سر حسین را تراشیده و به میزان وزن آن، نقره صدقه دادند که با این مراسم کمک شایسته اى به فقیران شد. و در همین روز هفتم از ولادت، امام حسین (ع) را ختنه نمودند.[4]
رسول خدا (ص) براى حفظ فرزندان آنان را با این کلمات بیمه می فرمودند و این دعا را می خواند: «اَعوذُ بِکلماتِ اللهِ التامَّهِ من کلِّ شَیطان و هامَّةِ من کلّ عین لامَّةِ»[5] و همچنین اباعبدالله (ع) را این چنین تعویذ فرمودند.
پسر رسول خدا (ص)
در احادیث متعدّد از شیعه و اهل سنت به عنوان فرزند رسول خدا (ص) معرفی شده. نقل شده است که رسول گرامى اسلام (ص) راجع به حسنین (ع) فرمودند:
«خداوند، فرزندان هر پیامبرى را از صلب آن پیامبر قرار داد؛ امّا نسل مرا از صلب على بن ابى طالب (ع) قرار داده است، در حالى که فرزندان هر مادرى را به پدرشان نسبت مى دهند، مگر فرزندان فاطمه زهرا (س) که من پدر ایشان هستم.»[6]
به همین جهت در جنگ صفّین، هنگامى که امام حسن مجتبى و امام حسین (ع) براى جنگ با معاویه شتاب مى نمودند، امیرالمؤمنین، على بن ابی طالب (ع) فرمودند:
وَ مِنْ کلَامٍ لَهُ (ع) فِی بَعْضِ أَیامِ صِفِّینَ وَ قَدْ رَأَى الْحَسَنَ یتَسَرَّعُ إِلَى الْحَرْبِ: «امْلِکوا عَنِّی هَذَا الْغُلَامَ لَا یهُدَّنِی فَإِنِّی أَنْفَسُ بِهَذَینِ یعْنِی الْحَسَنَ وَ الْحُسَینَ (ع) عَلَى الْمَوْتِ لِئَلَّا ینْقَطِعَ بِهِمَا نَسْلُ رَسُولِ اللَّهِ (ص).»[7]
از جمله کلام آن حضرت است در بعض أیام جنگ صفین در حالتی که دید پسرش امام حسن (ع) را که به سوى جنگ می شتابد، به أصحاب خود فرمودند: «از جانب من پدری کنید و به جای من این جوان را ممانعت نمائید، تا آنکه بنیه بدن من را نشکند؛ پس به درستی که من به این دو جوان؛ یعنی حسن و حسین (ع) بخیل ترم که مبادا به جهت موت ایشان، نسل برگزیده رسول خدا (ص) بریده شود.»
اسامة بن زید مى گوید:
طَرَقْتُ النبىّ (ص) ذات لیلة فی بعض الحاجةِ فَخَرجَ النبىّ (ص) و هو مُشْتَمِلٌ على شیء لا أَدْری ما هو، فَلمّا فَرَغْتُ من حاجتی، قلتُ: ما هذا الّذی أَنتَ مُشْتَمِلٌ علیه؟ قال: فَکشَفه فاذاً حسنٌ و حسینٌ عَلى رَکبتیه، فقال: «هذان اَبنای و ابنای إِبْنَتِی، اللّهُمّ إِنّی اُحِبَّهُما، فَاحِبَّهُما وأَحِبُّ مَنْ یحِبُّهما.»[8]
شبى در منزل پیامبر (ص) رفتم و در خانه را به صدا در آوردم، دیدم پیامبر (ص) ملحفه اى بر خود پیچیده، ندانستم که آن چیست! بعد از برآورده شدن حاجتم، عرض کردم: این چیست که خود را به آن پوشانده اید؟!
پیامبر(ص) ملحفه را برداشت. دیدم حسن و حسین بر روى زانوى پیامبر نشسته اند، آنگاه فرمودند: «این دو فرزندان من و فرزندان دخترم می باشند، بارالها! من این دو را دوست دارم، پس تو هم آنان را دوست بدار و آنان را که این دو را دوست دارند نیز، دوست بدار.»
امام حسین (ع) در آینه روایات
در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که:
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: «لَوْ یَعْلَمُ الزَّائِرُ لِلْحُسَیْنِ (ع) مَا یَدْخُلُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) مِنَ الْفَرَحِ وَ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْأَئِمَّةِ (ع) وَ الشُّهَدَاءِ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ مَا یَنْقَلِبُ بِهِ مِنْ دُعَائِهِمْ لَهُ وَ مَا لَهُ فِی ذَلِکَ مِنَ الثَّوَابِ فِی الْعَاجِلِ وَ الْآجِلِ وَ الْمَذْخُورِ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ؛ لَأَحَبَّ أَنْ یَکُونَ مَا ثَمَّ دَارَهُ مَا بَقِیَ وَ إِنَّ زَائِرَهُ لَیَخْرُجُ مِنْ رَحْلِهِ فَمَا یَقَعُ قَدَمُهُ عَلَى شَیْءٍ إِلَّا دَعَا لَهُ.
فَإِذَا وَقَعَتِ الشَّمْسُ عَلَیْهِ أَکَلَتْ ذُنُوبَهُ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ وَ مَا تُبْقِی الشَّمْسُ عَلَیْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ شَیْئاً فَیَنْصَرِفُ وَ مَا عَلَیْهِ ذَنْبٌ وَ قَدْ رُفِعَ لَهُ مِنَ الدَّرَجَاتِ مَا لَا یَنَالُهُ الْمُتَشَحِّطُ فِی دَمِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ یُوَکَّلُ بِهِ مَلَکٌ یَقُومُ مَقَامَهُ وَ یَسْتَغْفِرُ لَهُ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَى الزِّیَارَةِ أَوْ یَمْضِیَ ثَلَاثُ سِنِینَ أَوْ یَمُوتَ.»[9]
«اگر زائر امام حسین (ع) می دانست به واسطه این زیارت، چقدر شادی و سرور بر رسول خدا (ص) و بر امیرالمؤمنین و بر حضرت فاطمه (ع) و به شهدا از ما اهل بیت وارد می آید و اگر می دانست آنچه از دعای ایشان به واسطه زیارتش، هنگامی که برمی گردد و آنچه را که از ثواب در همین دنیا و در آخرت خواهد داشت و آنچه را که برای او پیش خداوند ذخیره شده است، بی شک دوست می داشت که آنجا (کربلا) خانه اش می بود.
و همانا زائر امام حسین (ع) از این زیارتش بر می گردد و قدم بر روی هر چیزی می گذارد، برای او دعا می کند و هنگامی که خورشید بر او می تابد، گناهانش را از بین می برد. همان طور که آتش هیزم را می سوزاند، خورشید چیزی از گناهان او باقی نمی گذارند. پس برمی گردد در حالی که هیچ گناهی بر او نمانده است و برای او درجاتی رفیع خواهد بود که کسی که در خون خود، در راه خدا غوطه ور است به آن درجات نمی رسد.»
و باز فرمودند:
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): «مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَینِ (ع) عَارِفاً بِحَقِّهِ کانَ کمَنْ حَجَّ ثَلَاثَ حِجَجٍ مَعَ رَسُولِ اللَّه (ص).»[10]
«کسی که عارفانه حسین (ع) را زیارت نماید، مثل کسی است که 3 حج همراه پیامبر (ص)، به جا آورده است.»
همه پیامبران خدا شهادتگاه حسین (ع) را پیش از شهادت و دفن پیکر مطهرش زیارت نموده اند. در روایت است: «تمامى پیامبران کربلا را زیارت نموده و یا بدان جا سیر داده شده اند»
همان گونه که پیامبر گرامى اسلام (ص) فرموده اند: مرا به نقطه اى سیر دادند که نامش کربلا بود.
در روایتی که در مورد حضرت ابراهیم (ع) آمده است:
«أَنَّ إِبْرَاهِیمَ (ع) مَرَّ فِی أَرْضِ کرْبَلَاءَ وَ هُوَ رَاکبٌ فَرَساً فَعَثَرَتْ بِهِ وَ سَقَطَ إِبْرَاهِیمُ وَ شُجَّ رَأْسُهُ وَ سَالَ دَمُهُ فَأَخَذَ فِی الِاسْتِغْفَارِ وَ قَالَ: إِلَهِی أَی شَیءٍ حَدَثَ مِنِّی؟ فَنَزَلَ إِلَیهِ جَبْرَئِیلُ وَ قَال: یا إِبْرَاهِیمُ! مَا حَدَثَ مِنْک ذَنْبٌ وَ لَکنْ هُنَا یقْتَلُ سِبْطُ خَاتَمِ الْأَنْبِیاءِ وَ ابْنُ خَاتَمِ الْأَوْصِیاءِ فَسَالَ دَمُک مُوَافَقَةً لِدَمِه.»[11]
«حضرت ابراهیم (ع) چون از کربلا عبور می نمود اسبش لغزید و از اسب افتاد و سرش شکسته و خون جاری شد. پس شروع به استغفار نمود و عرض نمود: خدایا! چه گناهی از من صادر شد؟ جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ای ابراهیم! گناهی از تو سر نزده، امّا در این زمین فرزند زاده خاتم پیامبران و فرزند علی (ع) خاتم اوصیاء کشته می شود؛ از این جهت خون تو جاری شد، تا همراه با خون آن جناب گردد.»
اصحاب پیامبر (ص) نقل می کنند: شبی پیامبر گرامى اسلام (ص) مدت طولانی از نظر ما غائب شدند و وقتی برگشتند، گرد و غبار زیادی بر حضرت بود، وقتی علّت را از ایشان سوال نمودیم، فرمودند:
«أُسْرِی بِی فِی هَذَا الْوَقْتِ إِلَى مَوْضِعٍ مِنَ الْعِرَاقِ، یقَالُ لَهُ کرْبَلَاءُ. فَأُرِیتُ فِیهِ مَصْرَعَ الْحُسَینِ ابْنِی وَ جَمَاعَةٍ مِنْ وُلْدِی وَ أَهْلِ بَیتِی.»[12]
«در این وقت از شب من را به جایی در عراق بردند که به آن کربلا گفته می شد. پس در آنجا محل شهادت حسین و جمعی از فرزندانش و اهل بیتم را به من نشان دادند.»
وارث پیامبران الهی در متن زیارت
در زيارت آن گرامى است كه او را وارث پیامبران الهی مى خوانيم و نام برخى از پيامبران را كه حسين (ع) وارث آن ها است، به صراحت مى بريم.
امام حسین (ع) شرایط و ویژگی هایى دارند که با احوالات و ویژگی های برخى دیگر از پیامبران خدا (ع)، همچون یحیى و ایوب به گونه اى شبیه است که می توان به جاى نام آنان، نام امام حسین (ع) را برد و قصد حضرت را نمود.
براى نمونه درود بر ایوب شکیبا و یحیى مظلوم، می توان حسین (ع) را قصد نمود؛ چرا که شکیبایى او در برابر واقعه ی عظیم عاشوراء، آن آزمایش بزرگ تاریخى و نیز مظلومیت شهادت مندانه او در برابر ظلم اموى، نه تنها کمتر از شکیبایى ایوب پیامبر و یحیى نبود، بلکه بسیار باشکوه تر و عظیم تر بود.
و هم چنین خداوند در میان جهانیان به نوح درود فرستاد که: «سلامٌ عَلى نوح فىِ العالمین»[13]؛ چرا که نجات مردم از طوفان به سبب سوار شدنشان در کشتی نوح (ع) بود؛ پس به وارث پیامبران الهی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نیز درود باد، که کشتی نجات همه بشریت از آتش دوزخ به برکت و جود او است.
در زيارت امام حسين (ع) مى خوانیم: «السّلام عَلى یعقوب الذى ردّ الله الیه بصرِهِ برحمَتِهِ.» سلام بر یعقوب پیامبر که خداوند به رحمت خویش نور دیدگانش را به او باز گردانید.
نتیجه گیری
امام حسین (ع) به عنوان وارث پیامبران الهی، نماد ایثار و فداکاری در راه حق و حقیقت است. شخصیت ایشان به عنوان وارث پیامبران الهی، نه تنها نشان دهنده مقام والای ایشان در تاریخ اسلام است، بلکه به ما درس هایی از شجاعت و پایبندی به اصول انسانی می آموزد. وارث پیامبران الهی با قیام عاشورا، پیام صلح و عدالت را به جهانیان رساند و به ما یادآوری کرد که پیروی از آموزه های پیامبران الهی، مسیر رستگاری است. در نتیجه، شناخت شخصیت امام حسین (ع) به عنوان وارث پیامبران الهی، ما را به تعهد بیشتری در راستای تحقق آرمان های ایشان و پیامبران الهی رهنمون می سازد.
پی نوشت ها
[1]. اصفهانى، مجموعه زندگانى چهارده معصوم (ع)، ج1، ص612.
[2] . مجلسى، جلاء العیون، ص413.
[3] . یعقوبی، تاریخ یعقوبى، ج2، ص183.
[4] . قمی، منتهى الآمال، ص367-369.
[5] . ابن اشعث، الجعفریات، ص248.
[6] . قمی، منتهى الآمال، ص370.
[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خ207، ص323.
[8] . مجلسی، بحارالأنوار، ج43، ص229؛ ابن الأثیر، اسد الغابة، ج2، ص11 و 19.
[9] . نوری، مستدرک الوسائل، ج10، ص343.
[10] . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص140.
[11] . مجلسی، بحار الانوار، ج44، ص243.
[12] . مجلسی، بحار الانوار، ج44، ص239.
[13] . الصافات، 37: 79.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن اشعث، محمّد بن محمّد، الجعفریات (الاشعثیات)، تهران، مکتبة النینوى الحدیثة، 1390.
- ابن قولویه، جعفر بن محمّد، کامل الزیارات، نجف اشرف، دار المرتضویة، 1356.
- اصفهانى، عماد زاده حسین، مجموعه زندگانى چهارده معصوم (ع)، تهران، طلوع، 1372.
- الجزری ابن الأثیر، عزّ الدین علی بن محمّد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1415ق.
- شریف الرضی، محمّد بن حسین، نهج البلاغه، قم، هجرت، 1414ق.
- قمی، عباس، منتهی الآمال، قم، پور صائب، 1389.
- مجلسى، محمّد باقر، بحار الانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1403ق.
- مجلسى، محمّد باقر، جلاء العیون، قم، سرور، 1383.
- نورى، حسین بن محمّد تقى، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسة آل البیت (ع)، 1408ق.
- یقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار الصادر، 1341.
منبع مقاله
جمعى از نویسندگان، فرهنگ عاشورایى ـ جلد 1 (شخصیت و زندگانى امام حسین علیه السلام)، مقاله: «خصائص امام حسین (ع)» به قلم آقای نادر حسین عبد اللهی، مرکز چاپ و نشر مجمع جهانی اهل بیت (ع)، 1382.