معراج پیامبر اسلام (ص)

معراج پیامبر اسلام (ص)

2021-07-18

539 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

اشاره:

بحث از واقعه شگفت انگیز و محیرالعقول معراج رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) از جمله مباحث جنجال برانگیزی به شمار می آید كه از دیرباز تاكنون، بر سر زبان و قلم دوست و دشمن جریان داشته است. برخی از اندیشمندان و مفسران به فراخور بضاعت و توان علمی خود، در این زمینه مطالبی را به رشته تحریر درآورده و دیدگاه های خود را مطرح ساخته اند. این مقاله مطالبی را در این موضوع مطرح نموده ست.

معراج، سفری اعجازآمیز و از جلوه های عظیم زندگی رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) است كه در منابع اسلامی از این رخداد شگرف و سترگ، با تعبیر «معراج» و «اسراء» سخن رفته است.

«معراج» در لغت از ریشه «عرج» و از آنجا كه اسم آلت است به معنی نردبان و پلكان می باشد(1) و «اسراء» از ریشه «سری» به معنی شبانه سیر دادن و بردن می باشد.(2)

معراج در قرآن و روایات:

آیاتی كه بر معراج دلالت دارند سه دسته اند: (3)

1. آیه ای كه دلالت بر سیر زمینی معراج یعنی از مكه و مسجدالحرام به مسجد الاقصی و بیت المقدس دارد.(4)

2. آیاتی كه دلالت بر سیر آسمانی معراج دارد.(5)

3. آیه ای كه دلالت بر ملاقات رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) با سایر انبیاء در شب معراج می كند.(6)

احادیث و روایات بسیاری در باب معراج وارد شده به گونه ای كه علامه مجلسی بر این باور است كه احادیث وارد شده در این زمینه در حدّ تواتر است.(7) در این روایات ضمن اینكه بر ثبوت معراج تصریح شده هرگونه انكار، نفی و ردّ آن به دور از منش و اندیشه شیعی و اسلامی انگاشته شده است. برای مثال، امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی، منكر معراج را از شمار شیعیان بیرون دانسته اند(8) و امام رضا (علیه‌السلام) هم تكذیب معراج را تكذیب رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) می دانند.(9)

زمان و مكان معراج:

واقعه معراج از معجزات پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) است. در وقوع این رخداد هیچ اختلافی نیست. اما در مورد زمان، مكان، تعدد و كیفیت معراج در بین مورخان اختلاف نظر وجود دارد.

در مورد زمان وقوع آن تاریخ های مختلفی ذكر شده است: اوایل بعثت،(10) دو سال(11) یا سه سال(12) یا پنج سال،(13) پس از بعثت، یك سال،(14) شانزده ماه،(15) هجده ماه،(16) و سه سال(17) پیش از هجرت و از مكان های معراج «شعب ابی طالب»،(18) «خانه ام هانی»،(19) «مسجدالحرام»(20) در منابع آمده است.

علامه طباطبائی در مورد اختلاف مكان معراج چنین می نویسند: ممكن است معراج دوبار اتفاق افتاده باشد، یكی از مسجد الحرام و دیگری از خانه ام هانی بوده است. اما اینكه از شعب ابی طالب بوده باشد در روایاتی كه متضمن آن است چنین آمده كه ابوطالب در تمام طول شب دنبال آن حضرت (صلی‌الله علیه و آله) می گشت، و به او دست نمی یافت تا آنكه با بنی هاشم در مسجدالحرام جمع شده شمشیرها را برهنه نموده، قریش را تهدید كردند كه اگر محمد رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) پیدا نشود چنین و چنان می كنیم، در همین حال بود كه رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) از آسمان فرود آمده نزد ایشان آمد، و مشاهدات خود را برای قریش تعریف كرد،و پر واضح است كه این همه جزئیات و خصوصیات، تصور نمی رود در ایامی اتفاق افتاده باشد كه ابو طالب در شعب محاصره و دست به گریبان آن شداید و بلایا بوده است.(21) در همین زمینه روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده كه وقتی از ایشان پرسیده شد: رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) را چند نوبت به معراج بردند؟ فرمود: دو نوبت.(22) نیز علامه طباطبائی می نویسد: آیات سوره نجم هم مؤید این روایت است كه می گوید: معراج دو بار اتفاق افتاده است.(23)

البته علامه مجلسی روایت دیگری را از ابن بابویه و صفار و دیگران به سند معتبر از امام صادق (علیه‌السلام) نقل كرده كه: «حق تعالی حضرت رسول (صلی‌الله علیه و آله) را صد و بیست مرتبه به آسمان برد و در هر مرتبه آن حضرت را در باب ولایت و امامت امیرالمؤمنین و سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) زیاده از سایر فرایض تأكید و مبالغه نمود».(24)

كیفیت معراج:

داستان معراج پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) مركب از دو قسمت بوده، قسمت نخست آن سفر با وسیله ای به نام «براق» از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی بود كه آن حضرت در مدت كوتاهی در آن نقطه پایین آمد، و از نقاط مختلف مسجد، و «بیت اللحم» كه زادگاه حضرت عیسی (علیه‌السلام) است و منازل انبیاء و آثار و جایگاه آنها دیدن كرد. و در برخی از منازل دو ركعت نماز گزارد. البته ناگفته نماند آن حضرت این مسیر را در یكی از شب ها در دوران رسالت در مكه از طریق اعجاز طی كرده است، عروج آن حضرت از مسجدالاقصی به آسمان ها انجام شده و ستارگان و نظام جهان بالا را مشاهده كرد. و با ارواح پیامبران و فرشتگان آسمانی سخن گفت، و از مراكز رحمت و عذاب (بهشت و دوزخ) بازدیدی به عمل آورد. درجات بهشتیان و اشباح دوزخیان را از نزدیك مشاهده فرمود.

رسول اكرم (صلی‌الله علیه و آله) در این سیر آسمانی (معراج) با رموز هستی و اسرار شگفت انگیز دستگاه عظیم آفرینش و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی پایان خداوند كاملاً آگاه گشت. سپس به سیر خود ادامه داد، و به «سدرة المنتهی» رسید، و آن را سراپا پوشیده از شكوه و جلال و عظمت دید. در این هنگام برنامه سفر اعجازآمیز وی پایان یافت، سپس مأمور شد از همان راهی كه پرواز نموده بود بازگشت نماید. در برگشت نیز در «بیت المقدس» فرود آمد، و روانه مكه و وطنش گردید.

خبردادن رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) از كاروان قریشابن هشام در سیره در ذیل حدیث معراج از ام هانی روایت كرده كه می گوید: رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) آن شب را در خانه من بود و نماز عشا را خواند و خوابید، ما هم با او به خواب رفتیم، نزدیكی های صبح بود كه ما را بیدار كرد و نماز صبح را خواند، ما هم با او نماز گزاردیم آنگاه رو به من كرده فرمود: ای ام هانی من امشب چنانچه دیدید نماز عشا را با شما در این سرزمین خواندم سپس به بیت المقدس رفته و چند نماز هم در آنجا خواندم و چنانچه مشاهده می كنید نماز صبح را دوباره در اینجا خواندم.

این سخن را فرمود و برخاست كه برود، من دست انداخته دامنش را گرفتم به طوری كه جامه اش پس رفت و بدو گفتم: ای رسول خدا این سخن را كه برای ما گفتی، برای دیگران مگو كه تو را تكذیب كرده و می آزارند، فرمود: به خدا! برای آنها نیز خواهم گفت!

ام هانی گوید: من به كنیز خود كه از اهل حبشه بود گفتم: به دنبال رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) برو، ببین كارش با مردم به كجا می انجامد و گفتگوی آنها را برای من باز گوی.

كنیزك رفت و بازگشته گفت: چون رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) داستان خود را برای مردم تعریف كرد با تعجب پرسیدند: نشانه صدق گفتار تو چیست؟ و ما از كجا بدانیم تو راست می گویی؟ فرمود: نشانه اش فلان كاروان است كه من هنگام رفتن به شام در فلان جا دیدم و شترانشان از صدای حركت براق رم كرده یكی از آنها فرار كرد و من جای آن را به ایشان نشان دادم و هنگام بازگشت نیز در منزل ضجنان (بیست و پنج میلی مكه) به فلان كاروان برخوردم كه همگی خواب بودند و ظرف آبی بالای سر خود گذارده بودند و روی آن را با سرپوش پوشانده بودند من آن سرپوش را برداشته آب را خوردم و كاروان مزبور هم اكنون از دره تنعیم وارد مكه خواهند شد، و نشانه اش آن است كه پیشاپیش آنها شتری خاكستری رنگ است و دو لنگه بار روی آن شتر است كه یك لنگه آن سیاه می باشد. و چون مردم این سخنان را شنیدند به سوی دره تنعیم رفتند و همانطور كه حضرت خبر داده بود كاروان پیدا شد و پیشاپیش آنها شتری به همان اوصاف مشاهده كردند و چون داستان ظرف آب را پرسیدند همانطور كه حضرت خبر داده بود گفتند: ظرف را پر از آب با سرپوش روی آن گذارده بودیم و چون صبح برخاستیم سرپوش روی ظرف بود ولی آبی در آن نبود و هنگامی كه آن كاروان دیگر به مكه آمد و داستان رم كردن شتران و گم شدن آن شتر را از آنها جویا شدند همه را تصدیق كردند.(25)

دو نهر «كوثر» و «رحمت»رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) در شب معراج از آب «كوثر» نوشیدند و در آب «رحمت» خود را شستشو دادند.(26)

خوردن میوه بهشتی توسط پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) و تشكیل نطفه فاطمه- علیها السلام – از آنطبرانی از عایشه روایت كرده كه گفت: رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: وقتی مرا به آسمان بردند داخل بهشت شدم و به درختی از درختان بهشت رسیدم كه زیباتر و سفید برگ تر و خوش میوه تر از آن ندیده بودم یك دانه از میوه های آن را چیده و خوردم و همین میوه نطفه ای شد در صلب من، وقتی به زمین آمدم و با خدیجه همبستر شدم به فاطمه حامله شد و اینك هر وقت مشتاق بوی بهشت می شوم فاطمه را می بویم.

قمی در تفسیر خود از امام صادق (علیه‌السلام) روایت كرده كه فرمود: رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) بسیار فاطمه را می بوسید، این كار برای عایشه خوشایند نبود، رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: ای عایشه! وقتی مرا به آسمان بردند داخل بهشت شدم جبرئیل مرا به نزدیك درخت طوبی برد و از میوه هایش به من داد و من خوردم، خداوند همان میوه را به صورت نطفه ای در پشتم درآورد ـ وقتی به زمین هبوط نمودم با خدیجه همبستر شدم به فاطمه حامله شد، و اینك هیچ وقت او را نمی بوسم مگر آنكه بوی درخت طوبی را از او استشمام می كنم.(27)

بیان ولایت حضرت علی(علیه السلام):

 رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «حق تعالی در شب معراج خود با من سخن گفت و مرا ندا كرد كه: ای محمد! علی حجت من است بعد از تو بر خلق من و پیشوای اهل طاعت من است، هر كه فرمان او برد فرمان من برده است و هر كه عصیان او كند عصیان من كرده است. پس او را نصب كن برای امّت خود كه با او هدایت یابند بعد از تو».(28)

در مناقب خوارزمی كه از كتب معتبره اهل سنت است روایت كرده است كه از رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) پرسیدند كه حق تعالی در شب معراج به چه لغت با تو سخن گفت؟ حضرت فرمود: در آن شب خدا با صدا و لغت علی بن ابی طالب مرا خطاب كرد و مرا الهام كرد كه گفتم: پروردگارا! تو مرا خطاب كردی، یا علی با من سخن گفت؟ حق تعالی مرا ندا كرد: ای احمد! من شبیه به اشیاء نیستم و مثل و مانند ندارم، و مرا به دیگران قیاس نمی توان كرد، تو را از نور خود آفریدم و علی را از نور تو آفریده ام، و چون می دانم كه هیچ كس را از علی دوست تر نمی داری پس به صدا و لغت علی با تو سخن گفتم تا دل تو مطمئن گردد.(29)

متأسفانه جریان معراج رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) مانند بسیاری دیگر از جریان های صحیح تاریخی، از روی غرض ورزی یا ساده لوحی و اعمال سلیقه های شخصی در طول تاریخ آمیخته با خرافات عجیب و غریبی شده است كه قیافه اصلی آن را از نظر كسانی كه مطالعه كافی در این قسمت ندارند، ناپسند نشان داده است.

پی نوشت:

  1. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، قم، نشرادب الحوزه، 1405، ج2، ص322.
  2. همان، ج14، ص381.
  3. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، تهران، انتشارات اسلامیه، ج18، ص282.
  4. سوره اسراء ، آیه 1.
  5. سوره نجم ، آیه 13ـ18.
  6. سوره زخرف ، آیه 45.
  7. مجلسی، محمد باقر، حیوة القلوب، قم، انتشارات سرور، چاپ ششم، 1384ش، ج3، ص699.
  8. مجلسی، بحار الأنوار، ج6، ص223 .ج8، ص37 ،197 .ج18، ص312.
  9. همان، ج18، ص312.
  10. ابن کثیر ، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، 1407ق، ج3، ص108.
  11. ابن شهر آشوب، محمد بن علی،مناقب آل ابی طالب، النجف الاشرف، المکتبه الحیدریة، 1376ش، ج1، ص150.
  12. قطب راوندی، سعید بن هبه الله، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدی(عج)، 1409ق، ج1، ص141.
  13. مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1420ق، ج8، ص199.
  14. ابن اثیر جزری، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر ، 1965م، ج1، ص47. ج2، ص51 .
  15. مقریزی، پیشین، ج8، ص201.
  16. ابن اثیر جزری، علی بن محمد، أسد الغابة فی معرفه الصحابه، بیروت، دار الفکر، 1989م، ج1، ص27.
  17. ابن اثیر جزری، همان،ج2، ص51. مقریزی، پیشین، ج1، ص47.
  18. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1990م، چاپ اول، ج1، ص166.
  19. ابن هشام، عبد الملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، ج1، ص402.
  20. سوره اسراء ، آیه 1.
  21. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ج13، ص31.
  22. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش، ج1، ص443. طباطبائی، همان، ص26.
  23. طباطبائی، پیشین، ص27.
  24. صدوق، محمد بن علی، الخصال، ص601. صفار، محمد بن حسن،بصائر الدرجات، ص79 به نقل از: مجلسی، محمد باقر، حیوة القلوب، ج3، ص704ـ705.
  25. ابن هشام، پیشین، ج1، ص402.
  26. مجلسی،حیوة القلوب، ج3، ص714.
  27. طباطبائی، پیشین، ج13، ص24ـ25.
  28. صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص387 به نقل از: مجلسی،حیوة القلوب، ج3، ص747.
  29. خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، ص37 به نقل از: مجلسی،حیوة القلوب، ج3، ص761.

منبع: سایت اندیشه قم

بدون دیدگاه