ارزش اخلاق از اموری است که در دین اسلام به آن توجه اکید شده است. در احادیث معصومان (علیهم السلام) از ارزش اخلاق و آثار مثبت آن در جامعه بسیار سخن گفته شده است.
علم اخلاق از علومی است که از ارزش اخلاق خوب و مفاسد اخلاق بد بحث می کند. علم اخلاق در کنار علم فقه و کلام از علوم اصلی دین اسلام به شمار می آید. در دین اسلام اخلاق همان تربیت انسان است که با عمل به موازین اخلاقی قابل تحقق است.
کسی که اخلاق سالم نداشته باشد در جامعه، هم برای خودش و هم برای دیگران درد سرساز است و زندگی مشقت باری برای خود رقم می زند. ارزش اخلاق زمانی قابل درک می گردد که حوادث و پدیدهای خوب و بد اجتماعی با دقت سنجیده شود.
ارزش اخلاق از دیدگاه قرآن
از دیدگاه دین اسلام ارزش اخلاق از اهمیت حیاتی برخوردار است و به همین دلیل در قرآن کریم تزکیه انسان در کنار تعلیم یکی از فلسفه بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) قلمداد شده است. خداوند می فرماید:
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَكِّیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبین؛[1] خداوند بر مومنان منت نهاد [نعمت بزرگى بخشید] هنگامى كه در میان آن ها، پیامبرى از خودشان برانگیخت؛ كه آیات او را بر آن ها بخواند، و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهى آشكارى بودند».
خداوند متعال در این آیه شریفه تزکیه انسان ها را جزئی از اهداف رسالت پیامبر اسلام قرار داده است.
خداوند از نوع بشر، نه از جنس فرشتگان و مانند آن ها پیامبری را برای تعلیم و تزکیه آنان فرستاد تا احتیاجات و نیازمندى هاى بشر را دقیقا درك كنند و دردها و مشكلات و مصائب و مسائل زندگى آن ها را لمس نمایند و با توجه به آن به تربیت آن ها اقدام كنند.
به علاوه مهم ترین قسمت برنامه تربیتى انبیا تبلیغات عملى آن ها است به این معنى كه اعمال آن ها بهترین سرمشق و وسیله تربیت است زیرا با «زبان عمل» بهتر از هر زبانى می توان تبلیغ كرد و این در صورتى امكان پذیر است كه تبلیغ كننده از جنس تبلیغ شونده باشد با همان خصائص جسمى و با همان غرائز و ساختمان روحى.
اگر پیامبران مثلا از جنس فرشتگان بودند این سوال براى مردم باقى مى ماند كه اگر آن ها گناه نمى كنند آیا به خاطر این نیست كه شهوت و غضب و نیازها و غرائز گوناگون بشرى ندارند و به این ترتیب برنامه تبلیغات عملى آن ها تعطیل مى شد. لذا پیامبران از جنس بشر انتخاب شدند با همان نیازها و غرائز تا بتوانند سرمشقى براى همگان باشند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سه برنامه مهم را در باره آن ها اجرا مى كند نخست خواندن آیات پروردگار بر آن ها و آشنا ساختن گوش ها و افكار با این آیات، و دیگر تعلیم، یعنى وارد ساختن این حقایق در درون جان آن ها و به دنبال آن، تزكیه نفوس و تربیت ملكات اخلاقى و انسانى، اما از آن جا كه هدف اصلى و نهایى تربیت است، در آیه، قبل از تعلیم ذكر شده است در حالى كه از نظر تربیت طبیعى، تعلیم بر تربیت مقدم است.[2]
هدف بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بیانگر ارزش اخلاق
حدیثی که از پیامبر اسلام نقل شده ارزش اخلاق را به خوبی بیان می کند. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ».[3] یعنی به راستی که من برای به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده ام.
پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هدف نبوت و نهضت خود را در این جمله خلاصه كرده است. یعنی آن حضرت برای اخلاق نیک برانگیخته شده است؛ زیرا ایمان و عقیده در مغزى پدید می گردد و پایدار می ماند كه اخلاق پاك او را آماده كرده باشد. از صدر اسلام دسته اى از دانشمندان بزرگ متوجه این اصل شدند و براى تهذیب اخلاق جامعه فداكاری ها نمودند و قدم هاى موثرى برداشتند.
سرچشمه نهضت عالم گیر اسلام همان اخلاق پاك مردان چندى بود كه تربیت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آن ها را به جامعه تحویل داد. وقتى رویه اصحاب گرامى پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را چون سلمان و ابو ذر و عمار ملاحظه كنى می بینى راستى، عفت، زهد، فداكارى، از خود گذشتگى، خدمت به خلق، شهامت، شجاعت، عدالت كه اصول اخلاق عالیه انسانى است از گفتار و كردار آن ها فرو می بارد. [4]
در قرآن کریم و روایات معصومین دستورات اخلاقی زیادی وجود دارد که بیانگر ارزش اخلاق هستند. در این نوشته چند حدیثی از امام علی (علیه السلام) نقل شده است که با بیان اخلاق پسندیده و ناپسند و راهکارهای اخلاقی، ارزش اخلاق در دین اسلام از آن ها به دست می آید.
آثار سوء ضد ارزش ها
وَ قَالَ (علیه السلام) : أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ وَ رَضِی بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ وَ هَانَتْ عَلَیهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیهَا لِسَانَهُ ؛
آن كه طمع را شعار خود گرداند خود را ُخرد نمایاند، و آن كه راز سختى خویش بر هر كس گشود، خویشتن را خوار نمود و آن كه زبانش را بر خود فرمانروا ساخت خود را از بها بینداخت.
امام (علیه السلام) در این جملات با بیان آثار سوء اخلاق ناپسند ارزش اخلاق نیک را منعکس نموده است.
بخل و تهی دستی
وَ قَالَ (علیه السلام) : الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ وَ الْفَقْرُ یخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِهِ ؛
«بخل» ننك است و «ترس» نقصان، و «فقر» شخص زيرك را از بيان دليلش گنك مى سازد. و شخصى كه فقير است در شهرش نيز غريب است.
عجز، صبر و پرهیزگاری
وَ قَالَ (علیه السلام) : الْعَجْزُ آفَةٌ وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ وَ نِعْمَ الْقَرِینُ الرِّضَى؛
«ناتوانى» آفت است. و «شكيبائى» شجاعت و «زهد» ثروت و «تقوى» سپر و بهترين همنشين، رضايت و خشنودى است.
دانش و ادب
وَ قَالَ (علیه السلام) : الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ كَرِیمَةٌ وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ وَ الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِیةٌ ؛
«علم» ميراث گران بهائى است و «آداب» لباس فاخر و زينتى است و «فكر» آئينه اى است صاف.
خرد، خوشرویی و شکیبایی
وَ قَالَ (علیه السلام) : صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُیوبِ. وَ رُوِی أَنَّهُ قَالَ فِی الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَیضاً: الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ الْعُیوبِ وَ مَنْ رَضِی عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَیهِ ؛
«سينه شخص عاقل» صندوق اسرار او است، و «خوشرویى» دام محبت است و «تحمل ناراحتى ها» قبر عيوب است. و نقل شده كه در اين باره نيز چنين فرموده است: سوال و پرسش وسيله پوشاندن عيب ها است. و آن كس كه از خود راضى باشد خشمگين بر او زياد خواهد بود.
صدقه و کردار بندگان
وَ قَالَ (علیه السلام) : الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِی عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْینِهِمْ فِی آجَالِهِمْ؛
«صدقه» و كمك به نيازمندان داروى مؤثرى است. و اعمال بندگان در اين دنيا نصب العين آنها در آخرت خواهد بود.[5]
ترس، شرم و فرصت
وَ قَالَ (علیه السلام): قُرِنَتِ الْهَیبَةُ بِالْخَیبَةِ وَ الْحَیاءُ بِالْحِرْمَانِ وَ الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیرِ؛
ترس با ياس مقرون شده، و كم روئى با محروميت، و فرصتها مى گذرد همچون عبور ابرها، بنا بر اين فرصت هاى نيك را غنيمت بشماريد.[6]
عقل، فقر و ادب
وَ قَالَ (علیه السلام): لَا غِنَى كَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ كَالْجَهْلِ وَ لَا مِیرَاثَ كَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِیرَ كَالْمُشَاوَرَةِ؛
هیچ بى نیازى چون خرد نیست، و هیچ درویشى چون نادانى و هیچ میراث چون فرهیخته بودن و هیچ پشتیبان چون مشورت نمودن نیست
بخشندگی
وَ قَالَ (علیه السلام) : كُنْ سَمْحاً وَ لَا تَكُنْ مُبَذِّراً وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَكُنْ مُقَتِّراً ؛
بخشنده باش نه با تبذیر و اندازه نگهدار و بر خود سخت مگیر.[7]
درندگی زبان
وَ قَالَ (علیه السلام ) : اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّی عَنْهُ عَقَرَ ؛
زبان درنده اى است، اگر واگذارندش بگزد.
انواع صبر
وَ قَالَ (علیه السلام) : الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِبُّ؛[8]
شكیبایى دو گونه است: شكیبایى بر آنچه خوش نمى شمارى و شكیبایى از آنچه آن را دوست مى دارى.
در این احادیث امام علی (علیه السلام) در کنار اخلاق های ضد ارزشی، ارزش اخلاق پسندیده و لازم در زندگی سالم بیان گردیده است.
جمع بندی
از احادیث و مطالب فوق بدست می آید که اخلاق در دین اسلام به لحاظ ارزش، از جایگاه خاصی برخوردار است. از نظر دین اسلام و طبق سخن امام علی (علیه السلام) مسئله اخلاق بسیار سرنوشت ساز است.
از این رو، بر همه مسلمانان به خصوص شیعیان لازم است که در رساندن معارف اهل بیت (علیهم السلام) به مردم کوشا باشند تا بر طبق آن ها عمل نموده و خودشان را در معرض تربیت قرار دهند و بدین طریق بسیاری از مشکلات دنیوی و اخروی شان مرتفع گردد.
گردآوری: حمیدالله رفیعی
پی نوشت ها
[1] . سوره آل عمران، آیه 164.
[2] . تفسیر نمونه، ج3، ص 159.
[3] . مكارم الأخلاق، ص 8.
[4] . خصال شیخ صدوق(ترجمه كمره اى)، ج1، ص 13.
[5] . ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه، ج 3، ص 212.
[6]. ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهجالبلاغه، ج 3.
[7] . نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص366.
[8] . نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص370.
منابع
1. قرآن کریم.
2. ابن بابویه، محمد بن على، خصال شیخ صدوق(ترجمه كمرهاى)، تهران، كتابچى ، چ8، 1377 ش.
3. سید رضی، ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهجالبلاغه، مترجم: محمد رضا آشتيانى – محمد جعفر امامى (زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی)، چ1، بی تا
4. سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چ2، 1370ش.
5. طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق، قم، الشریف الرضى، چ4، 1412 ق / 1370 ش.
6. مكارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامیة ، چ 10، 1371ش.