سریه نخله، سریه ای[1] به فرماندهی عبدالله بن جحش در سال دوم هجری بود. کتاب های تاریخی یاران عبدالله را هشت نفر یا یازده نفر دانسته اند که همه از مهاجرین بودند.
بر اساس منابع تاریخی پیامبر (صلی الله علیه و آله) به عبدالله و یارانش دستور داد به سر زمین نخله بروند. در آنجا مراقب قریش باشند و اخبار آن ها را جمع آوری کرده و به پیامبر (صلی الله علیه و آله) برسانند، عبدالله و یارانش در سر زمین نخله به کاروان کوچکی از قریش برخورد کردند که اموال قریش را با خود داشت و بقیه ماجرا که در متن مقاله آمده است.
گزارش واقدی از سریه نخله
واقدى از عبد الله بن حجش نقل مى كند كه گفت: هنگامى كه رسول الله (صلى الله عليه و آله) نماز عشاء را به جاى آورد، مرا پيش خود فرا خواند و فرمود: فردا صبح سلاح خود را بردار و بيا، تا تو را به جايى بفرستم.
پس در نماز صبح حاضر شدم در حالى كه شمشير و كمان و تيردان و زره پوستى به همراهم بود. و پس از آن كه نبى اكرم (صلى الله عليه و آله) نماز صبح را با مردم خواند قبل از او به در خانه اش رفتم و گروهى از قريش نيز به همراه من بودند، وقتى كه رسول الله (صلى الله عليه و آله) از نماز برگشت، مرا ديد كه به همراه گروهى از قريش جلوى در خانه اش ايستاده ايم.
پس آن حضرت (صلى الله عليه و آله) داخل خانه شد و ابى بن كعب را فرا خواند و او هم داخل شد. بعد به او دستور داد كه نامه را بر پوست خولانى بنويسد و آن گاه آن را به من داد و فرمود:
تو را بر اين افراد مى گمارم (به گروهى از قريش اشاره كرد) حركت كن تا دو شب راه بپيمايى و آن گاه نامه را باز كن و بدانچه كه در آن نوشته شده، عمل كن.
گفتم: يا رسول الله (صلى الله عليه و آله)، به سوى كدام ناحيه بروم؟
فرمود: به سوى نجديه حركت كن و آن گاه به سوى چاه هاى آن برو.
حرکت عبد الله بن جحش به سوی محل سریه نخله
واقدى مى گويد: او حركت كرد تا به چاه ابن ضميره رسيد و آن جا نامه را باز كرد و ديد كه در آن نوشته است: «بنام خدا و بركات او مسير خود را ادامه بده و هيچ كدام از اصحابت را به همراهى با خود مجبور نكن و به دستور من با افرادى كه از تو تبعيت مى كنند حركت كن تا به منطقه نخله برسى و در آن جا در كمين يك كاروان قريش باش [2] و ما را از اخبار آن ها آگاه كن.[3]
دستور پیامبر به عبد الله بن جحش برای سریه نخله
هنگامى كه عبد الله نامه را خواند به آن ها گفت: من هيچ يك از شما را مجبور نمى كنم و هر يك از شما كه شهادت را دوست دارد، [4] با من حركت كند و من به دستور رسول اللّه (صلى اللّه عليه و آله) عمل مى كنم و هر كس كه مى خواهد برگردد، از همين جا بازگردد.
آن ها گفتند: ما گوش به فرمان و مطيع خدا و رسولش و تو هستيم و به هر جا كه مى خواهى با توكل بر خدا حركت كن.
حرکت عبد الله بن جحش به سوی محل سریه نخله
پس عبد الله به مسير خود ادامه داد تا به نخله رسيد و در آن جا كاروانى از قريش را يافت كه عمرو بن حضرمى و حكم بن كيسان مخزومى (آزاد كرده آنها) و عثمان بن عبد الله مخزومى و نوفل بن عبد الله مخزومى همراه آن بودند.
یاران فرمانده سریه نخله
ابن اسحاق مى گويد: همراهان عبد الله بن حجش از قريش عبارت بودند از: ابو حذيفه بن عتبه بن ربيعه، عكاشه بن محصن، عتبه بن غزوان، سعد بن ابى وقاص، عامر بن ربيع، واقد بن عبد الله، خالد بن بكير، سهيل بن بيضاء و هيچ كس از انصار با آن ها نبود.
رسیدن کاروان قریش به محل سریه نخله
كاروان قريش كه كشمش (مويز) و پوست و مقدارى از كالاى تجارتى قريش را حمل مى كرد، از مقابل آنها گذشت. نظر واقد بن عبد اللّه و عكاشه بن محصن اين بود كه بر آن ها حمله كنند، براى همين عامر بن ربيعه، سر عكاشه را تراشيد تا اگر مشركان او را ديدند؛ گمان كنند كه آن ها قصد عمره حج را دارند. سپس عكاشه خود را در معرض ديد مشركان قرار داد و آن ها براى استراحت توقف كردند، چارپايان خويش را لگام بسته و رها كردند و مشغول تهيه غذا براى خود شدند.[5]
ابن اسحاق مى نويسد: اين واقعه در آخرين روز ماه رجب اتفاق افتاد و براى همين بعضى گفته اند:
به خدا قسم كه اگر اين ها را امشب رها كنيد، به زودى داخل محدوده حرم مى شوند و از چنگ شما خارج مى گردند و اگر با آن ها وارد جنگ شويد، آن ها هم در ماه حرام به جنگ با شما بر مى خيزند.[6]
يكى از آن ها گفت: مى دانيم كه امروز حتما از ماه هاى حرام است و جايز نمى دانيم كه به طمع مال دنيا، حرمت ماه حرام را بشكنيد و ديگرى گفت: معلوم نيست كه امروز از ماه هاى حرام باشد يا نباشد.
در هر حال نظر كسانى كه در پى دستيابى به مال دنيا بودند؛ غلبه يافت[7] و خود را براى هجوم بر آن ها آماده كردند و تصميم گرفتند تا جايى كه بر ايشان امكان دارد، آن ها را به قتل برسانند و دارايىشان را به غنيمت بگيرند.[8]
شروع سریه نخله
پس واقد بن عبد اللّه در حالى كه تيرى به كمان خود گذاشته بود و تيرهايش به خطا نمى رفت، به سوى آن ها پيش رفت و عمرو بن حضرمى را نشانه گرفت و او را به قتل رسانيد. افراد كاروان بر آن ها حمله كردند و در اين درگيرى، نوفل بن عبد اللّه فرار كرد و عثمان بن عبد الله و غلام آن ها حكم بن كيسان اسير شده و كاروان را هم تصاحب كردند.
سپس عبد الله بن حجش به همراه دو اسير و كاروان به سوى مدينه حركت كرد و اين قبل از آن بود كه خداوند خمس غنایم را مخصوص رسول الله (صلى الله عليه و آله) گرداند؛ پس عبد الله به همراهانش گفت: خمس غنایمى كه به دست آورده ايم مال رسول الله (صلى الله عليه و آله) است و آن گاه خمس غنایم را جدا كرد و بقيه را بين يارانش تقسيم كرد.
نارضایتی رسول الله از سریه نخله
هنگامى كه در مدينه بر رسول اللّه (صلى الله عليه و آله) وارد شدند، آن حضرت (صلى الله عليه و آله) فرمود: من به شما دستور نداده بودم كه در ماه حرام جنگ كنيد. با شنيدن اين سخن از رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله) متحير ماندند و گمان كردند كه هلاك شده اند و مسلمانان نيز آن ها را به خاطر خطايى كه مرتكب شده بودند؛ سر زنش مى كردند.
از سوی دیگر قریش از این جریان بهره برداری کردند و میگفتند، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) حرمت ماه حرام را شکسته و در آن خونریزی کرده است، یهودان مدینه هم به سم پاشی پرداخته و این حرکت را به فال بد می زدند و می گفتند: این کار به ضرر مسلمانان تمام خواهد شد.
رسول الله (صلى الله عليه و آله) آن كاروان و دو اسير را متوقف كرد و از اين كه چيزى از آن را بردارد خود دارى كرد. تا اين كه از جنگ بدر بازگشت و آن گاه آن را همراه با غنایم بدر تقسيم كرد.[9]
جمع بندی
سریه نخله، در سال دوم هجرت و در ماه رجب یعنی ماه حرام اتفاق افتاد، عبدالله بن جحش فرماندهی این سریه را به عهده داشت، ایشان همراه با هشت نفر از مهاجران با کاروان تجاری مشرکان می جنگد و اموال التجاره را به غنیمت می گیرند، وقتی به مدینه بر می گردد پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) آن ها را توبیخ می کند که چرا در ماه حرام جنگ نموده اند. آن ها از عملکرد خویش پی شمان می گردد.
پی نوشت ها
[1] . «سريه یا بعث، به جنگهایی در دوره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) گفته می شود که بدون حضور مستقیم پیامبر (صلی الله علیه و آله) و به فرماندهی يكى از صحابه بوده است. سریه به سپاهی گفته می شود که شمار افراد آن، نهایت تا چهار صد نفر می رسد و به عبارتی این سپاه، گزیده یک سپاه و چیرگان آن است.»؛ آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ص ۲۸۳
[2] . مغازى واقدى، ج 1، ص 13.
[3] . سيره ابن هشام، ج 2، ص 252.
[4] . اين اولين بارى است كه از شهادت سخن به ميان آمده است و نشان مى دهد كه رسول الله صلى الله عليه و آله آن را براى مسلمانان توضيح داده است.
[5] . مغازى واقدى، ج 1، ص 14.
[6] . حرام بودن از جهت رسوم قديم يا به واسطه سنت بوده است و خبر در السيره، ج 2، ص 253 آمده است.
[7] . مغازى واقدى، ج 1، ص 14.
[8] . سيره ابن هشام، ج 2، ص 253.
[9] . تاريخ تحقيقى اسلام ،ج2،ص:258
اقتباس از کتاب تاريخ تحقيقى اسلام نوشته حسين على عربى، موسسه امام خمينى، قم، چهارم 1383 ش