علت حمله مسلمانان به کاروان مشرکین

علت حمله مسلمانان به کاروان مشرکین

2021-07-18

631 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

اشاره:

چرا مسلمانان در صدر اسلام به كاروان مشركین حمله می كردند و این كار چه توجیهی می تواند داشته باشد؟ این نوشته به توجیه حمله مسلمانان به کاروان تجاری مشرکان قریش پرداخته و بیان نموده که خود مشرکان زمینه این حمله را آماده کرده بودند.

رسول گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله) وقتی مدینه را زمینه ای مناسب برای تبلیغ دین و معارف هدایت گر و نجات بخش بشریت از جهل و گمراهی دید، دستور هجرت مسلمانان به مدینه را صادر كرد.(1) مسلمانان مدینه با آغوش باز از مهاجران استقبال كردند، و آن حضرت میان مهاجر و انصار پیوند برادری بر قرار ساخت.(2) با این ابتكار زمینه تشكیل حكومت اسلامی فراهم گشت و این پیوند برادری بدین معنی بود كه همگان فقط برای پیشبرد اسلام تعصب ورزیده و در مقابل هر هجمه ای به آرمان های بلند دینی با تمام قوا آماده ایثار و جانفشانی بودند .این امر برای مشركان خوشایند نبود چرا كه دیگر توان ایستادگی در مقابل حق را از دست داده و لذا همواره در فكر توطئه و ایجاد مانع برای تبلیغ دین مقدس اسلام بودند. این بود كه رسول گرامی اسلام از بدو ورود به مدینه و تشكیل جامعه ای دینی، با اعزام نیروهای شناسایی به اطراف مدینه و رصد و تحركات مشركان و قبایل غیر اسلامی و نیز ارتباط با قبیله هایی كه سر جنگ با مسلمانان را نداشتند، جامعه نوپای دینی را از خطرات و غافل گیری های اجتماعی حفظ می كرد و تنها مقوله ای كه در این حكومت اسلامی جایگاه نداشت، غارت گری، حمله و كشتار حتی با مشركان سرسخت بود.(3)

با این نگاه مهم ترین اهدافی كه حكومت اسلامی به رهبری رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) از این تعقیب و گریز داشت را می توان چنین ترسیم كرد:

1. شناسایی استراتژیك منطقه ای

هر حكومتی كه دشمنان سرسختی دارد، بایستی شناخت كافی از دشمن و منطقه ای كه در آن زندگی می كند داشته باشد و به عبارتی باید راه های نفوذ دشمن بر كشور اسلامی شناسایی شود و منطقه ای كه ممكن است در اثر حمله دشمن در آن جنگی رخ دهد از همه جوانب بررسی گردد تا نیازهای لازم در موقع رخداد جنگ برطرف گردد. لذا مسلمانان با گشت زنی های نظامی خود در اطراف مدینه و راه های پر رفت و آمد مكّیان به این امر مهم دست می یافتند.(4)

2. رزمایش نظامی

امروزه یكی از راه های آماده سازی نظامیان، رزمایش های نظامی است كه هر چند ممكن است در آینده نزدیك جنگی رخ ندهد ولی برای حفظ آمادگی نظامی و با فرض دشمن در مقابل و با حمله به این دشمن فرضی نكات قوت و ضعف نیروها بررسی می گردد. اعزام نیرو توسط رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) برای رصد دشمنان، خود حضرت یا فرماندهان برگزیده از طرف حضرت برای این بود كه مسلمانان با دشواری های جنگ آشنا شوند، برای همین با نگاهی به این اعزام ها و گشت زنی ها مشاهده می شود كه مسلمانان تا كنار قریش می روند و بدون درگیری بر می گردند و در اینجا به دو نمونه اشاره می شود:

الف. رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) در سال دوم هجری با دویست نفر از مدینه به سمت كاروان تجاری قریش خارج می شود و تا بواط (كوهی تقریبا در 90 كیلومتری مدینه) حركت می كند و سپس بدون هیچ درگیری به مدینه باز می گردد.(5)

ب. باز به مناسبتی پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) سعد بن عباده را جانشین خود در مدینه می كند و با عده ای از مهاجران به عنوان تعقیب كاروان تجاری قریش از مدینه خارج می شود و تا منطقه ای ابواء می رسد ولی به جای درگیری با قریش، با قبیله بنی ضمره پیمان صلح می بندد و به مدینه بر می گردد.(6)

3. ارتباط با مردم بیرون مدینه و بستن پیمان های صلح

با نگرشی عمیق به مانورهای نظامی مسلمانان در قبال كاروان های قریش، نتیجه این اعزام ها بستن قرار دادهای صلح با قبایل اطراف مدینه می شود و با این پیمان ها از سویی اعلام می كند كه دین اسلام دین صلح و صفا و آزادی است و با هر كسی حتی بت پرست و… آماده است در صلح باشد. مگر این كه كسی قصد حمله به دین اسلام را داشته باشد كه چاره ای جز دفاع از خود ندارد. از سویی دیگر می خواستند با این عهد و پیمان ها زمینه رفت و آمد مشركان و اهل كتاب با مسلمانان فراهم گشته و معارف الهی در فضایی آزاد و صمیمی مورد بحث و استدلال قرار گیرد تا هر كسی كه خواست مسلمان گردد با كمال آزادی و در فضای كاملا استدلالی و برهانی تصمیم خود را بگیرد. از این معاهده ها می توان به معاهده رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) با قبیله بنی ضمره كه در تعقیب كاروان اقتصادی قریش اتفاق داد، اشاره كرد.(7)

باز در تاریخ آمده كه حضرت با دویست نفر به تعقیب كاروان قریش به سرپرستی ابوسفیان از مدینه تا عشیره در منطقه ینبع حركت می كند و مدت یك ماه در آنجا می ماند و این در حالی بود كه كاروان قریش گذشته بود و در این مدت با قبایلی همانند بنی مدلج پیمان صلح می بندد كه بر ضد همدیگر اقدامی نكنند.(8)

اگر در این تعقیب ها هدف غارت اموال قریش بود، نباید بعد از گذشتن كاروان از آن مسیر، یك ماه در آنجا می ماندند و به جای غارت اموال قبایل با آنها پیمان صلح می بستند و بنابراین حضرت به هر بهانه ای به فكر ترویج دین مقدس اسلام بود و تمام تلاش خود را كرد تا كوچك ترین درگیری اتفاق نیفتد.

4. مقابله با تهاجمات احتمالی دشمن

حكومت نوپای اسلامی در مدینه از عناد ورزی های مشركان همواره در واهمه و هراس بود و بخاطر این كه مبادا دشمن ناخواسته به آنها حمله كند هراز چند گاهی افرادی را برای بازرسی محیط می فرستادند و این افراد گاهی تا نزدیكی دشمن می رفتند تا اطلاعات لازم را از اوضاع دشمن به دست آورند. به طوری كه در تاریخ آمده است كه رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) در ماه ذی قعده سال اول هجری به سعد بن وقاص مأموریت داد تا با هشت نفر از اطلاعاتی از قریش به دست آورد و آنها تا منطقه خرّار رفتند و چیزی را ندیده و به مدینه برگشتند.(9)

از این‌روی آن حضرت هیچ وقت قصد جنگ نداشت وگرنه هیچ وقت هشت نفر را به جنگ كاروان چند صد نفری نمی فرستاد و لذا وقتی عبدالله بن جحش با هشت نفر مأموریت تعقیب كاروان تجاری قریش را داشتند، به آنها حمله كرده و یك نفر را كشته و اموالی را غارت می كنند، رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) از آنها اعلان ناخشنودی می كند و به اموال به دست آمده دست نمی زنند تا این كه خداوند متعال با نزول آیه 217 سوره بقره می فرمایند: هر چند جنگ در ماه حرام كار خلافی است و اینها در ماه رجب آن مشرك را كشتند ولی گناه مشركان از این بزرگتر است، زیرا شما را از خانه و كاشانه خود از مكه بیرون راندند و جلو تبلیغ دین را گرفتند و این یعنی مسلمانان نباید با دشمنان بجنگند.(10)

5. قدرت نمایی به قریش

رسول گرامی اسلام با این مانورها می خواستند به قریش بفهمانند كه اگر نگذارند مسلمانان به تبلیغ دین بپردازند و یا اگر قصد حمله به مدینه را در سر بپروانند، باید بدانند كه نبض اقتصادی آنها در دست مسلمانان است و حكومت اسلامی می تواند با جلوگیری از تجارت قریش با شام و… آنها را در تنگنا قرار دهد و از سوی دیگر با امضای قراردهای صلح با قبایل اطراف گذرگاه های قافله تجاری قریش، این پیام را به مشركان می رساند كه حتی غیر مسلمانان بیرون مدینه نیز حاضرند با حكومت اسلامی درصلح باشند و در جنگ به كمك مشركان قریش نخواهند آمد.(11)

6. اقدامات دفاعی

این مانورها اقدامات دفاعی و پیشگیرانه نیز محسوب می شد؟ چون گاهی مشركان قریش در دسته های محدودی به اطراف مدینه آمده و دست به غارت اموال مسلمانان می زدند و رسول گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله) وقتی این خبر را شنید با دویست نفر به دنبال آنها رفت و تا وادی صفوان آنها را تعقیب كردند كه برخی این تعقیب و گریز را غزوه بدر اول می گویند زیرا تا نزدیكی بدر رفتند و البته چون به غارت گران قریش نرسیدند به مدینه بازگشتند.(12)

5. مقابله به مثل

درباره علت جنگ بدر كه در سال دوم هجرت رخ داده، آمده است كه كاروان تجاری قریش به سرپرستی ابوسفیان به شام رفته بود و رسول گرامی اسلام منتظر برگشت این كاروان بود، لذا وقتی خبر آوردند كه كاروان از شام به سوی مكه بر می گردد به مسلمانان فرمود كه این كاروان قریش است كه اموال شان در آن است شاید خداوند غنیمتی به شما برساند و بعد از این بود كه بیش از سیصد نفر با آن حضرت به سوی كاروان تجاری قریش حركت كردند ولی ابوسفیان وقتی از حركت مسلمانان به رهبری رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) آگاه شد، كاروان را رهایی داده و از مردم مكه كمك خواست. مسلمانان وقتی به نزدیكی بدر رسیدند متوجه شدند كه كاروان تجاری رفته ولی سپاهی توسط قریش به جنگ با مسلمانان آماده شده اند و رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) بعد از مشورت با مسلمانان تصمیم به جنگیدن با قریش نمود و جنگ پیروزمندانه و سرنوشت ساز بدر رخ داد كه مسلمانان هم دشمن را شكست دادند و هم به غنایم جنگی رسیدند.(13)

درباره علت این حمله مسلمانان به كاروان تجاری كه منجر به جنگ بدر شد می توان گفت كه نوعی مقابله به مثل بود زیرا كه:

1. كرز بن جابر با چند نفر از قریش به اطراف مدینه آمد و شتر و گوسفندان مسلمانان را به غارت برد و رسول گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله) با عده ای، وی را تعقیب كرد ولی به او نرسید و به مدینه برگشت همین روزها بود كه خبر كاروان قریش به آن حضرت آمد و آن حضرت دستور داد تا به كاروان قریش حمله ور شوند.(14) و لذا این حمله برای مقابله به مثل كردن بود تا خسارتی كه قریش توسط كرز بن جابر به مسلمانان زده بود جبران شود.

2. مسلمانان مجبور شده بودند اموال خود را در مكه گذاشته و به مدینه هجرت كنند و مشركان قریش اموال آنها را مصادره كرده بودند و مسلمانان حق داشتند جبران خسارت های مالی خود را با حمله به كاروان بزرگ تجاری به دست آورند.(15)

نتیجه: این كه هر حكومتی باید همواره تلاش كند تا مغلوب شبیخون دشمن نباشد اگر جنگی رخ داد به منطقه جنگی نا آشنا نباشد. هر چند عده ای كه با اسلام دشمنی دارند، می خواهند شایعه پراكنی كرده و این گونه كارهای لازم را غارت گری جلوه دهند، كه اگر چنین بود نبایستی رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) با هشت نفر، شصت نفر، دویست نفر و.. به سراغ كاروانی می رفت كه برای دفاع از كاروان های تجاری خویش به تمام تجهیزات جنگی و به نیرومند ترین سربازان و جنگویان مجهز بود و از سوی دیگر اگر هدف مسلمانان غارت گری بود پس چرا به جای غارت قبایل اطراف مدینه، همواره تلاش می كردند با آنها صلح كنند و چرا پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) به فرماندهان اعزامی خویش فقط دستور تعقیب می دادند و اجازه جنگ را نمی دادند .گاهی مسلمانان تازه وارد در مكه نمی توانستند از ترس مشركان به مدینه هجرت كنند ولی چون می دانستند سربازان اسلام همواره در تعقیب كاروان قریشند و گاهی تا نزدیكی آنها می آیند، لذا به عنوان سفر تجاری با كاروان قریش می آمدند و در راه به مسلمانان ملحق می شدند، چنان چه عبیدة بن حارث با 60 نفر مهاجر تا نزدیكی كاروان قریش آمدند ولی با آنها نجنگیدند ولی دو نفر از مسلمانان كه در این كاروان بودند بدون واهمه به گروه 60 نفره عبیده بن حارث ملحق شده و به مدینه آمدند و لذا چنین اقداماتی گاهی به نجات مسلمانان می انجامید.(16)

پی نوشت:

  1. طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج2، ص369.
  2. مبارکفوری، صفی الرحمان، السیرة النبویه، دمشق، دارالمعاصر، چاپ اول، 1427ق، ص125.
  3. بینش، عبدالحسین، شیوه فرماندهی پیامبر، بی جا، تحقیقات سپاه، چاپ اول، 1378ش، ص95.
  4. همان، ص103.
  5. بلاذری، احمد، انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1417ق، ج1، ص287. ابن کثیر، دمشقی، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج3، ص246.
  6. شیوه فرماندهی پیامبر، همان، ص97. ر.ک: ابن اثیر، الکامل، ترجمه خلیلی، عباس، تهران، انتشارات علمی، بی تا، ج7، ص125.
  7. مشاط، حسن، انارة الدجی فی مغازی خیر الوری(ص)، جده، دارالمنهاج، چاپ دوم، 1426ق، ص96. دیاربکری، حسین، تاریخ الخمیس فی احوال انفس النفیس، بیروت، دارالصادر، بی تا، ج1، ص363.
  8. انارة الدجی فی مغازی خیرالوری(ص)، همان، ص100. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ترجمه مهدوی دامغانی، محمود، تهران، فرهنگ اندیشه، بی تا، ج2، ص6.
  9. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، بوستان کتاب، چاپ بیست و یکم، 1385ش، ص460. ابن جریر طبری، محمد، تاریخ طبری، ترجمه پاینده، ابوالقاسم، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ پنجم، 1375ش، ج3، ص934.
  10. طبری، ابن جریر، محمد، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1387ش، ج2، ص412. خضری بک، محمد، نورالیقین فی سیرة سید المرسلین، دمشق، دارالفیحاء، چاپ دوم، 1425ق، ص95.
  11. جعفر، سید المرسلین، قم، جامعه مدرسین، چاپ سوم، 1417ق، ج2، ص41.
  12. صابری، حسین، خاتم پیامبران(ص)، مشهد، بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی، چاپ سوم، 1380ش، ج2، ص235. سپهری، محمد، سیرت جاودانه، تهران، پژوهشگاه فرهنگ اندیشه اسلامی، چاپ اول، 1384ش، ج1، ص583.
  13. ر.ک: البدایه و النهایه، همان، ج3، ص256. ر.ک: تاریخ الامم و الملوک، همان، ج2، ص421. ر.ک: ترجمه تاریخ یعقوبی، همان، ج1، ص404، و ر.ک: ترجمه کامل ابن اثیر، همان، ج7، ص131.
  14. میبدی، ابوالفضل، کشف الاسرار و عده الابرار، تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ اول، 1363ش، ج4، ص7.
  15. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1374ش، ج7، ص93.
  16. ابن یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه آیتی، محمد ابراهیم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، 1371ش، ج1، ص432.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات

بدون دیدگاه