پدیده تکفیر در میان پیروان دیگر ادیان

۱۴۰۱-۰۱-۲۱

270 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

اشاره:

در مذاهب فکری مانند بودیسم، شینتو، تائو، کنفوسیوس و امثال اینها از پدیده تکفیر در میان پیروان آنها گزارش نشده است چه اینکه در مکاتب فکری و اخلاقی پدیده تکفیر جایگاهی ندارد. همچنین در دین زردشت نیز از فرقه های تکفیری سخنی گفته نشده است. اما در میان پیروان ادیان یهودیت و مسیحیت فرقه های تکفیری وجود داشته است که به آنها پرداخته می شود.

تکفیر در میان پیروان دین یهود

یهودیت یکی از ادیان و شرایع وحیانی در جهان است که بیش از سه هزار سال از عمر آن می‌گذرد. یهودیت نیز مانند سایر أدیان دیگر با گذشت زمان و اختلاف روی مسأله رهبری و برخی آموزه‌های دینی به تدریج فرقه فرقه شده و دارای فرق متعدّد می باشد. از جمله این فرقه ها می توان به فرقه‌های فریسیان، صدوقیان، سامریان، إسنیان، قارئون و دونمه اشاره نمود که برخی از آنها به تدریج منقرض شده‌اند.[۱]

البته گاهی اختلاف ماهوی میان این فرقه ها بقدری زیاد است که یافتن هسته مشترک و هویت واحد دینی میان آنها را با سختی مواجه می‌سازد. به عنوان مثال  فرقه صدوقیان که یک فرقه یهودی است از اساس منکر قیامت و جاودانگی نفس و معاد بوده و قائل به جسمانیت خداوند هستند ولی در برابر آن، فرقه فریسیان قائل به قیامت و جاودانگی نفس آدمی بوده و هرگونه جسمانیت را برای خدا نفی می‌کنند.[۲]

این مسأله نشان دهنده توسعه و انبساط مفهوم یهودیت است که حتّی بلحاظ اصول کلّی و کلان اعتقادی میان فرقه های آن تفاوت فاحشی وجود دارد و بالطبع مسأله تکفیر در آن را کمرنگ می نماید. البته این به معنای فقدان نزاع و درگیری و نیز نبود جریان تکفیر بین آنان نیست، بلکه در موارد بسیاری تاریخ بیانگر آنست که اختلافات فرقه ای و نزاع های فکری موجب بروز درگیری و جنایت میان آنان شده است و حتی در مواردی همدیگر را تکفیر نموده اند. برای نمونه اختلافات بین دو فرقه صدوقیان و فریسیان در حدود هفتاد سال پیش از میلاد تا جایی انجامید که آنها هریک را به راه گمراهی و ضلالت محکوم کرده و دیگری را شایسته قضای محتوم الهی و هلاکت پنداشتند و جنگ های خونینی بین آنها بوقوع پیوست که با دخالت حاکم رومی قضیه فیصله یافت.[۳]

البته این اختلاف و درگیری‌ها همواره بین گروه‌ها و فرقه‌های یهودی کم و بیش وجود داشته است و حتّی در مواردی برخی از دانشمندان خود را تکفیر نموده و آنها را طرد نموده اند.

باروخ اسپینوزا فیلسوف یهودی قرن هفدهم، یک نمونه از کسانی است که به خاطر اندیشه وحدت وجود و به دلیل عدم نگرش سنتی به دین یهود، در سال ۱۶۵۶ تکفیر و از جامعه یهود اخراج شد و تا پایان عمرش در ۱۶۷۷، شجاعانه پای اصول خود ایستاد و بر طبق فلسفه ای که خود بنا کرده بود زندگی کرد. پس از تکفیر وی از سوی حاخام های یهودی، بیانیه ای بدین شرح صادر شد: «به قضاوت فرشتگان و روحانیون، ما باروخ اسپینوزا، را تکفیر می‌کنیم، از اجتماع یهودی خارج می‌کنیم و او را لعنت و نفرین می‌کنیم. تمامی لعنت‌های نوشته شده در قانون (منظور تلمود و تورات است) بر او باد، در روز بر او لعنت باد، در شب بر او لعنت باد. وقتی خواب است بر او لعنت باد، وقتی بیدار است بر او لعنت باد، وقتی بیرون می‌رود بر او لعنت باد و وقتی باز می‌گردد بر او لعنت باد. خداوند او را نبخشد و خشم و غضب خدا علیه او مستدام باد، خداوند نام او را در زیر این خورشید محو کند و او را از تمامی قبایل اسرائیل خارج کند. ما شما را نیز هشدار می‌دهیم، که هیچ کس حق ندارد با او سخن بگوید، چه به طور گفتاری و چه بطور نوشتاری. هیچکس حق ندارد به او لطفی بکند، کسی حق ندارد با او زیر یک سقف بماند، و در دو متری او قرار بگیرد، و هیچ کس حق ندارد هیچ نوشته‌ای از او را بخواند.»[۴]

امروز در دنیای جدید، تکفیر دیگری را در میان یهودیان شاهد هستیم که عبارت از تکفیر در هولوکاست و تکفیر مخالفان آن است. هر چند ارقام اعلام شده در این ماجرا اغراق‌آمیز خوانده‌ شده است، اما صهیونیسم هرکس را که بر عدد و رقم هولوکاست دست می‌گذاشت، تکفیر می‌کرد و با همان منطق نژادپرستانه هیتلر برخورد کرد، محدودیت‌های ایجاد شده برای بسیاری از اندیشمندان از جمله روژه گارودی از همین تکفیر‌های هولوکاستی است. نگاهی به تاریخ حیات بشر نشان می‌دهد هرچند دوره مدرن با شعار عقلانیت و آزادی پیش می‌رود، اما هنوز آزادی اندیشه به تمامی مستقر نشده است و تکفیر ادامه دارد.[۵]

تکفیر در میان پیروان مسیحیت

اولین تکفیر در میان پیروان مسیحیت به جدایی کلیسای ارتودوکس از کلیسای کاتولیک بر می گردد. در سال۳۳۰م. که پایتخت امپراطوری رُم به قسطنطنیه برده شد و مسیحیت دین رسمی‌ شناخته شد، منزلت کلیسای شرقی فزونی گرفت.[۶] بدین سان قسطنطنیه پایتخت رُم شرقی(بیزانس) مرکز امپراطوری کنستانتین قرار گرفت. از آن زمان کلیسای بیزانس و اسقفهای آن در مقابل کلیسای رُم اهمیت زیادی یافت و کنستانتین در جهت منافع خود با تقویت کلیسای بیزانس به عنوان رقیب کلیسای رُم، اقتدار کلیسای رُم را محدود می‌کرد. اولین سنگ اختلاف این دو کلیسا در شورای جهانی چهارم کلیسا که در سال ۴۵۱م. در شهر کالچه دونیا(غازی کوی) برگزار گردید، گذارده شد. اعضای کلیسای بیزانس ماهیت مسیح را الهی- انسانی دانسته و قائل شدند که این دو بُعد از ذات مسیح تفکیک ناپذیر است؛ اما کلیسای رُم این اعتقاد را کفر آمیز دانسته و به مخالفت جدی با آن پرداختند. پس از این شورا، اصحاب کلیسای بیزانس مقام و اختیارات پاتریارک را همطراز پاپ اعلام نموده و برتری پاپ بر کلیسای جهانی را نفی کردند و نام ارتودوکس را بر خویش نهادند. این رقابت تا سال ۱۰۴۶م. کما بیش ادامه یافت. پس از تاجگذاری امپراطور رُم غربی توسط پاپ و تفویض اختیارات کلیسا و حق انتخاب پاپ به امپراطور، رهبران کلیسای شرقی این اقدام پاپ را خیانت به دستگاه کلیسا دانسته و پاپ را تکفیر نمودند. امپراطوران رُم شرقی( بیزانس) نیز برای حفظ منافع و قدرت خود از کلیسای ارتودوکس حمایت کردند. در پی تکفیر کلیسای رُم غربی از طرف کلیسای شرقی، انحراف کاتولیکها رسما اعلام شد و در سال ۱۰۵۴م. مسیحیت رسما به مذهب کاتولیک با مرکزیت رُم و رهبری پاپ و مذهب ارتودوکس با مرکزیت قسطنطنیه و رهبری اسقف آن کلیسا تقسیم شد.[۷]

به طور کلی مسیحیت به سه فرقه بزرگ: کاتولیک، ارتودوکس و پروتستان تقسیم شده اند که فرقه های کوچک و زیادی نیز از آن ها منشعب شده است. بزرگترین فرقه موجود مسیحی، کاتولیک تحت ریاست عالیه پاپ قرار دارد. اما مذهب ارتدوکس پس از تجزیه امپراتوری روم به روم شرقی و غربی و وجود دو پایتخت رُم و قسطنطنیه، به وجود آمد و کلیسای شرق به ارتدوکس نام گرفت. در مقابل مذهب پروتستان با قیام لوتر بر ضدّ کلیسای کاتولیک و استبداد روحانی بر سر مسئله آمرزش گناهان از طرف کشیشان و پاپ بود؛ یعنی رؤسای روحانی به دلخواه اشخاص را از کلیسا اخراج و به اصطلاح تکفیر می‌‌‌کردند و بعد برای آمرزش گناهان و ورود مجدّد به کلیسا این اشخاص ممکن بود، گناهان خود را با پول بخرند، حتی پاپ دامنه آمرزش را به ارواحی که در برزخ بودند، توسعه داد.[۸]

البته پیش از این، فرقه‌ها و گروه‌های مختلفی از قبیل نسطوریان، یعقوبیه، آریوسی‌ها، کرک‌ها و پروتستان‌ها و … تکفیر شده و مورد طرد قرار گرفته بودند. گرچه این مسأله در کتاب مقدس ریشه داشته تا جایی که بنا به فرمایش خود مسیح گفته می‌شد: اگر (برادر تو) کلیسا را قبول نکند، در نزد تو مثل خارجی یا باج‌گیر باشد.[۹] دامنه نزاع و تکفیر در میان فرقه‌های مسیحی بدین جا خاتمه نیافته بلکه تکفیر همواره سابقه‌ای طولانی در مسیحیت داشته است. به عنوان نمونه در قرن چهاردهم میلادی یک نفر از روحانیون انگلیسی به نام جان ویگلف با مراسم عشاء ربانی، تدهین محتضر، اعتراف به گناه، صدور عفونامه از سوی پاپ و دخالت پاپ در امور سیاسی- دنیوی مخالفت کرد. پاپ او را تکفیر نمود و چهل سال پس از مرگش، جسد او را از خاک درآورده و سوزاندند.[۱۰]

اختلافات فرقه‌ای در مسیحیت، کشورهای مختلفی را درگیر نزاع و جنگ کرد. فرقه‌های مختلف مسیحی یکدیگر را تکفیر کرده و جنگ‌های خونینی را علیه یکدیگر به راه انداخته‌اند. به عنوان مثال، در قرن ۱۴ میلادی در ایرلند درگیری‌های شدید فرقه‌ای بین کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها وجود داشته است. درگیری درونی جامعه بیش از چهار قرن ادامه پیدا کرده است. اسنادی از کشیشان و روحانیون کلیسا وجود دارد که با تشویق سیاستمداران و اعضای طبقه مرفه، نفرت و خشونت‌های فرقه‌ای را گسترش داده‌اند. این مناقشات و اختلاف فرقه ای و ضدیت پروتستان ها با کاتولیک ها در اواسط قرن نوزدهم تا جایی رسید که برخی از پروتستان‌ها بر این باور بودند که کلیسای کاتولیک همان «فاحشه بابل» در کتاب مکاشفه یوحناست.[۱۱] در دهه‌های ۱۸۳۰ و ۱۸۴۰، رهبران برجسته پروتستان، نه تنها از نظر کلامی به کلیسای کاتولیک حمله کردند، بلکه آن‌ها را دشمنان جمهوری خواهی معرفی کردند.[۱۲]

سرکوب آناباپتیست‌ها نیز نمونه دیگر این منازعات فرقه‌ایست که آناباپتیست‌ها پس از تشکل یافتن اقدام به تصرف شهر مونستر Munster نمودند و این شهر به عنوان پایگاهی برای ایشان قرار گرفت. اما کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها که طاقت دیدن چنین وضعی را نداشتند با وجود تمام اختلافات، با یکدیگر هم‌پیمان و متحد شدند و این شهر را محاصره کردند .در سال ۱۵۳۵ این شهر سقوط کرد و قتل عام این فرقه ، شهر را به حمام خون تبدیل کرد.[۱۳] و یا نمونه دیگر در سال ۱۵۷۲ م به تحریک کلیسای کاتولیک با قتل عام پروتستان‌های پاریس آغاز شد و در آن شب فقط در پاریس بیش از دو هزار نفر از پروتستان‌ها به نام دفاع از مذهب قتل عام شدند.[۱۴]

با توجه به آنچه بیان شد، روشن می گردد در گذشته به ویژه قرون وسطی در مسیحیت نوعی  انحصارگرایی و نفی غیر بر کلیسا حاکم بوده بدین خاطر حتّی اجازه ظهور فرقه‌های دیگر برخلاف دیدگاه کلیسا داده نمی‌شد و حتی الامکان مورد تکفیر نیز واقع می‌شدند، برای همین نمی‌توان وضعیت وحدت در آن دوره و همینطور پس از آغاز اصلاحات دینی را مطلوب دانست، ولی به تدریج این رویه تغییر یافته و با شکل گیری نهضت‌های اصلاح دینی در مغرب زمین و نیز رشد علمی و توسعه عقلانیت اومانیسم و به حاشیه رانده شدن دین و سکولار شدن جامعه، کم‌کم مذهب رسمی مسیحیت از مواضع سرسختانه و غیرعقلانی گذشته خود فاصله گرفته و همین باعث کمرنگ شدن عقائد دینی و نیز  به کاهش اختلافات و نزاع های فرقه ای منجر شد. این مسأله را می‌توان بیشتر پس از جلسه شورای دوم واتیکان در سال ۱۹۶۲و با هدف گسترش صلح و معنویت و رسمیت یافتن سایر فرق و حتّی أدیان دیگر بهتر درک نمود.[۱۵] البته پیداست که این عقب نشینی مسیحیت بیشتر بخاطر نارسایی‌ها و نقص در بنیان‌های اعتقادی و نیز ضعف در عملکرد گذشته آنان است. به تعبیر بهتر عقلانی نبودن برخی آموزه های اساسی مسیحیت، نظیر تثلیث، تجسد و گناه ذاتی و… موجب عقب نشینی کلیسا از مواضع جزمی خود شده که همین روند به تدریج  مانع دامن زدن به گسترش دعاوی و اختلافات فرقه‌ای نیز گشته است.

بنابراین مسأله تکفیر در جهان مسیحیت با فراز و فرودهایی همراه بوده است، که در گذشته گرچه اختلاف و نزاع در مسیحیت فراوان بوده است ولی در زمان حال این منازعات و درگیری‌ها بدلائل مختلف به حداقل رسیده است.

پی نوشت:

[۱] برای اطلاعات بیشتر رک: آشنایی با ادیان بزرگ، توفیقی، حسین، ص ۱۲۵-۱۳۰، موسسه فرهنگی طه و جامعه المصطفی العالمیه، قم،  ۱۳۸۹ ش.

[۲] همان، ص ۱۲۶ و ۱۲۷.

[۳] رک: جان ناس، تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز، ترجمه علی اصغر حکمت، ص ۵۵۰، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۸۱ ش.

[۴] الن آنترمن، باورها و آیین های یهودی، ترجمه رضا فرزین، ص ۱۰۸- ۱۱۱، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۸۵ ش.

[۵] قهوه‌چیان، میثم، مقاله تاریخ تکفیر در جهان، روزنامه جام جم، نهم شهریور ۱۳۹۲، ص ۱۱.

[۶] . میشل مالرب، انسان و ادیان، ترجمه: مهران توکلی، ص۸۸، تهران، نشر نی، چ۲، ۱۳۸۱ش.

[۷] . مجتبی عبد خدایی، واتیکان(کلیسای جهانی کاتولیک)، ص۲۸-۳۰، تهران، انتشارات بین المللی الهدی، چ۱، ۱۳۸۲ش.

[۸] عبدالله مبلغی آبادانی، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، بخش مسیحیت، ج ۲، ص ۷۸۴ ـ ۸۲۲ ، انتشارات حر، تهران.

[۹] انجیل متی، باب ۱۸، ۱۷.

[۱۰]  تاریخ ادیان و مذاهب جهان ، ج ۲، ص ۵۶۶.

[۱۱] مکاشفه یوحنا، فصل ۱۷ و ۱۸.

[۱۲] برگرفته از ویکی‌پدیای انگلیسی، مقاله «Sectarian violence among Christians».

[۱۳] تاریخ تفکر مسیحی/تونی لین/فصل چهارم ، منوسیمونز ، ص ۳۱۲ـ۳۱۳ (برگرفته از مسیحیت شناسی ۳۱۳ havvari.blog.ir)

[۱۴] همان.

[۱۵] اریک شارپ، گفتگوی ادیان، مترجم اکرمی، غلامرضا، مجله ادیان و عرفان، ش ۱۷، بهمن ۱۳۸۴.

نویسنده: محمد طاهر رفیعی

بدون دیدگاه