عبادت امام کاظم (ع)، یکی از ویژگی برجسته آن حضرت به ویژه در سال های زندان بود که مورد اعتراف دوستان و دشمنان ایشان قرار گرفته است. عبادت امام کاظم (ع) دارای ویژگی هایی همچون عاشقانه بودن، آگاهانه بودن و هدایتگری بود. در ادامه به نقل پاره ای از شواهد تاریخی درباره عبادت امام کاظم (ع) و بیان برخی از ویژگی های آن می پردازیم.
عبادت امام کاظم (ع) از نگاه دیگران
عبادت امام کاظم (ع) به شهادت تاریخ و حتی مخالفان، بخش مهمی از ساعات زندگی آن حضرت را به خود اختصاص می داد. خطیب بغدادی که از اعاظم اهل سنت و بزرگان ایشان به شمار می رود، درباره عبادت امام کاظم (ع) می گوید: «موسی بن جعفر (ع) را عبد صالح می گفتند؛ زیرا بسیار عبادت می کرد.»[۱]
کثرت عبادت امام کاظم (ع) توسط بسیاری از افراد، نقل و مورد تایید قرار گرفته است؛ محمد بن طلحه شافعی نیز درباره آن حضرت می نویسد:
«به راستی او (موسی بن جعفر) پیشوای جلیل القدر و بزرگ منزلت است. او شب زنده دار و مواظب بر طاعات (پروردگار) است. مشهور به کرامات می باشد، شب تا صبح به سجده و نماز [و عبادت] می پردازد و روز را به روزه و اعانت و خیرات [به دیگران] به پایان می رساند. کاظم (فرو برنده خشم) نامیده شده، به خاطر گذشت و احسانش به افرادی که به او بدی کرده اند. بنده صالح نامیده شده، به خاطر زیادی بندگی [و عبادت]. و به «باب الحوائج » مشهور می باشد؛ زیرا هر کس به او متوسل شود، به حاجتش می رسد. کرامات او به قدری فراوان است که عقلها از آن ها در تحیر می ماند.»[۲]
نقل شده است که آن حضرت در اول شب، داخل مسجدالحرام می شد، به سجده می افتاد و با اشک جاری و اخلاص و خشوع پیوسته عرضه می داشت: «عَظُمَ اَلذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ فَلْیَحْسُنِ اَلْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ؛ گناه بنده ات بزرگ شد، پس بخشودگی از نزد تو چه زیبا است.» و این حالت حضرت تا صبح ادامه پیدا کرد.[۳]
در زیارت نامه آن حضرت چنین می خوانیم: «وَ صَلِّ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَصِیِّ اَلْأَبْرَارِ وَ إِمَامِ اَلْأَخْیَارِ… اَلَّذِی کَانَ یُحْیِی اَللَّیْلَ بِالسَّهَرِ إِلَى اَلسَّحَرِ بِمُوَاصَلَهِ اَلاِسْتِغْفَارِ حَلِیفِ اَلسَّجْدَهِ اَلطَّوِیلَهِ وَ اَلدُّمُوعِ اَلْغَزِیرَهِ وَ اَلْمُنَاجَاهِ اَلْکَثِیرَهِ وَ اَلضَّرَاعَاتِ اَلْمُتَّصِلَهِ؛[۴] درود بر موسی بن جعفر (ع) وصی نیکان و پیشوای برگزیدگان … آن کسی که شب را تا سحر [زنده می داشت و] به استغفار همیشگی و سجده های طولانی و گریه های سرشار و مناجات بسیار و ناله های پی در پی بیدار بود.»
عبادت امام کاظم (ع) در زندان
حضرت موسی بن جعفر (ع)، مدت زیادی از عمر شریف خود را در زندان سپری نمود و ایام حبس امام کاظم در زندان های هارون بسیار طولانی بود. از آنجا که در زندان مشغولیت های روزمره را نداشت، بیشتر اوقات آن حضرت به مناجات و راز و نیاز با خداوند سپری می شد. روایات بسیاری درباره کثرت عبادت امام کاظم (ع) در آن ایام نقل شده که مایه شگفتی است.
روزی امام کاظم (ع) در حضور مامون بر هارون الرشید وارد می شود، مأمون آن حضرت را چنین توصیف می کند: «بزرگی وارد شد که صورتش از شب بیداری، زرد شده و ورم کرده بود و عبادت او را رنجور و لاغر نموده و همچون مشک خشکیده شده و زیادی سجده پیشانی و بینی او را مجروح نموده بود.[۵]
شیخ مفید درباره عبادت امام کاظم (ع) چنین نقل می کند: «همیشه این گونه بود که نوافل شب را می خواند و آن را به نماز صبح وصل می کرد. آنگاه تا طلوع آفتاب به تعقیبات نماز می پرداخت. سپس به سجده می افتاد و سر از سجده و دعا و تمجید (الهی) تا نزدیک زوال برنمیداشت.»[۶]
شیخ صدوق از عبدالله قزوینی نقل می کند که روزی بر فضل بن ربیع ـ از کارگزاران حکومت عباسیان ـ وارد شدم، در حالی که بر بام خانه خود نشسته بود و آنگاه که نگاهش بر من افتاد، مرا نزد خود طلبید و گفت: از این روزنه نگاه کن چه می بینی؟ گفتم: جامه ای که بر زمین افتاده است. گفت: با دقت نگاه کن! چون دقت بیشتری به خرج دادم، گفتم: انسانی می نماید که به سجده رفته است. گفت: او را می شناسی؟ گفتم: نه.
گفت: او موسی بن جعفر (ع) است، که من شب و روز مواظب حالات او هستم و او را جز به این حال که می بینی، نمی یابم. وقتی نماز صبح را اقامه می کند، تا طلوع آفتاب مشغول تعقیبات است. آنگاه به سجده می رود و به همان حال باقی است تا زوال شمس، و به کسی سپرده است که هنگام زوال و ظهر به او خبر دهد، آنگاه بدون تجدید وضو مشغول نماز ظهر و عصر و نافله آن می شود و باز به سجده می رود تا غروب آفتاب و بعد از نماز مغرب و عشاء و تعقیبات آن افطار می کند، و بعد از آن، تجدید وضو نموده به سجده می رود، بعد از سجده طولانی، به بستر خواب رفته، و بعد از بیداری و تجدید وضو مشغول عبادت و نماز می شود تا اذان صبح … از آن روزی که او را نزد من آورده اند، پیوسته کار و عادتش این است و چیزی جز عبادت از او ندیده ام.
عبدالله قزوینی می گوید: چون این سخن را از او شنیدم گفتم: از خدا بترس و قصد بدی نسبت به او نداشته باش که باعث زوال نعمت از تو می شود؛ زیرا هر کس به این [خانواده] بدی کرده است، به سرعت در همین دنیا به جزای خود رسیده است.
فضل گفت: بارها نزد من آمدند که او را به شهادت برسانم، ولی من زیر بار نرفته ام و به آنها گفته ام که این کار از من ساخته نیست.[۷]
ویژگی های عبادت امام کاظم (ع)
باید توجه داشت که عبادت امام کاظم (ع)، هرگز عباداتی خشک و بی روح و بی اثر و عاداتی خالی از توجه نبوده است، بلکه عبادت امام کاظم (ع) ویژگی هایی دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:
۱. عاشقانه بودن عبادت امام کاظم (ع)
مهمترین ویژگی که به عبادت ارزش و عظمت می دهد و نیازهای فطری انسان را برآورده می کند و به قله سعادت و کمال می رساند، عاشقانه عبادت نمودن است. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «أَفْضَلُ اَلنَّاسِ مَنْ عَشِقَ اَلْعِبَادَهَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَهَا؛[۸] برترین افراد کسی است که عاشق عبادت باشد، سپس به عبادت تن دهد و آن را از دل دوست بدارد و با جسد با آن مباشرت داشته و خود را برای آن فارغ نموده باشد.»
عبادت امام کاظم (ع) را حقیقتا باید مصداقی از عبادت عاشقانه دانست. وقتی که طاغوت زمان، هارون الرشید امام موسی بن جعفر (ع) را در قعر زندان های تاریک و نمور زندانی نمود، و احساس کرد که جای خلوتی برای ابراز عشق و محبت به معبود خود یافته، دست به آسمان برداشته، عاشقانه عرضه داشت:
«اَللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّنِی کُنْتُ أَسْأَلُکَ أَنْ تُفَرِّغَنِی لِعِبَادَتِکَ اَللَّهُمَّ وَ قَدْ فَعَلْتَ فَلَکَ اَلْحَمْدُ؛[۹] بارخدایا! به راستی من همیشه درخواست می کردم که به من محل خلوتی برای عبادت خود عنایت نمایی. خدایا! این کار را انجام دادی، پس ستایش برای تو است.»
به راستی جز عشق به خدا و عبادت نام دیگری نمی توان بر جملات فوق گذاشت. چنانکه گاهی نماز و سجده انجام می داد و یا دعا می خواند تا با معشوق خویش سخن بگوید، و گاه قرآن تلاوت می نمود تا خدای با او سخن بگوید، و انس شبهای تار او صوت قرآن عارفانه او بود. در تاریخ چنین نقل شده است: «قرآن، یار تنهایی های امام موسی بن جعفر (ع) و مونس وحشتش بود، همیشه قرآن را با دقت و تدبر تلاوت می نمود، و دارای زیباترین صوت قرآنی بود. هرگاه قرآن می خواند، شنوندگان به خاطر تلاوتش محزون می شدند و گریه می کردند.»[۱۰]
۲. آگاهانه بودن عبادت امام کاظم (ع)
دومین ویژگی عبادت امام کاظم (ع)، آگاهانه بودن آن است. عبادات حضرت با علم و معرفت بود؛ زیرا او آگاه ترین فرد زمان خویش نسبت به مسائل دینی و صفات جمال و جلال خداوند بود.[۱۱]
حضرت به یکی از فرزندانش فرمود: «یَا بُنَیَّ…لاَ تُخْرِجَنَّ نَفْسَکَ مِنَ اَلتَّقْصِیرِ فِی عِبَادَهِ اَللَّهِ وَ طَاعَتِهِ فَإِنَّ اَللَّهَ لاَ یُعْبَدُ حَقَّ عِبَادَتِهِ؛[۱۲] ای پسر عزیزم!… همیشه احساست این باشد که در عبادت خدا و اطاعت او کوتاهی کرده ای؛ چرا که خداوند آنگونه که حق عبادت اوست، عبادت نمی شود.»
اینکه انسان همیشه خود را مقصر بداند، و درک کند که حق عبادت خدا را نمی تواند ادا کند، نشانه عمق معرفت به عظمت و جلالت الهی است؛ چنانکه آن حضرت با همه تلاش های شبانه روزی در عبادت حق، خود را مقصر و عبادات خویش را ناچیز می دانست. بنابراین درک عظمت خداوند و آگاهی از این که به هنگام عبادت در برابر برترین و بزرگترین نیروی عالم قرار گرفته ایم، یکی از شاخصه های مهم عبادت امام کاظم (ع) به شمار می رود.
۳. پیوستگی و استمرار عبادت امام کاظم (ع)
از دیگر ویژگی های مطلوب عبادت امام کاظم (ع)، مداومت و استمرار در عبادات آن حضرت است. حضرت موسی بن جعفر (ع) عبادت پیوسته، حضور دائمی و مناجات همیشگی داشت؛ لذا در زیارت نامه حضرت می خوانیم: «حَلِیفِ اَلسَّجْدَهِ اَلطَّوِیلَهِ وَ اَلدُّمُوعِ اَلْغَزِیرَهِ وَ اَلْمُنَاجَاهِ اَلْکَثِیرَهِ وَ اَلضَّرَاعَاتِ اَلْمُتَّصِلَهِ اَلْجَمِیلَهِ؛[۱۳] سجده های طولانی و گریه های سرشار و مناجات زیاد همیشگی و ناله های پی در پی داشت.»
احمد بن یوسف دمشقی قرمانی درباره طولانی بودن عبادت امام کاظم (ع) می گوید: «او [موسی بن جعفر] پیشوای بزرگ منزلت و حجت [خدا] است که شبها به حال نماز بیدار، و روزها روزه دار است.»[۱۴]
محمد خواجه بخاری نیز درباره زمان طولانی عبادت امام کاظم (ع) گفته است:«او به عبد صالح خوانده می شد و در هر روز پس از بالا آمدن خورشید تا ظهر، خدا را با سجده طولانی سجده می کرد.»[۱۵] محمد بن الحسن شیبانی شاگرد ابوحنیفه نیز همین نکته را بیان کرده است.[۱۶]
۴. هدایت بخشی عبادت امام کاظم (ع)
عبادت امام کاظم (ع) از خصیصه هدایتگری و نجات بخشی برخوردار بود که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:
الف) تحول کنیز در زندان بر اثر عبادت امام کاظم (ع)
نقل کرده اند که هارون الرشید، برای فریب دادن، یا شکنجه و یا تحقیر نمودن امام موسی بن جعفر (ع) در دید مردم، فاحشه ای رقاصه و زیبا را به بهانه خدمتکاری نزد ایشان فرستاد و از طرفی غلامی را گمارد که مواظب اوضاع باشد. وقتی کنیز را به محضر آن حضرت آوردند، فرمود: من نیازی به کنیز و خدمتکار ندارم، لذا او را برگردانیدند. هارون الرشید از این کار ناراحت شد و گفت: ما با اجازه او، وی را زندانی نکرده ایم تا کنیز را نیز با اجازه او به آنجا بفرستیم و بعد دوباره دستور داد کنیز را به زندان برگردانند.
مدتی گذشت. غلام، گزارش داد که کنیز نیز به سجده افتاده و پیوسته و مرتب در سجده می گوید: «قدوس قدوس سبحانک سبحانک سبحانک.» هارون گفت: موسی بن جعفر وی را سحر کرده است! ! او را با سرعت نزد من آورید. وقتی کنیز را نزد او بردند، دیدند از خوف خدا می لرزد و مرتب به آسمان نگاه می کند؛ آنگاه مشغول نماز گشت. هارون پرسید: چرا چنین می کنی؟ این چه حالی است که در پیش گرفته ای؟
کنیز گفت: من داستان بسیار عجیبی دارم، و آن این است که وقتی محضر امام کاظم (ع) شرفیاب شدم، او مرتب مشغول نماز و دعا بود. سرانجام به وی عرض کردم: ای مولا و سید من! آیا کاری دارید که من آن را انجام دهم؟ فرمود: من با تو کاری ندارم. عرض کردم: مامور به خدمت شما می باشم. فرمود: اینها چه بد فکر می کنند. ناگهان متوجه باغ بزرگی شدم که ابتدا و انتهای آن پایانی نداشت. این باغ با فرش های زیبا و پرارزش مفروش شده بود، و کنیزان و حوریانی زیبا در آن صف کشیده بودند، و در دست های خود ظرف های آب و طشت برای شستن دست های آن حضرت آماده ساخته بودند، از آن به بعد به سجده افتادم تا لحظه ای که غلام به بالین من آمد.
هارون گفت: شاید این قضایا را در خواب دیده ای؟ کنیز گفت: به خدا قسم همه اینها را قبل از اینکه به سجده روم با چشمان خود دیدم و سجده ام برای سپاس از آنها بود. هارون دستور داد از او مراقبت نمایند که این حرفها را به کسی نگوید. آن کنیز دوباره به سجده افتاد و مشغول نماز شد. همیشه کارش این بود و مرتب می گفت: عبد صالح نیز چنین می کرد و من در عالم واقع دیدم که آن کنیزان مرا خطاب کردند که از حضور امام کاظم (ع) دور باشم و به من گفتند که ما برای خدمت امام موسی بن جعفر (ع) برتر و مناسب تر هستیم.[۱۷]
ب) بیداری شقیق
شقیق می گوید: در سال ۱۴۹ هجری، برای زیارت خانه خدا عازم مکه شدم و در بین راه چشمم به جوانی افتاد که در گوشه ای نشسته بود و لباس پشمی بر تن داشت. با خود گفتم: به خدا سوگند! این جوان از «صوفیه» است، الآن می روم و او را تحقیر می کنم. چون به نزدیک او رسیدم، به من گفت: ای شقیق! از بدگمانی دوری گزین؛ زیرا بعضی از گمان ها، گناه است.[۱۸]
با شنیدن این جمله از او دور شدم و با خود گفتم: او از قلب من خبر داد! و با نام و نشانم با من سخن گفت! تصمیم گرفتم از وی درخواست کنم که مرا جزء دوستان خود قرار دهد تا از او بهره مند شوم. بنابراین، به دنبال او رفتم ولی هرگز به او نرسیدم و او از چشمم ناپدید شد؛ اما من همیشه به فکر او بودم و آرزو می کردم که او را دوباره ببینم. ناگاه در سرزمینی به نام «واقصه» دیدم که او مشغول نماز است و از شدت خضوع و خشوع اعضایش می لرزد و اشک از چشمانش فرو می ریزد.
تصمیم گرفتم به حضور او رسیده، از وی عذرخواهی نمایم. چون از نماز فارغ شد، قبل از آنکه سخن بگویم فرمود: «یا شقیق! [این آیه قرآن را] بخوان: «وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى؛[۱۹] و مسلماً من آمرزنده کسی هستم که توبه کرد و ایمان آورد و کار شایسته انجام داد، سپس در راه مستقیم پایداری و استقامت ورزید.»
شقیق می گوید: او وقتی آیه را خواند به راه خویش ادامه داد و من به فکر فرو رفتم و با خود گفتم: خدایا! این کیست که دو بار از قلب من خبر داد؟ لابد از ابدال و اولیای الهی است.
برای بار سوم او را در کنار چاهی مشاهده کردم، او می خواست از آب چاه مشک کوچک خود را پر از آب کند، ناگهان طناب مشک پاره شد و به درون چاه افتاد. او دعایی خوانده، از خدا خواست که مشکش را برگرداند، ناگاه چاه پر از آب شد و آن جوان مشک را با دستش گرفت، و سپس از آب چاه وضو گرفته، مشغول خواندن نماز شد.
بعد از انجام چهار رکعت، در گوشه ای مشغول خوردن غذا شد. من محضر او رفته، بعد از سلام عرض کردم: اجازه می دهید من هم از طعام شما استفاده کنم؟ آن جوان فرمود: ای شقیق! پیوسته نعمت های ظاهری و باطنی خدا شامل حال ماست، تو نیز حسن ظن به خدا داشته باش و اینک بیا و از طعام موجود استفاده کن. شقیق در کنار سفره آن جوان قرار گرفت و از غذای او که نوعی حلوا بود خورد و از آب مشک نوشید.
او می گوید: این غذا را لذیذترین غذاها یافتم و تا چند روز دیگر میل به غذا و آب نداشتم. او اضافه می کند که با آن جوان وداع کردم و دیگر او را ندیدم، تا سرانجام در مکه معظمه شبی او را از دور دیدم، ساعات آخر شب بود، او مشغول نماز و مناجات بود، و مرتب زاری و گریه می کرد. با طلوع فجر، به نماز صبح مشغول شد و طواف کعبه را انجام داد و هنگامی که خواست از کعبه دور شود، جمعیت زیادی دور او را گرفتند… من از یکی از آنان پرسیدم، این جوان کیست؟ جواب داد: او امام کاظم، موسی بن جعفر (ع) است.[۲۰]
جمع بندی
عبادت امام کاظم (ع) در نظر موافقان و مخالفان آن حضرت، شگفت انگیز و بی نظیر بوده است. شواهد تاریخی فراوانی از طولانی بودن و فراوانی عبادت امام کاظم (ع) به ویژه در دوران زندانی بودن ایشان حکایت دارد. عبادت امام کاظم (ع) عاشقانه، آگاهانه و مستمر بود. بسیاری از افراد با دیدن مناجات ها و عبادت امام کاظم (ع)، متحول و هدایت می شدند.
پی نوشت ها
[۱] قمی، منتهی الآمال، ج۳، ص۱۴۷۰.
[۲] قمی، منتهی الآمال، ج۳، ص۱۴۶۸.
[۳] قمی، منتهی الآمال، ج۳، ص۱۴۷۰.
[۴] قمی، منتهی الآمال، ج۳، ص۱۵۴۳.
[۵] قمی، منتهی الآمال، ج۳، ص۱۴۷۰.
[۶] مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۳۱.
[۷] قمی، منتهی الآمال، ج۳، ص۱۴۷۱و۱۴۷۲.
[۸] کلینی، الکافی، ج۲، ص۸۳.
[۹] مجلسی، بحارالانوار، ج۸۳، ص۳۶۴.
[۱۰] جمعی از نویسندگان، اعلام الهدایه، ج۹، ص۳۱.
[۱۱] مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۲۵.
[۱۲] ابن شعبه، تحف العقول، ص۴۰۹.
[۱۳] قمی، منتهی الآمال، ج۳، ص۱۵۴۳.
[۱۴] جمعی از نویسندگان، اعلام الهدایه، ج۹، ص۲۴.
[۱۵] جمعی از نویسندگان، اعلام الهدایه، ج۹، ص۲۵.
[۱۶] جمعی از نویسندگان، اعلام الهدایه، ج۹، ص۲۹.
[۱۷] بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج۴۸، ص۲۳۸.
[۱۸] اشاره حضرت به آیه ۱۲ سوره حجرات است که میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ؛ ای اهل ایمان! از بسیاری از گمان ها [در حقّ مردم] بپرهیزید؛ زیرا برخی از گمان ها گناه است.»
[۱۹] طه/۸۲.
[۲۰] اثبات الهداه، حر عاملی، ج۳، ص۲۱۶.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، قم، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه، ۱۳۶۳ش.
- جمعی از نویسندگان، اعلام الهدایه، قم، المجمع العالمی لاهل البیت (ع)، ۱۴۲۵ق.
- قمی، عباس، منتهی الآمال، قم، دلیل ما، ۱۳۷۹ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران ـ ایران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
- مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، المؤتمر العالمی لألفیه الشیخ المفید،۱۴۱۳ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
منبع اقتباس: حسینی، سید جواد، امام هفتم، مشعل دار عبادت و دعا، مبلغان، ش ۵۲، ۱۳۸۳ش، ص۲۰ـ۹.