علایم افراد یکی از امور روانشناختی و اخلاقی است که در جامعه از اهمیت خاصی برخوردارد است. علایم افراد از حیث ملکات اخلاقی به گونه های مختلفی تقسیم می شود. هر گروهی از انسان نشانه ای دارد که توسط آن قابل شناخت می گردد.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در وصیتی به امام علی (علیه السلام) علایم افراد و علامت طوایفی از اشخاص را بیان کرده است و برای هرکدام به سه نشانه اشاره فرموده است و سپس با اشاره ای به تعدادی از فضایل اخلاقی، توصیه ای در هنگام دیدن ماه و آینه به آن حضرت فرموده است.
متن حدیث
يَا عَلِيُّ إِنَّ لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ؛ الصِّيَامُ وَ الصَّلَاةُ وَ الزَّكَاةُ .
وَ إِنَّ لِلْمُتَكَلِّفِ مِنَ الرِّجَالِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ؛ يَتَمَلَّقُ إِذَا شَهِدَ وَ يَغْتَابُ إِذَا غَابَ وَ يَشْمَتُ بِالْمُصِيبَةِ.
وَ لِلظَّالِمِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ؛ يَقْهَرُ مَنْ دُونَهُ بِالْغَلَبَةِ وَ مَنْ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِيَةِ وَ يُظَاهِرُ الظَّلَمَةَ.
لِلْمُرَائِي ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ؛ يَنْشَطُ إِذَا كَانَ عِنْدَ النَّاسِوَ يَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ يُحِبُّ أَنْ يُحْمَدَ فِي جَمِيعِ الْأُمُورِ.
وَ لِلْمُنَافِقِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ؛ إِنْ حَدَّثَ كَذَبَ وَ إِنِ اؤْتُمِنَ خَانَ وَ إِنْ وَعَدَ أَخْلَفَ.
وَ لِلْكَسْلَانِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ؛ يَتَوَانَى حَتَّى يُفَرِّطَ وَ يُفَرِّطُ حَتَّى يُضَيِّعَ وَ يُضَيِّعُ حَتَّى يَأْثَمَ.
وَ لَيْسَ يَنْبَغِي لِلْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ أَوْ خُطْوَةٍ لِمَعَادٍ أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ.
يَا عَلِيُّ إِنَّهُ لَا فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ وَ لَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لَا وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ الْعُجْبِ وَ لَا عَمَلَ كَالتَّدْبِيرِ وَ لَا وَرَعَ كَالْكَفِّ وَ لَا حَسَبَ كَحُسْنِ الْخُلُقِ. إِنَّ الْكَذِبَ آفَةُ الْحَدِيثِ وَ آفَةُ الْعِلْمِ النِّسْيَانُ وَ آفَةُ السَّمَاحَةِ الْمَنُ.
يَا عَلِيُّ إِذَا رَأَيْتَ الْهِلَالَ فَكَبِّرْ ثَلَاثاً وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَنِي وَ خَلَقَكَ وَ قَدَّرَكَ مَنَازِلَ وَ جَعَلَكَ آيَةً لِلْعَالَمِينَ.
يَا عَلِيُّ إِذَا نَظَرْتَ فِي مِرْآةٍ فَكَبِّرْ ثَلَاثاً وَ قُلِ اللَّهُمَّ كَمَا حَسَّنْتَ خَلْقِي فَحَسِّنْ خُلُقِي. يَا عَلِيُّ إِذَا هَالَكَ أَمْرٌ فَقُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ إِلَّا فَرَّجْتَ عَنِّي. [1]
علایم افراد مومن
اى على! مومن دارای سه علامت است : روزه گرفتن، نماز گزاردن و زكات پرداختن.
البته این ها از علاین و نشانه های بارز شخص مومن است. علایم افراد مومن و اوصاف آنان در این امور خلاصه نمی گردد؛ زیرا رسول خدا (صلى الله عليه و آله وسلم) فرمود خداى عز و جل به چيزى عبادت نشده كه از عقل بهتر باشد و شخص مومن خردمند نيست تا ده خصلت در او جمع شود:
به خير او اميد باشد و از شر او ايمن باشند، خيرى كه از ديگرى دريابد بسيار شمارد و خير بسيار خود را كم شمارد، در طول عمرش از تحصيل دانش خسته نشود، از رجوع حاجت مندان به سويش دلتنگ نشود، خوارى و فروتنى در نظر وى از عزت و سربلندى و فقر و تنگدستى از ثروت محبوب تر باشد، بهره وى از دنيا همان قوت باشد و دهم آن كه هيچ كس را نبيند مگر آنكه با خود گويد او از من بهتر و پرهيزكارتراست.
همانا مردم دو قسم اند. يك قسم كه واقعا از او بهتر و پرهيزكارتر است و ديگرى كه از او بدتر و پست تر است. چون به كسى برخورد کند كه از او بهتر و پرهيزكارتر است براى او تواضع كند تا خود را به او برساند و چون به كسى برخورد كند كه از او بد تر است و پست تر، بگويد شايد خير او در نهان است و شر او در عيان و شايد سرانجامش خير باشد. اگر مومن این کار را انجام دهد بزرگ شود و بر اهل زمان خود آقا گردد.[2]
علایم افراد ظاهر ساز
مرد ظاهر ساز دارای سه علامت است: پيش روى چاپلوسى، در پشت سر بدگويى كند و در مصيبت شماتت نمايد.
همچنین علایم افراد ظاهر ساز در این علامات منحصر نیست و روایت شده ظاهر ساز را سه علامت است: در پيش مردم اظهار فعاليت و كوشش كند و در خلوت تنبل باشد، و دوست دارد كه در هر كارى ستايش گردد.[3]
امام باقر (علیه السلام) فرمود مردى در بصره حضور اميرالمومنين علی (علیه السلام) ايستاد عرض كرد يا اميرالمومنين خبر ده مرا از برادران. فرمود برادران دو قسم اند برادران صميمى و برادران ظاهر ساز، برادران صميمى همانا دست و بال و اهل و مال اند چون برادر خود را صميمى يافتى مال و جانت را از او دريغ مكن با دوستان او دوست باش و با دشمنان او دشمن، سر و عيب او را بپوش نيكى او را اظهار كن؛ ولى اى سائل بدان كه اين ها از كبريت احمر كمياب تر اند. از برادران ظاهر ساز لذت معاشرت را دريغ مدار و توقع بيش از آن هم از دل آن ها نداشته باش و خوشرویى و خوشگویى كه بتو بذل مي كنند به آن ها بذل كن.[4]
علایم افراد ستمکار
علایم افراد ستم کار سه تا است: هنگام داشتن قدرت، زير دست خود را سركوب كند؛ از ما فوق خود سرپيچى نمايد و پشتيبان ستمكاران باشد.
علایم افراد ریاکار
رياكار دارای سه نشانه و علامت است: نزد مردم شاداب و با نشاط است، چون تنها گردد افسرده و بى حال است و دوست دارد در همه كارها از او تعريف و تجليل شود.
انسان ریاکار به کسی گفته می شود که در عبادات و انجام تکالیف ظاهر سازی می کند و می خواهد خدا را بفریبد.
از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود: از پيغمبر خدا (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) پرسيده شد: فرداى قيامت نجات در چيست؟ فرمود: مسلما نجات در اين است كه خدا را نفريبى تا او نيز تو را نفريبد، چون هر كس كه در صدد مكر و فريب خدا بر آيد، خداوند به او مكرى رساند، و رشته ايمان را از او جدا كند، و نفسش او را مى فريبد، اگر بفهمد.
به آن حضرت عرض شد: چگونه خداوند او را فريب مى دهد؟ فرمود: فرمان خدا را انجام مى دهد و با آن عمل، ديگرى را جز خدا در نظر دارد؛ بنا بر اين از رياكارى و جلب توجه ديگران بپرهيزيد؛ زيرا آن شرك به خداى عز و جل مى باشد. همانا روز قيامت شخص رياكار و ظاهر ساز به چهار نام خوانده مى شود: اى كافر، اى فريبنده، اى بى وفاى عهد شكن، اى زيانكار! كردارت باطل و هدر رفت و مزدت فاسد و ناچيز شد، امروز نصيبى از خير برايت نيست، پس از همان كس كه عملت را براى خوش آمدش انجام داده اى مزدت را بخواه.[5]
علایم افراد منافق
منافق سه علامت دارد: چون سخن گويد دروغ گويد، چون به او اعتماد شود خيانت كند و چون وعده دهد بى وفايى نمايد.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره خطر منافق فرموده است: انّى لا اخافُ عَلى امَّتى مُؤْمِناً وَ لا مُشْرِكاً، امَّا الْمُؤْمِنُ فَيَمْنَعُهُ اللَّهُ بِايمانِهِ وَ امَّا الْمُشْرِكُ فَيَقْمَعُهُ اللَّهُ بِشِرْكِهِ، وَ لكِنّى اخافُ عَلَيْكُمْ كُلَّ مُنافِقِ الْجَنانِ عالِمِ اللِّسانِ، يَقولُ ما تَعْرِفونَ وَ يَفْعَلُ ما تُنْكِرونَ. [6]
امام علی (علیه السلام) می گوید که پيغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به من گفت: من بر امتم از مومن و مشرك نمى ترسم، زيرا مومن را خداوند به سبب ايمانش باز مى دارد و مشرك را به خاطر شركش خوار مى كند، ولكن بر شما از هر منافق دل زبان دان مى ترسم كه آنچه را مى پسنديد مى گويد و آنچه را ناشايسته مى دانيد انجام می دهد.
در اينجا رسول اللَّه از ناحيه نفاق و منافق اعلام خطر مى كند، زيرا عامه امت، بى خبر و ناآگاهند و از ظاهرها فريب مى خورند و بايد توجه داشت كه هر اندازه احمق زياد باشد، بازار نفاق داغ تر است. مبارزه با احمق و حماقت، مبارزه با نفاق نيز هست زيرا احمق ابزار دست منافق است. قهراً مبارزه با احمق و حماقت خلع سلاح كردن منافق، و گرفتن شمشير از دست منافق است[7]
علایم افراد تنبل
تنبل دارای سه علامت است: سستى كند تا به كوتاهى كشد، كوتاهى و تفريط نمايد تا تباه سازد و تباه كند تا گناهكار شود.
علایم افراد عاقل
عاقل را نشايد كه جز در سه مورد سفر نمايد: بهبود وضع معاش، گام برداشتن براى روز معاد و يا كاميابى از غير حرام.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از بیان علایم افراد مختلف به یک سلسله مطالب اخلاقی و عملی پرداخته است و آنها را به امام علی (علیه السلام) گوشزد فرموده است.
فضائل انسانی
اى على! هيچ فقرى سخت تر از نادانى، هيچ ثروتى سودمندتر از عقل، هيچ تنهايى دهشت زاتر از خودپسندى، هيچ عملى چون انديشيدن، هيچ پارسايى چون خويشتن دارى و هيچ اصالت خانوادگى چون خوش اخلاقى نيست. به راستى دروغ آفت سخن، فراموشى آفت دانستن و منت نهادن آفت بخشش است.
تکبیر در هنگام رویت ماه
اى على! چون ماه نو را رويت كردى سه بار تكبير گوى و آنگاه بگو: سپاس آن خدايى را سزاست كه مرا آفريد و تو را پديد آورد و براى تو منزلگاه هايى معين كرد و تو را براى همه مردم جهان نشانه اى ساخت.
تکبیر در هنگام نگاه کردن به آینه
اى على! چون در آينه بنگرى سه بار تكبير گوى و سپس بگو: بار الها! همان طور كه آفرينش مرا نيكو ساختى، اخلاق مرا [نيز] نيكو گردان.
اى على! هر گاه كارى تو را به هراس افكند بگو: بار خدايا! از تو انتظارى جز اين نيست كه به حق محمد و آل محمد از اين بيم و اضطراب رهايم سازى.[8]
نتیجه گیری
این وصیت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) مبنی بر علایم افراد در حقیقت راهکارهای شناخت افراد را برای امت خود بیان فرموده است. از این رو مسلمانان می توانند بر طبق نشانه و علامتی که در کسی مشاهده می شود او را تشخیص دهد که از کدام طایفه و گروه است. این تشخیص در برخوردهای اجتماعی بسیار مفید واقع می شود و یک انسان مومن می تواند چه برخوردی با آنان انجام دهد.
پی نوشت ها
[1] . تحف العقول، ص 10 -11.
[2]. خصال شيخ صدوق، ج2، ص199.
[3] . ترجمه شريف كتاب مكارم الأخلاق، ج2، ص391.
[4] . خصال شيخ صدوق، ج1، ص89.
[5] . متن و ترجمه معانى الأخبار، ج2، ص299.
[6] . نهج البلاغه، نامه 27.
[7] . مجموعه آثار، ج16، 338.
[8] . ترجمه تحف العقول، ص 19 – 21.
منابع
[1] . ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، قم، جامعه مدرسین، چ2، 1404ق.
[2]. ابن بابويه، محمد بن على، خصال شيخ صدوق، ترجمه كمرهاى، تهران، کتابچی، چ8، 1377ش.
[3] . طبرسى، حسن بن فضل، ترجمه شريف كتاب مكارم الأخلاق، ترجمه ميرباقرى،تهران، فراهانى، چ 2، 1365ش.
[4] . ابن بابويه، محمد بن على، خصال شيخ صدوق(ترجمه كمره اى)، تهران، كتابچى ، چ 8، 1377 ش.
[5] . ابن بابويه، محمد بن على، متن و ترجمه معانى الأخبار، ترجمه محمدى، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ 2، 1377ش.
[6] . نهج البلاغه، نامه 27.
[7] . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، بی تا.
[8] . ابن شعبه حرانى، حسن بن على، ترجمه تحف العقول، ترجمه صادق حسن زاده، قم، انتشارات آل علی علیه السلام، چ1، 1382ش.