علت به وجود آمدن مذهب شیعه و سنی

1401-01-26

1071 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

اشاره:

برخی تصور می کنند که پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و اله) پیرو کدام مذهب است. این در حالی است که در زمان پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) تشیع و تسنن و این جور فرقه ها وجود نداشتند.  فرقه های اسلامی همه اش بعد از پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) پدید آمده اند. در این مقاله به علت مذهب شیعه و سنی اشاره شده است  و بیان گردیده که کدام یکی با دین اسلام مطابقت دارد.

با توجه به تاریخ پیدایش فرقه ها در اسلام، همه اهل فن در این علم، اتفاق نظر دارند كه وجود رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) مانع از پیدایش فرقه ها و مذاهب بوده است، چون با عنایت به معنایی كه برای فرقه شده و گفته اند: «اصطلاح فرقه در مورد گروهی به كار می رود كه در درون یك دین مشخص و با حفظ دیدگاه های مشترك با دیگر گروه های همتای خود در مسائل و مباحثی با هم كیشان خود اختلاف كرده باشند). در عصر رسول گرامی اسلام چنین تشكل فكری وجود نداشته اگر هم كسی با بعضی از دستورات آن حضرت مخالف بود، تا اواخر عمر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) اظهار نكرده است، در تأئید این مطلب حدیث معروف پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) است كه از متفرق شدن امت خود در آینده خبر می دهد كه فرمود: امت موسی پس از او به هفتاد و یك فرقه و امت عیسی پس از وی به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند، و پس از من امتم به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهد شد كه تنها یك فرقه اهل نجات خواهد بود.(1) این حدیث پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) در اواخر عمر آن حضرت با مخالفت عده ای از مسلمانان از دستورات آن حضرت كم كم معنا و مصداق پیدا كرد.

پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) هر آنچه دستور خداوند بود طبق آیه شریفه: «هرگز به هوای نفس سخن نمی گوید، سخن او غیر وحی خدا نیست»(2) از اول رسالت تا اواخر عمر شریفشان به مردم ابلاغ كردند. و این دستورات از مسئله توحید گرفته تا ریز ترین مسائل شرعی را شامل می شود.

یكی از آن مسائلی كه بسیار روی آن تأكید داشتند، مسأله امامت و ولایت حضرت علی (علیه‌السلام) بود. كه از اول بعثت تا لحظات آخر عمر مباركشان به تأكید بیان داشتند. به طوری كه وقتی آیه شریفه «و أنذر عشیرتك الاقربین (3) ؛خویشاوندان نزدیك خود را از عذاب الهی بترسان»، نازل شد پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) پس از بررسی جوانب لازم، به علی (علیه‌السلام) كه آن روز سن او از سیزده یا پانزده سال تجاوز نمی كرد، دستور داد كه غذایی آماده كند و سپس چهل و پنج نفر از سران بنی هاشم را دعوت نمود و تصمیم گرفت در ضمن پذیرایی از مهمانان راز نهفته را آشكار سازد و بعد از این كه پیام خود را به گوش اهل مجلس رساند در آخرهای سخنانشان فرمود: كدام یك از شما پشتیبان من خواهد بود تا برادر و وصی و جانشین من، میان شما باشد؟ كه از هیچ كس جوابی شنیده نشد جزء علی (علیه‌السلام) كه عرض كرد یا رسول الله من آماده پشتیبانی از شما هستم. این سخنان پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) سه بار تكرار شد كه جزء علی (علیه‌السلام) كسی به پیامبر خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) جواب مثبت نداد. در این هنگام پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به خویشاوندان فرمود: مردم! این جوان برادر و وصی و جانشین من است میان شما، كه به سخنان او گوش دهید و از او پیروی كنید.(4) این سخن پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) كرارا در طول رسالتش به مسلمانان گوش زد می شد كه معروف ترین احادیث در این مورد حدیث دار، حدیث منزلت و حدیث غدیر كه در اواخر عمرشان در غدیر خم بیان فرمود، كه همه مسلمانان اعم از سنی و شیعه به آن اذعان دارند. پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) در میان آن همه مردم ولایت و امامت آن حضرت را به مردم ابلاغ كردند و فرمودند ای مردم! هر كس من مولای او هستم، علی (علیه‌السلام) مولای اوست. و فرمود: ای مردم: او از طرف خداوند امام است. و خداوند توبه كسی را كه منكر امامت او باشد قبول نخواهد كرد.(5)

و یا احادیثی كه در آنها محبت به علی (علیه‌السلام) و یا اطاعت از آن حضرت سفارش شده و همچنین احادیثی كه از منزلت پیروان آن حضرت خبر می دهد كه فرمود: یا علی تو و شیعیان تو در روز قیامت رستگارند، و فرمود: یا علی تو و شیعیانت در بهشت خواهید بود.(6)

این احادیث را كه پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) در شأن علی (علیه‌السلام) و در شأن پیروان آن حضرت فرمود، در واقع در مقام بیان معیار حق بود. یعنی ای مسلمانان، مسلمان حقیقی كسی است كه بعد از من ولایت علی (علیه‌السلام) را قبول كند و از او اطاعت كند در آن زمان هیچ كسی مانند علی (علیه‌السلام) پیرو پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) نبود و همچنین دوستداران علی (علیه‌السلام) كه با دستورات پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به این حقیقت پی برده بودند همگی پیرو پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) بودند. اما در اواخر عمر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) مخالفت‌ها با دستورات آن حضرت شروع شد نوع این مخالفت ها متفاوت است و ما در ذیل به چند نمونه از آنها اشاره می كنیم.

عده ای اصل نبوت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) را منكر شدند و یا ادعای شراكت در نبوت كردند و خودشان را به عنوان پیامبر معرفی كردند و مردم را به طرف خویش دعوت كردند. حد اقل سه پیامبر دروغین در تاریخ معروف است، یكی مسیلمه كذاب است او به پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) نامه نوشت و دیگری اسود عنسی است كه با دستور پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به هدایت رسید و همچنین طلیحه اسدی است كه ساكن نجد بود. وی در سال نهم هجری مسلمان شده بود و بعدا ادعای پیامبری كرد. هر سه این پیامبران دروغین ابتداء اسلام آورده بودند و بعد مرتد شدند و خود را پیامبر معرفی كردند و افراد زیادی را هم به دور خود جمع كردند كه اینها به عنوان اهل رده معروف هستند. اینان اولین جدا شونده ها از دین اسلام بودند.

گروه دوم عده ای بودند كه اصل نبوت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) را ظاهرا منكر نشدند اما رفتارشان با دستورات پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) طوری بود كه، گویا به پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) ایمان نیاورده بودند . مخاالفت های برخی از صحابه با رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) در كتاب های روایی شیعه و سنی ثبت و منعكس گردیده است.

مخالفت های بعضی از اصحاب با رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) به خصوص در مسئله امامت و ولایت علی (علیه‌السلام) است، كه پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) از اول بعثت تا آخر روی آن تأكید داشتند. و عدم اجرای این امر مهم الهی و دستور پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) بزرگترین عامل افتراق و جدایی بین مسلمین شد كه اكثر مسلمانان از اسلام واقعی محروم ماندند و از آن به بعد فرقه های مختلفی وجود آمد. پس با نگاه به مسائل مذكور در عصر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) همه مسلمانان علی الظاهر پیرو آن حضرت بودند و هیچ فرقه یا گروهی نبود كه پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) جزء آن فرقه باشد. بلکه فرقه ها بعد از پیامبر اسلام به وجود آمدند اولین آنها منكرین نبوت بودند كه در تاریخ به اهل رده معروف شدند، دومین آن ها منكرین امامت بودند بعد از پیامبر از امامت علی (علیه‌السلام) سرپیچی كردند این‌ها بعدها اهل سنت نامیده شدند. بنابر این در زمان پیامبر فقط یك دین بود كه اصول آن توحید، نبوت، امامت و معاد بود و خود پیامبر دوستداران علی (علیه‌السلام) را شیعه می نامید و بعد از آن حضرت هم كسانی كه به این اصول پایبند مانده و آن را انكار نكردند شیعه علی اطلاق می شد و بعد از وفات پیامبر فرقه های اهل سنت، خوارج و … پیدا شدند و در كنار شیعه كه همان استمرار اسلام واقعی بود به تبلیغ فرقه خود پرداختند و سعی نمودند شیعه را نیز یكی از فرقه های هم عرض خود معرفی كنند.

پی نوشت:

  1. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب قدری، ص 13، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1377، قم.
  2. سوره النجم، آیه 1-2.
  3. سوره شعرا، آیه 214.
  4. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، ج 1، ص 259 – 258، دفتر تبلیغات، 1377، قم.
  5. علامه امینی، الغدیر، ج1، ص 12 تا151.
  6. شناخت مذاهب اسلامی، ج 2، ص 15، سازمان حوزه ها و مدارس علمیه خارج از کشور، 1379.

 

بدون دیدگاه