چگونگی پیدایش فرقه های اسلامی

2022-04-18

281 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

اشاره:

مسلمانان به ویژه در عصر حاضر گرفتار عذابی شده اند که از فرقه گرایی آنها نشأت می گیرد. امروز هر مسلمانی به یکی ار فرقه های اسلام که خود به وجود آورده اند منسوب است. با وجود این که دین اسلام و کتاب آسمانی آن کی بیش نیست ولی با کمال تأسف مسلمانان راه های مختلفی را به عنوان اسلام پذیرفته اند. این نوشته  بر آن است که چگونگی به وجود آمدن فرقه های اسلامی را بیان نماید.

مسئله‌ای كه در اینجا قابل توجه است اینست كه دین اسلام چیزی است و مسلمانان و كسانی كه پیرو این دین هستند چیز دیگری است. اسلام در حفاظت خودش هیچ نیازی به بشر ندارد چون اولاً خداوند خودش حافظ دین خودش می‌باشد و در قرآن كریم می‌فرماید: «ما قرآن را نازل كردیم و ما به طور قطع نگهدار آنیم»(1) و ثانیاً دین اسلام دارای عظمت و اتقان محكم است كه جمیع دستورات و گزاره‌های مندرج در این دین مطابق با مقتضیات فطرت انسانی و قالب‌های محكم عقلی اعم از عقل نظری و عملی بوده و برای تكامل جامعه‌ بشری در جهات مختلف معنوی و مادی مثل اداره نظام اجتماعی و معیشتی و اقتصادی بدون هیچ عیب و نقصی نازل گردیده است.. خداوند متعال در این رابطه می‌فرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ؛پس روی خود را متوجه دین خالص پروردگار كن، این فطرتی است كه خداوند انسان را بر آن آفریده، دگرگونی در آفرینش الهی نیست اینست آیین استوار ولی اكثر مردم نمی‌دانند».(2)

با اینكه دین اسلام خودش غیر قابل تجزیه است و قابلیت هیچگونه تغییری را ندارد لكن در عین حال مسلمانان خود شان را به فرقه های مختلفی متفرق نموده اند. و این اختلافات بین آنها و ایجاد فرقه‌های مختلف ومتضاد هیچ ضرری به دین نزده و از عظمت آن نمی‌كاهد بلكه خود آنها هستند كه از این اختلافات و تفرقه متضرر می‌شوند و عزّت و شرافت‌شان پایمال شده و از نعمت‌های معنوی و مادّی كه مایه سربلندی و سعادت دنیوی و اخروی می‌باشد محروم می‌گردند. امروز همین اختلافات اعتقادی، فقهی و سیاسی یا قومی و جغرافیایی و امثال اینهاست كه عزّت و عظمت و شرافت مسلمین را زیر سؤال برده و استكبار جهانی به سركردگی آمریكا و اسرائیل با بی‌شرمی تمام بر مقدرات آنها مسلّط گشته و مسائل و امور مسلمین را به دلخواه خودشان حلّ و فصل می‌كنند. كجاست آن عزّتی كه خداوند برای مؤمنین اختصاص داده و می‌فرماید:‌ « عزّت مخصوص خداوند و رسول او و مؤمنین است»(3) چرا سران كشورهای اسلامی در برابر سران كفر و استكبار خوار و ذلیل‌اند ولی در بین خودشان رفتار مستكبرانه و ظالمانه دارند؟ همه این بدبختی‌ها و گرفتاری‌های مسلمین معلول عدم اتحاد و عدم تمسك به حبل محكم خداوند می‌باشد. امروز نتایج تلخ اختلافات اعتقادی، و فقهی و سیاسی و در كنار آنها وجود مرزهای جغرافیایی توأم با تعصب‌های خشك و تبعیض و توهین‌های ناروا و نهایتاً كشتار و خونریزی‌های وحشتناك را فرد فرد مسلمین با جان دل احساس می‌كنند و آن را بر خلاف میل‌شان می‌چشند. پس توجه را به این مطلب معطوف نموده وعوامل اختلاف و تفرقه را بررسی می‌كنیم:

آنچه مسلم است این است كه در زمان حیات پیامبر خدا (صلی‌الله علیه و آله) هیچ اختلافی در قالب‌های فرقه و گروه‌های كلامی، فقهی و سیاسی به طور علنی در بین مسلمین وجود نداشته است، اما این دلیل بر این نمی‌شود كه همه مسلمین به نحو موجبه كلیه در باطن‌شان نیز دارای وحدت كلمه بوده‌اند. ولی در عین حال تنها كسی از میان مسلمین عمر بود كه در موارد متعددی مخالفت و اعتراض خود را در برابر حضرت رسول اكرم (صلی‌الله علیه و آله) ابراز داشته است.

به عنوان مثال عمر نسبت به صلح حدیبیه كه بین پیامبر و مسلمین از یك طرف و بین كفار و مشركین از طرف دیگر منعقد گردید اعتراض خود را ابراز داشته است و نیز در مسئله حج تمتع با پیامبر اسلام جدال و منازعه می‌كند.(4) و راه مخالفت را در پیش می‌گیرد. و آخرین مشاجره و نزاع عمر با پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) در روز وفات آن حضرت بود كه دوات و قلم خواست تا چیزی بنویسد كه امتش بعد از رحلت او گمراه نشود ولی عمر به صراحت مخالفت می‌كند و می‌گوید: «تب و درد بر پیامبر غلبه كرده است ما نیازی به نامه او نداریم همین كتاب خدا برای ما كافی است».(5)

عبدالوهاب عبداللطیف در مقدمه صواعق المحرقه از شرح مواقف، كلامی را چنین نقل می‌كند: «این نزاع بین پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و عمر و عده‌ای دیگری كه آنجا بوده‌اند نزاعی بود كه مربوط می‌شود به مسئله امامت و منصب خلافت»(6)

پس ریشه‌های اختلاف و تفرقه‌ در زمان حیات پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) وجود داشته منتهی بعضی‌ها مثل عمر در بعضی از موارد آنرا بروز داده است ولی چه بسا افرادی بوده‌اند كه نظرات مخالف خود را در باطن نگه داشته و منتظر رحلت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) بوده‌اند.

اما عوامل اختلاف و تفرقه بنابر آنچه كه آیت الله سبحانی در كتاب ملل و نحل شمرده است شش عامل است(7) و ممكن است علت‌های دیگری هم وجود داشته باشد و ما به طور اجمال به این عوامل شش گانه اشاره می‌كنیم:

1 . عامل اول موضع‌گیری‌های حزبی و تعصبات قبیله‌ای است، این عامل كه از ریاست‌طلبی و قدرت‌طلبی نشأت می‌گیرد اولین عاملی بود كه در روز وفات پیامبر خدا موجب اختلاف بین انصار و مهاجرین گردید و باعث شد كه سران مهاجرین و انصار پیامبر را در حال احتضار رها كنند و در سقیفه بنی ساعده برای تصاحب ریاست مسلمین به نزاع و مشاجره‌های جاهلی و قبیله‌ای بپردازند.

2 . عامل دوم بدفهمی و لجاجت در شناخت حقایق است، این عامل نیز در صدر اسلام باعث تفرقه در بین مسلمین گردید كه فرقه خوارج و فرقه مرجئه زائیده همین عامل می‌باشند.

3 . عامل سوم منع كتابت حدیث نبوی منع و بیان آن در میان مردم توسط عمر و ابوبكر و استمرار آن تا زمان منصور عباسی است، و روشن است كه وقتی كلام پیامبر كه مكمل قرآن است بیش از یك قرن نوشتن و گفتگو به آن ممنوع شود منشأ چه تحریفاتی در زمینه‌های سیاست، طرح فضائل و مطاعن اصحاب و نیز مسائل اعتقادی و فقهی می‌شود.

4 . باز شدن راه از برای عقاید خرافی احبار و رهبان در متون و فرهنگ اسلامی با این عامل خصوصاً یهودیان معاند توانستند كه عقاید باطله گذشتگان را به نام حدیث نبوی در متون اسلامی جاسازی كنند و امروز اكثر اختلافات در صفات خداوند از این عامل نشأت می‌گیرد.

5 . تماس مسلمین با فرهنگ‌ها و تمدن‌های بیگانه مثل فرهنگ‌های یونان، روم، فارس، هند و غیره…

6 . عامل ششم كه اساسی‌ترین و اصلی‌ترین عامل در ایجاد تفرقه بین مسلمین ـ خصوصاً در ایجاد فرقه شیعه وسنی ـ است عبارت است از مسئله اجتهاد در مقابل نص. به عبارت دیگر دور شدن از عترت و اهل‌بیت رسول خدا و چسبیدن به آراء و اجتهادات شخصی بر پایه‌های جهل، تعصب، مال‌طلبی و جاه و ریاست‌طلبی و امثال این امور دنیوی، اصلی‌ترین عامل در بوجود آمدن شیعه و سنی‌ می‌باشد.

توضیح مختصر در این رابطه این است كه پیامبر اسلام برای هدایت امّتش برای اعصار بعد از خودش دو چیز گرانبها را به جا گذاشت یكی قرآن و دیگری عترت و اهل بیتش را و این مطلب با روایات متعدد توسط شیعه و سنی نقل شده است كه پیامبر اسلام فرمود: «من در بین شما دو چیز را گذاشتم اگر به آنها تمسك بجوئید هرگز بعد از من گمراه نخواهید شد و یكی از آن دو افضل از دیگر است، كتاب خدا و آن ریسمان كشیده شده از آسمان تا به زمین است، و دیگری اهل‌بیت و عترتم است آگاه باشید این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا اینكه در كنار حوض بر من وارد گردند»(8) و این روایت با كمی تفاوت در مستدرك بر صحیحین تألیف نیشابوری جزء سوم صفحه (148) و كتاب های دیگر اهل سنت نیز نقل شده است.

عترت و اهل‌بیت رسول الله (صلی‌الله علیه و آله) كسی جز ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ نمی‌تواند باشد، چون عترت رسول خدا كه متمم و مكمل قرآن كریم در هدایت بشر می‌باشد به فرموده خود رسول خدا باید تا روز قیامت با قرآن باشد و از آن جدا نشود و در كنار هم به هدایت مردم بپردازند پس تصور نشود كه مراد از اهل بیت زنان پیامبر یا اقاربی كه در زمان حیات رسول خدا با او می‌زیسته‌اند می‌باشد. بنابراین این مسلمین‌اند كه خودشان را از این نعمت بزرگ محروم كرده‌اند و به تبع آن از قرآن نیز نتوانسته‌ آنطوری كه باید استفاده بكنند و در نتیجه باید این وضعیتی كه امروز بر جامعه اسلامی مسلط است بوجود بیاید.

این عامل در طول تاریخ باعث ایجاد فرقه های متعددی هم در حوزه مذهب تشیع و هم درحوزه مذهب تسنن گردیده است و توسط پیروان هركدام به نقاط مختلف جهان در تناسب های متفاوت گسترش یافته اند.

پی نوشت:

  1. حجر، آیه 9.
  2. روم، آیه 30.
  3. منافقون، آیه 9.
  4. سبحانی، جعفر، ملل و نحل، 1:42، مركز مدیریت حوزه علمیه قم، دوم، 1410 ق.
  5. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، 3:91، بیروت، دار صعب، بی‌تا.
  6. هیثمی، احمد بن حجر، صواعق المحرقه ص (هـ) مكتبة القاهرة، بی‌تا.
  7. سبحانی، جعفر، ملل ونحل، 1:51، مركز مدیریت حوزه علمیه قم، دوم، 1410 ق.
  8. هندی، علاءالدین بن حسام، كنزالعمال، 1:381، بیروت، مؤسسة الرسالة پنجم، 1401 ق.

منبع: سایت اندیشه قم

بدون دیدگاه