سخن گفتن امام علی (ع) با حیوانات، یکی از کرامات و معجزات جالب و شگفت انگیز آن حضرت به شمار می آید که داستان های مختلفی در این باره در منابع و متون تاریخی و حدیثی آمده است. این کرامات، در واقع یکی از نشانه های علم گسترده امام (ع) و احاطه کامل ایشان بر مخلوقات و موجودات عالم است. در این نوشتار، به چند داستان درباره سخن گفتن امام علی (ع) با حیوانات اشاره می کنیم.
سخن گفتن انبیاء و ائمه (ع) به زبان حیوانات
پیش از بیان داستان هایی از سخن گفتن امام علی (ع) با حیوانات، باید به این نکته اشاره کنیم که سخن گفتن با حیوانات، مختص حضرت علی (ع) نبوده و برخی از انبیاء الهی و اولیای الهی و همچنین سایر ائمه هدی (ع) نیز توانایی سخن گفتن و گفتگو با حیوانات را داشته و از زبان حیوانات آگاه بودند.
خداوند متعال در قرآن کریم از زبان حضرت سلیمان (ع) در این باره می فرماید: «وَ وَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ وَ قَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ؛[۱] و سلیمان وارث داود شد، و گفت: اى مردم! زبان پرندگان به ما تعلیم داده شده.» همچنین طبق آیه قرآن حضرت سلیمان (ع) در مسیری که همراه لشگریانش طی می کرد، صدای مورچه ای را شنید و از گفتگوی او با دیگر مورچه ها درباره لشگرش با خبر شد.[۲]
همچنین بر اساس احادیث، اهل بیت (ع) نیز به زبان حیوانات آگاه بودند؛ چنانکه امیر المومنین (ع) در حدیثی به ابن عباس می فرمایند: «إِنَّ اَللَّهَ عَلَّمَنَا مَنْطِقَ اَلطَّیْرِ کَمَا عَلَّمَهُ سُلَیْمَانَ بْنَ دَاوُدَ وَ مَنْطِقَ کُلِّ دَابَّهٍ فِی بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ؛[۳] خداوند به ما زبان پرندگان را آموخت همانطور که به سلیمان پسر داود آموخت و [همچنین] زبان هر جنبده ای در خشکی و دریا [را به ما آموخت]». بنابراین سخن گفتن فرستادگان و اولیای الهی با حیوانات به اراده خداوند، چیزی نیست که قابل انکار باشد.
سخن گفتن امام علی (ع) با شیر
یکی از داستان های جالب درباره سخن گفتن امام علی (ع) با حیوانات، سخن گفتن آن حضرت با شیر است. منقذ بن اصبغ اسدی می گوید: در شب نیمه شعبان در خدمت امیرالمؤمنین علی (ع) بودم، امام سوار شتری شدند و برای کار مهمی به روستایی رفتند. در اثنای راه، در جایی فرود آمدند و خواستند که تجدید وضو نمایند. من افسار شتر را نگه داشتم، اما ناگهان گوش های شتر، تیز و مضطرب شد که نتوانستم آن را نگه دارم؛ امام پرسید: چه شده است؟ عرض کردم: شتر چیزی دیده که این طور بی تابی می کند.
امام علی (ع) نگاه کرد و فرمود: درنده ای است؛ ذوالفقار را برداشت و نعره ای زد و چند قدم برداشت؛ آن درنده شیر بود. وقتی صدای امام (ع) را شنید، نزدیک آمد و مانند گناهکاران، سر در پیش انداخت؛ امام (ع) دست دراز کرد، موی گردن شیر را به دست گرفت و فرمود: مگر نمی دانی من اسدالله و ابوالاشبال (پدر بچه شیرها) و حیدرم، [با وجود این] قصدِ شترم را نمودی؟!
شیر به زبان فصیح عرض کرد: ای امیر مؤمنان و ای بهترین اوصیا و ای وارث علم خاتم پیامبران! هفت روز است که شکاری به دستم نیفتاده و گرسنگی بی طاقتم کرده است؛ وقتی سیاهی شما را از دور دیدم، خجل گردیدم که حق تعالی بر ما وحوش و درندگان، گوشت دوستان و عترت شما را حرام گردانیده و بر دشمنان شما تسلط داده است.
امام (ع)، دست بر پشت شیر کشید و با او سخنانی گفت؛ تا این که شیر گفت: ای ولی خدا! گرسنگی! گرسنگی! امام (ع) دست رو به آسمان بلند کرد و فرمود: خداوندا! به حق محمد و آل محمد، او را روزی ده. در همان حال، چیزی نزد شیر آمد و به خوردن مشغول شد.
پس از آن، امام علی (ع) از شیر پرسید: خانه تو کجاست؟ گفت: کنار رود نیل. فرمود: اینجا چه می کنی؟ عرض کرد: به قصد زیارت شما به حجاز آمدم. در آنجا، کوفه را نشان دادند و نزد شما آمدم. حال اجازه رفتن می خواهم که دو پسر و جفتی دارم که از من بی خبرند.
وقتی از حضرت اجازه رفتن گرفت، گفت: ای امیر مؤمنان! در این سفر به قادسیه می روم و از گوشت سنان بن واهل شامی که از دشمنان شماست، و در جنگ صفین گریخته، توشه راه کنم. امام (ع) دعا کرد و شیر رفت.
منقذ بن اصبغ می گوید: من از دیدن این صحنه، بسیار متعجب و حیران شده بودم. امام علی (ع) که بهت و حیرت مرا دید فرمود: ای منقذ! از این واقعه تعجب نمودی؟! بدان خدایی که دانه را می رویاند و خلق را می آفریند، اگر از معجزاتی که رسول خدا به من تعلیم داده، ظاهر کنم، مردم به گمراهی می افتند. آن گاه امام مشغول نماز شد و پس از آن، در خدمتش بودم تا به قادسیه رسیدیم که هنگام اذان صبح بود. در میان مردم، غوغایی بود و همه می گفتند: سنان را شیری خورد و استخوان های بدنش را نشان هم می دادند؛ من واقعه سخن گفتن امام علی (ع) با شیر را برای مردم نقل کردم. مردم دوان دوان، به خدمت امام (ع) رسیدند و از وجودش تبرک می جستند.[۴]
سخن گفتن امام علی (ع) با دُرّاج
یکی دیگر از داستان های زیبا از سخن گفتن امام علی (ع)، داستان سخن گفتن امام (ع) با دراج است. از امام حسین (ع) روایت شده است که روزی امیرالمومنین علی (ع) به همراه جابر بن عبدالله انصاری به صحرا می روند. در آنجا حضرت علی (ع) در زمین کویرى درّاجى را دید و فرمود: اى درّاج! تو از چه وقت در این بیابان هستى؟ و از کجا تغذیه مىکنى؟ درّاج به اذن خدا به سخن آمد و گفت: اى امیر مؤمنان! من صد سال است که در این بیابان هستم و هر وقت گرسنه شوم، بر شما درود می فرستم و سیر می گردم و هر وقت تشنه شوم، بر ستمگران شما نفرین می کنم و سیراب می شوم.
جابر بن عبد اللّه می گوید: کسى غیر از سلیمان بن داود، زبان پرندگان را نمی دانست. حضرت در پاسخ فرمود: «لَوْلاَ مُحَمَّدٌ وَ آلُهُ لَمَا خُلِقَ سُلَیْمَانُ وَ لاَ أَبُوهُ آدَمُ؛ اگر محمّد (ص) و خاندانش نبودند، سلیمان و پدرش آدم، [حتی] آفریده نمی شدند [چه برسد به علم زبان پرندگان]. سپس فرمود: اى طاووس! فرود آى؛ اى کرکس! اى باز شکارى! اى کلاغ! آنها پایین آمدند و دستور داد همه را ذبح کردند. بعد فرمود: به قدرت خداوند، پرواز کنید و تمام پرندگان جان دوباره یافتند و به پرواز در آمدند. [۵]
سخن گفتن امام علی (ع) با کبوتر
سخن گفتن امام علی (ع) با کبوتر، یکی دیگر از معجزات حضرت علی (ع) در تکلم و گفت و گو با پرندگان است. عمار یاسر می گوید:
«در مسجد کوفه نزد امیرالمؤمنین علی (ع) نشسته بودم و جز من کسی در آنجا نبود. ناگهان دیدم که آن حضرت می فرماید: «باورش کن، باورش کن!». من به راست و چپ نگاه کردم، ولی هیچ کس را ندیدم؛ پس در شگفت ماندم. آن حضرت به من فرمود: ای عمّار! گویا می بینم که با خود می گویی: علی با چه کسی سخن می گوید؟! گفتم: آری، ای امیر مؤمنان! همین طور است.
[آن حضرت در پاسخ من] فرمود: سرت را بالا بگیر. سرم را بالا گرفتم و ناگهان دیدم دو کبوتر هستند که [گویی] در حال سخن گفتن با یکدیگرند. حضرت فرمود: ای عمّار! آیا می دانی یکی از آن دو به دیگری چه می گوید؟ گفتم: نه نمی دانم چه می گویند؟ حضرت فرمود: کبوتر ماده به نر می گوید: تو مرا با دیگری عوض کرده ای، مرا رها کرده ای و به جای من دیگری را گرفته ای و کبوتر نر برای او سوگند می خورد و می گوید: من چنین کاری نکرده ام و ماده می گوید: من تو را باور نمی کنم. پس نر به او می گوید: به حقّ این کسی که در این مسجد نشسته، من تو را با دیگری عوض نکرده ام و غیر از تو کسی را نگرفته ام. ماده نزدیک بود او را تکذیب کند که من به او گفتم: باورش کن، باورش کن!
عمّار می گوید: به امیرالمؤمنین (ع) عرض کردم: ای امیر مؤمنان! من کسی را نمی شناختم که زبان پرندگان را بداند، جز سلیمان بن داود (ع). حضرت فرمود: «وَ اللَّهِ إِنَّ سُلَیْمَانَ بْنَ دَاوُدَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) سَأَلَ اللَّهَ تَعَالَى بِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ حَتَّى عُلِّمَ مَنْطِقَ الطَّیْر؛ به خدا سوگند، سلیمان بن داود (ع) به وسیله ما اهل بیت از خداوند درخواست کرد تا این که به زبان پرندگان آگاهی یافت.»[۶]
جمع بندی
یکی از کرامات و معجزات انبیاء و اوصیاء سخن گفتن با حیوانات است. قرآن به صراحت از آگاهی و علم حضرت سلیمان و داود به زبان حیوانات خبر می دهد. در منابع حدیثی مختلف، داستان هایی متعدد از سخن گفتن امام علی (ع) با حیوانات روایت شده است. سخن گفتن امام علی (ع) با شیر، دراج و کبوتر از جمله داستان های زیبا و خواندنی در این باره به شمار می آیند. بر طبق برخی از این احادیث، انبیاء الهی نیز به واسطه اهل بیت (ع) از این علوم آگاه شده اند.
پی نوشت ها
[۱] نمل/۱۶.
[۲] نمل/۱۸ و ۱۹.
[۳] صفار، بصائر الدرجات، ص ۳۴۳.
[۴] ابن تاج الدین، تحفه المجالس، ص ۸۴ و ۸۵.
[۵] قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۵۶۰.
[۶] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۵۶.
فهرست منابع
- قرآن کریم.
- ابن تاج الدین، تحفه المجالس من معجزات ائمه الاطهار، تهران، کتابچی، ۱۳۷۳ش.
- قطب راوندی، سعید بن هبه الله، الخرائج و الجرائح، قم،مؤسسه الإمام المهدی، ۱۳۶۸ش.
- صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد (ص)، قم، کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۶۳ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر أخبار الائمه الأطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
سلام در اینکه اهل بیت محمد(ص) خاصه امیرالمؤمنین (ع) کرامات بسیار از جمله سخن گفتن با حیوانات رو داشتن شکی نیست ولی حرف من اینست که در دنیای امروزی بجز در اهل خواص و دوستاران اهل بیت (ع) این روایات و احادیث را نباید گفت حتی اهل منبر هم نباید ذکر کنند چونکه باعث تمسخر میشود.
با سلام به شما دوست گرامی؛ نمونه مشابه این قبیل معجزات و کرامات از معصومان (علیهم السلام) در آیات و روایات بسیاری آمده است مانند آیات صریح قرآن در مورد سخن گفتن حضرت سلیمان (ع) با هدهد. بدیهی است اگر بخواهیم همواره عدم پذیرش عامدانه و تمسخر عده ای را در نظر داشته باشیم می بایست از بسیاری واقعیت ها و حقایق دین در آیات و روایات که حاکی از کرامات معصومان (علیهم السلام) است چشم بپوشیم و این رویکرد قطعا با اهداف دین سازگار نیست. در طول تاریخ و از دوران بعثت انبیاء تاکنون همواره افرادی بوده اند که معارف دین را زیر سوال برده و تمسخر می کردند. بنابراین به صرف تمسخر و عدم پذیرش عده ای نباید از ترویج معارف دین دست کشید.
علاوه بر این، هدف اصلی از انتشار این قبیل مقالات، به اشتراک گذاشتن مباحث درون دینی و ارتقای سطح دانش و آگاهی دینداران نسبت به زوایای شخصیتی معصومان (علیهم السلام) است.
پس نتیجه گرفتم که آنچه خداوند آفریده همه در ستایش خدا و اهل بیت هستن و هر کدوم تسبیح خدا رو میگن آدم هایی که سواستفاده میکنند از برخی آیات که سگ نجس است و هزاران سگ رو به خاطر این جمله که قضاوت نجاست در قران را بامعنی و مفهموم درست نداشتن و با دستاشون اونارو کشتن خدا و اهل بیت خیلی دور شدیم بعد از کشتار سگ ها کرونا و تحریم شد غضب خدا بوده ممکنه
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام…حضرت جبرئیل به دستور خدا، حضرت محمد مصطفی ص را از کودکی تربیت میکرد و معلم آن حضرت بود. ولی، در زمانی که خداوند متعال دنیا را خلق کرد، حضرت علی علیه السلام، استاد جبرائیل بود…. دیگر مکالمه علی ع با شیر عجبی ندارد.
بسیار عالی و قابل درک.از مولای ما این جیزا عجیب نیست.فدای خودت و خانوادت یاعلی.