اشاره:
ساتیا سای بابا یکی از از مدعایت عرفان هندی است که بسیاری از جوانان را به سوی خود جذب نموده است. عرفان سای بابا به یک فرقه تبدیل شده که حتی در کشورهای دنیا معروف گردیده است. این نوشته به معرف سای بابا و عقاید او وسپس به نقد و برسی این عرفان پرداخته است.
ساتیا سای بابا در سال 1926 در دهكده «پوتا پارتی» (pattaparti) نزدیك شهر بنگلور واقع در جنوب هندوستان دیده به جهان گشود. زندگی را نزد پدر و مادر خویش شروع كرد و پس از مدتی وارد مدرسه شد و تحصیلات ابتدائی را در محل زندگی خود ادامه داد. ایشان تبلیغات معنوی را از همان سن ابتدائی به مرحله اجرا گذاشت. در بیستم اكتبر 1940 در سن حساس 14 سالگی سایتا زندگی شخصی خویش را در او را واكندا (uraavakanda) رها نمود.
ساتیا در تعالیم خود همواره اعلام می داشت كه صلح و آرامش منحصر به سه ركن ذیل است: 1. رهایی از وابستگی. 2. دین و ایمان. 3. عشق.
لذا او برای عمل به اولین ركن صلح و آرامش، خانه و والدین خویش را ترك كرد تا رسالت خود را با رهائی از تمام وابستگی ها و تعلقات آغاز نماید. و در جواب پدر و مادرش كه از او خواهش می كنند به خانه برگردد چنین می گوید: هیچ كس به دیگری متعلق نیست اینها همه توهمات است.(1)
ساتیا سای بابا سالیان زندگی خود را در دهكده پوتا پارتی وقف تبلیغ، تعلیم تجربیات عرفانی و ریاضت های گوناگون كرد تا جائی كه به شهرت جهانی رسید و كتاب های بسیاری از وی در كشورهای مختلف جهان ترجمه و به چاپ رسیده است.
مقر اصلی این فرقه در هندوستان است امّا در داخل ایران یكی از فرقه های فعال و جذاب برای برخی از جوانان قرار گرفته است درباره علت محبوبیت و جذابیت سای بابا برای پیروانش به دو چیز اشاره شده است:
1. سادگی تعالیم.
2. معجزاتش، برای او معجزات مختلف و فراوانی ذكر كرده اند كه آن قدر گسترده است كه شامل چند بخش می شود، بخش مهمی از معجزات مربوط به لحظه تولد و دوران كودكی اوست.
از جمله این كه در زمان تولد او، تمام وسایل موسیقی به خودی خود شروع به نواختن موسیقی دلنشین كردند، یا به هنگام تولد در زیر گهواره اش یك مار كبری پیدا كردند كه در آیین هندی به معنای ظهور فرد روحانی است.(2)
عقائد سای بابا
1. در نظر او ذكر خدا از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است تا جایی كه می گوید با هر قدمی كه انسان بر می دارد باید به یاد خدا باشد و همین طور خدا نیز به یاد او است.(3)
2. سای بابا در تعلیمات عرفانی خود به شاگردانش، خود را یك آواتار(4) معرفی میكند. آوتاری كه نقش معلم حقیقت را بازی میكند كسی كه آمده تا دوران را در تعلیمات كهن معنوی بنا نهد و نقش یك نجات گر بزرگ را ایفا كند. سای بابا میگوید: « تو نمی توانی مرا در طبقه بندی «مرد خدائی» یك معجزه گر، انسان خدا گونه یا شفا دهنده قرار دهی. این آواتار برای ایفای نقش جدیدی آمده یعنی نقش معلم حقیقت».
3. او عوالم وجودی انسان را به دو قسمت تقسیم می كند. عالم درون و عالم بیرون، و اهمیت و توجه زیادی به عالم درون دارد و معتقد است اگر انسان به عالم درون خویش چیره شود می تواند كارهای فوق العاده ای مثل حركت دادن كوه ها انجام دهد.(5)
4. او به یك سری از اصول اعتقادی هندی همچون تناسخ و… معتقد است.
5. او یك سری موانعی را بر سر راه عشق به خدا بیان میكند و می گوید: «انسان باید بر شش خصم یعنی هوس، خشم، طمع، وابستگی، غرور و نفرت، غلبه كند».(6)
6. او درباره سیر و سلوك و راه رسیدن به خدا از بین عوامل متعدد به چند عامل اهمیت زیادی قائل است كه عبارتند از:
الف) حساس بودن نسبت به غذایی كه از آن استفاده می شود كه باید پاك باشد.(7)
ب) مهربانی و ترحم كردن به محرومان و فقرا(8)
نقد و بررسی
1. سای بابا درباره خداوند تبارك و تعالی تعابیر مختلف و خاصی دارد كه با جمع بندی آن تعابیر به این نتیجه می رسیم كه ایشان تصور روشنی از خداوند ندارند. ایشان گاهی قائل به حلول است، در حالی كه خداوند هیچگاه در چیزی حلول نمیكند چرا كه عقیده به حلول، مستلزم حاجت و نیاز خداوند به غیر است و این با غنا و بی نیازی خداوند نمی سازد.(9) و گاهی قائل به همه خدائی و گاهی نیز خداوند را نوعی انرژی می داند، و این نوع خدا از نظر عقل قابل پذیرش نمی باشد. در حالی كه خدایی كه دین اسلام معرفی می كند خدایی است واجب الوجود كه در صفاتش نقطه ابهامی ندارد ـ هر چند پی بردن به ذات او ممكن نمی باشد ـ خدایی است كه به جهت لطف فراوانش و نیز به جهت محقق شدن غرضش از خلقت بشر، انبیاء و اوصیاء ـ علیهم السلام ـ را آفرید و نیز عدل سرشارش باعث گشت كه بین نیكوكار و بدكار فرق گذاشته و جهان دیگری را خلق كند تا در آن نیكوكاران به ثواب اعمال خویش و بدكاران به جزای اعمال خود، نائل آیند.
2. او همچون عرفای دیگر هندی به اصولی پایبند است كه به حكم عقل و شرع باطل است به عنوان نمونه ایشان اعتقاد به تناسخ دارد كه ما به یكی از ادله بطلان آن اشاره می كنیم:
اهل تناسخ معتقدند كه مصائب و دردهایی كه عده ای می بینند، این در حقیقت جزای اعمالی است كه ارواح آنها موقعی كه متعلق به بدن های دیگری ـ قبل از این ـ بوده و كارهای ناشایستی انجام دادند، می باشد، كما این كه لذت ها و نعمت هایی كه برای عده ای است جزای كارهای نیكویی است كه ارواح آنها در حیات قبلی شان داشتند. اگر این اعتقاد به تناسخ درست باشد دیگر هیچ جایگاهی برای اخلاق و فضایل انسانی باقی نمی ماند و هم چنین بهترین وسیله برای توجیه اعمال شنیع ظالمین و مستكبرین می باشد.(10)
3. سای بابا معتقد است كه انسان با هر دین و مذهبی می تواند اهل نجات باشد و لذا ضرورتی ندارد كه معتقد به دین یا مذهب خاصی شد، لذا همه ادیان و مذاهب حق می باشند، این اعتقاد نوعی تكثر گرایی و پلورالیسم دینی است و بطلان آن در جای خود اثبات شده است.(11) ما در اینجا فقط به روشن ترین دلیل،(12) نادرستی نظریه تكثر گرایی دینی اشاره می كنیم و آن، ناسازگاری این نظریه با فلسفه نبوت است:
پیامبران الهی در هر دوره ای از جانب خداوند مأموریت داشتند كه انسان ها را به آیین یكتاپرستی دعوت كنند و از پیروی هر آیین دیگری جز آن بر حذر دارند.
دلیل این كه پیامبران الهی مردم را به یك دین دعوت می كنند این است كه حق نمی تواند بیش از یكی باشد و اگر تمام ادیان و هر نوع عقیده ای در میان جوامع بشری حق باشد و هیچ بطلان در این وادی وجود نداشته باشد لازمه اش این است كه هیچ چیزی حق نباشد زیرا حق وقتی قابل تصور است كه در برابرش بطلان وجود داشته، افزون بر آن اگر همهی راه ها حق باشند باید با معیار حق بودن، یكی باشند و تعدد دیگر معنی و مفهومی نخواهد داشت.
4. سیر و سلوك و قرب الی الله محدود به انجام دادن چند عمل نیست و نیز چند عمل اهمیت ویژه ای ندارند بلكه مجموعه ای از اعمال بایستی رعایت شود تا انسان به سر منزل مقصود كه قرب الهی است، برسد، این مجموعه از اعمال هم شامل فضایلی است كه انسان باید آن ها را كسب كند و نیز رذایلی كه بایستی از آن ها دوری گزیند، و این مجموعه اعمال در كتب اخلاقی ما آمده است، امّا این كه در اندیشه سای بابا حساسیت نسبت به غذا و مهربانی و شفقت به محرومان، از اهمیت ویژه ای برخوردار است و اعمال دیگر یا اصلا مطرح نیست و یا خیلی كم رنگ است، ظاهرا برای آن وجهی وجود ندارد.
5. در احوالات سای بابا چنین نقل شده بود كه ایشان در مقابل اصرارهای پدر و مادرش نسبت به بازگشت به كانون خانواده نه تنها بی توجه است بلكه دست رد به سینه اصرارهای پدر و مادر می زند، این امر به هر نیتی كه باشد شایسته نیست و ما می بینیم در دین اسلام چه قدر به احترام پدر و مادر تأكید شده كه حتی از گفتن یك اف كه باعث اذیت و آزار پدر و مادر شود نهی شده است حال پدر و مادر كافر باشند یا مسلمان.
6. درباره معجزاتی كه از ایشان گفته شده دو نكته قابل ذكر است:
الف) بیشتر این حركات خارق العاده، اموری دروغین و غیر واقعی است.
ب) بر فرض كه برخی از آنان درست باشد این خاصیت نفس است كه طبق سنت الهی، هر قدر نفس را محدود كنیم و تمرین های ویژه به آن بدهیم نفس قدرت پیدا می كند و می تواند كارهایی انجام دهد كه هر كسی قادر به آن نیست ولی نكته ای كه باید خاطر نشان كرد این است كه این امور نه نشان گر عرفان راستین است و نه نشان گر بر حق بودن انجام دهنده، چرا كه عرفان حقیقی، چیزی جز تقرب و معرفت الهی نیست.
پی نوشت:
- سوآمی ساتیا سای بابا، زندگی من پیام من است، ترجمه پروین بیات، انتشارات عصر روشن بینی، چاپ اول، 1382ش، ص10.
- محمد تقی فعالی، آفتاب و سایه ها، نگرش ای بر جریان های نو ظهور معنویت گرا، ص145 و 146، نشر نجم الهدی، چاپ اول، 1386.
- ساتیا سای بابا، تعلیمات ساتیا سای بابا (تعلیمات معنوی ـ 6) ترجمه رویا مصاحبی مقدم، ص12.
- آواتار مفهومی است در آئین هندو که از سنگ های اصلی بنای عظیم خدا شناسی هندو به شمار می رود. آواتار تجلی امر مطلق در جهان خاکی ست. بر اساس آیین هندو مسئوولیت ویشنو (یکی از خدایان بزرگ) به عنوان حافظ جهان ایجاب می کند که او در هنگام بروز مخاطرات جدی برای جهان و موجودات آن به شکل موجودی زمینی متولد شود و جهان را از نابودی برهاند. تقریبا تمامی آواتارهای هندو تجسم های ویشنو هستند. ر.ک: ساتیا سای بابا، گیتای جدید، ترجمه مرتضی بهروان، انتشارات آویژ، چاپ اول، 1382ش، ص19.
- ساتیا سای بابا، تعلیمات ساتیا سای بابا (تعلیمات معنوی ـ 6) ترجمه رویا مصاحبی مقدم، ص17.
- همان، ص81.
- همان، ص135.
- همان، ص23.
- سبحانی، جعفر، تلخیص ربانی گلپایگانی، علی، محاضرات فی الالهیات، ص138، چاپ نهم، چاپ موسسه امام صادق (ع).
- همان، ص423 ـ 424.
- ساتیا سای بابا، تعلیمات ساتیا سای بابا، تعلیمات معنوی 6، ترجمه رویا مصاحبی مقدم، ص49 و 113.
- ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر کلام جدید، ص195 ـ 196، ناشر، مرکز نشر هاجر، چاپ سوم، 1386ش.
منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه.