بی تردید اصحاب امام حسین (ع) از ویژگی ها و صفات برجسته ای برخوردار بودند که لیاقت شهادت در رکاب سرور و سالار شهیدان عالم را به دست آوردند. بی تردید مرور این صفات برای هر مسلمان آزاده ای، درس آموز و مفید خواهد بود. در ادامه به برخی از فضائل و ارزش های اخلاقی اصحاب امام حسین (ع) اشاره می کنیم.
وفاداری اصحاب امام حسین (ع)
بارزترین صفت اصحاب امام حسین (ع) وفاداری آنان بوده است. در شب عاشورا بعد از اتمام حجت ها، آنان که در راه حق و اعتلای کلمه توحید و احکام قرآن یک دل و یک جهت شدند ماندند و وفاداری خود را اعلام کردند و چنین گفتند: «ما هرگز از تو جدا نخواهیم شد، ما هرگز از راه حق که تو پیشوای آن هستی روی برنخواهیم تافت و تا رمقی در تن داریم از حریم تو دفاع خواهیم کرد»[۱]
به همین دلیل است که سیدالشهداء (ع) در توصیف اصحاب خود می فرماید: «إنّی لا أعلَمُ أصحابا أوفی بِالعَهدِ ولا خَیرا مِن أصحابی؛[۲] من یارانی باوفاتر و بهتر از یاران خود، سراغ ندارم.»
شهادت طلبی و از جان گذشتی اصحاب امام حسین (ع)
دیگر صفت بارز و برجسته در اصحاب امام حسین (ع) از جان گذشتی و شهادت طلبی ایشان بود. آنان کسانی بودند که حقانیت راه امام حسین (ع) را از صمیم جان دریافته بودند و برای وصول به محبوب دقیقه شماری می کردند. وقتی سیدالشهدا (ع) آنان را از نتیجه ظاهری جنگ، یعنی کشته شدن با خبر ساخت، همگی غرق در شادی شدند و خدا را سپاس گفتند و پاسخی سزاوار که بیانگر شوق و شور و عشق به شهادت بود، به امام خود دادند «تا آنجا که جوان سیزده ساله امام حسن مجتبی (ع) می گوید: شهادت برای من، از عسل شیرین تر است.»[۳]
شهادت برای اصحاب امام حسین (ع) مفهوم ویژه ای داشت. انگیزه آنان رسیدن به آزادی و کمال و حفظ ارزش ها و باورها و نفی زندگی ذلت بار بود لذا آن را بدون چشمداشتی از سر اخلاص و اعتقاد و رغبت برگزیدند و از فرط اشتیاق «خودشان را قبل از حضرت و بنی هاشم به شهادت رساندند… آنان در هیچ جا در مقام عذر و توجیه برنیامدند.»[۴]
اصحاب امام حسین (ع) با بصیرت کامل و به حکم وظیفه در تعظیم حق از خود گذشتند و درس فداکاری و ظلم ستیزی به بشر آموختند، این ارزش های انسانی از جمله منش هایی است که در کربلا به نمایش گذاشته شد. اصحاب امام حسین (ع) در گیرودار نبرد، روحیه ای بسیار قوی داشتند. «آنان با این که می توانستند با برداشتن یک قدم یا نگفتن یک سخن برهند، اما مرگ را ترجیح دادند.»[۵]
پیروی از دستورات و احکام الهی
بدون شک هدف سیدالشهداء (ع) و یاران باوفایش، اقامه دین و پیاده کردن دستورات الهی در جامعه اسلامی بود. از همین رو آنان به خلاف دشمنانشان، هرگز حاضر به نافرمانی و کنار گذاشتن احکام خداوند نشدند. در حادثه کربلا، نمونه های فراوانی از تقید اصحاب امام حسین (ع) به مبانی و آموزه های شریعت وجود دارد.
دعوت به صلح
هنگامی که یزدیان در روز عاشورا آماده جنگ گردیدند، اصحاب امام حسین (ع) برای دفاع آماده شدند. دستور قرآن در چنین موردی در درجه اول صلح است و دعوت به این امر شایسته؛ قرآن می فرماید:
«وَ إِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّىٰ تَفِیءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّه؛[۶] و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر بجنگند، میان آنها صلح و آشتی برقرار کنید، و اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تجاوز کند، با آن گروهی که تجاوز می کند، بجنگید تا به حکم خدا باز گردد.»
بدین ترتیب امام (ع) و یاران او که بیش از هر مسلمان دیگر، خود را مکلف به پیروی از قرآن می دانستند، بر طبق این آیه قرآن عمل کرده و دشمن را به صلح و کنار گذاشتن جنگ دعوت کردند؛ از جمله کسانی که در این راه کوشش فراوان کرد «زهیر بن قین » بود. او که در میان اصحاب امام حسین (ع) وجاهت اجتماعی قابل توجهی میان کوفیان داشت، آنان را مخاطب ساخت و گفت:
«ای مردم! خیرخواهی، حق هر مسلمانی بر مسلمان دیگر است. تا کار به شمشیر نکشیده است ما با یکدیگر برادریم و یک دین داریم… در غیر این صورت، دیگر رشته پیوندی میان ما نخواهد بود. وی به آنها گفت که این آخرین فرصتی است که برای انتخاب زندگی آزاد به آنها داده می شود… اگر به این عزت پشت پا زنند، به دنبال آن زندگی پر از خواری و مذلت در انتظار ایشان است.»[۷]
اقامه نماز
یکی از صحنه های پرشکوه ظهر عاشورا، اقامه نماز سیدالشهداء (ع) به همراه یاران بود. ابوثمامه، شیرمردی است که دخول وقت نماز ظهر را به امام (ع) یادآور شد و دعای خیر حضرت: «خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد» بدرقه راهش شد.[۸] آنان در بحبوحه جنگ نیز به برگزاری نماز اول وقت مقید بودند. سید بن طاووس چگونگی نماز اصحاب امام حسین (ع) را به صورت زیر نقل می کند:
«وقت نماز ظهر فرار رسید. امام حسین (ع) به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی امر فرمود که با نیمی از یاران، جلوی امام و نمازگزاران بایستند (و مراقب دشمن باشند). سپس امام (ع) با نیم دیگر، نماز خوف خواند. تیری از جانب دشمن به سوی امام حسین (ع) پرتاب شد. سعید بن عبدالله جلو آمد (و خود را هدف آن قرار داد). او پیوسته با بدنش امام حسین (ع) را از تیرهای دشمن حفظ می کرد. (تا پایان نماز آنقدر تیر بر بدن او خورد) تا این که بر زمین افتاد و گفت: «خداوندا! ایشان را لعنت کن همچنان که قوم عاد و ثمود را لعنت کردی. بارالها! سلام مرا به پیامبرت برسان و درد و رنج زخمی که دیده ام به او ابلاغ کن. همانا من در یاری خاندان پیامبرت پاداش تو را خواستارم». سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد. رضوان خدا بر او باد. هنگام شهادت او، غیر از زخم های شمشیر و نیزه، سیزده تیر پیکان به بدنش اصابت کرده بود».[۹]
مروت و جوانمردی در اصحاب امام حسین (ع)
از دیگر ارزش های اخلاقی که در اصحاب امام حسین (ع) نمایان بود، مروت و جوانمردی ایشان بود. نمونه بارز این صفت را می توان در ماجرای امتناع حضرت مسلم بن عقیل از ترور ابن زیاد مشاهده کرد. پس از ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه، او به سراغ بزرگان کوفه رفت تا آنان را از همراهی مسلم منصرف سازد.
روزی عبیدالله برای عیادت شریک بن الاعور که از بزرگان کوفه بود و با عبیدالله دوستی داشت و در بستر بیماری در خانه هانی به سر می برد، به خانه هانی آمد. پیش از آمدن او، به پیشنهاد شریک بن اعور قرار شد مسلم در جایی پنهان شود و در زمان مناسب، عبیدالله بن زیاد را به قتل رساند. هنگامی که ابن زیاد به خانه هانی آمد، مسلم بن عقیل از کشتن او امتناع کرد و دلیل امنتاع خود را حدیثی از پیامبر (ص) عنوان کرد که از کشتن به شکل غافلگیرانه منع فرموده اند.[۱۰]
هیچ منطق اجتماعی، سیاسی و اخلاقی ساختگیِ روزگارِ ما نمی تواند عظمتِ شگفت انگیز قانونِ ممنوعیت قصاص قبل از جنایت و ممنوعیت قتل نفسِ غافلگیرانه را بفهمد و از مردم ماشین زده دنیای امروز، توقع فهم آن را نباید داشت.[۱۱]
ایثار در اصحاب امام حسین (ع)
ایثار، عاطفه ای است اخلاقی، انسانی و اسلامی که در حادثه کربلا به اوج خود رسید و اصحاب امام حسین (ع)، نمونه کاملی از این فضیلت اخلاقی را به نمایش گذاشتند. بدون شک ایثار حضرت عباس (ع) در میان اصحاب امام حسین (ع)، رنگ و بوی دیگری دارد. از خودگذشتگی ابوالفضل العباس (ع) در ننوشیدن آب، تجسمی کامل از ایثار بود.
آن حضرت پس از دفع مزاحمان، به شریعه فرات رسید. هنگامی که مشک را از آب پر کرد با این که خود نیز تشنه بود، به یاد تشنگی مولایش از نوشیدن آب منصرف شد. آن را ریخت و آنچه بر دلش گذشت، بر زبان جاری کرد (رجز خواند) و چنین گفت: «عباس! حسین در خیمه تشنه است و تو می خواهی آب گوارا بنوشی! به خدا قسم… رسم برادری، رسم امام داشتن، رسم وفاداری چنین نیست؟»
نمونه دیگر عمر بن قروی انصاری بود که خود را به هنگام نماز در برابر پیکان های دشمنان، سپر اباعبدالله (علیه السلام) قرار داد و از پای درآمد… وی در عین حال تردید داشت که وظیفه اش را انجام داده و به عهدش وفا کرده است.»[۱۲]
مساوات در میان اصحاب امام حسین (ع)
اصحاب امام حسین (ع)، ترکیبی از آزادگان و بردگان بود و شیوه رفتار امام (ع) و یارانش نسبت به یکدیگر یکسان بود. رنگ، قومیت، موقعیت و نژاد آنان، در نظر و قضاوت اصحاب امام حسین (ع) تاثیری نداشت و مساوات حاکم بود چنان که دو نفر از عده معدودی که امام (ع) خود را به بالین آنان رسانید، برده آزاد شده بودند. «جُون» یکی از آنها بود که وقتی به شهادت رسید، امام (ع) خود را به بالین وی رسانید و حشر او را با «ابرار» که مقامی برتر از متقین است از خدا درخواست کرد: «خدایا! در آن جهان، او را با ابرار محشور کن.»
دیگری، برده ای رومی است که وقتی از اسب بر زمین افتاد، اباعبدالله (ع) خون را از جلو چشمانش پاک کرد و صورتش را بر صورت وی گذاشت. این صورت بر صورت نهادن، منحصر به همین غلام و فرزندش حضرت علی اکبر (ع) بود «وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ؛[۱۳] و گونه اش را بر گونه ای او قرار داد.»
توبه
اولین اصل در حرکت به سوی خدا، توبه و پشیمانی از گناهان و بازگشت به مسیر حق است. این صفت برجسته اخلاقی، در اصحاب امام حسین (ع) تبلور خاصی پیدا می کند. حر بن یزید ریاحی که ابتدا در سپاهیان دشمن قرار داشت و حتی راه امام (ع) و یارانش را سد و مانع بازگشت ایشان به مدینه شد[۱۴]، اما در پایان و در روز عاشورا وقتی دریافت عمر بن سعد، عزم جدی برای جنگ با سیدالشهداء (ع) را دارد، از سپاه عمر بن سعد جدا شد و به صف یاران امام (ع) پیوست.[۱۵]
مهاجر بن اوس -که در لشکر عمر سعد بود- به حر گفت: «آیا می خواهی حمله کنی؟» حر در حالی که می لرزید گفت: «به درستی که خود را میان بهشت و جهنم می بینم و به خدا سوگند اگر تکه تکه شوم و مرا با آتش بسوزانند، من جز بهشت چیز دیگری را انتخاب نخواهم کرد.» حر این را گفت و بر اسب خود نهیب زد و به سوی خیمه گاه امام (ع) حرکت کرد.
گفته اند که وی با حالی پریشان با امام (ع) مواجه شد و با اذعان به اینکه هرگز گمان نمی کرده است که کوفیان کار را به جنگ بکشانند، طلب بخشش کرد. امام (ع) برایش استغفار نمود و فرمود که تو در دنیا و آخرت آزادمرد (حرّ) هستی.[۱۶]
حر در حالی که سپر خود را وارونه کرده بود به اردوگاه امام (ع) وارد شد. او خدمت امام حسین (ع) آمد و عرض کرد:
«فدایت شوم ای فرزند رسول خدا (ص) من آن کسی هستم که از بازگشت تو (به وطن خود) جلوگیری کرد و تو را همراهی کرد تا به ناچار در این سرزمین فرود آیی؛ من هرگز گمان نمی کردم که آنان پیشنهاد تو را نپذیرند، و به این سرنوشت دچارتان کنند، به خدا قسم اگر می دانستم کار به اینجا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم، و من اکنون از آنچه انجام داده ام، به سوی خدا توبه می کنم؛ آیا توبه من پذیرفته است؟
امام حسین(ع) با بزرگواری با او برخورد نمود و فرمود: آری؛ خداوند توبه تو را می پذیرد و تو را مشمول مغفرت خویش قرار می دهد.[۱۷]
جمع بندی
اصحاب امام حسین (ع)، از شریفترین و بافضیلت ترین شهدای تاریخ اسلام به شمار می روند. فضائل اخلاقی بی شماری در اصحاب امام حسین (ع) نمایان بود که از جمله مهمترین آن ها، وفاداری، شهادت طلبی، پیروی از دستورات الهی، مروت و جوانمردی، ایثار و توبه می باشد.
پی نوشت ها
[۱] طباطبایی، شیعه در اسلام، ص ۱۳۵.
[۲] قندوزی، ینابیع الموده، ج ۳، ص ۶۵
[۳] مطهری، حماسه حسینی، ج ۲، ص ۲۴۷.
[۴] مطهری، حماسه حسینی، ج ۲، ص ۱۵۹.
[۵] محمود العقاد، ابوالشهدا الامام الحسین (ع)، ص ۱۳۸.
[۶] حجرات/۹.
[۷] شهیدی، پس از پنجاه سال، ص ۱۷۲و۱۷۳.
[۸] مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۰۵.
[۹] ابن طاووس، اللهوف، ص ۱۶۵.
[۱۰] دینوری، اخبار الطوال، ص ۲۳۵.
[۱۱] جعفری، امام حسین (ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، ص ۱۶۹.
[۱۲] مطهری، حماسه حسینی، ج ۲، ص ۲۶۱ـ۲۶۷.
[۱۳] مطهری، حماسه حسنی، ج ۲، ص ۲۶۸.
[۱۴] بلاذری، انساب الاشراف، ج ۲، ص ۴۷۲.
[۱۵] مطهری، حماسه حسینی، ج ۲، ص ۱۱۲.
[۱۶] مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۰۰.
[۱۷] سماوی، ابصار العین فی انصار الحسین، ج ۱، ص ۲.
منابع
قرآن کریم.
ابن طاووس، علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه فهری زنجانی، احمد، تهران، جهان، بی تا.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، المعهد الألمانی للابحاث الشرقیه، ۱۴۲۹ق.
دینوری، احمد بن داود، الاخبار الطوال، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۱ق.
جعفری، محمدتقی، امام حسین(ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، ناشر موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، تهران، ۱۳۸۰ش.
شهیدی، سید جعفر، پس از پنجاه سال، پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین (ع)، تهران، امیر کبیر، ۱۳۵۸.
طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، قم، دارالتبیلغ، ۱۳۴۶.
قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده لذوی القربی، قم، منظمه الاوقاف و الشؤون الخیریه دارالاسوه للطباعه و النشر، ۱۴۲۲ق.
محمود عقاد، عباس، ابوالشهداء الامام الحسین علیه السلام، ترجمه کاظم معزی، تهران، نشر کتابفروشی علمیه اسلامیه، بی تا.
مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، تهران، انتشارات صدرا، بی تا.
مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، المؤتمر العالمی لألفیه الشیخ المفید،۱۴۱۳ق.
منبع اقتباس: مدرسی، سید حسن، اسوه های تربیتی و اخلاقی در نهضت حسینی، فصنامه مشکوه، ش ۶۰، ص ۴۵ـ۲۵.