اشاره:
نام علویه بعد از رحلت پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در جامعه اسلامی به وجود آمده است، در سیر تاریخ و تشدید اختلافات مذهبی فرقه هایی مختلفی در اسلام به وجود آمد و در این میان در مذهب شیعه نیز فرقه هایی پدیدار گشتند كه دچار افراط و تفریط شده و درباره ائمه ـ علیهم السّلام ـ گزافه گویی كردند. به نحوی كه یا ایشان را خدا نامیدند، یا قائل به حلول جوهر نورانی الهی در ایشان شده، و یا به تناسخ قائل شدند.[1] شاخص ترین آنها غلات هستند كه به خاطر نسبت های كاذبی كه به ائمه ـ علیهم السّلام ـ می دهند از طرف دیگر مذاهب اسلامی و حتی فرقه های میانه رو شیعه، رد شده اند تا حدی كه آنان را به سبب بیان سخنان كفرآمیزشان از دین اسلام بیرون می دانند. این مقاله درباره علویان سوریه و ترکیه مطالبی را بیان کرده است.
غُلات غالبا از موالیان ایرانی و سایر ملل هستند كه یا به خاطر ساده دلی و عامی بودن، كه تحت تاثیر كلام شیوا و رفتار پسندیده ائمه ـ علیهم السّلام ـ قرار می گرفتند و یا شیادانی مثل ابوالخطاب بودند كه برای رسیدن به مقامات دنیوی و نفوذ در نفوس مردم نسبت گزافی به ائمه ـ علیهم السّلام ـ می دادند تا شاید به اسم و رسمی رسیده و مریدانی برای خود بیابند.[2]
باید این نكته را در نظر داشت كه عمده ترین علت در بوجود آمدن اینان، شرایط اجتماعی و سیاسی حاكم زمان بوده كه از یك سو مردم را از دسترسی به ائمه ـ علیهم السّلام ـ برحذر می داشت، و از سوی دیگر مردم ساده دل و حریص، مشتاق شنیدن فضایل ائمه ـ علیه السّلام ـ بودند، و این امر باعث سوء استفاده افرادی می شود كه در مسیر رسیدن به امیال خود، از هیچ تحریفی در دین و مذهب ابا نداشتند.
بنابراین علویه به طور عموم كسانی هستند كه در حق علی ـ علیه السّلام ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ غلو كرده و آنها را به مقام خدائی بردند.[3]
اما علویان سوریه و ترکیه که به نام نصیریه نیز معروف اند، فرقه ای از غلات شیعه هستند كه پیروان محمد بن نصیر نمیری هستند و گویند خدا در علی ـ علیه السّلام ـ و پس از آن در اولاد او ظهور كرده است و حق به زبان آنها گویا شده است بنابراین خدایی در ذات علی و اولاد آن حضرت منحصر است..[4]
علویه ایران: به علویون كه در شمال غرب ایران زندگی می كنند اهل حق یا نصیریه گفته می شود، كه عنوان اهل حق را نصیریان یعنی علی اللهیان بر خود گذاشته اند، البته بین نصیریه ایران و سوریه درباره تجلی و ظهور خداوند در امیر المومنین ـ علیه السّلام ـ و اولادش اختلاف وجود دارد و آن این كه اهل حق (همان علویه) ایران می گویند صفات خدا در علی و اولادش حلول كرده و علویه سوریه می گویند ذات خدا در علی و اولادش حلول كرده است ولی هر دو در خدا بودن حضرت علی و اولادش اتفاق نظر دارند, البته وجود خدای یگانه را انكار نمی كنند بلكه می گویند خدای غایب از نظرها، در اینها تجسم پیدا كرد تا مردم بیشتر خدایشان را بشناسند و به اهل حق در سوریه علویین و علی اللهی هم می گویند.[5]
پس اگر علویان را همان نصیریه بدانیم بدین معناست كه آنان جزو غُلات هستند و به حلول خدا در امیرالمومنین ـ علیه السّلام ـ، شراكت او در نبوت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ، تناسخ، اباحه محارم و كلیه محرمات، عبادت آسمان و خورشید و ماه معقتد هستند.[6]
و نیز آورده اند كه آنان سلمان فارسی را فرستاده حضرت؛ و شراب را از نور دانسته و درخت مو را بزرگ می دانند و نسبت به ابن ملجم، ارادت دارند زیرا او حضرت را از ناسوت به لاهوت رسانید.[7] در كتاب لغت نیز آمده است كه اینان منتسب به علی بن ابیطالب ـ علیه السّلام ـ و فرزندان او می باشند و سادات نامیده می شوند. این اسم به معنای (نصیریه) نیز استعمال شده است.[8]
نصیریه كه به آنان انصاریه و علویه نیز می گویند منسوب به نصیر نامی هستند كه در قرن پنجم از شیعه امامیه منشعب شدند و بعدها در شمال غرب سوریه ساكن شدند. تعالیم آنان عبارت است از التقاط عناصر شیعه و مسیحیت و معتقدات پیش از اسلام. بعضی از دانشمندان، فرقه علی اللهی و نصیریه را یكی دانسته اند، و این نظر صحیح نیست زیرا تنها چیزی كه اهل حق و نصیریه را متحد می سازد همان الوهیت علی ـ علیه السّلام ـ است كه اختصاص به همه فرقه غلات شیعه دارد؛ ولی در دیگر عقائد و تشریفات مذهبی به هیچ وجه با یكدیگر یكسان نیستند.[9]
اما با در نظر گرفتن منابعِ صحیح و مصاحبه ای كه با اشخاص آشنا به آیین علویان صورت گرفته، خلاف همه موارد وارده در كتب مذاهب و فرق ثابت می شود. چرا كه آنان در عقیده و مرام هیچ اختلاف نظری با شیعه اثنی عشری ندارند. آنان معتقد به رسالت نبی اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ، و امامت و خلافت بلا شك امیر المومنین ـ علیه السّلام ـ و یازده فرزند امام بعد از او هستند. اصول و فروع دین را پذیرا بوده، و خداوند را بدون وجود شریكی برای او و قرآن را بدون دانستن تحریف و نظیری برای او؛ و شریعت را بدون نقصانی در آن قبول دارند.
در تكالیف شرعی و مسائل دینی به مراجع رجوع كرده و نسبت به تمام ادیان الهی و كتب آسمانی و انبیاء الهی احترام قائل هستند. هر حدیث مخالف با صراحت قرآن را طرح می كنند. «كلمه العلم» را منحصر در اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دانسته و به مباحث دینی، تاویل آیات، فقه و فتوای امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ اعتقاد راسخ دارند. اینان به هیچ كدام از مذاهب چهارگانه اهل سنت شباهت ندارند. اینان كسانی هستند كه مسلمان نامیده شده اند و خدا را بدون شریك عبادت می كنند.[10]
در باب اصول دین، توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد را با دلایل خاص قبول دارند:
توحید: اعتقاد به وجود خدای واحدی كه دارای صفات كمال و منزه از هر عیب و نقص است.
عدل: خداوند منزه از ظلم و فعل قبیح است و به بیشتر از حد وسع و استعداد تكلیف نمی كند.
نبوت: انبیاء دارای عصمت هستند و با تعیین آنها خلق را ارشاد می كند، اولشان حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ و آخرشان رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می باشد.
امامت: اقتضای حكمت الهی است كه برای اكمال دین پیامبران، كسانی را به عنوان پیشوا و امام معصوم تعیین نماید و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ امیر المومنین ـ علیه السّلام ـ را به عنوان جانشین خود معرفی كرد و بعد از او یازده تن از فرزندان او به این مقام رسیدند.
معاد: خداوند بعد از مرگ مردم را برای حسابرسی می خواند و پاداش نیكوكاران و جزای بدكاران را خواهد داد. و نیز تمام فروع دین از قبیل نماز، روزه، زكات، حج، جهاد و… را قبول دارند.[11]
بنابراین معلوم شد كه علویان در تمام امور مثل احكام، معاملات و… مانند شیعیان اثنی عشری هستند مگر در دو مساله:
1. طریقت جنبلائیه: پیروی و مطابقت از ابو محمد عبدالله جنبلانی كه از روسای كبیرشان است. او از عراق به مصر رفت و بعد از تكمیل طریقتِ صوفی گری، احكام و فلسفه و علوم نجوم و هیئت و… را از طریق صوفیانه مطرح كرد.
2. عقیده در باب: معتقدند كه هر یك از ائمه ـ علیهم السّلام ـ دارای بابی بودند كه برای شناخت آن، باید از این در وارد شد، مثلا: امیر المومنین ـ علیه السّلام ـ خود باب شهر علم نبی اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ بود. و باب امیر المومنین ـ علیه السّلام ـ، سلمان فارسی می باشد.[12] كه در حقیقت این موارد نیز مردود شناخته شده اند و به آنها قائل نیستند.
اینان عمدتا در شام، عراق، تركیه، فلسطین، لبنان و ایران ساكن می باشند و مراسمات مذهبی بمانند شیعه اثنی عشری دارند.[13] در لبنان، و شام (سوریه) گروهی از شیعیان هستند كه (میتاولی) نامیده می شوند كه مفرد آن متوالی، و به معنی یاران و مخلصان امیرالمومنین ـ علیه السّلام ـ می باشند. گویند آنان مهاجرانی هستند كه در زمان صلاح الدین ایوبی از عراق به شام نقل مكان كردند و ایرانی الاصل هستند.[14]
ناگفته نماند كه طبقه حاكم در شام (سوریه) علویان هستند و دلیل بر این مدعا اینكه؛ حافظ اسد رئیس جمهور فقید سوریه زمانی كه مادرش را به حج می فرستاد از شهید آیت الله سید حسن شیرازی خواست كه او را تعلیم مناسك حج دهد، و نیز در وفات مادرش از وی برای خواندن نمازش دعوت به عمل آورد، و حال اینكه آیت الله شیرازی شیعه اثنی عشری بود. در هنگام وفات حافظ اسد نیز یكی از علمای شیعه برای اقامه نمازش دعوت شد كه از آوردن اسم او معذورم.
در نتیجه می توان به تمامی پیروان امیر المومنین ـ علیه السّلام ـ علوی گفت: و علویان فرقه ای هستند كه در شرق آناتولی سكونت دارند. در عقاید نیز موافق شیعه اثنی عشری هستند.
پی نوشت
[1] . تاریخ شیعه و فرقه های اسلام، ص 147، محمد جواد مشكور، انتشارات اشراقی، 1355، تهران.
[2] . فرهنگ فرق اسلامی، ص 40، محمد جواد مشكور، انتشارات آستان قدس رضوی، 1375، مشهد.
[3] . مشكور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص 442، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، سوم، 1375 ش. و یحیی الامین، شریف الدین، فرهنگنامه فرقه های اسلامی، ص 200، ترجمه محمد رضا موحدی، تهران، باز، اول، 1378 ش.
[4] . طبرسی، احمد، الاحتجاج، چ 2، ص 291، بی جا، دارالالنعمان، بی تا و حیات كلینی، ص 79، بی جا، مركز المصطفی، بی تا. و حیات شهید اول، ص 123، بی جا، مركز المصطفی، بی تا و دهخدا، علی اكبر، لغت نامه دهخدا، كلمه نصیریه. و علی عزیز ابراهیم، العلویون بی الغلو و الفلسفه و التصوف و التشیع، ص 14، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات.
[5] . ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب كلامی، ص 323، قم، امیر، اول، 1377 ش. و دهخدا، علی اكبر، لغت نامه دهخدا، كلمه اهل حق.
[6] . بحوث فی الملل و النحل، ج 8، ص 409. جعفر سبحانی، مركز مدیریت حوزه علمیه قم.
[7] . فرق و مذاهب كلامی، ص 326، علی ربانی گلپایگانی، مركز جهانی علوم اسلامی.
[8] . المنجد، ص 473، لوئیس بن نقولا ظاهر معلوف، نشر دارالمشرق، بیروت.
[9] . تاریخ شیعه و فرقه های اسلام، ص 186.
[10] . بحوث فی الملل و النحل، ج 8، ص 406.
[11] . بحوث فی الملل و النحل، ج 8، ص 406 – 408، (به نقل از عقیدتنا و واقعنا نحن المسلمین العلویین 20 – 23).
[12] . بحوث فی الملل و النحل، ج 8، ص 411 – 413، (به نقل از تاریخ العولیین، ص 208)
[13] . بحوث فی الملل و النحل، ج 8، ص 417.
[14] . تاریخ شیعه و فرقه های اسلامی، ص 87.
منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه