شکل گیری شخصیت امام علی (علیه السلام) قبل از بعثت

شکل گیری شخصیت امام علی (علیه السلام) قبل از بعثت

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

عوامل متعددی در شکل گیری شخصیت امام علی (علیه السلام) قبل از بعثت تاثیر گذار بوده است. این عوامل اختصاص به آن حضرت دارد و هیچ فردی دیگری از آن بهره مند نیست.

درباره شخصیت هاى بزرگ جهان، موضع گیری هاى متفاوت و گاه متضاد بسیار مى ‌شود؛ دوستانى پیدا مى‌ كنند كه در راه آنان سر از پا نمى ‌شناسند و پروانه وار هستى خود را فداى ایشان مى‌ كنند و به پاس این دوستى، بدترین شماتت ها و سخت ترین شكنجه‌ ها را به جان پذیرا مى‌ شوند و متقابلا، دشمنانى پیدا مى‌ كنند لجوج و كینه توز كه به هیچ وجه حاضر نمى‌ شوند دست از دشمنى خود بردارند و راه صلح و صفا را پیش گیرند.

دوستى و دشمنى این افراد گاه چنان شدت مى ‌یابد كه حد و مرزى نمى ‌شناسد و زمان و مكان را در مى ‌نوردد و به زمان هاى بعد و مكان هاى دیگر نیز سرایت مى ‌كند. شدت و دامنه این نفوذ، بستگى كامل به عظمت و علو شخصیت انسان دارد.

شباهت شخصیت امام علی (علیه السلام) با حضرت مسیح (علیه السلام)

در میان شخصیت هاى بزرگ جهان هیچ كس به اندازه حضرت على (علیه السلام) مورد داوری هاى ضد و نقیض واقع نشده، در صحنه جذب و دفع، محل توجه دو قطب مخالف قرار نگرفته است. از میان شخصیت هاى عظیم انسانى شاید فقط حضرت مسیح (علیه السلام) را بتوان از ا ین حیث مانند حضرت على (علیه السلام) دانست، زیرا وى نیز، در قلمرو دوستى و دشمنى، توجه دو گروه كاملا متضاد را به خود جلب كرده است و از این لحاظ یك نوع مشابهت میان این دو رهبر آسمانى مشاهده مى‌ شود.

حضرت مسیح (علیه السلام)، به پندار غالب مسیحیان جهان، همان خداى مجسم و متجسد است كه براى نجات بندگان خود از گناه موروثى از پدر (حضرت آدم) به زمین آمد و سرانجام مصلوب شد! او در نظر عامه مسیحیان، جز الوهیت شخصیت دیگرى ندارد.

در برابر آنان، یهودیان در جناح كاملا متضاد قرار گرفته، آن حضرت را به افترا و دروغگویى متهم كرده ‌اند و شنیع ترین تهمت را، كه قلم از ذكر آن شرم دارد، به مادر پاك او نسبت داده‌ اند.

یك چنین تضادى درباره شخصیت امام علی  (علیه السلام) نیز همواره وجود داشته است. گروهى به جهت كمى ظرفیت و كوتاهى فكر، از فرط علاقه، سرور یكتاپرستان را تامقام الوهیت بالا برده، كرامت هایى را كه از آن حضرت در طول زندگى ظاهر شده است گواه خدایى او گرفته ‌اند. این گروه، متاسفانه نام مقدس «علوى» را بر خود نهاده ‌اند و هم اكنون افراد زیادى از مشرب آنان پیروى مى ‌كنند.

جاى تأسف است كه دستگاه تبلیغى شیعه تاكنون نتوانسته است از این عواطف سرشار بهره بردارى كند و چهره واقعى و شخصیت امام علی (علیه السلام) را به آنان بنمایاند و ایشان را به صراط توحید و یكتاپرستى، كه امیر مومنان (علیه السلام) خود افتخار جانبازى در آن راه را داشت، رهنمون شود.

در برابر این گروه، از نخستین روزهاى خلافت ظاهرى امام علی (علیه السلام)، دسته ‌اى، عداوت او را به دل گرفتند و پس از مدتى به صورت گروه هایى به نام «خوارج» و «نواصب» در آمدند. پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) از ظهور این دو جناح منحرف در زمان حكومت امیر المومنین كاملا آگاه بود و در یكى از سخنان خود به حضرت على (علیه السلام) چنین فرمود:

«هَلَكَ فیكَ اثْنانِ‌: مُحِبٌّ غالٍ وَ مُبْغِضٌ قالٍ‌»؛[1] دو گروه در راه تو هلاك مى‌شوند: گروهى كه درباره تو غلو كنند و گروهى كه با تو دشمنى ورزند.

یك مشابهت دیگر نیز میان حضرت على (علیه السلام) و حضرت مسیح (علیه السلام) وجود دارد وآن مكانى است كه این دو شخصیت در آنجا دیده به جهان گشودند.

مسیح (علیه السلام) در سرزمین مقدسى به نام «بیت اللحم» به دنیا آمد و از این لحاظ بر سایر پیامبران بنى اسرائیل یك نوع برترى یافت. و سرور آزادگان در سرزمین مقدس مكه و در خانه خدا و كعبه، به طور اعجاز آمیز دیده به جهان گشود و از قضا در خانه خدا (مسجد كوفه) نیز شربت شهادت نوشید و در برابر آن «حسن مطلع» برخوردار از «حسن ختامى» شد كه كاملا بى سابقه بود وشایسته است كه در وصف او گفته شود: «نازم به حسن مطلع وحسن ختام او».

مثلث شخصیت امام علی  (علیه السلام)

از نظر روانشناسان، شخصیت هر فردى متشكل ازسه عامل مهم است كه هریك در انعقاد وتكون شخصیت تاثیر به سزایى دارد و گویى روحیات و صفات و طرز تفكر انسان همچون مثلثى است كه از پیوستن این سه ضلع به یكدیگر پدید مى ‌آید. این سه عامل عبارتند از:

۱ . وراثت

۲ . آموزش وپرورش

۳ . محیط زندگى

صفات خوب و بد آدمى و روحیات عالى و پست او به وسیله این سه عامل پى ریزى مى ‌شود و رشد و نمو مى ‌كند.

درباره عامل وراثت سخن كوتاه اینكه: فرزندان ما نه تنها صفات ظاهرى را، مانند شكل و قیافه، از ما به ارث مى ‌برند، بلكه روحیات و صفات باطنى پدر و مادر نیز از طریق وراثت به آنان منتقل مى ‌شود.

آموزش و پرورش و محیط، كه دو ضلع دیگر شخصیت انسان را تشكیل مى‌ دهند، در پرورش سجایاى عالى كه دست آفرینش در نهاد آدمى به ودیعت نهاده و یا تربیت صفاتى كه كودك از پدر و مادر به وراثت برده است نقش مهمى دارند. یك آموزگار مى ‌تواند سرنوشت كودكى و یا كلاسى را تغییر دهد. و بسا كه محیط، افراد آلوده را پاك و یا افراد پاك را آلوده مى ‌سازد. قدرت این دو عامل در شكل دادن به شخصیت آدمى چنان مسلّم و روشن است كه خود را از توضیح درباره آن بى نیاز مى ‌دانیم. البته نباید فراموش كرد كه در وراى این امور سه گانه و مشرف و مسلط بر آنها اراده وخواست انسان قرار گرفته است.

شخصیت امام علی  (علیه السلام) از جهت وراثت

امیر مومنان از صلب پدرى چون ابوطالب دیده به جهان گشود. ابوطالب بزرگ بطحا (مكه) و رئیس بنى هاشم بود. سراسر وجود او، كانونى از سماحت وبخشش، عطوفت و مهر، جانبازى و فداكارى در راه آیین توحید بود.

در همان روزى كه عبد المطلب جد پیامبر در گذشت، آن حضرت هشت سال تمام داشت. از آن روز تا چهل و دو سال بعد، ابوطالب حراست و حفاظت پیامبر را، در سفر و حضر، بر عهده گرفت و با عشق و علاقه بى نظیرى در راه هدف مقدس پیامبر كه گسترش آیین یكتاپرستى بود جانبازى و فداكارى كرد. این حقیقت در بسیارى از اشعار مضبوط در دیوان ابوطالب منعكس شده است.[2]

یك چنین فداكارى، كه به زندانى شدن تمام بنى هاشم در میان دره ‌اى خشك وسوزان منجر شد، نمى‌تواند انگیزه‌اى جز عشق به هدف و علاقه عمیق به معنویت داشته باشد، و علایق خویشاوندى وسایر عوامل مادى نمى‌ تواند یك چنین روح ایثارى در انسان پدید آورد.

دلایل ایمان ابوطالب به آیین برادر زاده خود به قدرى زیاد است كه توجه قاطبه محققان بى نظر را به خود جلب كرده است. متاسفانه گروهى، از روى تعصبات بیجا، در مرز توقف درباره ابوطالب باقى مانده ‌اند و گروه دیگر جسارت را بالاتر برده، او را یك فرد غیر مومن معرفى كرده‌ اند. حال آنكه اگر جزئى از دلایلى كه درباره اسلام ابوطالب در كتاب هاى تاریخ وحدیث موجود است درباره شخص دیگرى وجود مى ‌داشت، در ایمان واسلام او براى احدى جاى تردید وشك باقى نمى ‌ماند، اما انسان نمى ‌داند كه چرا این همه دلایل نتوانسته است قلوب بعضى را روشن سازد!

شخصیت امام علی  (علیه السلام) از جهت مادر

مادر وى، فاطمه، دختر اسد فرزند هاشم است. وى از نخستین زنانى است كه به پیامبر ایمان آورد و پیش از بعثت از آیین ابراهیم (علیه السلام) پیروى مى ‌كرد. او همان زن پاكدامنى است كه به هنگام شدت یافتن درد زایمان راه مسجد الحرام را پیش كرفت وخود را به دیوار كعبه نزدیك ساخت و چنین گفت:

خداوندا، به تو و پیامبران و كتاب هایى كه از طرف تو نازل شده ‌اند ونیز به سخن جدم ابراهیم سازنده این خانه ایمان راسخ دارم، پروردگارا! به پاس احترام كسى كه این خانه را ساخت و به حق كودكى كه در رحم من است، تولد این كودك را بر من آسان فرما. لحظه‌ اى نگذشت كه فاطمه به صورت اعجاز آمیزى وارد خانه خدا شد و در آنجا وضع حمل كرد.[3]

این فضیلت بزرگ را قاطبه محدثان ومورخان شیعه و دانشمندان علم انساب در كتاب هاى خود نقل كرده ‌اند. در میان دانشمندان اهل تسنن نیز گروه زیادى به این حقیقت تصریح كرده، آن را یك فضیلت بى نظیر خوانده‌ اند.[4]

حاكم نیشابورى مى‌ گوید: ولادت على در داخل كعبه به طور تواتر به ما رسیده است.[5]

آلوسی بغدادى صاحب تفسیر معروف مى‌ نویسد: تولد على در كعبه در میان ملل جهان مشهور و معروف است و تاكنون كسى به این فضیلت دست نیافته است.[6]

شکل گیری شخصیت امام علی (علیه السلام) در آغوش پیامبر (صلى الله علیه و آله)

هرگاه مجموع عمر امام علی (علیه السلام) را به پنج بخش قسمت كنیم، نخستین بخش آن را زندگی امام پیش از بعثت پیامبر تشكیل مى ‌دهد. عمر امام در این بخش از ده سال تجاوز نمى‌ كند؛ زیرا لحظه ‌اى كه حضرت على (علیه السلام) دیده به جهان گشود بیش از سى سال از عمر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود؛ و پیامبر در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شد.[7]

حساس ترین حوادث زندگى امام در این بخش همان شكل گیرى شخصیت امام علی (علیه السلام) و تحقق ضلع دوم از مثلث شخصیت وى به وسیله پیامبر است. این بخش از عمر، براى هر انسانى، از لحظه‌ هاى حساس و ارزنده زندگى او شمرده مى‌ شود. شخصیت كودك در این سن، همچون برگ سفیدى، آماده پذیرش هر شكلى است كه بر آن نقش مى ‌شود؛ و این فصل از عمر، براى مربیان و آموزگاران، بهترین فرصت است كه روحیات پاك و فضایل اخلاق كودك را كه دست آفرینش در نهاد او به ودیعت نهاده است پرورش دهند و او را با اصول انسانى و ارزشهاى اخلاقى و راه و رسم زندگى سعادتمندانه آشنا سازند.

پیامبر عالیقدر اسلام، به همین هدف عالى، تربیت حضرت على (علیه السلام) را پس از تولد او به عهده گرفت. هنگامى كه مادر حضرت على (علیه السلام) نوزاد را خدمت پیامبر آورد با علاقه شدید آن حضرت نسبت به كودك روبرو شد. پیامبر از وى خواست كه گهواره حضرت على را در كنار رختخواب او قرار دهد از این جهت، زندگانى امام از روزهاى نخست با لطف خاص پیامبر توام شد.

نه تنها پیامبر گهواره حضرت على را در موقع خواب حركت مى ‌داد، بلكه در مواقعى از روز بدن او را مى‌شست و شیر در كام او مى ‌ریخت، و در موقع بیدارى با او با كمال ملاطفت سخن مى‌ گفت. گاهى او را به سینه مى ‌فشرد و مى ‌گفت: این كودك برادر من است و در آینده ولى و یاور و وصى و همسر دختر من خواهد بود.

به سبب علاقه ‌اى كه به حضرت على داشت هیچ گاه از او جدا نمى ‌شد و هر موقع از مكه براى عبادت به خارج شهر مى ‌رفت حضرت على (علیه السلام) را همچون برادر كوچك یا فرزند دلبندى همراه خود مى‌ برد.[8]

هدف از این مراقبت ها این بود كه دومین ضلع مثلث شخصیت امام علی (علیه السلام)، كه همان تربیت است، به وسیله او شكل گیرد و هیچ كس جز پیامبر در این شكل گیرى موثر نباشد.

امیر مومنان در سخنان خود خدمات ارزنده پیامبر (صلى الله علیه و آله) را یاد كرده، مى ‌فرماید: «وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعی مِنْ رَسُولِ اللّهِ (صلى الله علیه و آله) بِالْقَرابَةِ الْقَرِیبَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الخَصِیصَةِ‌، وَضَعَنی فی حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ یضُمُّنی إِلى صَدْرِهِ وَ یكْنُفُنی فی فِراشِهِ وَ یمِسُّنِی جَسَدَهُ وَ یشِمُّنی عَرْفهُ وَ كانَ یمْضَغُ الشَّیءَ ثُمَّ یلْقِمُنِیهِ‌.[9]

شما اى یاران پیامبر، از خویشاوندى نزدیك من با رسول خدا و مقام (احترام) مخصوصى كه نزد آن حضرت داشتم كاملا آگاه هستید و مى ‌دانید كه من در آغوش پر مهر او بزرگ شده ام؛ هنگامى كه نوزاد بودم مرا به سینه خود مى‌ گرفت و در كنار بستر خود از من حمایت مى‌ كرد و دست بر بدن من مى‌ مالید، و من بوى خوش او را استشمام مى‌كردم، و او غذا در دهان من مى‌ گذاشت.

رشد شخصیت امام علی (علیه‌ السلام) در خانه پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله)

از آنجا كه خدا مى ‌خواهد ولى بزرگ دین او در خانه پیامبر بزرگ شود و تحت تربیت رسول خدا قرار گیرد، توجه پیامبر را به این كار معطوف مى ‌دارد. مورخان اسلامى مى‌ نویسند:

خشكسالى عجیبى در مكه واقع شد. ابوطالب، عموى پیامبر، با عایله و هزینه سنگینى روبرو بود. پیامبر با عموى دیگر خود، عباس، كه ثروت و مكنت مالى او بیش از ابوطالب بود به گفتگو پرداخت و هر دو توافق كردند كه هركدام یكى از فرزندان ابوطالب را به خانه خود ببرد تا در روزهاى قحطى گشایشى در كار ابوطالب پدید آید. از این جهت عباس، جعفر را و پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله) حضرت على را به خانه خود بردند.[10]

این بار كه امیر مومنان به طور كامل در اختیار پیامبر قرار گرفت از خرمن اخلاق و فضایل انسانى او بهره‌ هاى بسیار برد و موفق شد تحت رهبرى پیامبر به عالی ترین مدارج كمال خود برسد. امام (علیه السلام) در سخنان خود به چنین ایام و مراقبت هاى خاص پیامبر اشاره كرده، مى ‌فرماید:

«وَلَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّباعَ الْفصیلِ أَثَرَ أُمِّه یرْفَعُ لی كُلَّ یوْمٍ مِنْ أَخْلاقِهِ عَلَماً وَیأْمُرُنی بالاِقْتِداءِ بِهِ‌؛ [11] من به سان بچه ناقه‌ اى كه به دنبال مادر خود مى‌ رود در پى پیامبر مى‌ رفتم؛ هر روز یكى از فضایل اخلاقى خود را به من تعلیم مى‌ كرد و دستور مى ‌داد كه از آن پیروى كنم».

تاثیر وحی بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در شخصیت امام علی (علیه‌ السلام)

پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) پیش از آنكه مبعوث به رسالت شود، همه ساله یك ماه تمام را در غار حرا به عبادت مى ‌پرداخت و در پایان ماه از كوه سرازیر مى ‌شد و یك سره به مسجد الحرام مى ‌رفت و هفت بار خانه خدا را طواف مى ‌كرد و سپس به منزل خود باز مى‌ گشت.

قراین نشان مى ‌دهد از هنگامى كه پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله) حضرت على (علیه السلام) را به خانه خود برد هرگز روزى او را ترك نگفت. مورخان مى ‌نویسند:

على آنچنان با پیامبر همراه بود كه هرگاه پیامبر از شهر خارج مى ‌شد و به كوه و بیابان مى‌ رفت او را همراه خود مى ‌برد.[12]

ابن ابى الحدید مى‌گوید:

احادیث صحیح حاكى است كه وقتى جبرئیل براى نخستین بار بر پیامبر نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت على در كنار حضرتش بود. آن روز از روزهاى همان ماه بود كه پیامبر براى عبادت به كوه حرا رفته بود.

امیر مومنان، خود در این باره مى ‌فرماید:«وَلَقَدْ كانَ یجاوِرُ فِی كُلِّ سَنَةٍ بِحَراء فَأَراهُ ولا یراهُ غیری…؛[13] پیامبر هر سال در كوه حرا به عبادت مى ‌پرداخت و جز من كسى او را نمى ‌دید».

این جمله اگر چه مى‌ تواند ناظر به مجاورت پیامبر در حرا در دوران پس از رسالت باشد ولى قراین گذشته و اینكه مجاورت پیامبر در حرا غالبا قبل از رسالت بوده است تایید مى ‌كند كه این جمله ناظر به دوران قبل از رسالت است.

طهارت نفسانى شخصیت امام علی (علیه السلام) و پرورش پیگیر پیامبر از او سبب شد كه در همان دوران كودكى، با قلب حساس و دیده نافذ و گوش شنواى خود، چیزهایى را ببیند و اصواتى را بشنود كه براى مردم عادى دیدن و شنیدن آن ها ممكن نیست؛ چنانكه امام، خود در این زمینه مى ‌فرماید:«أَرى نُورَ الوَحْی وَ الرِّسالَةِ وَ أَشُمُّ ریحَ النُّبُوَّةِ‌»[14]. یعنی من در همان دوران كودكى، به هنگامى كه در حرا كنار پیامبر بودم، نور وحى و رسالت را كه به سوى پیامبر سرازیر بود مى‌ دیدم و بوى پاك نبوّت را از او استشمام مى‌ كردم.

امام صادق (علیه السلام) مى‌ فرماید: امیر مومنان پیش از بعثت پیامبر اسلام نور رسالت و صداى فرشته وحى را مى ‌شنید.

در لحظه بزرگ وشگفت تلقى وحى، پیامبر به حضرت على فرمود: اگر من خاتم پیامبران نبودم پس از من تو شایستگى مقام نبوت را داشتى، ولى تو وصى و وارث من هستى، تو سرور اوصیا و پیشواى متقیانى.[15]

امیر مومنان درباره شنیدن صداهاى غیبى در دوران كودكى چنین مى ‌فرماید: هنگام نزول وحى بر پیامبر صداى ناله ‌اى به گوش من رسید؛ به رسول خدا عرض كردم این ناله چیست‌؟ فرمود: این ناله شیطان است وعلت ناله اش این است كه پس از بعثت من از اینكه در روى زمین مورد پرستش واقع شود نومید شد. سپس پیامبر رو به حضرت على كرد و گفت:

«إِنَّكَ تَسْمَعُ ما أَسْمَعُ وَ تَرى ما أَرى، إِلاّ أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِىٍّ وَ لكِنَّكَ لَوَزیرٌ»[16]یعنی تو آنچه را كه من مى ‌شنوم ومى ‌بینم مى ‌شنوى و مى ‌بینى، جز اینكه تو پیامبر نیستى بلكه وزیر و یاور من هستى.[17]

نتیجه گیری

سه عامل مهم در شکل گیری شخصیت امام علی (علیه‌ السلام) قبل از بعثت، نقش اساسی داشته است. عامل اول در شخصیت امام علی (علیه‌ السلام) وراثتی بوده است که از پدر و مادر موحد به آن حضرت منتقل شده است. عامل دوم شکل دهنده شخصیت امام علی (علیه‌ السلام)، تربیت و آموزشی بوده است که از سوی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از کودکی تا بزرگسالی انجام گرفته است و عامل سوم، محیط زندگی بوده است که در شخصیت امام علی (علیه‌ السلام) تاثیر گذار بوده است.

پی نوشت ها

[1] . نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ۱۱۷؛ به جاى «فیك»، فی‌» است.

[2] . رک: مجمع البیان، ج ۴، ص ۳۷.

[3] . كشف الغمة، ج ۱، ص ۹۰.

[4] . مانند مروج الذهب، ج ۲، ص ۳۴۹ /شرح الشفاء، ج ۱، ص ۱۵۱ و….

[5] . مستدرك حاكم، ج ۳، ص ۴۸۳.

[6] . شرح قصیده عبدالباقىِ افندى، ص ۱۵.

[7] . رک: اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج ۱، ص ۶۵.

[8] . كشف الغمّة، ج ۱، ص ۹۰.

[9] . نهج البلاغۀ عبده، ج ۲، ص ۱۸۲، خطبه قاصعه.

[10] . سیرۀ ابن هشام، ج ۱، ص ۲۳۶.

[11] . نهج البلاغۀ عبده، ج ۲، ص ۱۸۲.

[12] . شرح نهج البلاغۀ ابن ابى الحدید، ج ۱۳، ص ۲۰۸.

[13] . نهج البلاغه، خطبه ۱۸۷ (قاصعه).

[14] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱۳، ص ۱۹۷.

[15] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱۳، ص ۳۱۰.

[16] . نهج البلاغه، خطبه قاصعه.

[17] . فروغ ولایت، ص 9- 20.

منبع

برگرفته از: سبحانی تبریزی، جعفر، ‌فروغ ولایت، قم، موسسه امام صادق (علیه السلام)، 1380 ش.

بدون دیدگاه