علم امام رضا (ع)، یکی از مهمترین فضائل امامت است که از جهاتی، در امام هشتم (ع) نسبت به سایر ائمه (ع) ظهور و بروز بیشتری پیدا کرد. به همین خاطر نیز آن امام به «عالم آل محمد (ص)» در میان مسلمانان مشهور گشت. در ادامه به گوشه ای از علم امام رضا (ع) اشاره و حکایاتی از دوستان و دشمنان آن حضرت در این باره نقل می کنیم.
عالم آل محمد (ص)
امام کاظم (ع) همواره با اشاره به امام رضا (ع) به فرزندان خویش می فرمود:
«هَذَا أَخُوکُمْ عَلِیُّ بْنُ مُوسَى عَالِمُ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْأَلُوهُ عَنْ أَدْیَانِکُمْ وَ اِحْفَظُوا مَا یَقُولُ لَکُمْ فَإِنِّی سَمِعْتُ أَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ غَیْرَ مَرَّهٍ یَقُولُ لِی إِنَّ عَالِمَ آلِ مُحَمَّدٍ لَفِی صُلْبِکَ وَ لَیْتَنِی أَدْرَکْتُهُ فَإِنَّهُ سَمِیُّ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِیٍّ؛[۱]
این برادر شما علی بن موسى الرضا، عالم آل محمّد است در مسائل دینى به او مراجعه کنید و هر چه گفت قبول نمایید. من از پدرم جعفر بن محمّد شنیدم چندین مرتبه فرمود که: عالم آل محمّد در صلب تو است؛ ای کاش او را درک می کردم او همنام امیرالمومنین علی است.» این حدیث بیانگر مقام امامت و برتری علم امام رضا (ع) بر سایر برادران خود است.
اعتراف دشمنان به علم امام رضا (ع)
دانش و علم امام رضا (ع) به اندازه ای روشن و آشکار بود که حتی مخالفان و دشمنان حضرت نیز به آن معترف بودند. یکى از کارگزاران حکومتى مامون به نام رجاء بن ضحاک می گوید:
«هنگامى که امام رضا (ع) را به دستور مامون از مدینه به خراسان آوردم، مامون از رفتار و حالات و خصوصیات وى از من سؤالاتى کرد و من آنچه را که در طول سفر و در اوقات شبانه روز از على بن موسى الرضا (ع) دیده بودم به خلیفه گزارش دادم. مامون به من گفت: «اى پسر ضحاک! این شخص بهترین، داناترین و عابدترین فرد روى زمین است، آنچه را که از فضائل و مناقب و صفات والاى او دیده اى، نزد کسى فاش نکن!»[۲]
گستردگی علم امام رضا (ع)
ائمه اطهار (ع) معدن علم و سرچشمه دانش حکمت و اخلاق و معارف عالى انسانى بوده و به تمام علوم مورد نیاز بشر آگاهى کامل دارند. گستردگی علم امام رضا (ع) در حدیثی از آن حضرت چنین نقل شده است:
«وَ یَکُونُ عِنْدَهُ اَلْجَامِعَهُ وَ هِیَ صَحِیفَهٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فِیهَا جَمِیعُ مَا یَحْتَاجُ إِلَیْهِ وُلْدُ آدَمَ؛[۳] [کتابی با عنوان] جامعه نزد اوست و آن صحیفه اى است که طولش هفتاد ذراع است و در آن همه آنچه فرزندان آدم به آن نیاز دارند، بیان شده است.»
آگاهی و علم امام رضا (ع) از امور پنهانی
علم به امور پنهانی یا اصطلاحا علم غیب یکی از ویژگی های خاص اولیای الهی است. مرحوم شیخ عباس قمی در منتهی الآمال به نقل از ریان بن الصلت می نویسد:
«وقتی که اراده رفتن به عراق کردم و تصمیم خداحافظی با حضرت امام رضا (ع) را داشتم در خاطر خود گفتم هنگام وداع از او پیراهنی از لباس های تنش را بخواهم تا مرا در آن دفن کنند و درهمی از مالش را بخواهم تا برای دخترانم انگشتر بسازم، چون با حضرت خداحافظی کردم، گریه و اندوه از فراق او بر من غلبه کرد و فراموش کردم که آن دو خواسته را از حضرت بخواهم.
وقتی بیرون آمدم، حضرت صدایم کرد: ای ریان! بازگرد، بازگشتم، آن حضرت به من فرمود: آیا دوست نمی داری که دِرهمی چند به تو دهم تا برای دختران خود انگشتر بسازی؟ آیا دوست نمی داری که پیراهنی از لباس های تن خود را به تو بدهم تا تو را در آن کفن کنند؟ پس آن حضرت پیراهنی آورد و به من داد و سی درهم از اموالش را نیز به من بخشید.»[۴]
پس از شهادت امام کاظم (ع) برخی از شیعیان در امامت ایشان توقف کردند، از اعتراف به امامت امام رضا (ع) سرباز زدند و معتقد شدند که امام کاظم (ع)، مهدی موعود است که در غیبت به سر می برد و رجعت خواهد کرد. این دسته را فرقه واقفیه می نامند. عبدالله بن مغیره یکی از همین افراد است که خاطره ای جالب چگونگی هدایت خود به وسیله امام رضا (ع) را شرح می دهد. او می گوید:
«من واقفى مذهب بودم که به حج رفتم، چون به مکه رسیدم ، شکى (راجع به مذهبم) دلم را مشغول کرد، خودم را به دیوار کعبه چسبانیدم و گفتم: خدایا! تو خواست و اراده مرا می دانى، مرا به بهترین دین ها هدایت کن، پس در دلم افتاد که خدمت حضرت رضا (ع) بروم.
به مدینه آمدم و در خانه حضرت ایستادم و به غلامش گفتم: به آقایت بگو، مردى از اهل عراق بر در خانه است، آنگاه صداى حضرت را شنیدم که می فرمود: بفرما اى عبداللّه بن مغیره! بفرما اى عبداللّه بن مغیره! چون مرا دید فرمود: خدا دعایت را اجابت کرد و به دین خودش هدایتت فرمود، من عرض کردم: گواهى دهم که تویى حجت خدا و امین او بر خلقش.»[۵]
برتری علم امام رضا (ع) بر تمامی دانشمندان
مرحوم شیخ صدوق می گوید: مامون در هر جا که احتمال می داد دانشمندى باشد و توانایى مناظره و مباحثه با امام رضا (ع) را داشته باشد به مجلس خویش دعوت کرده و او را با امام هشتم (ع) وارد بحث می نمود. او در این زمینه تلاش هاى فراوانى به عمل آورد که اندیشمندان و نظریه پردازان فرقه ها و گروه هاى مختلف اسلامى و غیر اسلامى در مباحثه علمى بر حضرت رضا (ع) پیروز شوند. اما امام رضا (ع) در تمام آن جلسات و مناظره هاى سنگین و پیچیده علمى بر تمام دانشمندان عصر غلبه کرد. آن حضرت با کسى به بحث و مناظره نپرداخت مگر اینکه در پایان، طرف مقابل به فضیلت و برترى و دانش سرشار امام هشتم (ع) اعتراف نمود و در برابر استدلال هاى قوى و محکم او سر تعظیم فرود آورد.[۶]
شیخ طبرسى از هروى نقل کرده است که هیچ کس را دانشمندتر از على بن موسى الرضا (ع) ندیدم و هیچ دانشمندى نیز او را ندید مگر این که همانند من به فضل و دانش او شهادت داد.[۷]
برتری علم امام رضا (ع) بر دانشمندان هم عصر ایشان، در کلامی از خود حضرت چنین نقل شده است: «کُنْتُ أَجْلِسُ فِی اَلرَّوْضَهِ وَ اَلْعُلَمَاءُ بِالْمَدِینَهِ مُتَوَافِرُونَ فَإِذَا أَعْیَا اَلْوَاحِدُ مِنْهُمْ عَنْ مَسْأَلَهٍ أَشَارُوا إِلَیَّ بِأَجْمَعِهِمْ وَ بَعَثُوا إِلَیَّ بِالْمَسَائِلِ فَأُجِیبُ عَنْهَا؛[۸]
زمانى من در مسجدالنبی (ص) می نشستم و در آن دوران، دانشمندان زیادى در مدینه بودند، هرگاه یکى از آنها در پاسخ پرسشى عاجز می گشت و دیگران هم نمی توانستند از عهده برآیند، همگى به من اشاره می کردند و مسائل مشکل را پیش من می فرستادند و من پاسخ همه آنها را می دادم.»
آن حضرت درباره تفکر باطل مأمون می فرماید: «إِذَا سَمِعَ اِحْتِجَاجِی عَلَى أَهْلِ اَلتَّوْرَاهِ بِتَوْرَاتِهِمْ وَ عَلَى أَهْلِ اَلْإِنْجِیلِ بِإِنْجِیلِهِمْ وَ عَلَى أَهْلِ اَلزَّبُورِ بِزَبُورِهِمْ وَ عَلَى اَلصَّابِئِینَ بِعِبْرَانِیَّتِهِمْ … وَ عَلَى أَهْلِ اَلرُّومِ بِرُومِیَّتِهِمْ وَ عَلَى أَصْحَابِ اَلْمَقَالاَتِ بِلُغَاتِهِمْ فَإِذَا قَطَعْتُ کُلَّ صِنْفٍ وَ دَحَضَتْ حُجَّتُهُ وَ تَرَکَ مَقَالَتَهُ وَ رَجَعَ إِلَى قَوْلِی عَلِمَ اَلْمَأْمُونُ أَنَّ اَلْمَوْضِعَ اَلَّذِی هُوَ بِسَبِیلِهِ لَیْسَ بِمُسْتَحِقٍّ لَهُ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَکُونُ اَلنَّدَامَهُ مِنْهُ؛[۹]
آنگاه که من بر اهل تورات با توراتشان و بر اهل انجیل با انجیلشان و بر اهل زبور با زبورشان و بر صابئین با زبان عبرى خودشان و بر رومیان با منطق خودشان و بر اصحاب مقالات و اندیشه هاى مختلف، به طریقه خودشان استدلال کنم و آنگاه که هر دسته اى را محکوم نمودم و دلیلشان را باطل ساختم و آنان از عقیده و پندارهاى خویش دست کشیده و بر گفتار من گرویدند، مأمون در خواهد یافت که مسندى که بر آن تکیه زده، حق او نیست و در آن هنگام از کرده خود پشیمان خواهد شد.»
نمونه هایی از دانش و علم امام رضا (ع)
علم امام رضا (ع) عرصه های مختلف دینی، علمی، سیاسی و … را شامل می شد. در ادامه به برخی از جنبه های علم امام رضا (ع) اشاره می کنیم:
۱. آگاهی و علم امام رضا (ع) به زبان هاى مختلف
اباصلت هروی می گوید: امام رضا (ع) با مردم به زبان خودشان سخن می گفت و به خدا سوگند او سخنورترین و آگاه ترین مردم به هر زبان و لغت بود. روزی به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! من از آگاهی شما به این زبان ها – با وجود تفاوتی که با هم دارند – در شگفتم. حضرت در پاسخ من فرمود:
«یَا أَبَا اَلصَّلْتِ أَنَا حُجَّهُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَا کَانَ اَللَّهُ لِیَتَّخِذَ حُجَّهً عَلَى قَوْمٍ وَ هُوَ لاَ یَعْرِفُ لُغَاتِهِمْ؛[۱۰] ای اباصلت! من حجت خدا بر آفریدگانش می باشم، و خداوند کسی را حجت بر گروهی نمی گرداند که به زبان آنها آشنا نباشد.»
علی بن حمزه بطائنی حکایت می کند:
«روزى در محضر مبارک امام رضا (ع) بودم که تعداد سى نفر غلام حبشى در آن مجلس وارد شدند. پس از ورود، یکى از ایشان به زبان و لهجه حبشى با امام رضا (ع) سخن گفت و حضرت نیز به زبان حبشى و لهجه محلّى خودشان پاسخ او را بیان نمود و لحظاتى با یکدیگر به همین زبان سخن گفتند. آنگاه حضرت مقدارى پول – درهم – به آن غلام عطاء نمود و مطلبى را نیز به او فرمود؛ و سپس همگى آنها حرکت کردند و از مجلس خارج شدند.
من با حالت تعجّب به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! فدایت گردم، مثل اینکه با این غلام، به زبان حبشى و لهجه محلّى صحبت مى فرمودى؟! او را به چه چیزى امر نمودى؟ حضرت فرمود: آیا از گفتار و برخورد من با این غلامان و بندگان خدا تعجّب کرده اى؟! تعجّب مکن؛ براى اینکه منزلت و موقعیّت امام، بالاتر و مهمّتر از آنست که تو و امثال تو فکر مى کنند. سپس فرمود:
«فَإِنَّ اَلْإِمَامَ بِمَنْزِلَهِ اَلْبَحْرِ لاَ یَنْفَدُ مَا عِنْدَهُ وَ عَجَائِبُهُ أَکْثَرُ مِنْ ذَلِکَ وَ اَلطَّیْرُ حِینَ أَخَذَ مِنَ اَلْبَحْرِ قَطْرَهً بِمِنْقَارِه لَمْ یَنْقُصْ مِنَ اَلْبَحْرِ شَیْئاً کَذَلِکَ اَلْعَالِمُ لاَ یَنْقُصُهُ عِلْمُهُ شَیْئاً وَ لاَ تَنْفَدُ عَجَائِبُهُ؛ توجّه داشته باش که همانا امام و علوم او، همچون دریاى بى منتهایى است که پایان ناپذیر باشد و درون آن سرشار از عجائب بیشمار است، و چون پرنده اى قطره اى از آب آن را بردارد، چیزى از آب آن کم نخواهد شد. همچنین از علم امام چیزی کم نمی شود و عجائبش پایان نمی پذیرد.»[۱۱]
۲. علم امام رضا (ع) به حوادث آینده
کلیم بن عمران می گوید: به امام رضا (ع) گفتم: از خداوند بخواه برایت فرزندى عطا کند. حضرت فرمود: «من صاحب فرزندى خواهم شد و او وارث و یادگار من خواهد بود.» بعد از مدتى امام جواد (ع) به دنیا آمد.[۱۲]
همچنین صفوان بن یحیى نقل می کند: روزى نزد امام هشتم (ع) نشسته بودم که حسین بن خالد صیرفى وارد شد. وى به قصد مشورت و نظرخواهى به امام رضا (ع) گفت: می خواهم سفرى به منطقه عریض داشته باشم. حضرت فرمود: «آن جایى را که به عافیت و امنیت و سلامتى دسترسى دارى ترک نکن.(یعنى به سفر نرو که احتمال خطر هست.)».
او از گفتار امام (ع) قانع نشد و به قصد سفر به عریض به راه افتاد، اتفاقا در راه با دزدان و راهزنان مواجه شده و تمام اموال و دارایی هایش به سرقت رفت و راستى گفتار حضرت بر او روشن گردید.[۱۳]
۳. علم امام رضا (ع) به حقایق قرآن
حضرت رضا (ع) هنگامى که در یکى از مناظرات خویش در مجلس مامون، جایگاه والاى عترت پیامبر (ص) را با استدلال به آیات قرآن تشریح می کرد؛ در ضمن شمارش آیاتى که در مورد فضیلت اهل بیت (ع) است، چنین فرمود: «اما هفتمین آیه این است:
«إِنَّ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً؛[۱۴] خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى فرستند؛ اى کسانى که ایمان آورده اید! بر او درود فرستید و (در برابر اوامر او) کاملاً تسلیم باشید.»
مسلمانان گفتند: ای رسول خدا! ما معنى تسلیم را فهمیدیم که باید تسلیم فرمان شما باشیم، اما چگونه صلوات بگوییم. رسول خدا (ص) فرمود: بگویید: «اللَّهُمَّ صَلِّ على محمّدٍ و على آلِ محمَّدٍ، کما صَلَّیتَ على إبراهیمَ و على آلِ إبراهیمَ إنّکَ حَمیدٌ مَجِیدٌ.»
سپس امام رضا (ع) خطاب به حاضرین مجلس فرمود: آیا در این سخن، خلافى هست؟ گفتند: نه. در این هنگام مامون گفت: این سخن اجماعى است و هیچ اختلافى در میان امت اسلام نیست. آیا در مورد فضیلت آل محمد، سخنى واضح تر و صریح تر می توانید از قرآن بیان کنید؟
حضرت رضا (ع) فرمود: بلى، شما به من بگویید، آیه شریفه «یس، وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ، إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ؛[۱۵] یس! سوگند به قرآن حکیم که تو قطعا از رسولان خداوند هستى و بر راهى مستقیم قرار داری.» مقصود از «یس» چیست؟
دانشمندان مجلس گفتند: «معنى یس، محمد (ص) است و کسى در آن شکى ندارد.» امام هشتم (ع) فرمود: «در این آیه خداوند متعال بر محمد و آل محمد فضیلتى عطا کرده است و کسى را یاراى درک حقیقت آن نیست مگر از راه تعقل و اندیشه، براى اینکه خداوند متعال در کتاب مقدس خویش، به غیر از انبیاء (ع) بر هیچ کس سلام و درود نفرستاده و در هیچ جاى قرآن نفرموده: سلام على آل نوح و سلام على آل ابراهیم و سلام على آل موسى و هارون. فقط فرمود: «سَلامٌ عَلى آل یس؛[۱۶] یعنى آل محمد (ع).»
مأمون بعد از شنیدن این بیان عالى و استدلال قرآنى، خطاب به حاضرین مجلس گفت: «اکنون فهمیدم که شرح این آیات و بیان آن ها در نزد معدن نبوت و اهل بیت پیامبر (ص) می باشد.»[۱۷]
حضرت رضا (ع) در همان مجلس، آیه «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛[۱۸] اگر نمی دانید از آگاهان بپرسید» را تلاوت کرده و فرمود: «ما اهل ذکر هستیم، اگر نمی دانید از ما خاندان اهل بیت بپرسید.»
دانشمندانى که در مجلس حضور داشتند گفتند: «مقصود خداوند در این آیه از اهل ذکر، یهود و نصارى هستند.» امام هشتم (ع) فرمود: «سبحان الله! اگر ما پرسیدیم، و آنها هم به دین خودشان دعوت کردند و گفتند: دین ما بهتر از دین اسلام است، آیا چنین کارى بر ما جایز است؟!» مامون پرسید: «ای ابوالحسن! ممکن است این سخن را بشکافید و شرح دهید، تا خلاف ادعاى اینها ثابت شود؟»
حضرت رضا (ع) فرمود: «آری؛ ذکر، رسول الله است و ما (اهل بیت) اهل آن حضرت هستیم و این نکته در کتاب خدا بیان شده است، آنجا که در سوره طلاق می فرماید: «فَاتَّقُوا اللَّهَ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ الَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْرًا؛ رَسُولًا یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِ اللَّهِ مُبَیِّنَاتٍ؛[۱۹] از مخالفت فرمان خداوند بپرهیزید، اى خردمندانى که ایمان آورده اید! زیرا خداوند ذکر را بر شما فرستاده، رسولى که آیات روشن خدا را بر شما تلاوت می کند.» پس ذکر، رسول الله است و ما هم اهل ذکر هستیم.»[۲۰]
در این حکایت نه تنها میزان علم امام رضا (ع) به آیات قرآن روشن می شود، بلکه آن حضرت بیان می کنند که طبق آیات قرآن، اهل بیت (ع) بالاترین درجه از علم و آگاهی را در اختیار دارند.
۴. دانش و علم امام رضا (ع) در حوزه بهداشت و تغذیه
از حضرت رضا (ع) در مورد تغذیه مناسب و سلامت افراد، سخنان ارزنده اى به ما رسیده است که به مواردى از آن ها اشاره می کنیم: محمد بن سنان نقل کرده است که امام رضا (ع) فرمود:
«أَطْعِمُوا حَبَالاَکُمُ اَللُّبَانَ فَإِنْ یَکُنْ فِی بَطْنِهَا غُلاَمٌ خَرَجَ ذَکِیَّ اَلْقَلْبِ عَالِماً شُجَاعاً وَ إِنْ تَکُنْ جَارِیَهٌ حَسُنَ خُلُقُهَا وَ خِلْقَتُهَا وَ عَظُمَتْ عَجِیزَتُهَا وَ حَظِیَتْ عِنْدَ زَوْجِهَا؛[۲۱] همسران باردارتان را کندر دهید، اگر فرزند آنها پسر باشد، پاکیزه قلب و دانشمند و شجاع خواهد شد و اگر دختر باشد، خوش اخلاق و زیبا می شود و مورد توجه شوهر آینده اش خواهد بود.»
بدیهى است که این نوع خوراکی ها، علت تامه پدید آمدن این صفات نیست بلکه عوامل دیگرى نیز در این مورد دخالت دارند. در سیره تربیتى امام رضا (ع) علاوه بر تاکید بر سایر ابعاد معنوى انسان، به رعایت بهداشت و تغذیه سالم و نیز سایر عوامل غیر مادى مؤثر در سلامتى مانند صدقه و عقیقه توجه خاصى شده است.
آن حضرت، در بخشى از مطالبى که براى مأمون نوشته است، می فرماید: «وَ اَلْعَقِیقَهُ عَنِ اَلْمَوْلُودِ لِلذَّکَرِ وَ اَلْأُنْثَى وَاجِبَهٌ وَ کَذَلِکَ تَسْمِیَتُهُ وَ حَلْقُ رَأْسِهِ یَوْمَ اَلسَّابِعِ وَ یُتَصَدَّقُ بِوَزْنِ اَلشَّعْرِ ذَهَباً أَوْ فِضَّهً وَ اَلْخِتَانُ سُنَّهٌ وَاجِبَهٌ لِلرِّجَالِ؛[۲۲] عقیقه براى پسر و دختر، نامگذارى، تراشیدن موهاى سر نوزاد در روز هفتم و معادل وزن موها طلا و یا نقره صدقه دادن لازم است و ختنه پسر بچه ها، واجب است.»
تغذیه سالم و مقوى را امام رضا (ع) در مورد فرزندش نیز عملا مراعات می کرد. یحیى صنعانى می گوید: «در منا به محضر امام رضا (ع) وارد شدم، دیدم که جواد (ع) در دامان حضرت نشسته و حضرت به او موز می دهد.»[۲۳]
۵. احاطه علم امام رضا (ع) به امور سیاسی
صفوان بن یحیى می گوید: پس از شهادت حضرت امام کاظم (ع)، حضرت امام رضا (ع) خطبه خوانده و امامت خود را آشکار ساخت، ما از عواقب این امر ترسیدیم، به حضور حضرت رضا (ع) رفتم و عرض کردم: «شما جریان امامت خود را آشکار نمودید و ما از گزند این طاغوت (هارون) ترس داریم.» امام فرمود: «او هر چه سعى دارد انجام دهد، قدرت تسلط بر من نخواهد یافت.»
صفوان می گوید: بعدا ما از منبع موثقى دریافتیم که یحیى بن خالد برمکى (وزیر هارون) به هارون گفت: این على پسر موسى بن جعفر (ع)، براى خود ادعاى امامت می کند. هارون در پاسخ وى گفته است: آنچه که در مورد پدرش انجام دادیم نتیجه نگرفتیم، آیا می خواهى همه آنها را بکشیم؟!»[۲۴]
امام هشتم (ع) با هوشیارى و دوراندیشى خاص، توانست بعد از مرگ هارون و در دوران نزاع فرقه ها و آشوب هاى سیاسى و فرهنگى و کشمکش هاى سیاسى میان امین و مامون، به ارشاد و تعلیم و تربیت افراد همت گمارد و حتى بعد از استقرار حکومت مامون، آن حضرت با موضع گیری هاى حکیمانه، نقش تربیتى خویش را ادامه داد.
جمع بندی
علم امام رضا (ع) از جمله خصوصیات بارز آن حضرت در دوران زندگانی بود و ایشان به عالم آل محمد (ع) مشهور بود. وسعت علم امام رضا (ع) به گونه ای بود که حتی دشمنان آن حضرت نیز به آن معترف بودند. طبق روایات، علم امام شامل تمام علوم مورد احتیاج انسان ها می شود. علم امام رضا (ع) بر تمام دانشمندان زمان خود برتری داشت و امور مختلف دینی، سیاسی، تغذیه ای و … را شامل می شد.
پی نوشت ها
[۱] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۱۰۰.
[۲] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۱۸۳.
[۳] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج۱، ص۲۱۳.
[۴] قمی، منتهی الآمال، ج۳، ص۱۶۳۹.
[۵] کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۶۷.
[۶] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج۱، ص۱۵۴.
[۷] اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۱۷.
[۸] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۱۰۰.
[۹] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۱۷۵.
[۱۰] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۲۸.
[۱۱] مجلسی، بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۹۰ـ۱۹۱.
[۱۲] مجلسی، بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۵.
[۱۳] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۳۲.
[۱۴] الاحزاب/۵۶.
[۱۵] یس/۳-۱.
[۱۶] الصافات/۱۳۰.
[۱۷] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج۱، ص۱۸۵.
[۱۸] النحل/۴۳.
[۱۹] الطلاق/۱۱.
[۲۰] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج۱، ص۱۸۷.
[۲۱] مجلسی، بحارالانوار، ج۶۳، ص۴۴۴.
[۲۲] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۱۲۳.
[۲۳] الکافی، کلینی، ج۶، ص۳۶۰.
[۲۴] محمدی اشتهاردی، سوگنامه آل محمد (ص)، ص۱۱۰.
منابع
قرآن کریم.
ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، تهران، نشر جهان، بی تا.
اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، تبریز، بنی هاشمی، ۱۳۸۱ش.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران ـ ایران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
قمی، عباس، منتهی الآمال، قم، دلیل ما، ۱۳۷۹ش.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
منبع اقتباس: پاک نیا، عبدالکریم، ویژگی های امام رضا (ع)، قم، نسیم کوثر، ۱۳۸۴ش، ص۸۰ـ۵۹.