بی تردید نهضت مشروطه ایران از مهمترین نهضت های تاثیرگذار در تاریخ معاصر ایران بود. این نهضت، اولین جنبشی بود که با نظام سلطنت در ایران مخالف کرده و تلاش داشت اختیارات حاکمان را به وسیله قانون محدود سازد. در ادامه حوادث نهضت مشروطه ایران را از آغاز تا پایان به صورت مختصر بررسی می کنیم.
جرقه های نهضت مشروطه ایران
مردم ایران مدتها بود که از تصمیمات حاکمان ناراضی بوده و به دنبال فرصتی برای بیان اعتراض خود می گشتند. حوادثی در کشور جرقه های ابتدایی نهضت مشروطه ایران را زد و در ادامه سبب شعله ور شدن خشم مردم و به ثمر نشستن نهضت مشروطه ایران شد.
۱. واقعه کرمان
نخستین حادثه ای که زمینه نهضت مشروطه ایران را ایجاد کرد واقعه کرمان در مبارزه با انحرافات فرقه شیخیه بود. در کرمان، فرقه منحرف شیخیه، رشد زیادی پیدا کرده بود و تبلیغات فراوانی می کرد. در ماه محرم و صفر یکی از وعاظ کرمان به نام شیخ شمشیری، علیه این فرقه سخنرانی کرد و آنان را خارج از دین اسلام دانست.
این گروه که مورد حمایت شاهزاده رکن الدوله حاکم وقت کرمان بود، زمینه تبعید واعظ مذکور را فراهم کرد، اما مردم کرمان و علما، شیخ را مورد تأیید قرار دادند و درگیری نسبتاً شدیدی بین شیخیه و مردم رخ داد و در این میان چند نفر از شیخیه کشته شدند. به دنبال این حادثه، رکن الدوله عزل و ظفر السلطنه جانشین او شد.
حاکم جدید حاج میرزا رضا مجتهد کرمانی که یکی از روحانیون بزرگ کرمان به شمار می رفت و از شمشیری حمایت کرده بود را به اتفاق چند نفر به دارالحکومه برده، آنها را کتک زد و حاج میرزا رضا را تبعید کرد.[۱]
این اقدام حاکم جدید، مورد اعتراض مردم کرمان و سراسر کشور قرار گرفته و بهانه ای برای اعتراض علیه حکومت شد. علمای تهران به ویژه آیت الله طباطبایی و آیت الله بهبهانی بر اعتراض خود به عین الدوله – صدر اعظم ـ افزودند و زمینه مناسب برای شروع نهضت مشروطه ایران فراهم شد.[۲]
۲. حادثه نوز بلژیکی
اهانت ها و بی عدالتی های شخصی خارجی به نام «نوز بلژیکی» معروف به «مسیو نوز» نیز حادثه دیگری در زدن جرقه های نهضت مشروطه ایران بود. مسیو نوز که مدت چند سال برای اصلاح امور گمرکی در ایران به سر می برد و در مدت کوتاهی با کمک عوامل روسی بر کل گمرکات ایران مسلط شده بود، در یکی از مجالس، لباس روحانیون را پوشیده و با آن عکس گرفته بود.
انتشار این عکس که یک کافر، لباس روحانی به تن کرده بود، اهانت بزرگی به روحانیت تلقی می شد و از طرفی هم چون مردم به علت اقدامات سختگیرانه او در امور گمرکی دل خوشی از او نداشتند، اعتراضات شدیدی را علیه او برانگیخت، مردم و روحانیون فرصت را غنیمت شمرده در همه جا دست به تبلیغات وسیع علیه او زده خواستار مجازات وی شدند.[۳]
۳. تخریب بانک استقراضی روس
یکی از حوادث مهمی که در این دوره در تحریک احساسات مردم و به جریان افتادن نهضت مشروطه ایران مؤثر واقع شد، احداث بانک استقراضی روس در یک زمین وقفی و در قبرستان مسلمانان بود.[۴]
روس و انگلیس که در گرفتن امتیازات از ایران با هم رقابت داشتند، در محل بنای بانک نیز با هم رقابت می کردند و سعی می کردند آن را در بهترین نقطه تهران تأسیس کنند به همین دلیل بهترین مکان برای بانک روسی، قبرستان بازار امیر تهران تشخیص داده شد. روسها خانه های اطراف آن را خریده و قبرستان را تصرف کردند و شروع به تخریب آنجا نمودند.
تصرف و حفاری قبرستان مسلمانان در زمین وقفی به وسیله کفار، توهینی آشکار به مقدسات مسلمانان بود و به همین دلیل روحانیون و طبقات مختلف مردم علیه دولت و بانک روسی قیام کرده آن را خلاف شرع دانستند و از دولت خواستار جلوگیری این عمل نامشروع شدند.
پس از اینکه دولت به درخواست آنها ترتیب اثر نداد، مردم به راهنمایی علما و روحانیون شبانه به محل مذکور هجوم برده، ساختمان نیمه کاره بانک را ویران کردند هر چند رئیس بانک نزد صدر اعظم شکایت کرد، اما با فشار مردم و علما نتوانست کاری از پیش ببرد.[۵] این حادثه زمینه مناسبی برای نهضت مشروطه ایران بود؛ زیرا نشان داد که اگر مردم اراده کنند، می توانند در برابر تصمیمات حاکمان بایستند.
۴. تنبیه تاجران قند
تنبیه تاجران قند در واقع سرآغاز نهضت مشروطه ایران است. در دوران قاجاریه بیشتر قند مصرفی ایران از روسیه تأمین می شد. روسیه نیز در این مقطع تاریخی در حال جنگ با ژاپن – جنگ ۱۹۰۴ – ۱۹۰۵ م – بود به همین دلیل واردات قند از کشور روسیه کم و یا قطع شده و قند در ایران و به ویژه تهران گران شده بود. علاء الدوله حاکم تهران که مردی مستبد قلدر و ستمگر بود، تصمیم گرفت چند نفر از تاجران معروف قند را به دار الحکومه دعوت کرده و علت گران شدن قند را از آنها سؤال کند، اما هدف اصلی او این بود که تجار را که در جریان مسیو نوز بلژیکی سرکشی کرده بودند، گوشمالی دهد تا برای دیگران درس عبرت شود.[۶]
وی از میان تاجران دعوت شده، چهار نفر را که تاجر قند بودند انتخاب کرد و دستور داد که به فلک بسته شلاق بزنند. بی احترامی و کتک زدن تجار خوش نام بازار به ویژه حاج سید هاشم قندی که به دیانت و صداقت مشهور بود، باعث اعتراض شدید مردم و تعطیلی بازار و تجمع در مسجد شاه شد.[۷]
تنبیه تاجران قند آخرین جرقه نهضت مشروطه ایران را زد و خشم مردم از تصمیمات و اقدامات نابخردانه و غیر منطقی حکومت را شعله ور ساخت.
مهاجرت صغری
مهاجرت علما به حرم عبدالعظیم حسنی و تحصن در آنجا که بعدها به «مهاجرت صغری» مشهور شد، اولین مرحله نهضت مشروطه ایران بود که به دنبال حادثه تنبیه تاجران قند رخ داد.
به دنبال کتک خوردن تاجران قند و تعطیلی بازار، مردم در مسجد شاه جمع شده و از سید جمال واعظ که سخنران مشهور آن زمان بود، دعوت کردند تا سخنرانی کند. هدف این اجتماع که آیت الله سید محمد طباطبایی و آیت الله سید عبدالله بهبهانی نیز در آن حضور داشتند، تقاضای جلوگیری از ظلم و استبداد حکام به مردم و درخواست تشکیل عدالتخانه از سوی دولت بود، اما با اشاره امام جمعه که یکی از روحانیون وابسته به دربار بود، عده ای چماقدار به مردم هجوم برده و آنها را در تاریکی شب پراکنده کردند.[۸]
بعد از حادثه اسفبار مسجد شاه که با اهانت کامل علیه مردم و روحانیون بزرگ صورت گرفته بود، مردم دیگر جای امنی برای تجمع و اعتراض خود نداشتند و به همین دلیل آیت الله طباطبایی پیشنهاد کرد که برای جلوگیری از توطئه های کارگزاران رژیم، در آستانه حضرت عبد العظیم متحصن شوند و این پیشنهاد از سوی آیت الله بهبهانی و مردم پذیرفته شد. عین الدوله ـ صدر اعظم مظفرالدین شاه ـ که از مهاجرت مردم اطلاع پیدا کرده بود، قصد جلوگیری از آن را داشت اما موفق نشد.
سرانجام مردم و علما در تاریخ ۱۶ شوال ۱۳۲۳ ق (۱۲۸۴ ش)، هجرت خود را از تهران به سوی حضرت عبدالعظیم شروع کردند و در آنجا متحصن شدند. جمعیت مهاجرین زیاد بود و هر روز بر تعداد آنها افزوده می شد. عین الدوله قصد داشت که آنها را به تهران بازگرداند، اما این بار هم نتوانست.[۹]
در این مرحله از نهضت مشروطه ایران، مردم و متحصنین چند خواسته داشتند که عمده ترین آنها عبارت بود از تأسیس عدالتخانه، اجرای قانون اسلام درباره آحاد مردم، عزل مسیو نوز بلژیکی از ریاست گمرکات، عزل علاء الدوله از حکومت تهران، لغو مالیات بر مواجب و بازگرداندن حاج میرزا رضا به کرمان.[۱۰]
مظفرالدین شاه پس از اطلاع از درخواست های آنان، با همه آنها موافقت کرد ولی عین الدوله حاضر نبود دستور شاه را اجرا کند و به همین منظور، سه روز در مورد اجرای فرمان شاه مهلت خواست و قصد داشت که در این مدت، انقلابیون را پراکنده کند و در نتیجه، مسأله منتفی شده و عزل علاء الدوله نیز اجرا نشود.[۱۱]
سرانجام پس از قبول درخواست متحصنین، آنها به اتفاق دو رهبر روحانی خود با کالسکه سلطنتی و با استقبال بی نظیر مردم به تهران بازگشتند و به این ترتیب این مرحله از نهضت مشروطه ایران پس یک ماه تحصن با پیروزی و موفقیت کامل به پایان رسید.[۱۲]
مهاجرت کبری و اوج گیری نهضت مشروطه ایران
نهضت مشروطه ایران با بدعهدی حاکمان نسبت به تعهدات پیشین، وارد مرحله تازه ای شد. عین الدوله بعضی از خواسته های مخالفین مثل عزل حاکم تهران را انجام داد، ولی شخصی به نام «نیر الدوله» را که بدتر از علاء الدوله بود، انتخاب کرد و اجرای بعضی دیگر را به طور کلی به فراموشی سپرد و به اعمال خشونت آمیز خود ادامه داد و سید جمال واعظ را دستگیر و تبعید کرد. اعمال عین الدوله نه تنها باعث ترس و وحشت مردم نشد بلکه آزادی خواهان را به حرکت بیشتر و ادامه نهضت مشروطه ایران تشویق کرد.[۱۳]
مرحله دوم نهضت مشروطه ایران که باز هم با مهاجرت علما ولی این بار به قم شکل گرفت، با عنوان «مهاجرت کبری» شناخته می شود. زمانی که حاج شیخ محمد واعظ که از سخنرانان مشهور آن زمان بود و نقش مهمی در بیداری مردم داشت، توسط نیروهای امنیتی رژیم دستگیر و به سربازخانه برده شد، طلبه های جوان برای رهایی او به محل بازداشت وی حمله بردند و بر اثر درگیری یکی از آنها به نام «سید عبد الحمید» به قتل رسید. مردم جنازه او را بر سر دست ها گرفته و به مسجد بردند و بر مخالفت خود با رژیم افزودند.[۱۴]
قتل این طلبه جوان، نهضت مشروطه ایران را وارد مرحله جدیدی کرد. در این هنگام شیخ فضل الله نوری نیز به مردم و آیات عظام طباطبایی و بهبهانی پیوست. عین الدوله باز هم تصمیم گرفت به زور متوسل شود و بنا به دستور او، سربازان حکومت مسجد را محاصره کردند، اطراف مسجد به وسیله نیروهای مردمی سنگربندی شد و مردم به مقاومت خود ادامه دادند، درگیری شدیدی آغاز شد و حدود صد نفر از مردم کشته شدند و با شجاعت و رشادت بی نظیر آیت الله بهبهانی، مبارزه در مسجد ادامه پیدا کرد و نهضت مشروطه ایران متوقف نشد.
شاه و عین الدوله تلاش کردند که مردم را از مسجد خارج کنند. علما نیز سه راه به او پیشنهاد کردند یا کاری به آنها نداشته باشند یا دستور گشایش مجلس را بدهند یا به آنها امنیت داده شود تا از شهر خارج شوند که سومی از سوی حکومت پذیرفته شد.[۱۵]
وقتی مردم دیدند حتی در خانه خدا هم امنیت ندارند، چاره کار را خروج از تهران دانستند و به همین دلیل پیشنهاد آیت الله طباطبایی مبنی بر هجرت به قم مورد موافقت قرار گرفت. این مهاجرت – در تاریخ دوشنبه بیستم تیرماه ۱۲۸۵ ه. ش برابر با ۲۳ جمادی الاولی ۱۳۲۴ هـ . ق – با حضور سه هزار نفر از مردم از تهران به سوی قم انجام شد و به مهاجرت کبری مشهور گشت و نهضت مشروطه ایران را وارد مرحله نهایی خود کرد.[۱۶]
یکی دیگر از حوادث مهم در نهضت مشروطه ایران در این زمان تحصن مردم در سفارت انگلیس بود. با توجه به اینکه علمای بزرگ تهران پناهگاه مردم در مقابل فشارها و تهدیدهای «عین الدوله» بودند و آنها هم در قم به سرمی بردند عده ای تصمیم گرفتند، برای در امان ماندن از فشار وی به سفارت انگلیس پناه ببرند و در آنجا تحصن اختیار کنند. انگلستان که در حال رقابت با روس بر سر قدرت در ایران بود کمکهای زیادی به مشروطه خواهان متحصن در سفارت کرد و از خواسته آنها حمایت کرده به دولت جهت برآوردن خواسته های آنان فشار آورد.[۱۷]
پس از چندی که از هجرت کبری و تحصن در سفارت انگلیس گذشت مظفرالدین شاه اطلاع پیدا کرد که عده زیادی از مردم و حتی سربازان به صف مبارزان پیوسته اند و به همین دلیل خواسته های متحصنین را جویا شد. آنها پنج مورد را اعلام کردند که بر کناری عین الدوله و تشکیل عدالتخانه در رأس خواسته های آنان بود.[۱۸]
پیروزی نهضت مشروطه ایران و صدور فرمان مشروطیت
عزل عین الدوله که روابط نزدیکی با شاه داشت، برای مظفرالدین شاه بسیار مشکل و گران بود، ولی چاره دیگری وجود نداشت. در این میان عین الدوله به سختی در مقابل درخواست های متحصنین در قم و سفارت انگلیس مقاومت کرده، سعی داشت هر طوری که شده در مقام صدر اعظمی باقی مانده استعفا ندهد و نهضت مشروطه ایران را متوقف سازد.
سرانجام مظفرالدین شاه دستور عزل «عین الدوله» را صادر کرده، دو نفر از بزرگان قاجار را به قم فرستاد تا علما و مردم را به تهران باز گردانند و در همین حال، فرمان مشروطیت را نیز صادر کرد اما چون فرمان او گنگ و نامفهوم بود، مردم قبول نکردند و شاه ناچار شد فرمان تکمیلی را که به صراحت بر تشکیل مجلس شورای اسلامی تاکید داشت، صادر کند.[۱۹]
بدین ترتیب با صدور فرمان مشروطیت و تشکیل مجلس شورا، حکومت استبداد کبیر تبدیل به مشروطه شد و به این ترتیب نهضت مشروطه ایران به پیروزی رسید.
فرمان مشروطیت به امضای محمد على میرزا (ولیعهد) نیز رسید و میرزا نصر الله خان مشیر الدوله به نخست وزیری برگزیده و مأمور انجام مقدمات برای تشکیل مجلس شورا شد. او با کمک فرزند تحصیلکرده خود و چند نفر دیگر، اولین قانون انتخابات را نوشت و انتخابات تهران که به صورت صنفی بود، برگزار شد.[۲۰]
جمع بندی
جرقه های نهضت مشروطه ایران با حادثه کرمان، اعتراض به اقدامات نوز بلژیکی، تخریب بانک روسی و حمایت مردم از تاجران قند زده شد. حمایت های مردم از تاجران در نهایت به مهاجرت صغری انجامید. بدعهدی حاکمان سبب استمرار مطالبات مردم و اوج گیری نهضت مشروطه ایران در مهاجرت کبری شد. سرانجام مظفرالدین شاه خواسته های مردم را پذیرفت و دستور تشکیل مجلس را امضا کرد.
پی نوشت ها
[۱] مدنی، تاریخ تحولات سیاسی وروابط خارجی، ج۲، ص۹۳.
[۲] مدنی، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی، ج۲، ص۹۵.
[۳] مدنی، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی، ج۲، ص۹۷.
[۴] ملک زاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج۱، ص۲۲۳.
[۵] ملک زاده، تاریخ انقلاب مشروطیت، ج۱، ص۲۲۳.
[۶] کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ج۱، ص۳۳۱.
[۷] کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ج۱، ص۳۳۲.
[۸] مدنی، تاریخ تحولات سیاسی روابط خارجی ایران، ج۲، ص۱۰۰.
[۹] مدنی، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، ج۲، ص۱۰۵.
[۱۰] مدنی، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، ج۲، ص۱۰۵.
[۱۱] مدنی، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، ج۲، ص۱۰۷.
[۱۲] ملک زاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج۲، ص۳۰۹.
[۱۳] مدنی، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، ج۲، ص۱۰۸.
[۱۴] جاسبی، انقلاب مشروطیت، ص۳۵.
[۱۵] جاسبی، انقلاب مشروطیت، ص۳۵.
[۱۶] ملک زاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج۲، ص۳۶۴.
[۱۷] جعفریان، جنبش مشروطیت ایران، ص۱۲۴ـ۱۰۵.
[۱۸] مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۱، ص۵۷.
[۱۹] مدنی، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، ج۲، ص۱۲۰.
[۲۰] مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۱، ص۵۸.
- جاسبی، عبدالله، انقلاب مشروطیت، بی جا، انتشارات حزب جمهوری اسلامی، بی تا.
- جعفریان، رسول، جنبش مشروطیت در ایران، قم، انتشارات توس، ۱۳۶۹.
- کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، بی جا، بی نا، بی تا.
- مدنی، جلال الدین، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، قم، انتشارات جامعه مدرسین قم، ۱۳۶۹.
- مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، تهران، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۱.
- ملک زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۵۸.
منبع اقتباس: نظرپور، مهدی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمایندگی ولی فقیه، ۱۳۸۰ش. ص۷۵ـ۶۷.