یکی از موارد اختلاف بین شیعه و اهل سنت مربوط به کلمه «عین الله» است که منشا آن اختلاف درباره واژه عین است. در منابع دینی است که آیا این کلمه درباره خداوند به همان معنایی است که در مخلوقات به کار می رود یا معنای دیگری دارد.
دیدگاه مکتب خلفا درباره عین
در كتب حديث و تفسير و عقايد مكتب خلفا، از «ابو هريره» روايت كرده اند كه گفت: «پيامبر را مشاهده كردم، آنگاه كه اين آيه را مى خواند: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها … سَمِيعاً بَصِيراً[1] چون به «سَمِيعاً بَصِيراً» مى رسيد، انگشت شصت را بر گوش مى گذاشت و انگشت كنار آن را بر چشم.»
ابو هريره خود براى نشان دادن كار پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) آيه را مى خواند، و آنگاه كه به «سَمِيعاً بَصِيراً» مى رسيد، دو انگشت خود را بر چشم و گوش خود مى گذاشت و مى گفت: پيامبر چنين مى كرد.
ابو هريره با اين كار مى خواست اين طور القا كند كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) براى تاكيد بر آن كه خداوند با گوش مى شنود و با چشم مى بيند، يك انگشت را بر گوش خود مى گذاشت و انگشت ديگر را بر چشم!
ابو داوود در سنن خود گويد: «اين روايت ردّى است بر جهميّه [كه اعضا و جوارح داشتن خدا را انكار مى كنند].»[2]
اين روايت ابو هريره، سبب شده است كه هر جا در قرآن لفظ «عين» به بارى تعالى نسبت داده شده، پيروان اين روايت، «عين» را به معناى چشم (عضو بدن) بدانند و بنابراين معتقد شوند كه خداوند داراى چشم مى باشد!
چنان كه ابن خزيمه، امام الائمه مكتب خلفا، در كتاب توحيد خود، باب «ذكر اثبات العين للّه جلّ و علا» می گويد: «اثبات چشم براى خدا؛ بنابر آنچه خالق براى خود در كتاب منزلش اثبات كرده و از زبان پيامبر برگزيده اش، آن فرموده ها شرح و بيان شده است.»
سپس از قرآن كريم به اين آيات استشهاد نموده است:
وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا[3]
تَجْرِي بِأَعْيُنِنا[4]
در اين دو آيه، خطاب خداوند به حضرت نوح می باشد.
وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي[5]
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَمِيعاً بَصِيراً (نساء: 58)
اين آيه درباره حضرت موسى است.
وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا[6]
اين آيه خطاب به پيامبر خاتم (صلى اللّه عليه و آله و سلم) است.
آنگاه می گويد: «بنابر آنچه در قرآن آمده[7]، بر هر مومنى واجب است براى خالق و آفريدگار خود اثبات كند آنچه را كه خالق براى خود برداشتن چشم، اثبات كرده است.»[8]
و نيز می گويد: «ايمان نياورده است به خدا، آن كس كه نفى كند از خداى تبارك و تعالى هر آنچه را كه او در كتاب منزلش براى خود اثبات نموده است. و معناى آن در بيان پيامبر كه خدا او را مبين قرآن قرار داده، بيان شده است. خداوند در حق او فرموده است:
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ[9] «ما قرآن را بر تو نازل كرديم تا براى مردم آنچه را بر ايشان فرو فرستاده شده است، بيان كنى.»[10]
و می گويد: «پيامبر خدا در مقام بيان قرآن، فرموده كه خدا دو چشم دارد. بنابراين، سخن پيامبر با نص محكم و متقن قرآن موافقت دارد؛ همان قرآنى كه بين دو جلد نوشته شده و در محراب مسجدها و مكتب ها آن را می خوانند.»[11]
پس از گفتار گذشته، ابن خزيمه به چند حديث و روايت از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) استشهاد می نمايد؛ از جمله همان روايت گذشته ابو هريره.
و در حديثى ديگر، از «عبد اللّه بن عمر» چنين روايت كرده است: «پيامبر فرمود: خدا اعور (يك چشم) نيست، و مسيح دجال چشم راستش نابيناست، گويا چشمش دانه انگورى است كه بر روى آب افتاده باشد. (از حدقه بيرون افتاده است)»[12]
عین الله در مكتب اهل بيت (عليهم السلام)
در پاسخ به روايت هاى مكتب خلفا درباره «عين الله» و تفسيرهاى غلط ايشان بر آيات قرآن كريم، از اوصياى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) بياناتى علمى رسيده است كه نياز به شرح و تفصيل دارد. همچنين در پاسخ هاى ايشان در بحث رؤيت، جواب اين كج فهمى آمده است.
در اینجا لازم است که جواب تاويل هاى نارواى دانشمندان مكتب خلفا را كه از احاديث كلى اهل بيت (عليهم السلام) به دست آورده است، در بررسى اين بحث بيان می نمايد.
بررسى اقوال و احاديث مكتب خلفا درباره «عین الله»
ابن خزيمه به دو عبارت «عينى» و «اعيننا» كه در قرآن آمده و در اين عبارات، كلمه «عين» و جمع آن «اعين»، به خداى تعالى نسبت داده شده است، استدلال نموده و پنداشته است كه «عين» در اين موارد به معنى عضوى است كه انسان و حيوان دارند. به اين دليل، معتقد شده كه خدا داراى چشم است. یعنی عین الله در باره خداوند به همان معنای است که به بندگان اطلاق می گردد.
لفظ عین در عربی و عین الله
لفظ «عين» و مشتقات آن در زبان عرب، در ده ها معناى حقيقى و مجازى استعمال شده است[13] و فقط يك معناى آن «چشم»، عضو بدن انسان و حيوان می باشد. اين كلمه در قرآن كريم، هم در معناى حقيقى و هم در معناى مجازى استعمال شده است. از آن جمله، در 21 مورد «عين» و «عينان» و «عيون» به لفظ مفرد و تثنيه و جمع، به معنى چشمه آب و نهر آمده است.[14]
كلمات «عين» و «اعين» كه مورد استشهاد ابن خزيمه قرار گرفته است، در قرآن كريم در معناى حقيقى لغوى استعمال نشده است، بلكه در معناى مجازى به كار رفته است.
در زبان فارسى وقتى گفته مى شود: «فلانى به شما چشم اميد دارد» يا «فلانى زير نظر فلانى است»، در هيچ يك از دو جمله، مقصود از «چشم» و «نظر»، عضو بدن و نگاه كردن با چشم عضو بدن نيست؛ بلكه در جمله اول مقصود آن است كه فلانى به شما اميد دارد، و در جمله دوم مقصود آن است كه شخص اول در حمايت و پشتيبانى و رسيدگى شخص دوم زندگى می كند، و يا تحت رعايت و مراقبت اوست.
«عين» و «اعين» مورد بحث (در قرآن كريم) نيز در معناى مجازى استعمال شده است. چنان كه در اين باره «مجمع اللّغة العربيّة» مصر، پس از ذكر «عين» و مشتقات آن- مانند: «اعين» و «عيون» و «اعيننا»- می گويند:
«ممكن است ريشه اين كلمات، واژه «عين»، يعنى عضو بينايى در بدن باشد، كه جمع آن «اعين» و «عيون» است و به طور مجازى براى مفاهيمى چون حفظ و نگاهدارى و غبطه و خوشحالى نيز استعمال می گردد.»
پس از آن می گويند: «در قرآن در اين معانى استعمال شده است.» و سپس موارد استعمال آن را ذكر می نمايند. در ضمن می گويند: «معناى «عين» در «قرّة عين لى و لك» و «قرّى عينا»، چشم است، ولى به طور مجازى، در معناى سرور و شادى استعمال شده است.»[15]
اينك براى روشنتر شدن مطلب، دو عبارت اخير را در قرآن، مورد بررسى بيشتر قرار می دهيم:
وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ[16]
اين آيه درباره به آب انداختن حضرت موسى (عليه السلام) در زمان تولد، و از آب گرفته شدن وى توسط خاندان فرعون نازل شده است.
معنى اين آيه بنابر قول گذشته چنين می شود: «زن فرعون به او گفت: [اين كودك] مايه سرور من و توست. او را مكشيد؛ اميد است براى ما سودمند باشد، و يا او را به فرزندى خود بپذيريم …»
بنا بر گفتار دانشمندان مصرى، معناى حقيقى و لغوى لفظ «عين»، چشم و عضو بدن می باشد، ولى در اينجا در معناى حقيقى خود استعمال نشده، بلكه در معناى مجازى آن، كه سرور و خوشحالى باشد، به كار رفته است.
فَكُلِي وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً[17]
اين آيه در بيان داستان حضرت مريم (عليها السلام) نازل شده، و اين كه چون حضرت عيسى (عليه السلام) را زاييد، چگونه پريشان شد. در آن حال به او چنين خطاب آمد: «اندوهناك مباش …* …* پس تناول كن [از رطب] و بنوش [از چشمه آب] و [به عيسى] دلخوش و مسرور شو …»
*** دانشمندان مصرى، به استعمال «عين» در معناى مجازى خود در اين دو آيه اشاره كرده اند، ولى در بعضى موارد ديگر كه «عين» در قرآن كريم، در معانى مجازى استعمال شده، سكوت كرده و چيزى نگفته اند. از آن جمله آياتى است كه ابن خزيمه به آن ها استدلال نموده و استعمال «عين» را در آن ها حقيقى پنداشته است. در حالى كه اين كلمه در اين آيات هم به معناى مجازى به كار رفته؛ همچنان كه راغب اصفهانى[18] به اين مطلب تصريح كرده و چنين گفته است:
«می گويى: «فلان بعينى»، يعنى: او را حفظ می كنم و سرپرستى می نمايم. مانند آن كه می گويى: «فلان بمرأى منّى و مسمع»، يعنى: فلانى زير نظر من و صدايش در گوشرس من می باشد.
عین الله در آیات
و خدا فرموده: فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا و نيز: تَجْرِي بِأَعْيُنِنا و وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا، يعنى: به گونه اى كه می بينيم و حفظ می كنيم. و فرموده: وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي، يعنى: در حفظ و حراست من. و از اين قبيل است: «عین الله عليك»، يعنى: در حفظ و حراست خدا باشى.»
بنابراين «راغب اصفهانى»، دانشمند بزرگ اسلامى و عالم مشهور ادبيات زبان عرب، و مترجم و مفسر قرآن كريم- كه ترجمه و تفسير او از لغات قرآن نزد همه دانشمندان جهان اسلام پذيرفته است- اين چهار مورد را- كه «ابن خزيمه» در آن، لفظ «عين» و «اعين» را درباره خدا به معناى حقيقى آن، كه عضو ديدن در بدن می باشد، دانسته بود- در معناى مجازى آن، كه حفظ و حراست باشد، دانسته است.
بنابراين، تفصيل معنى آيات چنين است:
آيه اوّل در خطاب به پيامبر خاتم (صلى اللّه عليه و آله و سلم) نازل شده و پس از ذكر آزارهاى كفار به آن حضرت، چنين می فرمايد:
وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا[19] «اى پيامبر! بر حكم پروردگارت صبر كن كه تو منظور نظر ما هستى و تو را حفظ می نماييم.»
آيات دوم و سوم مربوط به حكايت كشتى حضرت نوح (عليه السلام) می باشد.
در آيه دوم خطاب به وى فرموده است: وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا[20]
تعبیر از عین الله در ساختن کشتی
شبيه به همين آيه، در جاى ديگر نيز فرموده است: أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا[21] «با حفظ و حراست ما كشتى را بساز، همان گونه كه به تو وحى كرديم.»
و در آيه سوم در مورد كشتى آن حضرت می فرمايد: تَجْرِي بِأَعْيُنِنا[22] «آن كشتى با حفظ و حراست ما، بر روى آب روان بود.»
آيه چهارم در ضمن داستان حضرت موسى (عليه السلام) می باشد و در خطاب به او می فرمايد: … وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي[23] «… و از تو بر دل ها محبتى از جانب خويش افكندم، و تا پرورش تو با عنايت و حفظ من انجام پذيرد.»
*** پس از بررسى استدلال ابن خزيمه به آيات كريمه، دو حديث مورد استدلال او را نيز بررسى می نماييم:
روايت عبد اللّه بن عمر بن خطاب، درباره «دجال»
در اين روايت، وى از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) روايت می كند كه فرمود: «دجّال يك چشم است و خداوند يك چشم نيست.»
در پاسخ به اين استدلال، می گوييم:
بر فرض صحت اين روايت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم)، اين حديث بر اين دلالت می كند كه خدا مانند «دجال» نيست و يك چشم نيست، ولى مستقيما دلالتى ندارد بر اين كه خداوند داراى دو چشم باشد. آرى با فرض صحت روايت ابو هريره در اين باره، می توان اين حديث را به عنوان مويد در كنار آن قرار داد؛ ولى در غير آن صورت، به طور كلى اين حديث بر معناى روشنى دلالت ندارد.
روايت ابو هريره در باره عین الله
روايت ابو هريره صريحا می گويد كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) با اشاره به چشم و گوش خود، مشخص فرمود كه مقصود آيه از اينكه «خدا بينا و شنوا می باشد»، اين است كه خدا با چشم عضو بدن و گوش عضو بدن می بيند و می شنود. در واقع همين روايت ابو هريره است كه سبب كج فهمى «ابن خزيمه» و ديگر دانشمندان مكتب خلفا و پيروان ايشان تا به امروز گرديده است.
ما در گذشته، ميزان ارزش و اعتبار روايات ابو هريره و نقاط ضعف او را بررسى كرديم و با ذكر دلايل و شواهد، يادآور شديم كه روايت هاى ابو هريره از انديشه هاى بنى اسرائيل در تورات نشات گرفته است؛ لذا به هيچ روى نمی توان براى دريافت عقايد اسلامى به احاديث او اتكا نمود.[24]
پی نوشت ها
[1] . نساء: 58.
[2] . عن أبى يونس، عن أبى هريرة أنه قال فى هذه الآية:\i إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَمِيعاً بَصِيراً\( نساء: 58)
رأيت رسول اللّه يضع إبهامه على أذنه و إصبعه الّتى تليها على عينه. قال ابو هريرة: رأيت رسول اللّه يفعل ذلك. حدّثنى ابو يونس، قال: سمعت أبا هريرة يقرأ هذه الآية:\i إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها …\ قرأ إلى« سميعا بصيرا» فيضع إبهامه على أذنه و الّتى تليها على عينه و يقول: هكذا سمعت رسول اللّه يقرأها، و يضع إصبعيه.
و در تفسير ابن كثير و تفسير سيوطى و مستدرك حاكم، لفظ روايت چنين است: عن أبى يونس، سليم بن جبير مولى أبى هريرة …
و در آخر روايت آمده: إنّ اللّه كان سميعا بصيرا يعنى أنّ للّه سمعا و بصرا. قال أبو داوود: و هذا ردّ على الجهميّة. ( رجوع كنيد به: توحيد ابن خزيمه/ 42- 43؛ سنن ابى داوود، كتاب السّنّة، باب فى الجهمية 4/ 233؛ مستدرك حاكم 1/ 42؛ تفسير ابن كثير 1/ 516؛ تفسير سيوطى 2/ 175- 176)
پی نوشت ها
[3] . هود: 37.
[4] . قمر: 14.
[5] . طه: 48.
[6] . طور: 48.
[7] .مقصود ابن خزيمه از آنچه در قرآن آمده، لفظ« عينى» و« اعيننا» می باشد.
[8] . توحيد ابن خزيمه/ 42.
[9] . نحل: 44.
[10] . توحيد ابن خزيمه/ 42.
[11] . همان.
[12] . عن نافع، قال عبد اللّه بن عمر: ذكر النبىّ يوما بين ظهرانى الناس المسيح الدّجال فقال: إنّ اللّه ليس بأعور، ألا انّ المسيح الدّجّال أعور العين اليمنى، كأنّ عينه عنبة طافية. رجوع كنيد به: توحيد ابن خزيمه/ 43- 44؛ صحيح بخارى، كتاب الانبياء، باب« و اذكر فى الكتاب مريم» 2/ 170، و كتاب المغازى، باب حجّة الوداع 3/ 57؛ صحيح مسلم، كتاب الايمان، باب ذكر المسيح بن مريم و المسيح الدجّال/ 155، ح 274( ما لفظ مسلم را آورده ايم) همين روايت به لفظ ديگرى در مصادر ذيل نيز آمده است: صحيح بخارى، كتاب الفتن، باب ذكر الدجّال 4/ 154، و كتاب التوحيد، باب قول اللّه تعالى:\i وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي 4/ 185؛ صحيح مسلم، كتاب الفتن و اشراط الساعة، باب ذكر الدجّال و صفته/ 2247 و 2248، ح 100.
[13] . رجوع كنيد به شرح معانى« عين» در لسان العرب. ابن فارس، احمد بن زكريا لغوى( متوفّاى 369 ق) قصيدهاى دارد كه قافيه آن« عين» است و در هر بيت آن، اين كلمه به يك معنا آمده است.( رجوع كنيد به: معجم الادباء، تصحيح مرغليوث 2/ 11)
و نيز به همين سبك، مرحوم سيّد محسن امين قصيدهاى دارد كه داراى شصت بيت است.
[14] . مانند:« عين حمئة»( كهف: 86): به معنى چشمه آب گرم « فيهما عينان تجريان»( رحمن: 50): به معنى دو چشمه آب جارى « فى جنّات و عيون»( حجر: 45): به معنى چشمهها و نهرها در بهشت.
[15] . دانشمندان مصرى درباره واژه« عين» چنين گفتهاند: يمكن أن ترد المادّة إلى العين: عضو البصر، و تجمع على أعين و عيون، و منها تجيء معان فى الحفظ و الكلاءة، و من الابصار للمحفوظ و للغبطة و السرور. « قرّة عين لى و لك» هى للباصرة، بمعنى السرور. « و قرّى عينا» للباصرة، بمعنى السرور. ( رجوع كنيد به: معجم الفاظ القرآن الكريم، واژه« عين»، چ قاهره 1390 ق، چاپ دوم 2/ 266- 268)
[16] . قصص: 9.
[17] . مريم: 26.
[18] . در شرح حال راغب اصفهانى نوشته اند: الحسن بن مفضل، الامام ابو القاسم، المعروف ب« الراغب الاصفهانى»، نزيل بغداد( در گذشته 502 ق). ( رجوع شود به: معجم المؤلّفين 1/ 211)
[19] . طور: 48.
[20] . هود: 37.
[21] . مؤمنون: 27.
[22] . قمر: 14.
[23] ( 4)- طه: 48.
[24] . نقش ائمه در احياى دين، ج2، ص: 302
منابع
- سنن أبي داود ( ط دارالحديث قاهرة )، سليمان بن الأشعث السجستاني، دار الحديث – مصر – قاهره، الأولى، بی تا.
- سنن أبي داود، أبي داود سليمان بن الأشعث السجستاني، دار الفكر، بی تا.
- المستدرك على الصحيحين، للامام الحافظ أبي عبد الله الحاكم النيسابوري، دار المعرفة، بيروت – لبنان، بی تا.
- تفسير القرآن العظيم (ابن كثير)، أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: 774هـ)، دار الكتب العلمية، منشورات، محمد علي بيضون، الأولى – 1419 هـ – بيروت.
- الدر المنثور، عبد الرحمن بن أبي بكر، جلال الدين السيوطي (المتوفى: 911هـ)، دار الفكر – بيروت، 1425ق.
- كتاب التوحيد وإثبات صفات الرب عز وجل، أبو بكر محمد بن إسحاق بن خزيمة بن المغيرة بن صالح بن بكر السلمي النيسابوري (المتوفى: 311هـ)، عبد العزيز بن إبراهيم الشهوان، مكتبة الرشد – السعودية – الرياض، 1414هـ – 1994م
- الجامع المسند الصحيح المختصر من أمور رسول الله صلى الله عليه وسلم وسننه وأيامه = صحيح البخاري، إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار طوق النجاة ، الأولى، 1422هـ
- نقش ائمه در احياى دين، آيت الله سيد مرتضى عسكرى، مركز فرهنگى انتشارات منير، تهران، اول، 1382 ش