قرآن در موارد متعدد و به مناسبت های مختلف، از فریضه نماز سخن به میان آورده و مؤمنان را به این عبادت سازنده توجه داده است. تعابیری که نیز از زبان پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) در مورد نماز بیان شده است، هر کدام حکایت از عظمت این عبادت دارد. آموزه های عارفان مسلمان نیز در ارتباط با فریضه نماز، به منزله تایید و تصدیق شریعت و در ادامه آن است. در این مقاله برخی از آیات و روایات مربوط به فریضه نماز را همراه با آموزه هایی از عارفان مسلمان ذکر می کنیم.
فریضه نماز، رأس اسلام است
در سال دهم هجرت پیامبر اکرم (ص)، معاذ بن جبل را به نمایندگی، به یمن فرستاد. در آستانه اعزام، پیامبر اکرم (ص)، برنامه تبلیغاتی او را مشخص فرمود که یکی از فرازهای آن فرمان در مورد فریضه نماز و اقامه آن است: «وَ لْيَكُنْ أَكْثَرُ هَمِّكَ الصَّلَاةَ فَإِنَّهَا رَأْسُ الْإِسْلَامِ بَعْدَ الْإِقْرَارِ بِالدِّينِ»،[1] و باید بیشترین همت خود را در ترویج و اقامه فریضه نماز به کار گیری چون پس از اقرار و اعتقاد به اصل دین به منزله سر آن است.
در باب بیست و چهارم کتاب رساله قشیریه، اندر مراقبت، آمده است: جرير بن عبدالله گوید: جبرئیل علیه السلام، نزدیک پیغامبر (ص)، آمد بر صورت مردی … پیغامبر (ص) را گفت: خبر گوی مرا از اسلام. گفت: نماز به پای داشتن، و زکوة بدادن، و حج کردن و روزه ماه رمضان داشتن.[2] ثوبان گوید: … پیغامبر (ص) گفت: راست باشید و بدانید که بهترین دین شما نماز است.[3]
رشید الدین میبدی نیز تزکیه و شهادت به زبان و عمل به وسیله فریضه نماز را از ارکان ایمان و وسیله نجات و فلاح می داند: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى» به پیروزی و نجات و نجاح پیوست بنده ای که سه چیز به جای آورد و آن سه چیز ارکان ایمان است؛ «تَزَكَّى» تصدیق است از میان جان؛ «وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ» شهادت است بر زبان؛ «فَصَلَّى» عمل است به ارکان، و از اعمال نماز به ذکر مخصوص کرد زیرا که نماز، معظم اعمال است و بهینه احوال است.[4]
فریضه نماز، ستون دین است
تعبیر دیگری که در مورد فریضه نماز در زبان پیشوایان دینی وجود دارد، نسبت آن را به دین چون ستون و عماد می داند: امیرالمومنین (ع) می فرماید: «اللَّهَ اللَّهَ فِي الصَّلَاةِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِينِكُم»[5]، از خداوند در مورد فریضه نماز بترسید، زیرا فریضه نماز ستون دین شماست.
آنچه در منابع روایی از فریضه نماز با عنوان «عمود دین» یاد شده به منزله شاهرگ حیات طیبه است که نمازگزار به دست خود بنایی محکم بر می افرازد تا بر آن تکیه زده و کمر راست کند، لذا هر چه این ستون محکم تر بنا شود بهره وری افزون خواهد بود.
شیخ احمد جام نامقی، پایداری خانه ایمان را در برپایی فریضه نماز می داند: «و این نماز چیزی است که رسول (ص) مي فرمايد «الصَّلَاةُ عِمَادُ الدِّين»[6]؛ چنان که خانه بی استون بنماند، ایمان بی نماز نماند؛ و چون نماز رنگ اخلاص ندارد مَجاز باشد و هیچ را نشاید؛ و چون رنگ اخلاص دارد و از سر غفلت نکند نماز از گردن وی بیوفتد؛ و چون خشوع با زان یار گردد نماز نماز گردد و فلاح پیدا آید و چون زهد با زان یار گردد اضعاف پیدا آيد.[7]
فریضه نماز، برترین عمل است
در روایات دیگری فریضه نماز به عنوان برترین عمل معرفی می شود: «أُوصِيكُمْ بِالصَّلَاةِ وَ حِفْظِهَا فَإِنَّهَا خَيْرُ الْعَمَلِ وَ هِيَ عَمُودُ دِينِكُم»[8]، امیرمومنان (ع) می فرماید: شما را به نماز و مراقبت از احکام و شرایط آن سفارش می کنم زیرا فریضه نماز برترین عمل و عمود دین شما است.
معاویة بن وهب گوید از امام صادق (ع) پرسیدم: بالاترین و محبوب ترین چیزی که سبب می شود بندگان به وسیله آن به خدا نزدیک شوند چیست؟ حضرت فرمود: «مَا أَعْلَمُ شَيْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنْ هَذِهِ الصَّلَاة»[9] بعد از شناخت خدا چیزی را از این نماز برتر نمی دانم.
در نظر شیخ جام، نماز یکی از شامل ترین احکام عبادی اسلام است و بسیاری از مراتب سلوک و مقامات عرفانی در نماز متمرکز شده است: کارهای خدای تعالی همه نیکو است و فاضل است؛ اما نماز از همه فاضل تر است و بهتر است؛ زیرا که همه طاعت ها در نماز باز جای آید، هم ذکر، هم فکر، و هم حفظ حواس و هم رکوع و هم سجود و هم تکبیر و هم تهلیل و هم تسبیح، و هم قرائت، و هم استقبال قبله و هم طهارت و هم پاکی جامه و هم پاکی جای و هم خاموشی، و هم طعام ناخوردن و هم شراب ناخوردن و هم چشم و زمان نگه داشتن و دست نگه داشتن از گرفتن و پای نگه داشتن از رفتن ناصواب و هم راز کردن و نیاز نمودن و دعا کردن و هم حاجت خواستن و هم سنت رسول (ص) باز جای آوردن، و هم فرمان خدای نگه داشتن.[10]
فریضه نماز، معیار پذیرش سایر اعمال
در تعالیم اسلامی در حوزه عمل انسان فریضه نماز محور اعمال به حساب می آید، به گونه ای که اگر فریضه نماز پذیرفته شود سایر اعمال نیز پذیرفته خواهند شد؛ امام صادق (ع) می فرماید: «أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ عَلَيْهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ فَإِذَا قُبِلَتْ قُبِلَ سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِذَا رُدَّتْ عَلَيْهِ رُدَّ عَلَيْهِ سَائِرُ عَمَلِهِ»[11]، نخستین چیزی که در روز قیامت از بنده حسابرسی می شود فریضه نماز است؛ پس اگر پذیرفته شد سایر اعمال او نیز پذیرفته می شود و چنانچه فریضه نماز او پذیرفته نشود، سایر اعمال او هم قبول نخواهد شد.
غزالی می نویسد: گفت اول چیزی که نگاه کنند روز قیامت نماز بود، اگر تمام باشد و به شرط بود، بپذیرند و دیگر عمل ها به تبعیت وی چنانکه باشد بپذیرند و اگر ناقص بود بر روی وی باز زنند، با همه اعمال دیگرش؛ و رسول (ص) گفت هر که طهارت نیکو کند و نمازی به وقت خویش بگزارد و رکوع و سجود وی نیکو به جای آرد و به دل خاشع و متواضع باشد، نماز وی همی شود تا به عرش، سپید و روشن، و همی گوید که خدای تعالی ترا نگاه دارد چنانکه تو مرا نگاه داشتی؛ و هر که نماز نه به وقت کند و طهارت نیکو نکند، و رکوع و سجود نیکو نکند و خضوع و خشوع تمام در آن به جای نیارد، آن نماز همی شود تا به آسمان، سیاه و تاریک، و همی گوید: خدای تعالی ترا ضایع گرداناد، چنانکه تو مرا ضایع گذاشتی تا آنگه که حق تعالی خواهد که نماز وی چون جامه خلق اندر هم بپیچند و بر روی وی باز زنند.[12]
نماز، معراج مؤمن
عارفان بر اساس آیاتی چون «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّی يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ»[13] و نیز احادیثی چون «الصَّلَاةُ مِعْرَاجُ المُؤْمِنِ»، عبادات، به ویژه نماز را به منزله دعوت به مشارکتی هر چند ضعیف در تجربیات پیامبر (ص) تلقی کرده اند.
هجویری، نماز را معراجی برای رسول اکرم (ص) می داند و در باب این حدیث که «یَا بلَال أقِم الصَّلَاةَ أرِحنَا بِها»[14] توضیح می دهد که: چون رسول (ص) را به معراج بردند و به محل قرب رسانیدند نفسش از کون گسسته شد، بدان درجه رسید کی دلش بود، نفس به درجه دل رسید، و دل به درجه جان، و جان به محل سر، و سر از درجات فانی کشت و از مقامات محو شد و از نشانی ها بی نشان ماند و اندر مشاهدت از مشاهدت غایب شد و از مغایبه برمید، شرب انسانی متلاشی شد، مادت نفسانی بسوخت، قوت طبیعی نیست گشت، شواهد ربانی اندر ولایت خود از خود به خود نماند، معنی به معنی رسید و اندر کشف لم يزل محو شد، بی اختیار خود به تشوقی اختیار کرد گفت: بار خدایا مرا بدان سرای بلا باز مبر و اندر بند طبع و هوا مفکن. فرمان آمد که حکم ما چنین است کی باز گردی با دنیا مر اقامت شرع را، تا ترا اینجا آنچ بداده ایم آنجا هم بدهیم. چون به دنیا باز آمد هر گاه که دلش مشتاق آن مقام معلا و معالی گشتی گفتی «أرِحنَا يَا بلَال بِالصَّلَوة»، پس هر نمازی وی را معراجی بودی و قربتی، خلق ورا اندر نماز دیدی جان وی اندر نماز بودی و دلش اندر نیاز و سرش اندر پرواز و نفسش اندر گداز تا قرة العین وی نماز شدی، تنش اندر ملک بودی جان اندر ملکوت، تنش انسی بود و جانش اندر محل أنس.[15]
بیان اشتیاق نبی مکرم اسلام (ص) به مقام معراج از شاهراه نماز، موضوعی است که در بيان عین القضات همدانی هم آمده است: «سید را، صلوات الله و سلامه عليه، هر لحظه و هر لمحه خود هر دو حالت که گفته شد بودی «وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَی» خبر ده این معنیست چون خواستی که زبانش از دل شنود گفتی «أرِحنَا یَا بلَال» ما را از خودی خود ساعتی با حقیقت ده.[16]
نماز، روشنی چشم پیامبر (ص)
پیامبر اکرم (ص) عشق و محبت خود را به نماز چنین بیان می فرمایند که «حُبِّبَ إِلَيَ مِنَ الدُّنْيَا ثَلَاثٌ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاة»[17]؛ نزد من سه چیز محبوب است: زنان و بوی خوش، و مایه روشنی چشمانم در نماز است.
از دیدگاه عین القضات، پیامبر اسلام (ص) که ذره ای از مهر دنیا را بر دل نداشت همین محبوب های سه گانه قالب او را در بند کرده بود تا زحمت هدایت خلق اختیار کند: «حُبِّبَ إِلَيَ مِنَ الدُّنْيَا ثَلَاثٌ» همین معنی دارد که اگر نماز و طیب و نسا را محبوب او نکردندی، ذره ای در دنیا قرار نگرفتی. این محبت سه گانه را بند قالب او کردند تا شصت و اند سال زحمت خلق اختیار کرد؛ و اگر نه دنیا از کجا و او از کجا؟ و خلق از کجا و همت محمد از کجا؟[18]
فریضه نماز، بازدارنده از زشتی ها
فریضه نماز سخن گفتن با خدا و استعانت از وی در جهت هدایت در صراط مستقیم است و بنابراین دارای اثر بازدارندگی از زشتی ها و انحرافات است. از این رو خداوند در قرآن می فرماید: «اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ»[19]؛ در این آیه، تلاوت قرآن و اقامه نماز، به عنوان دو عامل بازدارنده از منکر به پیامبر (ص) دستور داده شده است.
سر این که فریضه نماز پالاینده آلودگی ها و تاریکی های روح و بازدارنده از فحشاء و منکرات است آن است که این فریضه الهی،آداب شرایط و مقدماتی دارد. از آنجا که بنده در حال نماز متوجه جلال الهی و بر آستان حضرت حق، جل و علا، قرار دارد و آن ساحتی است طیب و طاهر و منزه از جميع شوائب نقص، واجب است که نمازگزار پاک باشد تا لیاقت هم صحبتی با کردگار را پیدا کند.
شیخ احمد جام نامقی، این پاکی و طهارت را فقط در معنای ظاهری آن نمی داند بلکه طهارت به آب توبه و مصفا کردن روح و جان: «اگر می خواهی که مقام نماز کنندگان یابی و از نماز فرا راز آیی، اول باری طهارتی پاک بیار، نه از آب، می گویم طهارتی بیار از توبه و از چنین نماز کردن توبه کن که در روزی چند بار بگویی که «یا رب توبه کردم» این توبه به از این کن. نمی شنوی رسول می فرمايد «مَن دعاني بالغفلة اجبتة باللعنة» تا کی از این توبه به رسم و از نمار به عادت و از ذکر به غفلت؟! توبه ای به حقیقت بکن و کار از سر گیر. پس آنگه به لب آب رو و غسلی بکن با ندامت و حسرت و در مسجد آی با تشویر و خجالت تمام، و به حضرت او فرست و از سر شرم و تشویر و خجالت و ضعف و درد دل و سوز معرفت و صدق و اخلاص دست بردار و جمله مخلوقات را با پس پشت کن و کل دنیا و عقبی را در زیر قدم آر و از سر این کوی زفان صدق بگشای و تکبیر بکن.»[20]
نکوهش کوتاهی و بی اعتنایی به نماز
غفلت از معنویت و احساس حضور خدا و دور شدن از او، رشته حیات معنوی انسان را گسسته و موجب ناآرامی و سرگردانی او می شود. قرآن کریم در آیاتی به این امر اشاره می کند.[21] فریضه نماز از مقوله یاد خداست و بی اعتنایی به این امر مصداق غفلت از وی و لذا به همان میزان که در منابع فرهنگ اسلامی در اجلال و اعظام فریضه نماز سخن رفته، بی توجهی به فریضه نماز را نیز نکوهش کرده است که اهم آنها را نخست در قرآن و سپس در احادیث معصومین (ع) بررسی می کنیم.
در قرآن، چند گروه در ارتباط با فریضه نماز مورد سرزنش قرار گرفته اند:
1. افرادی که فریضه نماز را به بازی و تمسخر می گیرند: «وَ إِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَ لَعِبًا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ»[22]
2. افرادی که از روی کسالت و بدون نشاط، فریضه نماز را به جا می آورند: «وَ لَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسَالَىٰ».[23]
3. افرادی که با انگیزه ریا و تظاهر به فریضه نماز می ایستند: «إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خَادِعُهُمْ وَ إِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَىٰ يُرَاءُونَ النَّاسَ …».[24]
4. افرادی که فریضه نماز را سبک می شمرند: «وَ لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا».[25]
5. افرادی که به پیروی از هوس ها، فریضه نماز را تباه ساختند: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا».[26]
نیز روایات بسیاری از کلام پیامبر (ص) و امامان معصومین (ع)، تبعات ترک فریضه نماز و بی اعتنایی به آن را گوشزد کرده و به این هشدارها متوجه ساخته اند.
پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: «مَا بَيْنَ الْمُسْلِمِ وَ بَيْنَ أَنْ يَكْفُرَ إِلَّا أَنْ يَتْرُكَ الصَّلَاةَ الْفَرِيضَةَ مُتَعَمِّداً أَوْ يَتَهَاوَنَ بِهَا فَلَا يُصَلِّيَهَا»[27]؛ بین مسلمان و کافر فاصله ای نیست مگر این که مسلمان فریضه نماز را عمداً ترک کند یا آن را بی اهمیت بداند و نخواند.
همچنین امام باقر (ع) می فرماید: «لَا تَتَهَاوَنْ بِصَلَاتِكَ فَإِنَّ النَّبِيَّ قَالَ عِنْدَ مَوْتِهِ لَيْسَ مِنِّي مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلَاتِه»[28]؛ نسبت به فریضه نماز بی اعتنا مباش و آن را سبک و ناچیز مشمار، همانا که پیامبر خدا (ص) هنگام وفات خود فرمود از من نیست کسی که نمازش را سبک بشمارد.
نبی مکرم اسلام (ص) می فرمایند: «أَسْرَقُ النَّاسِ فَالَّذِي يَسْرِقُ مِنْ صَلَاتِهِ فَصَلَاتُهُ تُلَفُّ كَمَا يُلَفُّ الثَّوْبُ الْخَلَقُ فَيُضْرَبُ بِهَا وَجْهُه»[29]؛ بدترین دزد کسی است که به خاطر شتاب زدگی از نماز خود می دزدد. نماز چنین کسی همچون جامه مندرسی در هم پیچیده شده به صورت او پرتاب می گردد.
نتیجه گیری
فریضه نماز، رأس اسلام و ستون دین و برترین عبادت است. فریضه نماز معراج مؤمن، و بازدارنده او از زشتی ها و معیار پذیرش سائر اعمال او در روز قیامت است. و این حقیقت علاوه بر آموزه های دینی، در آموزه های عرفانی نیز مورد تأکید بسیار قرار گرفته است. کسانی که به نوعی در این فرضیه الهی کوتاهی می کنند مورد نکوهش قرآن و پیامبر (ص) و دیگر معصومین (ع) و همچنین عارفان مسلمان قرار گرفته اند.
پی نوشت ها
[1] . مجلسی، بحار الأنوار، ج74، ص127
[2] . قشیری، رساله قشیریه، ص288
[3] . قشیری، رساله قشیریه، ص317
[4] . میبدی، تفسیر خواجه عبدالله انصاری، ج2، ص1326
[5] . مجلسی، بحار الأنوار، ج42، ص256
[6] . مجلسی، بحار الأنوار، ج74، ص78
[7] . جام نامقی، سراج السائرین، ص71
[8] . مجلسی، بحار الأنوار، ج74، ص405
[9] . مجلسی، بحار الأنوار، ج79، ص226
[10] . جام نامقی، سراج السائرین، ص72، 73
[11] . مجلسی، بحار الأنوار، ج79، ص236
[12] . غزالی، کیمیای سعادت، ج1، ص160
[13] . حجر/99
[14] . سجستانی، سنن ابی داود، ج2، ص474؛ طبرانی، المعجم الكبير، ج6، ص277؛ متقی هندی، کنز العمال، ج7، ص294
[15] . هجویری، کشف المحجوب، ص389
[16] . عین القضات، نامه ها، ص16
[17] . مجلسی، بحار الأنوار، ج73، ص141
[18] . عین القضات، نامه ها، ص107، 108
[19] . عنکبوت/45
[20] . جام نامقی، سراج السائرین، ص69، 70
[21] . طه/124، زخرف/36
[22] . مائده/58
[23] . توبه/54
[24] . نساء/142
[25] . نساء/142
[26] . مریم/59
[27] . مجلسی، بحار الأنوار، ج79، ص216
[28] . کلینی، كافي، ج3، ص269
[29] . مجلسی، بحار الأنوار، ج81، ص257
منابع
1. قرآن کریم
2. جام نامقی، احمد، سراج السائرين، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1368ش
3. سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابوداوود، قاهره، دار الحدیث، چاپ اول، 1420ق
4. طبرانی، سلیمان بن احمد بن ايوب اللخمي، المعجم الكبير، ج6، بیروت، مكتبه ابن تیمیه، چاپ اول، 1405ق
5. عین القضات همدانی، عبدالله بن محمد، نامه های عین القضات همدانی، تهران، نشر اساطیر، چاپ اول، 1377ش
6. غزالی، ابو حامد محمد، کیمیای سعادت، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهاردهم، 1378ش
7. قشیری، ابوالقاسم، ترجمه رساله قشیریه، تهران شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، 1374ش
8. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1407ق
9. متقی هندی، علی بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1409ق
10. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1403ق
11. میبدی، رشید الدین، ترجمه و تفسیر عرفانی قرآن کریم معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصاری، تهران، انتشارات طوبی، چاپ دوم، 1389ش
12. هجویری، علی بن عثمان، کشف المحجوب، تهران، طهوری، چاپ چهارم، 1375ش
منبع اقتباس: سلیمانیان، حمیدرضا، پیوند و همگرایی آموزه های اسلامی با تعالیم عرفانی در حوزه نماز، نشریه ادب و زبان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، سال 19، ش40، پاییز و زمستان 1395ش.