اسراف و تبذیر در مباحث اخلاقی از موضوعات بسیار با اهمیت تلقی می شود. اسراف در اسلام علاوه بر این که یکی از گناهان بزرگ به حساب می آید، بلای خانمان سوز بزرگی است که موجب محرومیت انسان های بی گناه در ابعاد مختلف می گردد. در این نوشته به بررسی ابعاد مختلف اسراف و تبذیر در قرآن و روایات می پردازیم.
اسراف چیست؟
راغب اصفهانی نوشته است: «سَرَف» تجاوز کردن از حد در هر کاری است که از انسان سر بزند. اگر چه استعمال آن در موارد انفاق مالی مشهورتر است. گاهی به خروج از اعتدال در مقدار مصرف و گاه به چگونگی بذل مال اطلاق می شود و لذا سفیان گفته است آنچه در غیر طاعت خدا مصرف شود اسراف است، گر چه مقدار آن کم و نا چیز باشد.[1]
بنا به مفهوم سخن راغب و بر پایه شواهد فراوان در قرآن و حدیث، اسراف به هرگونه تجاوز از حد و زیاده روی گفته می شود و در هر حال عملی ممنوع، محکوم و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است. خداوند در سوره اعراف می فرماید:
«كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»؛[2] بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.
رابطه اسراف و تبذیر
تبذیر بر خلاف اسراف تنها واژه ای اقتصادی است. تبذیر از ریشه «بذر» یعنی تفریق و پخش کردن چیزی است. اصلش از ریختن و پاشیدن بذر است که به طور استعاره درباره کسی که مال خود را بیهوده تلف می کند، به کار می رود. همچنین گفته شده است که تبذیر، انفاق مالی در راه معصیت است.[3]
در مجموع بین واژه اسراف به معنی اقتصادی آن با واژه تبذیر فرق زیادی وجود ندارد و تنها ممکن است در جهت تمایز بین این دو واژه گفته شود که با توجه به خصوصیات تعابیر لغت شناسان در معنی تبذیر، مقصود از این واژه تلف کردن و ضایع نمودن مال است، و زیادی روی در انفاق های شخصی و امور خیریه را شامل نمی شود. در حالی که اسراف فراگیرتر از آن و در بر گیرنده همه موارد، از به هدر دادن و زیاده روی در مصارف و خانوادگی و انفاق های مستحب می باشد. به عبارت دیگر، هر تبذیری اسراف است، ولی هر اسرافی تبذیر نیست.[4]
از امام صادق (ع) جمله کوتاهی نقل شده است که می توان همین نکته را از ان استفاده کرد. آن حضرت فرمود: «انّ التبذير من الاسراف؛[5] تبذیر شاخه ای از اسراف است.»
مصادیق اسراف
با توجه به گفته های اهل لغت و تفسیر در مورد واژه «اسراف» به دست می آید که با سه ملاک، حد اسراف تعیین می شود:
۱. گناهان و محرمات شرعی
معصیت ها خود حدود الهی اند و ارتکاب آنها اگر بدون صرف مال باشد اسراف است و در صورتی که همراه با مخارج مالی باشد، تبذیر است که گناه دیگری خواهد بود؛ لذا بعضی لغت شناسان و مفسران آن را به خوردن مال حرام،[6] تجاوز از حلال به حرام[7] و انفاق در راه گناه تفسیر نموده اند.[8] همچنین مرحوم نراقی از علامه حلی نقل می کند که علمای اسلام اتفاق دارند که مصرف مال در راه گناه، اسراف و حرام است.[9]
۲. تجاوز از حکم عقل
این در مواردی است که عقل بر قبح صرف مال در آنها حکم کند، مانند انفاق به کسی که استحقاق آن را ندارد، نیز اتلاف ثروت یا خرج آن در موارد نا درست و بی فایده که حاکی از نا رسایی عقلی و ضعف اندیشه مرتکب این عمل است؛ از این رو گروهی از لغویان، «سرف» را به غفلت و جهل و خطا معنا نموده اند.[10]
همچنین مرحوم طبرسی که از بزرگان اهل تفسیر است. در توضیح آیه شریفه «کلوا و اشربوا ولا تسرفوا» نوشته است: هر انفاق و صرف مالی که عقلاء آن را قبیح شمرند و بر صاحبش ضرر وارد آورد. اسراف و حرام است.[11]
بر این اساس، حکم عقل در تشخیص موارد لازم انفاق از غیر آن، معتبر و محترم است و تجاوز از آن مصداق اسراف خواهد بود.
3. تجاوز از عرف جامعه
در مواردی هم، عرف اجتماعی عامل تعیین کننده «حد» باب اسراف و تبذیر است. به عنوان مثال صرف مال در راه مصالح شخصی و زن و فرزند یا انفاق آن برای مصالح دیگران، هر کدام محدود به حدی است که عرف جامعه آن را بر اساس اوضاع اقتصادی هر زمان و بر پایه وضعیت مالی و موقعیت اقتصادی و اجتماعی هر شخصی تعیین می نماید و همان گونه که تفریط در آن مصداق بخل است، اگر موجب از بین بردن حق واجبی شود حرام و معصیت است. تجاوز از آن نیز به معنای خروج از حد اعتدال و ورود به جرگه مسرفین خواهد بود.[12] در این زمینه «طریحی» می نویسد:
گفته شده، اسراف تجاوز از حد در مصرف چیزهای حلال است و «اصبغ بن نباته» از امیرالمؤمنین (ع) نقل کرده که شخص مسرف سه نشانه دارد: می خورد آنچه برای او نیست، می خرد آنچه برای او نیست و می پوشد آنچه برای او نیست. معنای حدیث این است: می خورد و خریداری می کند و می پوشد آنچه را بالا تر از شأن اوست.[13]
همچنین مرحوم طبرسی می نویسد: مقصود از نهی از اسراف این است که از حد میانه و اعتدال در مصرف مال خارج نشوید.[14] چنان که زمخشری در تفسیر خود می گوید: اسراف به معنای تجاوز از حد در انفاق است.[15]
اسراف و تبذیر در قرآن
در قرآن کریم واژه اسراف با مشتقات آن به طور مکرر به کار رفته است. آیاتی مانند:
الف) «كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛[16] این گونه برای تجاوزگران آنچه عمل می کردند، زینت داده شده است.»
ب) «وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ؛[17] فرمان تجاوز کنندگان را پیروی نکنید.»
ج) «إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ؛[18] خداوند تجاوزگر دروغگو را هدایت نمی کند.»
د) «وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ؛[19] و به تحقیق فرعون در آن سرزمین برتری طلبید و مسلماً از تجاوز پیشگان بود.»
در این آیات مقصود از «اسراف» جنبه های اخلاقی، عقیدتی و تجاوز از حدود الهی است؛ اگر چه امور مالی را نیز شامل می شود.
ولی آیاتی هم هستند که اسراف و تبذیر در آنها تنها ظهور در جنبه های اقتصادی دارد، مانند:
الف) «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا* إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا؛[20] حق خویشان، نیازمندان و در راه ماندگان را بپرداز و تبذیر نکن؛ زیرا تبذیر کنندگان برادران شیطان هایند و شیطان به پروردگار خویش بسیار کفر ورزنده است.»
لازم به ذکر است که واژه «تبذیر» تنها واژه اقتصادی است که در قرآن کریم فقط در همین دو آیه از سوره اسراء به کار رفته است. شاید در قرآن کریم کمتر موردی بتوان پیدا کرد که این گونه با لحن تند و شدید از عملی – همانند آن چه که در این آیه شریفه در مورد تبذیر آمده- نهی شده باشد.
ب) «وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ؛[21] وقت برداشت محصول حقی را که بدان تعلق گرفته بپردازید و اسراف نکنید، همانا خداوند اسراف گران را دوست ندارد.»
ج) «يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ؛[22] ای فرزندان آدم، وقت ورود به هر مسجدی بهترین آرایش را برگیرید. بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید، همانا خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد.»
همان طور که از محتوای آیات ذکر شده بر می آید نهی از اسراف در این آیات جنبه اقتصادی دارد.
اسراف و تبذیر در روایات
حضرت امام صادق (ع) به شخصی که شرفیاب محضرش شده بود، فرمود: «از خدا پروا کن و اسراف مکن. سخت گیری هم منما و راه میانه و اعتدال را بپیما. به تحقیق تبذیر از اسراف است و خداوند فرموده است، تبذیر نکنید.»[23]
حدیث دیگری از امام صادق (ع) روایت شده که می فرماید: دعای چهار گروه مستجاب نمی شود. یکی از آنها کسی است که مالی داشته باشد و آن را ضایع نماید و سپس از خداوند درخواست کند به او روزی عنایت کند؛ خداوند نیز در جواب می فرماید: آیا به تو دستور میانه روی و اعتدال در مصرف نداده بودم؟![24]
در نامه ای که امام عسکری (ع) برای یکی از شیعیان نوشت، او را به توانگری بشارت داده، چنین توصیه فرمود: «بر تو باد به میانه روی و اقتصاد و بر حذر باش از اسراف؛ زیرا این عمل از کارهای شیطان است».[25]
همچنین حضرت صادق (ع) در روایتی فرمود: خداوند میانه روی را دوست و زیاده روی را دشمن می دارد، حتی اگر دور انداختن هسته خرما باشد؛ زیرا می توان از آن بهره برد، نیز دور ریختن زیادی آب آشامیدنی (از اسراف است).[26]
امام علی (ع) در مورد اسراف و تبذیر می فرماید: «ما فوق الکفاف اسراف»؛[27] بالاتر از حد کفایت (نیاز) اسراف است.
همچنین فرموده است: «ویح لمسرف ما ابعده عن صلاح نفسه و استدراک امره»؛[28] چه دور است اسراف کننده از تدارک ضرر کار خود و از آنچه صلاح نفس او در آن است.
باز می فرماید: «سبب الفقر الاسراف»؛[29] سبب فقر و گرسنگی (جامعه) اسراف است.
حضرت امیر (ع) در جای دیگر می فرماید: «ذرالسرف فان المسرف لا يحمد جوده ولا يرحم فقره؛[30] اسراف را واگذار؛ زیرا جود و بخشش اسرافکار ستایش نمی شود و اگر به سبب اسراف فقیر گردد قابل ترحم نمی باشد.»
حضرت امام سجاد (ع) در یکی از بخش های دعای شریف مکارم الاخلاق، می فرماید: «پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست و مرا از ارتکاب اسراف باز دار و روزی مرا از تلف شدن حفظ فرما.»[31]
اسراف عامل اخلال در شئون اقتصادی و اجتماعی
اسراف و تبذیر پدیده ای است که می تواند جامعه را به تباهی بکشاند.
منشاء طغیان به وسیله ثروت، آن است که ثروتمند نمی داند که رکن حیات مادی انسان ها کار و کالایی است که به وجود می آورند تا به وسیله آنها زندگی خود را تامین نمایند، یا می داند ولی قدرت طلبی او نمی گذارد تا مصالح دیگران را نیز منظور نماید. در نتیجه مال و ثروت را در مسیری به کار می بندد که جز اخلال به عدالت اجتماعی ثمره ای نخواهد داشت.
در قرآن مجید آمده است: «وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا؛ و چه بسیار شهر ها که هلاکش کردیم، {زیرا} زندگی خوش آنها را سرمست کرده بود.»
نتیجه گیری
اسراف و تبذیر در آیات متعددی از قرآن مطرح شده که هم شامل جنبه های اعتقادی و اخلاقی است، هم شامل تجاوز به حدود الهی و ارتکاب معاصی، و هم شامل جنبه های اقتصادی. اسراف و تبذیر در روایات زیادی نیز مورد نهی قرار گرفته است؛ حتی کمترین مقدار ممکن آن. آثاری نیز بر آن مرتب شده است هم چون فقر، ناخشنودی و دشمنی با خداوند، بیشترین ضرر و خروج از صلاح و خیر؛ همچنین اسراف و تبذیر جامعه را به اخلال و در نهایت به نابودی می کشاند. چنان که قرآن کریم هم بدان اشاره فرموده است.
پی نوشت ها
[1] . راغب اصفهانی، المفردات، ص230 (ریشه سرف).
[2] . سوره اعراف، آیه 31.
[3] . راغب اصفهانی، المفردات، ص40 (ریشه بذر)؛ هم چنین ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ج4، ص50 (ریشه بذر).
[4] . عطایی، اسراف و تبذير در قرآن و سنت.
[5] . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج9، ص46.
[6] . طریحی، مجمع البحرین، ریشه سرف.
[7] . طبرسی، مجمع البیان، ج۴، ص244، ذیل آیه ۳۱ سوره اعراف.
[8] . مقدس اردبیلی، زبدة البيان في أحكام القرآن، ص409.
[9] . نراقی، عوائد الأیام، ص625.
[10] . جوهری، صحاح، ج4، ص1373 (ریشه سرف)؛ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج3، ص153 (ریشه سرف).
[11] . طبرسی، مجمع البیان، ج۴، ص245، ذیل آیه ۳۱ سوره اعراف.
[12] . موسوی کاشمری، پژوهشی در اسراف.
[13] . طریحی، مجمع البحرین، ریشه سرف.
[14] . طبرسی، مجمع البیان، ج۴، ص244، ذیل آیه ۳۱ سوره اعراف.
[15] . زمخشری، کشاف، ج۳، ص۲۹۲.
[16] . سوره یونس، آیه 12.
[17] . سوره شعراء، آیه 151.
[18] . سوره غافر، آیه 28.
[19] . سوره یونس، آیه 83.
[20] . سوره اسراء، آیات 26 و 27.
[21] . سوره انعام، آیه 141.
[22] . سوره اعراف، آیه 31.
[23] . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج9، ص46.
[24] . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج7، ص124 (باب 50 از ابواب دعاء، حدیث و ج21، ص556 (باب 27 از ابواب نفقات، حدیث 4).
[25] . قمی، سفینة البحار، ج4، ص133.
[26] . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج21، ص551 ( باب 25 از ابواب نفقات، حدیث 2).
[27] . تمیمی آمدی، غرر الحکم، حدیث 8117.
[28] . تمیمی آمدی، غرر الحکم، حدیث 8132.
[29] . تمیمی آمدی، غرر الحکم، حدیث 8128.
[30] . تمیمی آمدی، غرر الحکم، حدیث 8125.
[31] . امام زین العابدین (ع)، صحیفه سجادیة، دعای بیستم، ص100.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن فارس، ابو الحسین أحمد، معجم مقائيس اللغة، قم، منشورات مكتب التبليغ الإسلامي التابع للحوزة العلمية، 1404 ق.
- إمام زین العابدین (ع)، صحیفة سجادیة، مترجمان: غرویان، محسن و ابراهیمی فر، عبدالجواد؛ قم، نشر الهادی، 1378 ش.
- تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم، انتخاب احاديث و ترجمه محسن موسوي، قم: دارالحديث، ۱۳۸۳ ش.
- الجوهري، أبونصر إسماعيل بن حماد الجوهري الفارابي (متوفى: 393ق)، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربية، تحقیق: عطا، احمد عبدالغفور، بیروت، دار العلم للملايين، 1407 ق.
- حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشيعه الی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسة آل البیت (ع)، 1409 ق.
- الراغب الأصفهاني، حسين بن محمد بن مفضل، المفردات في غريب القرآن، دفتر نشر الکتاب، 1404 ق.
- زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی، 1407 ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، 1995 م.
- طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تهران، بعثت، 1408 ق.
- عطائی، محمد رضا، اسراف و تبذیر در قرآن و سنت، مجله مشکوة، مشهد، شماره 54 و 55، بهار و تابستان 1376 ش، ص 193- 213.
- قمی، عباس، سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار مع تطبیق النصوص الواردة فیها علی بحار الأنوار، قم، نشر اسوه، 1374 ش.
- مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البيان في أحكام القرآن، تهران، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية 1368 ش.
- موسوی کاشمری، سید مهدی، پژوهشی در اسراف، قم، بوستان کتاب، 1391 ش.
- نراقی، أحمد بن محمد مهدی، عوائد الأيام في بيان قواعد الأحكام، قم، نشر بوستان کتاب (دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، 1375 ش.
منبع مقاله | با اقتباس از:
سیاحت اسفندیاری، عابدین، اخلاق کاربردی با تاکید بر نهج البلاغه، قم، انتشارات قسیم.