سرزمین مشعر الحرام یا مزدلفه

سرزمین مشعر الحرام یا مزدلفه

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

«مشعر» سرزمینی است در حدود دوازده کیلومتری عرفات، در مسیر عرفات به سوی مکه قرار دارد. این سرزمین بین تنگه دو کوه (مأزمین) و وادی محسّر واقع شده است.

علت نامگذاری مشعر

واژه «مشعر» به مکانی گویند که شعار خدا و نشان خدا جویی و خدا خواهی در آن کاملا پیدا است.[1] در مورد نام‌ گذاری مشعر گفته ‌اند: آن جا مرکزی برای شعار حج و نشانه ‌ای از این مراسم عظیم است.[2] و نیز مشعر به معنای نشان راه است و این سرزمین نشان مکان و عبادت خداوند است.[3]

در حدیثی از امام صادق(علیه ‌السّلام) حکایت شده است: جبرئیل (علیه السلام) به هنگام آموزش مناسک حج به ابراهیم (علیه ‌السلام)، بعد از غروب روز عرفه و هنگام حرکت به مشعر به ابراهیم (علیه السلام) فرمود: «ازدلف الی المشعر الحرام»؛ «به سوی مشعر الحرام حرکت کن و به آنجا نزدیک شو».[4]

در قرآن كریم آمده است: «فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ».[5]

اسرار مشعر

آیت الله جوادی آملی در مورد اسرار مشعر می ‌نویسد: «راز وقوف و بیتوته در مشعر الحرام، این است که حج گزار قلب خود را با شعار تقوا آگاه کرده، پرهیزگاری و خوف از خداوند را شعار دل خود قرار دهد. تا قلب او با تقوا شناخته شود که شعار هر قومی، معرف آن قوم است. بنابراین اگر چه تقوا در همه مناسک حج مطرح است، لیکن تجلی ویژه آن هنگام وقوف در مشعر الحرام، مشهود واقفان بر اسرار است».

ابراهیم (علیه السلام) در مشعر

حضرت ابراهیم (علیه السلام) كه دوران كودكى و نوجوانى را در كوه هاى كوثى در سرزمین اور بابل به سیر و سیاحت پرداخته و كوه و صحرا برایش دانشگاهى شبانه روزى بود و از مطالعه ستارگان و خورشید و ماه درس هاى بسیار آموخته و به افول و نقص آنان پى برده بود، اكنون ذریه و پیروان خود را به صحرا و كوه هاى عرفات و مشعر الحرام و منى می ‏برد.[6] و از بعد از ظهر تا غروب روز نهم ذى‏حجه آنان را نظاره ‏گر غروب و افول خورشید می گرداند و معرفت و شناخت آنان را نسبت به خورشید به واقعیت و یقین می ‏رساند.

آنگاه آنان را به صحراى مشعر الحرام كوچ مى‏دهد[7]، و شب تا به صبح به تماشاى ماه و ستارگان مى‏برد، تا با مشاهده غروب و افول ماه و ستارگان به مرحله شعور رسند و متوجه نقص آنها و نیاز انسان به خداى پدیدآورنده كرات آسمانى و زمین گردند و به مرحله یقین نایل گردند همچنان كه خداوند ملكوت آسمان ها و زمین را به او ارایه كرد تا از موقنین باشد: وَ كَذلِكَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ‏.[8]

وقوف در مشعر الحرام‏

توقف در مشعر، از ارکان حج است و حاجیان شب دهم ذی‌الحجه بعد از غروب آفتاب، از عرفات حرکت می کنند و به مشعر می آیند و در آنجا با قصد قربت شب را به صبح می‌ رسانند.

مرحوم كلینى با سند خود از امام صادق (علیه السلام) روایت مى ‏كند كه فرمود: سپس پیامبر اكرم (صلى اللّه علیه و آله و سلم) از عرفات افاضه كرد و به مردم هم دستور داد كه عرفات را ترك كنند تا به مزدلفه كه همان مشعر الحرام است رسید.

در آن‏جا نماز مغرب و عشا را با یك اذان و دو اقامه به جاى آورد و به افراد ضعیف دستور داد كه شبانه به سوى منى پیش بروند و به آن ‏ها سفارش كرد كه جمره عقبه را رمى نكنند تا وقتى كه خورشید طلوع كند.[9]

همچنین زنان را شبانه به همراه اسامة بن زید به سوى منى فرستاد و فرمود: هر كدام كه قربانى به همراه‏ آورده‏اند، رمى را انجام دهند و از منى خارج نشوند تا قربانى‏ها ذبح شود و هر كدام كه قربانى نیاورده ‏اند، رمى را انجام دهند و به سوى مكه بروند. واقدى روایت كرده است: هنگام سحر، پیامبر به زنان و بچه‏ هایى كه ضعیف ‏تر بودند و از آن حضرت درخواست كرده بودند تا قبل از ازدحام جمعیت به سوى منى بروند، اجازه داد تا حركت كنند.

آن حضرت ریگ ‏هاى رمى جمره عقبه را در مزدلفه جمع كرد. پس از این كه فرارسیدن صبح كاملا براى او روشن شد، نماز صبح را با یك اذان و اقامه به جاى آورد. سپس سوار قصواء شد و به مشعر الحرام (یعنى كوه قزح) آمد. در آن‏جا رو به قبله ایستاد و آن‏قدر ذكر گفت و دعا كرد تا این كه سفیدى صبح كاملا نمایان شد، اما هنوز خورشید طلوع نكرده بود و پس از طلوع خورشید، حركت كرد.

سپس فرمود: خداوند، در این مشعرش، بر شما نعمت بخشید و گنهكارتان را به خاطر نیكوكارتان بخشود و به نیكوكارتان، هر چه خواست، بخشید. با نام خدا حركت كنید.

ادب وقوف در مشعر الحرام‏

پیامبر خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) می فرماید: همه جاى مزدلفه (مشعر)، موقف است. از وادى محسر. بالاتر بروید. در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است: هر كس این چهار شب را شب زنده‏دارى كند، بهشت براى او واجب است: شبِ تَروِیَه، شب عرفه، شب عید قربان، و شب عید فطر.

كوچ از مشعر الحرام

امام صادق (علیه السلام): پیامبر خدا، چون از مزدلفه كوچ كرد، آرام مى‏ رفت و مى‏ فرمود:” اى مردم! آرام، آرام!”، تا آن كه در وادى محسر ایستاد”.

مسند ابن حنبل به نقل از فضل بن عباس: دو بار، شاهد كوچ همراه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم) بودم. او كوچ كرد؛ در حالت وقار و آرامش، و زمام شتر خود را گرفته بود [و مهار می كرد كه تند نرود]. تهذیب الأحكام به نقل از معاویة بن عمّار: امام صادق (علیه السلام) فرمود:” چون كوه ثَبیر براى تو آشكار شود و شتر، جاى گام خود را ببیند، كوچ كن”.

[سپس‏] امام صادق (علیه السلام) فرمود:” مردم در جاهلیت مى‏ گفتند:” ثَبیر! بتاب تا غارت كنیم”. منظورشان، روشنىِ آفتاب بود. پیامبر خدا (ص)، بر خلاف عادت اهل جاهلیّت، كوچ می كرد. آنان، با اسبْ تاختن و شترْ دواندن، كوچ می كردند؛ ولى پیامبر خدا، بر خلاف آنان، با آرامش و وقار، كوچ می كرد.

پس [اى معاویة بن عمار!] با یاد خدا و طلب آمرزش، كوچ كن. ذكر خدا را بر زبانت جارى ساز و چون به وادى محسر رسیدى كه وادى بزرگى بین مشعر و مِناست و به مِنا نزدیك‏تر است، پس شتابان از آن بگذر؛ زیرا پیامبر خدا، شتر خود را در آن جا شتاباند، در حالى كه می فرمود:” خدایا! پیمانم را به سلامت بدار، توبه‏ام را بپذیر، دعایم را مستجاب كن و بین آنان كه پشتِ سر نهادم و آمدم، جانشین من باش”.

هدف از حضور در مشعر الحرام

هدف از وظایف ما در مشعر، به ­یاد خدا بودن، داشتن «شعور» است؛ یعنی انسان آداب ملاقات با خداوند را یاد بگیرد، این مسئله اهمیت زیادی دارد كه انسان از راه دور برود، خرج كند و نفهمد كجا رفته و با چه كسی ملاقات می­ كند!

در روایات است كه مشعر، «حرم» خداوند است؛ اول كه می خواهند وارد شوند، باید إذن بگیرند. در مشعر باید خود را آماده كنید كه برای ورود به منی، و از طریق منی به زیارت خانه ‌ی خدا، إذن بگیرید. بعضی ها در فشار جمعیت و هوای گرم و خستگی سفر، مجال نمی یابند به یاد خدا باشند و می خوابند و هنگام طلوع آفتاب، برای رفتن به منی هجوم می آورند و در مشعر، به یاد خدا بودن برای آن ها مطرح نیست. در روایات می فرمایند: در مشعر باید حجاب ها و موانعی كه نمی‌ گذارد به خدا قرب پیدا كنید، برداشته شود.

حاجی موظف است وظایف و تکالیف شرعی خود را بداند (بداند چگونه طواف كند، سعی بین صفا و مروه را چگونه به‌جا آورد و…). این آگاهی ‌ها، آمادگی می‌ خواهد، و این درسی برای انواع عبادت ‌های ماست. در رساله های عملیه، چگونه نماز خواندن، چگونه روزه گرفتن و… را آموزش داده ‌اند و با مطالعه ی آن، مقلّدین به مسائل فقهی تسلط پیدا می‌ كند. اگر کسی مسائل را یاد نگیرد، ممكن است سال ها نماز بخواند، ولی نماز او صحیح نباشد. یا در مورد تجارت، حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمودند: «مَنِ اتَّجَرَ بِغَیْرِ فِقْهٍ فَقَدِ ارْتَطَمَ فِی الرِّبَا»؛[10] كسى كه بدون آموزش فقه اسلامى تجارت كند، به ربا خوارى آلوده شود.

جمع میان دو نماز مشعر (مزدلفه)

در مذهب اهل‌بیت (علیهم السلام) جمع میان دو نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشا مشروط‍‌ بر این كه ظهر پیش از عصر و مغرب پیش از عشا، ادا شود، جایز است.

همه ى مذاهب، جمع ظهر و عصر در عرفه و جمع مغرب و عشا را در «مزدلفه» (مشعر الحرام)، جایز می دانند.

مالكیان جمع بین نمازها را در وطن و محل اقامت، در صورت برخى عذرها چون بارش باران، گل بودن زمین، بیمارى، پذیرفته اند.

شافعیان باهم خواندن نمازها را در وطن در صورت بارش باران، پذیرفته اند.

حنبلیان جمع بین نمازها را در وطن در صورت عذرهایى مانند بیمارى سخت، استحاضه، ناتوانى در كنترل نجاست بدن و نیز ناتوانى از طهارت، ناتوانى در تعیین وقت و ترس از جان، عرض و مال پذیرفته اند.

حنفیان می گویند: جمع جایز نیست مگر در عرفه، یا براى شخص محرم در حج كه عصر را پس از ظهر می توان خواند و یا در «مزدلفه» و نیز محرم در حج كه مغرب را در وقت عشا پیش از عشا می توان خواند.[11]

در مكتب اهل‌بیت (علیهم السلام)، نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشا، هر كدام دو وقت دارند. آغاز وقت نماز ظهر، زوال خورشید است (وقتی كه خورشید وسط‍‌ آسمان است) و پس از ادای آن، می توان نماز عصر را هم اقامه كرد؛ هرچند وقت فضیلت نماز عصر فرا نرسیده باشد.

پی نوشت ها

[1] . مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن کریم، ج۶، ص۷۷، ماده «شعر».

[2] . مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۶۰.

[3] . طبری، محب‌الدین، القری لقاصد‌ام القری، ص۱۵۴.

[4] . مجلسی، بحار الانوار، بحارالانوار، ج۹۹، ص۲۶۶.

[5] . بقره/سوره۲،آیه۱۹۸.

[6] . فیض كاشانى، المحجة البیضاء، ج 1، ص 202.

[7] . صدوق، علل الشرائع، ص 436؛ بحار الانوار، ج 96، ص 266.

[8] . انعام: 75.

[9] . همان به نقل از فروع كافى، ج 1، ص 233.

[10] . ر. ك: الفقه على المذاهب الاربعة، ج ۱، ص ۴۸۳.

[11] . حکمت 447 نهج البلاغه

منابع

  1. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت ارشاد، ۱۴۱۶ق.
  2. حسینی‌ادیانی، ابوالحسن، حج مقبول، تهران، مشعر، 1381ش.
  3. مکارم شیرازی ناصر با همکاری جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۵۴ – ۱۳۸۷ش
  4. طبری، محب‌الدین، القری لقاصد‌ام القری، بی نا، بی جا، بی تا.
  5. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.فیض كاشانى، محسن فیض، المحجة البیضاء، انتشارات اسلامی، 1383ش.
  6. صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، نجف، المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۵ق.
  7. حكمت نامه پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله و سلم(فارسى)
  8. عبد الرحمن بن محمد عوض الجزیری (ت ١٣٦٠هـ)، الفقه على المذاهب الأربعة، دار الكتب العلمیة، بیروت – لبنان، دوم، ١٤٢٤ هـ – ٢٠٠٣ م.
بدون دیدگاه