حضرت علی بن موسی (ع) سرچشمه کمالات معنوی و مکارم اخلاقی است. شمارش تمام فضائل امام رضا (ع) از توان انسان خارج است و عقل از درک و شناخت کامل فضائل امام رضا (ع) عاجز است. با این حال، از باب «آب دریا را گر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید»، به بخش کوچکی از کمالات معنوی و فضائل امام رضا (ع) اشاره می کنیم.
فضائل امام رضا (ع) در زهد و معنویت
یکی از مهمترین فضائل امام رضا (ع)، معنویت و پرهیزگاری بسیاری ایشان بود. پیشوای هشتم (ع) در زهد و پارسایی و پرستش پروردگار، یگانه عصر خود بود و زر و سیم دنیا و مناصب اجتماعی و حکومتی در برابر مقام عبودیت و پارسایی او هیچ گونه ارزشی نداشت.
محمد بن عباد درباره زهد و ساده زیستی امام (ع) می گوید: حضرت رضا (ع) در تابستان بر روی حصیر می نشست و در زمستان بر روی گلیم، و لباس هایش زبر و خشن بود؛ ولی هنگامی که در میان مردم می رفت از لباس های عادی مردم استفاده می کرد.[۱]
امام رضا (ع) شب ها هنگام خوابیدن، در بستر خویش زیاد قرآن می خواند و چون به آیه ای می رسید که در آن یادی از بهشت یا جهنم شده است، می گریست و از خداوند بهشت می طلبید و از دوزخ به خداوند پناه می برد. همچنین امام (ع) کم می خوابید و شبها را بیشتر به شب زنده داری می گذرانید و گاهی اوقات، تمام شب را تا صبح بیدار بود.[۲]
امام (ع) بسیار روزه می گرفت و روزه اول، وسط و آخر ماه، از او ترک نمی شد و می فرمود: «روزه داشتن در این سه روز، مثل این است که انسان همیشه روزه است».[۳]
فضائل امام رضا (ع) در زهد و معنویت نه تنها مورد تایید دوستان بلکه مورد اعتراف دشمنان آن حضرت نیز بود. رجاء بن ابی ضحاک ـ مأمور مأمون برای بردن امام رضا (ع) از مدینه به خراسان ـ می گوید: «من از مدینه تا مرو همراه و مراقب امام (ع) بودم؛ سوگند به خدا، کسی را در پرهیزگاری و افزونی ذکر خدا در تمامی اوقات و شدت خوف از حق تعالی، مانند او ندیدم.»[۴]
اهتمام کامل نسبت به نماز
پاسداری از نماز و اهتمام کامل نسبت به آن، یکی از مهمترین فضائل امام رضاست. از منظر حضرت رضا (ع) هیچ عملی برتر و با ارزش تر از نماز نیست و آن را در اول وقت اقامه می کرد به همین جهت آن حضرت (ع) به «ابراهیم بن موسی» فرمود: «لاَ تُؤَخِّرَنَّ صَلاَهً عَنْ أَوَّلِ وَقْتِهَا إِلَى آخِرِ وَقْتِهَا مِنْ غَیْرِ عِلَّهٍ؛[۵] نماز را همیشه در اول وقت شروع کن و آن را بدون علت، از اول وقت به تأخیر مینداز.»
امام هشتم (ع) حتی در مهمترین جلسات سیاسی و علمی به نماز اول وقت اهمیّت می داد. نقل شده است که در یکی از مجالس مناظره با سران ادیان و فرقه های دیگر، «عمران صائبی» که از دانشمندان بزرگ بود، حاضر شد و درباره توحید با امام رضا (ع) وارد گفتگو گردید. هنگامی که بحث و مناظره به اوج خود رسیده بود، حضرت رضا (ع) احساس کرد که وقت اذان ظهر و هنگام نماز است، بنابراین به مأمون فرمود: وقت نماز فرا رسیده است.
عمران صائبی که به حقایقی دست یافته و از دریای دانش سرشار امام هشتم (ع) بهره هایی برده بود، با التماس گفت: آقای من! گفتگو و پاسخ های خویش را قطع مکن؛ زیرا دل من، آماده پذیرش سخنان شماست. امّا آن حضرت فرمود: عیبی ندارد نماز را می خوانیم و دوباره به گفتگو ادامه خواهیم داد. در این حال امام (ع) و همراهان به اقامه نماز مشغول شدند. حضرت بعد از اقامه نماز، دوباره به گفتگو ادامه داد و پاسخ های روشنگرانه خویش را ارائه نمود.[۶]
فضائل امام رضا (ع) در ارتباط با مردم
یکی از فضائل امام رضا (ع)، ارتباط محترمانه و فروتنانه آن حضرت با اقشار مختلف جامعه است. پیشوای هشتم (ع) با آنکه مقام رفیع امامت را داشت و برگزیده خدا بود، در عین حال نه تنها برای خود هیچگونه حریمی قائل نبود، بلکه در زندگی خویش با طبقات مختلف مردم حتی خدمتکاران و زیردستان، با نهایت صمیمیت و فروتنی رفتار می کرد. مرحوم کلینی از مردی بلخی روایت کرده است:
من در سفر خراسان، همراه امام (ع) بودم. روزی هنگامی که سفره گسترده شد، امام (ع) از همۀ خدمتکاران خواست تا در کنار او بر سر سفره بنشینند. عرض کردم: فدایت شوم، بهتر بود سفرۀ آنان را جدا می کردی؟ فرمود: ساکت باش! همانا پروردگار و پدر و مادر همه ما، یکی است و پاداش هم به اعمال است.[۷]
همچنین درباره فضائل امام رضا (ع) در ارتباط با مردم نقل شده است که روزی امام (ع) در حمام پس از تقاضای فردی که آن حضرت را نمی شناخت، تن او را کیسه کشید. هنگامی که دیگران امام (ع) را به او معرفی کردند، شرمنده شد و به عذرخواهی از آن حضرت پرداخت. امام (ع) در حالی که او را کیسه می کشید، دلداری اش داد و فرمود: عیبی ندارد.[۸]
آن حضرت همواره با خادمان خود، رفتاری از سر لطف و مهربانی داشت. «یاسر» غلام امام رضا (ع) نقل می کند: «امام (ع) به ما توصیه کرده بود که هر گاه بر شما وارد شدم و شما مشغول غذا خوردن بودید (به احترام من) بر نخیزید تا از غذا خوردن فارغ شوید. گاهی اوقات بعضی از ما را برای انجام کاری می خواند. به آن حضرت اطلاع می دادند که مشغول غذا خوردنند. می فرمود: بگذارید تا از غذا خوردن فارغ شوند.»[۹]
مردمداری و مواجهه نیکو و همراه با احترام آن حضرت با اطرافیان، یکی از برجسته ترین و اخلاقی ترین فضائل امام رضا (ع) می باشد که همواره در سیره و رفتار امام (ع) تداوم داشته است.
معمر بن خلاد می گوید: وقتى حضرت رضا (ع) می خواستند غذا بخورند، یک کاسه بزرگى را کنار سفره می گذاشتند و از بهترین غذاها، از هر کدام مقدارى، در آن کاسه می ریختند و می فرمودند: آن را به مساکین بدهند. سپس این آیه مبارکه را قرائت می فرمود: «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَهَ؛[۱۰] ولی او از آن گردنه مهم نگذشت!» و بعد مى فرمود:
«عَلِمَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ لَیْسَ کُلُّ إِنْسَانٍ یَقْدِرُ عَلَى عِتْقِ رَقَبَهٍ فَجَعَلَ لَهُمُ اَلسَّبِیلَ إِلَى اَلْجَنَّهِ؛[۱۱] چون خداوند مى دانست که براى هر انسانى، آزاد کردن بنده مقدور نیست، راهى براى رسیدن به بهشت با اطعام غذا قرار داد.»
و نیز در روایت دیگری آمده است: شبى فردى بر آن حضرت میهمان شد، آن بزرگوار و میهمان نشسته بودند و صحبت مى کردند، در این حال چراغ خراب شد، آن شخص خواست چراغ را اصلاح کند، آن بزرگوار نگذاشتند و خود اقدام به اصلاح چراغ فرمودند و گفتند: «ما خانواده اى هستیم که مهمان را به کار نمى گیریم»[۱۲]
اینها تنها گوشه ای از فضائل امام رضا (ع) در برخورد و مواجهه شایسته و پسندیده با مردم بود که بیانگر روح بزرگ امام هشتم (ع) می باشد.
بردباری و صبر امام رضا (ع)
یکی دیگر از صفات اخلاقی و فضائل امام رضا (ع)، صبر و بردباری ایشان است. امام رضا (ع) خوی نیکوی حلم و بردباری را از پدر بزرگوار خود امام کاظم (ع) به ارث برده بود و در برابر افراد جاهل و گستاخ با بردباری مواجه می شد.
روزی یکی از خوارج که مقام ولایتعهدی را منافی با شئون و حیثیت امام (ع) می دانست، خنجری زهرآلود در لباس خود پنهان کرد و گفت: «نزد علی بن موسی می روم تا با او بحث کنم، اگر بر پذیرش ولایتعهدی حجتی داشت، چه بهتر وگرنه با این خنجر او را خواهم کشت!»
وقتی به حضور امام (ع) رسید، بدون آنکه صحبتی کند، حضرت از نیت پلید او آگاه شد و با بردباری با وی برخورد کرد و فرمود: اگر در برابر شبهۀ خود، پاسخ قانع کننده ای شنیدی، آن خنجری را که در آستین پنهان کرده ای بشکن و به دور انداز.
آن فرد پس از شنیدن سخنان منطقی امام (ع)، از کردۀ خود پشیمان شد. خنجر را شکست و دور انداخت و توبه کرد و گفت: شهادت می دهم که تو فرزند پیامبری و در گفتارت راستگو هستی.[۱۳]
این حکایت نشان می دهد که بردباری و صبر حضرت رضا (ع) در برخورد با دشمنان، یکی از فضائل امام رضا (ع) به شمار می رود، همانطور که در حدیثی از امام جواد (ع) علت نامیدن آن حضرت به رضا نیز رضایت دوست و دشمن از اخلاق نیکو امام معرفی شده است.[۱۴]
عزت نفس امام رضا (ع)
از دیگر کمالات و فضائل امام رضا (ع)، می توان به عزت نفس بالای آن حضرت به ویژه در برابر مأمون عباسی اشاره کرد. یکی از اهداف شوم مأمون از مسألۀ ولایتعهدی امام رضا (ع)، این بود که آن حضرت را با نزدیک کردن به دستگاه پر زرق و برق و برخوردار از لذائذ و نعمتهای مادی خود، به دنیاپرستی و جاه طلبی متهم کند؛ ولی مناعت طبع و عزت نفس پیشوای هشتم (ع)، نقشه مأمون را نقش بر آب ساخت.[۱۵]
امام (ع) پس از پذیرش ولایتعهدی نیز با بی اعتنایی تمام به تشکیلات سلطنتی مأمون، به زندگی ساده و بی آلایش دوران پیش از ولایتعهدی خود ادامه داد و حتی در برابر سیاست مأمون که سعی می کرد آن حضرت را وارد کارهای حکومتی گرداند، فرمود: این امر هرگز نعمتی برایم نیفزوده است؛ هنگامی که در مدینه بودم، دست خطم در شرق و غرب نفوذ داشت. در آن زمان بر استرم سوار می شدم و (با آرامی و آزادی) کوچه های مدینه را می پیمودم و این حالت از همه چیز برایم عزیزتر و مطلوبتر بود.[۱۶]
امر به معروف و نهی از منکر امام رضا (ع)
از جمله دستورات الهی که امروزه کمتر به آن توجه می شود، امر به معروف و نهی از منکر است. یکی از فضائل امام رضا (ع)، عمل به این دستور بسیار مهم خداوند است. پیشوای هشتم (ع) رفتار اطرافیان، زیردستان و یاران خود را زیر نظر داشت و در مواقع لازم، آنان را امر به معروف و نهی از منکر می کرد. یکی از خدمتکاران امام (ع) میوه ای را نیم خورده دور افکند. امام (ع) متوجه شد و با ناراحتی فرمود: سبحان الله! اگر شما بدان نیاز ندارید، مردمی هستند که به خوردن آن نیازمندند.[۱۷]
حتی مأمون نیز بارها از نصایح و رهنمودهای آن حضرت بهره مند شد. روزی امام (ع) دید مأمون وضو می گیرد ولی غلامش آب را بر دست وی می ریزد. حضرت فرمود: «کسی را در عبادت پروردگارت شریک قرار مده» مأمون آب را از دست غلام گرفت و خود مشغول وضو گرفتن شد.[۱۸]
بنابراین یکی از فضائل امام رضا (ع) که باید سرمشق زندگی ما نیز قرار بگیرد، امر به معروف و نهی از منکر است.
فضائل امام رضا (ع) در دفاع از حریم دین
یکی دیگر از برکات و فضائل امام رضا (ع) در دروان حیات آن حضرت، دفاع از حریم دین در برابر شبهات و بدعت های گروه های مختلف و معاند است. آن حضرت با سران ادیان مختلف مانند مسیحیت، یهودیت، صابئیان و … به مناظره می پرداخت و تمام آنان را با استدلال های قوی و استوار محکوم می کرد.[۱۹]
حضرت رضا (ع) علاوه بر مناظره با ادیان دیگر با فرقه های انحرافی به وجود آمده در داخل جامعه اسلامی نیز به مبارزه پرداخت. به عنوان نمونه امام نسبت به جریان منحرف غالیان به شیعیان و محبان اهل بیت (ع) می فرماید:
«عده ای از غالیان، اخباری را در مورد تشبیه به خدا و مسأله جبر در شأن ما به دروغ جعل کردند و با این بیهوده گویی ها، عظمت خدا را کوچک نمودند. هر کس آنها را دوست بدارد، با ما دشمنی نموده و هر کس آنها را دشمن بدارد، با ما دوستی نموده است؛ هر کس با آنها رابطه برقرار سازد، از ما بریده است و هرکس از آنها ببرد، با ما پیوند برقرار نموده است؛ هرکس نسبت به آنها بی اعتنایی کند، به ما نیکی نموده و هرکس به آنها نیکی کند، به ما بی اعتنایی و جفا کرده است؛ هر کس آنها را گرامی بدارد، به ما اهانت نموده و هر کس که به آنها اهانت کند، به ما احترام نموده است؛ هر کس به آنها بدی کند، به ما خوبی کرده و هر کس به آنها خوبی کند، به ما بدی نموده است؛ هر کس آنها را تصدیق کند، ما را تکذیب نموده و هر کس که آنها را تکذیب کند، ما را تصدیق نموده است؛ هر کسی که شیعه ماست، هرگز آنها را یار خود نگیرد و با آنها همکاری ننماید.»[۲۰]
شجاعت امام رضا (ع) در برابر حاکمان
یکی دیگر از فضائل امام رضا (ع)، شجاعت و شهامت ایشان در برخورد با حاکمان عباسی و نهراسیدن از آنان است. پس از شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع)، دوران امامت حضرت امام رضا (ع) در عصر هارون آغاز شد. با اینکه شرایط بسیار سخت بود اما امام (ع)، امامت خود را آشکار و هدایت مردم را شروع کرد.
محمد بن سنان که یکی از شیعیان است می گوید: به امام رضا (ع) عرض کردم: «شما چگونه جرأت کردید که بعد از پدرتان، امامت خود را آشکار کنید با اینکه از شمشیر هارون خون می چکد؟» آن حضرت در پاسخ سؤال من فرمود: «همانگونه که پیامبر (ص) در برابر ابوجهل، ایستادگی و مقاومت کرد و فرمود: اگر ابوجهل یک دانه مو از سرم بردارد، من پیامبر نیستم، من نیز به شما می گویم: اگر هارون از سرم یک تار مو بگیرد، من امام نیستم.»[۲۱]
کرامات امام رضا (ع)
کرامات و فضائل امام رضا (ع) پس از شهادت ایشان نیز ادامه پیدا کرد و بسیاری، از کرامات معنوی آن حضرت بهره مند می شوند. شیخ صدوق می گوید: وقتی رکن الدوله، یکی از وزرای حکومت آل بویه را از رفتن به زیارت امام علی بن موسی الرضا (ع) با خبر ساختم، به من گفت: مرقد آن امام (ع) را بارها زیارت کرده ام و حاجت های زیادی از ایشان گرفته ام. هنگامی که به آنجا رفتی، برای من دعا کن و به جای من، زیارت نما که در آن مکان، دعا اجابت می شود.[۲۲]
«ابومنصور عبدالرزّاق» وقتی فهمید که حاکم توس (معروف به بیوردی) فرزندی ندارد، به او گفت: چرا به زیارت امام رضا (ع) نمی روی تا در آنجا از خداوند فرزندی طلب کنی؟ من بارها در آنجا حوائجی از خداوند خواسته ام و خداوند حاجتم را به برکت آن امام بزرگوار بر آورده نموده است. حاکم توس می گوید: نزد امام رضا (ع) رفتم و از خداوند حاجتم را خواستم. خداوند فرزند پسری به من عطا کرد.[۲۳]
کرامت های حضرت رضا (ع) حقیقتا از شماره خارج و بی منتهاست و روی آوردن به مضجع شریف آن بزرگوار با صدق نیت و خلوص دل، مشمول جلب عنایت و بزرگواری این امام همام خواهد شد. شیخ طبرسی در این زمینه می گوید:
«آنچه مردم پس از شهادت وی تا زمان ما از برکت مشهد مقدس آن حضرت و علامات و عجائب آن مشاهده کرده اند و موافق و مخالف بدان تصدیق نمودند، از حد شمارش خارج است. در این مشهد مقدس کور مادرزاد و دیگر مریضان شفا یافتند و دعاها مستجاب و جاجت ها برآورده شده که بسیاری از اینها را خود مشاهده کردیم و نسبت به آن، علم یقینی که شک در آن راه نیابد، پیدا نمودیم».[۲۴]
شیخ حر عاملی هم می گوید: «من هم مثل شیخ طبرسی بسیاری از این معجزه ها را مشاهده کردم و یقین برای من حاصل شد، همانگونه که برای او یقین حاصل شده بود و در مدت مجاورت من در مشهد مقدس که ۲۶ سال می شود، در این خصوص چیزهایی شنیدم که از شمارش گذشته و در خاطر ندارم».[۲۵]
فضیلت زیارت ضریح و حرم رضوی
یکی دیگر از فضائل امام رضا (ع)، اهمیت و جایگاه بالای زیارت آن حضرت است. حمزه بن حمران از امام صادق (ع) نقل مى کند که فرمود: مَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ أَعْطَاهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ سَبْعِینَ شَهِیداً مِمَّنِ اُسْتُشْهِدَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اَللَّهِ (ص) عَلَى حَقِیقَهٍ؛[۲۶] هر که نواده مرا در توس خراسان با معرفت به حقش، زیارت کند، اجر هفتاد شهید از شهدایى که در کنار رسول اکرم (ص) پیکار کرده اند، به او داده مى شود».
امام جواد (ع) نیز در مورد زیارت قبر پدر گرامیشان فرموده اند: «مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی بِطُوسَ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ اَلْقِیَامَهِ نُصِبَ لَهُ مِنْبَرٌ بِحِذَاءِ مِنْبَرِ رَسُولِ اَللَّهِ (ص) حَتَّى یَفْرُغَ اَللَّهُ تَعَالَى مِنْ حِسَابِ عِبَادِهِ؛[۲۷] هرکه قبر پدرم، حضرت رضا (ع) را در توس زیارت کند خداوند گناهان گذشته و آینده او را مى بخشد و روز قیامت براى او منبرى در مقابل منبر رسول الله (ص) مى نهد و با آسایش و آرامش بر آن منبر مى نشیند تا خداوند به اعمال آخرین نفر از بندگان خود رسیدگى نماید.
جمع بندی
از جمله فضائل امام رضا (ع)، زهد و معنویت بسیاری ایشان بود. همچنین آن حضرت با فروتنی با مردم رفتار می کرد و نسبت به دشمنان بردبار بود. از دیگر فضائل امام رضا (ع)، غیرت نسبت به احکام الهی و دفاع از حریم دین خداوند بود. آن حضرت همواره با شجاعت و عزت نفس با حاکمان برخورد می کرد. همچنین احادیث بسیاری در باب اهمیت و فضیلت زیارت آن حضرت نقل شده است و کرامات آن حضرت پس از شهادت نیز برای بسیاری هویدا گردید.
پی نوشت ها
[۱] ابن شهر آشوب، المناقب، ج۴، ص۳۶۰.
[۲] ابن بابویه، عیون أخبارالرضا، ج۲، ص۱۸۲.
[۳] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۹۱.
[۴] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۹۲.
[۵] مجلسی، بحارالانوار، ج۸۰، ص۲۱.
[۶] ابن بابویه، التوحید، ص۴۳۴.
[۷] کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۳۰.
[۸] ابن شهر آشوب، المناقب، ج۴، ص۳۶۲.
[۹] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۱۰۲.
[۱۰] البلد/۱۱.
[۱۱] کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۲.
[۱۲] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۱۰۲.
[۱۳] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۵۵ـ۵۶.
[۱۴] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج۱، ص۱۳.
[۱۵] ابن شهرآشوب، المناقب، ج۴، ص۳۶۳.
[۱۶] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۱۵۵.
[۱۷] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۱۰۲.
[۱۸] مفید، الارشاد، ص۳۱۵.
[۱۹] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۱۰۰.
[۲۰] حر عاملی، اثبات الهداه، ج۷، ص۴۴۵.
[۲۱] قمی، الانوار البهیه، ص۱۸۶.
[۲۲] ابن بابویه، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۲۷۹.
[۲۳] ابن بابویه، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۲۷۹.
[۲۴] حرعاملی، اثبات الهداه، ج۴، ص۳۵۹.
[۲۵] حرعاملی، اثبات الهداه، ج۴، ص۳۵۹.
[۲۶] مجلسی، بحارالانوار، ج۹۹، ص۳۵.
[۲۷] مجلسی، بحارالانوار، ج۷، ص۲۹۱.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، تهران، نشر جهان، بی تا.
- ابن بابویه، التوحید، قم، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه بقم، موسسه النشر السلامی، ۱۴۱۶ق.
- ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب (ع)، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۲ق.
- حر عاملی، محمد حسن، إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۵ق.
- قمی، عباس، الأنوار البهیه فی تواریخ الحجج الإلهیه، قم، مکتبه الحیدریه، ۱۳۸۷ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران ـ ایران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، المؤتمر العالمی لألفیه الشیخ المفید،۱۴۱۳ق.
منبع اقتباس: رفیعی، علی؛ تاریخ اسلام در عصر امامت امام رضا (ع) و امام جواد (ع)، قم؛ تحسین؛ ۱۳۸۲؛ ص۱۵۰-۱۳.