مصادیق نیکی به والدین در قرآن و صحیفه سجادیه

مصادیق نیکی به والدین در قرآن و صحیفه سجادیه

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

نیکی به والدین، یکی از وظایف مهم دینی، اخلاقی و انسانی است. در آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع)، توصیه هایی بسیاری درباره نیکی به والدین شده است. یکی از منابع مهم در این زمینه، صحیفه سجادیه است. امام سجاد (ع) در دعاهای خود نکات مهمی نسبت به نوع برخورد با پدر و مادر بیان فرموده اند.  حق پدر و مادر بر فرزندان در رساله حقوق امام سجاد (ع) نیز بیان شده است، در این نوشتار به برخی از مصادیق نیکی به والدین بر اساس آیات قرآن و صحیفه سجادیه اشاره می شود.

نیکی به والدین در قرآن

بعد از نعمت الهی هیچ نعمتی در حق فرزند، چون نعمت پدر و مادر نیست؛ زیرا پدر، سبب وجود صوری و وسیله تربیت، تهیه اغذیه و البسه و ضروریات، و واسطه حصول کمالات نفسانی اوست. مادر نیز در سببیت وجود، شریک پدر است و با تحمل سختی های حمل دوران بارداری، دردهای زایمان، خطرات احتمالی هنگام زایمان و از همه مهمتر، خون او، سبب حیات می شود.[۱] لذا در برخی آیات قرآن کریم، امر به اطاعت از آنان شده است. چنانچه میفرماید:

«أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ؛[۲] شکر کن مرا که خالقم، آنگاه شکر پدر و مادر را به جای آر.»

«وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا؛[۳] به انسان سفارش کردیم در حق پدر و مادر خود نیکی کند.»

امام صادق (ع) میفرماید: مردی نزد پیامبر (ص) آمد و عرض کرد: «یا رسول الله! مرا سفارشی کن. فرمود: چیزی را با خدا شریک مساز… پدر و مادرت را فرمان ببر و به آنها نیکی کن (زنده باشند یا مرده)، اگر دستوری دادند خاندان و مالت را کنار بگذار و دستورشان را اجرا کن که از ایمان است».[۴]

بنابراین نیکی به والدین، یعنی نیکو معاشرت کردن با آنان، رعایت ادب در حضورشان، دوست داشتن آنها از صمیم قلب، دریغ نورزیدن از اموال مورد علاقه آنها، کوشش در جهت کسب رضایت آن دو، و دعا نمودن برایشان.[۵]

مصادیق نیکی به والدین

۱. دعا در حق والدین

یکی از مصادیق نیکی به والدین، دعا در حق آنان است. امام سجاد میفرماید: «خدایا؛ بر محمد (ص) و خاندانش و فرزندانش درود فرست و پدر و مادر مرا به برترین پاداشی که ویژه پدران و مادران بندگان مومن خود کرده ای، ویژه گردان؛ ای مهربان ترین مهربانان.»[۶]

دعا کردن و طلب خیر و رحمت از خداوند متعال نمودن برای والدین، از جمله حقوق ایشان و یکی از وظایف فرزند در قبال پدر و مادر می باشد که باید هم در حیات و هم در ممات آنها، بدان عمل کند. آیت الله جوادی آملی نیز در تفسیر خود، دعا در حق والدین و طلب آمرزش برای آنان را از مصادیق احسان به والدین، می دانند.[۷]

خداوند متعال نیز در قرآن، دعا کردن برای والدین را این چنین آموزش می دهد: «قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا؛[۸] بگو (پیامبر)، پروردگارا؛ همانگونه که آنها (پدر و مادرم) مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده…».

این آیه، دوران کودکی فرزند را به یادش می آورد و تذکر می دهد، به یاد دوران ناتوانی خود، از خدا بخواه که به آنان رحم کند، آن چنانکه ایشان به تو رحم کرده و پرورشت دادند. همچنین از این آیه بر می آید که دعا برای والدینی که از دنیا رفته اند، مورد قبول خداوند است. امام سجاد (ع) نبز در صحیفه این چنین برای پدر و مادر دعا می کنند:

«بار خدایا آنان را از آن رو که مرا پرورده اند پاداش نیکو عطا فرما و به این سبب که مرا گرامی داشته اند جزای خیر مرحمت کن و نگاه داشتی را که در کودکی از من کرده اند پشتوانه نگهداری آنان قرار ده».[۹]

۲. تواضع در برابر به والدین

یکی از موارد نیکی به والدین، خاکساری در برابر آنهاست. تواضع در برابر والدین باید تا حدی باشد که آنها این فروتنی و خضوع را در فرزند به وضوح ببینند. خضوع دربرابر والدین به قدری ارزش و اهمیت دارد که خداوند متعال در قرآن کریم به شکل بسیار زیبایی به آن اشاره کرده است:

«وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا؛[۱۰]و بالهای محبت خویش را از تواضع و لطف، در برابر آنها (پدر و مادر) فرود آر و بگو: پروردگارا؛ همانگونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرارده».

در مقابل پدر و مادر با گفتار و رفتارت فروتنی و تواضع کن و همانند مرغی که از روی مهر و محبت بال های خود را فرو می افکند و جوجه های خویش را زیر پر می گیرد، تو نیز که اکنون جوان و نیرومند شده ای و بال و پرگشوده داری، پدر و مادر را در آغوش مهر خود جای ده.

در بسیاری از موارد، فرزند صالح نمی تواند غرورش را زیر پا گذاشته و به این دستور قران عمل کند. او نمی تواند احساسات قلبی و درونی اش را به والدینش نشان دهد، دست آنان را ببوسد و یا به شکل دیگری تواضع خود را نشان دهد. این آیه از قرآن وظیفه او را با وصف زیبایی گوشزد می کند و میفرماید: «خَفْضِ جَناح» که به معنای مبالغه در تواضع و خضوع زبانی و عملیست. انسان باید در معاشرت و گفتگوی با والدین طوری باشد که آنها تواضع و فروتنی او را احساس کنند؛ و بفهمند که او خود را در برابر آنها، خوار می دارد و نسبت به آنها مهر و رحمت دارد.[۱۱]

امام صادق (ع) در مورد طرز برخورد صحیح با والدین میفرمایند: «چشم به آنها خیره مکن و جز با مهر و دلسوزی، به آنها نگاه میانداز و صدای خود را بر صدای آنها میفزا. دست بالای دست آنها مدار و بر آنها پیشی مگیر».[۱۲]

۳. اطاعت از والدین و کسب رضایت آنها

اطاعت والدین در جهت جلب رضای خدا، وظیفه هر فرزندی است و عدم فرمانبرداری از ایشان موجب خشم و غضب الهیست. از آنجا که در زندگی هر انسان پدر و مادر دلسوزترین و خیرخواه ترین افراد برای فرد هستند، قاعدتاً او را به سمت خیر و صلاح، پیشرفت و سربلندی راهنمایی می کنند، پس فرزند باید با تفکر در اوامر والدین (با در نظر گرفتن رضای خدا) مطیع و فرمانبردارشان باشد تا اسباب خشنودی آنان و خدای متعال را فراهم کند. امام سجاد (ع) در این باره میفرمایند:

«… و به آنان چون مادری مهربان، نیکی کنم و طاعت مرا نسبت به آنان و نیکویی مرا درباره ایشان در نظرم از خواب در چشم خسته، شیرین تر کن و از آب خنک در کام تشنه، گواراتر…. چندان که خرسندی شان را بر خرسندی خود برتری دهم و آرزویشان را بر آرزوی خود مقدم بدارم».[۱۳]

اطاعت از والدین، نوعی نیکی به والدین به شمار می رود که فرزند وظیفه دارد در این جهت تلاش کند تا موجبات جلب رضای آنان و خداوند را فراهم آورد؛ اما باید توجه داشت این اطاعت و فرمانبرداری، باید در راستای رضای پروردگار باشد. هیچ چیز نمی تواند بر ارتباط انسان با خدا حاکم گردد، که آن مقدم بر همه چیز است. حتی بر پیوند با پدر و مادر که نزدیکترین پیوند عاطفی است. اگر والدین فرزند را امر به کاری کنند که آن عمل خارج ازمحدوده الهی باشد، فرزند حق ندارد به سبب جایگاه والدین، مطیع آنها باشد و خود را مجبور به انجام آن بداند.

اینجاست که فرزند می تواند از اطاعت والدین، سر باز زند و مطیع خالق یکتا باشد. البته این بدان معنا نیست که او حق دارد به والدین توهین، پرخاش و یا بی احترامی کند و یا آنها را تحقیر نموده و ایشان را نسبت به احکام و اوامر الهی نادان بشمارد، بلکه باید با نرمی و احترام، یا آنان را قانع و از انجام آن امر منصرف کند و یا به اشکال مختلف قبح مطلب را برایشان بنماید.

«وَ إِنْ جَاهَدَاکَ عَلَى أَنْ تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا…؛[۱۴]و هرگاه آن دو تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی که از آن آگاهی نداری (می دانی باطل است) از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو در دنیا به طرز شایسته ای رفتارکن…».

پس فرزند مطیع و قدرشناس، باید در اطاعت والدین حدودی قائل شود و میزان سنجش او، قرآن و عترت باشد و اوامر والدین را با میزان حق بسنجد، اگر خارج از محدوده الهی نبود، با جان و دل و بی منت، انجام دهد و اگر غیر از این بود مطیع فرمان الهی باشد.

اگر به آیات قبل آیه ذکر شده توجه کنید، خداوند در ابتدا زحمات مادر، از ابتدای حمل و سپس شیر دهی، را یادآور می شود، سپس امر به شکر خود و بلافاصله شکر والدین می کند و در پایان این آیات، انسان را از اطاعت والدین در مسائل شرک آمیز نهی می کند. این مسئله، نشان می دهد که نیکی به والدین و احترام به این دو بزرگوار و یادآوری ایثار و فداکاریهایشان هرگز نباید از یاد فرزند برود حتی اگر آنها مشرک باشند!

بنابراین برای اطاعت نکردن والدین در اموری که خلاف رضای خداست، فرزند باید بسیار مراقب باشد که مرتکب رفتار و یا گفتاری نشود که خاطرشان رنجیده شده و متعاقبا خشم خدا را برانگیزد.

۴. رعایت ادب و معاشرت نیکو با والدین

یکی دیگر از مصادیق نیکی به والدین، معاشرت نیکو با آن و رعایت ادب در حضور آنان است. امام سجاد (ع) در مناجات با خداوند میفرماید: «بار الهی چنان کن که از هیبت ایشان بیمناک باشم هم آنسان که از هیبت پادشاه خودکامه بیمناکم… آوای مرا در محضر آنان فرود آر و سخنم را برایشان دلنشین گردان و خویم را نسبت به آنان نرمی ده و قلبم را متوجه آنان کن و مرا نسبت به آنان خوشرفتار و دلسوز گردان».[۱۵]

حضرت در این فراز از کلامشان در صحیفه سجادیه، متذکر می شوند که احترام والدین را تا حدی داشته باشید که گویی در حضور سلطانی مقتدر هستی و همانگونه که نزد سلطان مودب و با احترام رفتار میکنی و مراقب اعمالت هستی در حضور والدین نیز چنین باشی.

زندگی در زمان حیات پدر و مادر و یا درکنار آنها، یکی از بزرگترین نعمتهایی است که خداوند به انسان عنایت می کند، که البته مانند تمام نعماتی که خداوند عطا می کند، مورد توجه انسان نیست تا زمانی که آن را از دست بدهد، از آنجایی که هر نعمتی همراه با امتحان و آزمون الهیست، این نعمت با ارزش نیز همراه با امتحانهای فراوانی ست که فرزند باید نسبت به آن هوشیار باشد و لحظه ای از آن غفلت نکند.

برخی تصور می کنند احترام گذاشتن به والدین، سبب دوری و بیگانگی می شود و صمیمیت بین آنها را از بین می برد، اما چنین نیست؛ این رفتار، نه تنها صمیمیت را از بین نبرده بلکه روابط عاطفی بین فرزند و والدین را تقویت کرده و دوستی و نزدیکی توام با احترام به وجود می آورد. پس صمیمیت و دوستی با والدین باید در کنار رعایت حداکثر احترام و ادب باشد و این از مصادیق مهم نیکی به والدین به شمار می آید.

امام باقر (ع) فرمود: «پدرم، امام سجاد (ع)، در رهگذر مردی را دیدند که با پسر جوانش راه میرفت. پسر در حین حرکت به دست پدر تکیه داده بود. امام از مشاهده این رفتار خلاف ادب پسر، بسیار ناراحت شدند به طوری که دیگر هیچگاه با آن فرزند بی ادب و وظیفه نشناس سخن نگفتند».[۱۶]

۵. طلب آمرزش نمودن برای والدین

نیکی به والدین، فقط مختص زمان حیات پدر و مادر نمی شود و حتی پس از مرگ نیز با طلب آمرزش برای آنان می توان به آنها خدمت کرد. از آنجا که فرزند قادر به جبران سختی هایی که والدین برای او متحمل شده اند نیست لذا امام سجاد (ع) از خدا میخواهد که این سختی ها را سبب خیر و آمرزش آنان قرار داده و به علو درجاتشان بیفزاید. لذا میفرماید:

«بار خدایا اگر در گفتار با من از اندازه فراتر رفته اند یا در کرداری زیاده روی کرده اند یا حقی از من تباه ساخته اند یا از وظیفه خود در حق من کوتاهی ورزیده اند، حق خود را به آنان بخشیدم… و آن دو را به سبب نیکویی هایی که با من کرده اند غرق آمرزشی مُسلم فرما… اگر آمرزش تو پیش از این مرا دربرگرفته باشد، پس شفاعت مرا در حق آنان قبول فرما…».[۱۷]

شرط خدمت و نیکی به والدین

خدمت به خلق خدا، از خدمت به والدین آغاز می شود؛ اما نوع خدمت، بسیار اهمیت دارد. انجام این عمل با ارزش مشروط به شروطی است که در ادامه بیان می شود.

خدمت و نیکی به والدین باید با رغبت، و حداکثر تواضع صورت گیرد؛ زیرا وجود کمترین اکراه و نارضایتی در چهره و یا عمل فرزند، سبب آزرده شدن ایشان شده، به طوری که خود را سربار و باعث رنج و مشقت فرزند می پندارند به این ترتیب یا از خدمات او شرمنده و سر افکنده می شوند و یا آزرده خاطر شده و دیگر از او خدمت و کمکی نمیخواهند و این آن خدمتی نیست که خداوند به آن امر نموده است.

شرط دیگر خدمت به والدین، کوچک شمردن این خدمات است. امام سجاد (ع) دراین مورد میفرمایند: «خدایا؛ چنان کن که نیکی آن دو را (والدین) درحق خود بسیار ببینم، اگرچه اندک باشد و نیکی خود را در حق آنها اندک ببینم اگرچه بسیار باشد».[۱۸]

در جای دیگر میفرمایند: «در انجام وظایف و خدمت به والدین مشتاقانه قیام کنید و از رنج و زحمتی که در راه آنها می کشید لذت برده و شاد خاطر باشید و مانند تشنه ای که به طرف سرچشمه آب گوارا میرود، قدم در خدمتشان به شوق و رغبت بردارید، نه به اکراه که موجب خستگی قلب آنها می شود».[۱۹]

اگر فرزند در خدمت به والدین، کوتاهی کرد و یا آزار و اذیتی در حق آنان مرتکب شد، باید بلافاصله ابراز ندامت کرده و از آنان طلب بخشش کند و در مقام جبران برآید و برایشان دعا کند و بگوید: «تقصیر و آزار مرا بر آنها موجب حبط سیئات و ترفیع درجاتشان و علو مقامشان بگردان و سبب ازدیاد حسنات آنها بفرما».[۲۰]

گاهی هم ممکن است خطایی از فرزند سر زده و سبب آزردگی والدین شده در حالی که قصد نافرمانی نداشته، در اینجا او وظیفه دارد توبه کرده و اصلاح رفتار نماید و برای جبران آن چه پیش آمده بکوشد: «رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِی نُفُوسِکُمْ إِنْ تَکُونُوا صَالِحِینَ فَإِنَّهُ کَانَ لِلْأَوَّابِینَ غَفُورًا؛[۲۱]پروردگار شما از درون دلهایتان آگاهتر است؛ (اگر لغزشی دراین زمینه، رعایت احترام و ادب و تواضع در نزد والدین، داشتید) هرگاه صالح باشید (و جبران کنید) او بازگشت کنندگان را می بخشد».

پس اگر احیاناً حرکت ناگواری سر زد که پدر و مادر از وی رنجیده شدند، از رحمت خداوند ناامید نباشد و بداند که پروردگار رئوف توبه او را می پذیرد.

امام سجاد (ع)، مضمون فوق را در چند جمله زیبا بیان می دارند: «خدایا؛ هر آزاری که از من به آن دو رسیده و هر ناپسندی که از من در حق ایشان سر زده و هر حقی از آن دو را که من تباه کرده ام، همه را سبب آمرزش گناهانشان و بلندی مرتبه شان و افزونی حسناتشان قرارده. ای آنکه بدی ها را به چندین برابر نیکی ها دگرگون می سازی».[۲۲]

نور «اویس» در مدینه!

اویس قرنی که یکی از یاران و دوستان نزدیک رسول خدا (ص) به شمار میرفت، در یمن که از شهر رسول خدا (مدینه) بسیار دور بود زندگی می کرد و با شتربانی، مخارج زندگی خود و مادرش را تامین می نمود. روزی قصد دیدار آن حضرت کرد. برای این منظور از مادر اجازه خواست که برای دیدار رسول خدا (ص) به مدینه برود. مادرش گفت: «برو به شرط آنکه بیش از نصف روز در مدینه توقف نکنی».

اویس حرکت کرد. پس از پیمودن مسافتی طولانی و تحمل مشقت فراوان، به مدینه رسید. وارد شهر شد و سراغ پیامبر (ص) را گرفت و متوجه شد که ایشان در شهر حضور ندارند. او پس از توقف و انتظار نصفه روزه، معشوقش را ندیده، طبق قولی که به مادر داده بود، به یمن بازگشت.

وقتی رسول خدا (ص) به خانه برگشتند پرسیدند: «این نور کیست که در این خانه تابیده؟» گفتند: «شتربانی که «اویس» نام داشت؛ به اینجا آمد سراغ شما را گرفت و نصف روز نیز به انتظار شما ماند و بازگشت». پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «آری؛ اویس این نور را در خانه ما به هدیه گذاشت و رفت».[۲۳]

جمع بندی

در قرآن کریم و صحیفه سجادیه، نسبت به نیکی به والدین، سفارشات زیادی شده و مصادیق مهمی از نیکی به والدین بیان شده است. دعا در حق والدین، تواضع در برابر آنان، اطاعت از والدین، معاشرت نیکو و رعایت ادب در محضر ایشان و طلب آمرزش برای والدین، از جمله مهمترین مصادیق نیکی به والدین در این دو منبع مهم دینی است.

پی نوشت ها

[۱] قهپایی، ریاض العابدین، ص ۳۸۴.

[۲] لقمان/۱۴.

[۳] عنکبوت/۸.

[۴] کلینی، اصول کافی، ص ۲۳۰ و ۲۳۱.

[۵] مدنی، ریاض السالکین، ج ۴، ص ۴۱.

[۶] امام سجاد (ع)، صحیفه سجادیه، دعای ۲۴، ص ۴۶.

[۷] جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج ۵، ص ۳۷۹.

[۸] اسراء /۲۴.

[۹] امام سجاد (ع)، صحیفه سجادیه، دعای ۲۴، ص ۴۶.

[۱۰] اسراء / ۲۴.

[۱۱] طباطبایی، المیزان، ج ۱۳، ص ۱۱۰.

[۱۲] کلینی، اصول کافی، ج ۳، ص ۲۳۰.

[۱۳] امام سجاد (ع)، صحیفه سجادیه، دعای ۲۴، ص ۴۶.

[۱۴] لقمان/۱۵.

[۱۵] امام سجاد (ع)، صحیفه سجادیه، دعای ۲۴، ص ۴۶.

[۱۶] کلینی، اصول کافی، ج ۴، ص ۵۰.

[۱۷] امام سجاد (ع) صحیفه سجادیه، دعای ۲۴، ص ۴۶.

[۱۸] امام سجاد (ع)، صحیفه سجادیه، دعای ۲۴، ص ۴۶.

[۱۹] الهی قمشه ای، شرح صحیفه سجادیه، ص ۲۳۳.

[۲۰] الهی قمشه ای، شرح صحیفه سجادیه، ص ۲۳۴.

[۲۱] اسراء/۲۵.

[۲۲] امام سجاد (ع) صحیفه سجادیه، دعای ۲۴، ص ۴۶.

[۲۳] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۱۵۵.

فهرست منابع

قرآن کریم.

الهی قمشه ای، شرح صحیفه سجادیه، تهران، اسلامی، ۱۳۷۰.

امام سجاد (ع) صحیفه سجادیه، ترجمه اسدالله مبشری، نشر نی، بی تا.

جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، نشر اسراء، ۱۳۹۰.

طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۸.

قهپایی، بدیع الزمان، ریاض العابدین، به کوشش حسین درگاهی، تهران، بی نا.

کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه مصطفوی، جواد، تهران، اسلامیه، بی تا.

مدنی، علیخان بن احمد، ریاض السالکین فی شرح صحیفه سید السجادین، قم، جامعه مدرسین، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۸.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.

منبع اقتباس: امین جاجرمی، دانشجوی دکتری مهندسی برق، فردوسی، رویا مهاجر، الهیات فقه و مبانی، پیام نور، سایت بشارت.

بدون دیدگاه