معراج پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) یکی از پدیده های خارق العاده ای است که قبل از هجرت در مکه به وقوع پیوسته است. این سفر که به معراج معروف است از مکه به سمت بیت المقدس آغاز گردیده و از بیت المقدس به آسمان منتهی شده است.
از مکه تا بیت المقدس
آیت الله العظمی سبحانی سفر معراج پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را به صورت مختصر در کتاب فروغ ابدیت نقل نموده اند که در این نوشتار منعکس می شود:
تاريكى شب افق را فراگرفته بود و خاموشى در تمام نقاط حكم مى كرد. هنگام آن رسيده بود كه جانداران در خوابگاه هاى خود به استراحت بپردازند و براى مدت محدودى، چشم از مظاهر طبيعت بپوشند و براى فعاليت روزانه ی خود تجديد قوا كنند.
پيامبر بزرگ اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نيز از اين ناموس طبيعى مستثنى نبود. او می خواست پس از اداى فريضه به استراحت بپردازد، ولى يك مرتبه صداى آشنايى به گوشش رسيد، آن صدا از جبرئيل، امين وحى بود كه به حضرت عرضه داشت:
امشب سفر دور و درازى در پيش دارى و من نيز با تو همراهم تا نقاط مختلف گيتى را با مركب فضاپيمايى به نام «براق» بپيماييد.
پيامبر گرامى (صلی الله علیه و آله و سلم) سفر با شكوه خود را از خانه ی ام هانى آغاز كرد و با همان مركب به سوى بيت المقدس که در حال حاضر در كشور فلسطین واقع است و آن را مسجد الاقصى نيز مى نامند، روانه شد و در مدت بسيار كوتاهى در آن نقطه پايين آمد و از نقاط مختلف مسجد و «بيت اللحم» كه زادگاه حضرت مسيح (صلی الله علیه و آله و سلم) است و منازل انبيا و آثار و جايگاهشان ديدن كرد و در برخى از منازل دو ركعت نماز گزارد.
از بیت القدس تا آسمان
سپس قسمت دوم از برنامه سفر آسمانی خود را آغاز فرمود. از همان نقطه به سوى آسمان ها پرواز كرد؛ ستارگان و نظام جهان بالا را ديد و با ارواح پيامبران و فرشتگان آسمانى سخن گفت و از مراكز رحمت و عذاب (بهشت و دوزخ) بازديد كرد؛
درجات بهشتيان و اشباح دوزخيان را از نزديك ديد و در نتيجه از رموز هستى و اسرار جهان آفرينش و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بى پايان خدا كاملاً آگاه شد.
سپس به سير خود ادامه داد و به «سدرة المنتهى»[1] رسيد و آن را سراپا پوشيده از شكوه و جلال و عظمت ديد. در اين هنگام برنامه وى پايان يافت.
بازگشت از معراج
وى مامور شد از همان راهى كه پرواز كرده بود برگردد. در مراجعت نيز در بيت المقدس فرود آمد و راه مكه و وطن خود را پيش گرفت و در بين راه به كاروان بازرگانى از قريش برخورد کرد، در حالى كه آنان شترى را گم كرده بودند و به دنبال آن مى گشتند و از آبى كه در ميان ظرف آنها بود قدرى خورد و باقیمانده آن را به روى زمين ريخت و بنا به روايتى سرپوشى روى آن گذاشت.
او از مركب فضاپيماى خود در خانه ام هانى پيش از طلوع فجر پايين آمد و براى اولين بار، راز خود را به وى گفت و در روز همان شب، در مجامع و محافل قريش پرده از راز خود برداشت.
داستان معراج و سير شگفت انگيز او كه در فكر قريش امر ممتنع و محالى بود، در تمام مراكز منتشر شد و سران قريش را بيش از همه عصبانى كرد.
تکذیب معراج پیامبر توسط قریش
قريش به عادت ديرينه خود معراج او را نپذیرفته و به تكذيب او برخاستند و گفتند: «در مكه كسانى هستند كه بيت المقدس را ديده اند؛ اگر راست مى گويى، كيفيت ساختمان آنجا را تشريح كن.»
پيامبر نه تنها خصوصيات ساختمان بيت المقدس را تشريح كرد، بلكه حوادثى را كه در ميان مكه و بيت المقدس رخ داده بود، بازگو نمود:
«در ميان راه به كاروان فلان قبيله برخورد نمودم و شترى از آنها گم شده بود و در ميان اثاث آنان ظرفى پر از آب بود و من از آن نوشيدم و سپس آن را پوشانيدم[2] و در نقطه اى به گروهى برخوردم كه شترى از آنها رميده و دست آن شكسته بود.»
قريش گفتند: «از كاروان قريش خبر ده، گفت آنها را در «تنعيم» (مکانی در ابتدای حرم) ديدم و شتر خاكسترى رنگى در پيشاپيش آنان حركت مى كرد و كجاوه اى روى آن بود و اكنون وارد شهر مكه مى شوند.»
قريش از اين خبرهاى قطعى سخت عصبانى شدند و گفتند: «اكنون صدق و كذب گفتارش براى ما معلوم مى شود.» چيزى نگذشت، طلايه كاروان وارد شهر شد و «ابو سفيان» و مسافران جزئيات گزارشهاى آن حضرت را تصديق كردند. آنچه گفته شد، اجمال و اختصارى از كتابهاى تفسير و حديث است.[3]
نتیجه گیری
معراج پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) یک امر قطعی و مسلم است هرچند وقوع آن از نظر مردم و افکار عمومی جامعه ناممکن بوده است.
به اعتقاد ما سخنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به دلیل برخورداری ایشان از مقام نبوت و عصمت، هرگز خلاف واقع نمی باشد. هر چند مشرکان سخنان آن حضرت را تکذیب کردند ولی شواهد و دلایلی را که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) برای آنان نقل نمود، قابل تکذیب و انکار نبود لذا آنان که در دل نور فطرت داشتند سخنان حضرت را پذیرفته و به او ایمان آورند.
پی نوشت ها
[1]. براى توضيح معناى «سدره المنتهى» به تفاسير مراجعه شود.
[2]. بنا به نقل برخى: «باقيمانده آن را ريختم» ممكن است نقل بر اثر تعدد عمل شود.
[3]. سبحانی تبریزی، جعفر، فروغ ابدیت، صفحه: ۳۶۸، قم، بوستان کتاب، چ21، 1385 ش.
منبع
سبحانی تبریزی، جعفر؛ فروغ ابدیت؛ ص۳۶۸؛ قم؛ بوستان کتاب؛ چ21؛ 1385 ش