سخنانی کوتاه از امام حسن مجتبی (علیه السلام)

سخنانی کوتاه از امام حسن مجتبی (علیه السلام)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

امام حسن (علیه السلام) به عنوان دومین امام شیعه، از اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است. حسن بن علی (علیه السلام) یکی از پنج تن اهل کساء است که آیه تطهیر در شان آنان نازل شده است.

اهل بیت طاهرین در کنار قرآن کریم، منبع هدایت و ارشاد هستند. امروز احادیث و روات آنان چراغ راه هدایت و رستگاری کسانی است که این احادیث را سرلوحه زندگی خود قرار می دهند. در این نوشتار به چند حدیث از امام حسن (علیه السلام) در موضوعات مختلف اشاره می شود:

  1. قَالَ (علیه السلام):‏ مَا تَشَاوَرَ قَوْمٌ إِلَّا هُدُوا إِلَى رُشْدِهِمْ؛

امام حسن (علیه السلام) فرمود: هیچ قومى مشورت نكردند جز اینكه راه خود یافتند.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام)‏ اللُّؤْمُ أَنْ لَا تَشْكُرَ النِّعْمَةَ؛

امام (علیه السلام) فرمود: پستى آن است كه شكر نعمت نگزارى.

  1. وَ قَالَ(علیه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ‏ یَا بُنَیَّ لَا تُؤَاخِ أَحَداً حَتَّى تَعْرِفَ مَوَارِدَهُ وَ مَصَادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخِبْرَةَ وَ رَضِیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلَى إِقَالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُوَاسَاةِ فِی الْعُسْرَةِ ؛

امام حسن (علیه السلام) به یكى از فرزندانش فرمود: پسر جان، با هیچ كس طرح دوستى نریز جز اینكه از رفت و آمد ها (و خصوصیات اخلاقیش) آگاه شوى، و چون دقیق وارسى كردى با او بر اساس گذشت از لغزش ها و برادرى در سختی ها رفاقت كن.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام) لَا تُجَاهِدِ الطَّلَبَ جِهَادَ الْغَالِبِ وَ لَا تَتَّكِلْ عَلَى الْقَدَرِ اتِّكَالَ الْمُسْتَسْلِمِ. فَإِنَّ ابْتِغَاءَ الْفَضْلِ مِنَ السُّنَّةِ وَ الْإِجْمَالَ فِی الطَّلَبِ مِنَ الْعِفَّةِ وَ لَیْسَتِ الْعِفَّةُ بِدَافِعَةٍ رِزْقاً وَ لَا الْحِرْصُ بِجَالِبٍ فَضْلًا فَإِنَّ الرِّزْقَ مَقْسُومٌ وَ اسْتِعْمَالَ الْحِرْصِ اسْتِعْمَالُ الْمَأْثَمِ؛

امام حسن (علیه السلام) فرمود: نه چون پیروزمندان در طلب (دنیا) بكوش، نه مانند تسلیم ‏شدگان به تقدیر تكیه كن (نه حرص و نه سستى) كه به دنبال فضل (و احسان خدا) رفتن، سنت است و حرص نزدن، عفت و نه عفت روزى را باز پس زند و نه حرص آن را بیفزاید، كه روزى قسمت شده و آزمندى گناه است.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام) الْقَرِیبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ وَ الْبَعِیدُ مَنْ بَاعَدَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُهُ لَا شَیْ‏ءَ أَقْرَبُ مِنْ یَدٍ إِلَى جَسَدٍ وَ إِنَّ الْیَدَ تُفَلُّ فَتُقْطَعُ وَ تُحْسَمُ‏؛

امام حسن (علیه السلام) فرمود: نزدیك (خویشاوند) آن است كه دوستى نزدیكش كند گرچه نسبش دور باشد. و دور (بیگانه) آن است كه محبت دورش سازد گرچه نسبش نزدیك باشد. چیزى از دست به بدن نزدیك‏ تر نیست اما گاه مى‏ شكند، معیوب مى‏ شود و جدا مى‏ گردد.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام)‏ مَنِ اتَّكَلَ عَلَى حُسْنِ الِاخْتِیَارِ مِنَ اللَّهِ لَهُ لَمْ یَتَمَنَ‏ أَنَّهُ فِی غَیْرِ الْحَالِ الَّتِی اخْتَارَهَا اللَّهُ لَهُ؛

امام حسن (علیه السلام) فرمود:  آن كه كار خود به خدا واگذارد هرگز وضعى غیر از آن كه خدا برایش انتخاب كرده، نخواهد.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام) الْعَارُ أَهْوَنُ مِنَ النَّارِ؛

ننگ از آتش بهتر است.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام)‏ الْخَیْرُ الَّذِی لَا شَرَّ فِیهِ الشُّكْرُ مَعَ النِّعْمَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّازِلَةِ؛

امام حسن (علیه السلام) فرمود: خیر خالص، شكر در نعمت است و صبر در مصیبت.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام) لِرَجُلٍ أَبَلَّ مِنْ عِلَّةٍ: إِنَّ اللَّهَ قَدْ ذَكَرَكَ فَاذْكُرْهُ وَ أَقَالَكَ فَاشْكُرْهُ؛

امام حسن (علیه السلام) به مردى كه از بیمارى برخاسته بود فرمود: خدا یادت كرده، یادش كن، و گناهانت را بخشیده، شكرش گوى.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام) عِنْدَ صُلْحِهِ لِمُعَاوِیَةَ: إِنَّا وَ اللَّهِ مَا ثَنَانَا عَنْ أَهْلِ الشَّامِ شَكٌّ وَ لَا نَدَمٌ وَ إِنَّمَا كُنَّا نُقَاتِلُ أَهْلَ الشَّامِ بِالسَّلَامَةِ وَ الصَّبْرِ فَسُلِبَتِ السَّلَامَةُ بِالْعَدَاوَةِ وَ الصَّبْرُ بِالْجَزَعِ وَ كُنْتُمْ فِی مُنْتَدَبِكُمْ إِلَى صِفِّینَ وَ دِینُكُمْ أَمَامَ دُنْیَاكُمْ وَ قَدْ أَصْبَحْتُمُ الْیَوْمَ وَ دُنْیَاكُمْ أَمَامَ دِینِكُمْ‏ ؛

چون كه حسن بن على (علیه السلام) از یاورانش سستى دید و معاویه نامه ‏اى به آن جناب و اصحابش نوشت و پیشنهاد صلح كرد، حضرت خطبه ‏اى خواند و چنین فرمود: آنچه ما را از نبرد شامیان باز داشت نه شك بود و نه پشیمانى، در گذشته ما با نیروى سلامت و پایدارى مى‏ جنگیدیم، اما امروز سلامت به دشمنى آمیخته، و پایدارى به بیتابى، در حركت به صفین دین شما پیشاپیش دنیا بود و امروز دنیاتان بر دین مقدم شده.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام): مَا أَعْرِفُ أَحَداً إِلَّا وَ هُوَ أَحْمَقُ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ رَبِّهِ؛

امام حسن (علیه السلام) فرمود: هیچ كس را نشناسم جز آن كه میان خود و خدا (و در ارتباطش با پروردگار) نابخرد است (و چنان كه مقتضاى خردمندى است حق او را ادا نمى ‏كند).

  1. وَ قِیلَ لَهُ فِیكَ عَظَمَةٌ فَقَالَ (علیه السلام): بَلْ فِیَّ عِزَّةٌ قَالَ اللَّهُ‏ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ‏ ؛

به امام حسن (علیه السلام) گفتند: در وجود شما عظمت و بزرگوارى هست، فرمود: آنچه در وجود من است عزت است. خداوند فرماید: «عزت از آن خدا و پیغمبر و مومنان است.»

  1. وَ قَالَ (علیه السلام) فِی وَصْفِ أَخٍ كَانَ لَهُ صَالِحٍ:‏ كَانَ مِنْ أَعْظَمِ النَّاسِ فِی عَیْنِی وَ كَانَ رَأْسُ مَا عَظُمَ بِهِ فِی عَیْنِی صِغَرَ الدُّنْیَا فِی‏ عَیْنِهِ‏ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ الْجَهَالَةِ فَلَا یَمُدُّ یَداً إِلَّا عَلَى ثِقَةٍ لِمَنْفَعَةٍ كَانَ لَا یَشْتَكِی وَ لَا یَتَسَخَّطُ وَ لَا یَتَبَرَّمُ كَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِذَا قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ‏ كَانَ ضَعِیفاً مُسْتَضْعَفاً فَإِذَا جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ اللَّیْثُ عَادِیاً كَانَ إِذَا جَامَعَ الْعُلَمَاءَ عَلَى أَنْ یَسْتَمِعَ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ یَقُولَ كَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْكَلَامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَى السُّكُوتِ كَانَ لَا یَقُولُ مَا لَا یَفْعَلُ وَ یَفْعَلُ مَا لَا یَقُولُ كَانَ إِذَا عَرَضَ لَهُ أَمْرَانِ لَا یَدْرِی أَیُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى رَبِّهِ نَظَرَ أَقْرَبَهُمَا مِنْ هَوَاهُ فَخَالَفَهُ كَانَ لَا یَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا قَدْ یَقَعُ الْعُذْرُ فِی مِثْلِهِ؛

امام حسن (علیه السلام) برادر (و رفیق) شایسته ‏اى داشته كه در وصفش فرموده:

در چشم من از همه مردم بزرگتر بود، بالاترین صفتى كه چنین بزرگش كرده بود كوچكى دنیا در نظرش بود، از سلطه جهالت بیرون بود، هرگز دست به سوى كسى دراز نمى ‏كرد جز به (برادر) معتمدى به منظور نفعى، شكوه نمى ‏كرد، خشمگین نمى‏ شد، به ستوه نمى‏ آمد.

غالبا خاموش بود، چون لب مى‏ گشود سرآمد گویندگان بود، (با دوستان، و در رفتار عادى از غایت فروتنى) ضعیف و ناتوان مى ‏نمود، اما چون نوبت جد (و پیكار) مى ‏رسید شیر ژیان بود.

در محفل علما به شنیدن علاقه‏ مندتر بود تا گفتن، اگر كسى در سخن بر او غالب مى ‏شد، در سكوت هیچ كس بر وى چیره نمى ‏شد، كارى را كه نمى ‏كرد نمى‏ گفت، و كارهایى را نگفته مى ‏كرد.

چون دو كار پیش مى‏ آمد كه نمى‏ دانست كدام موجب قرب پروردگار است مى ‏نگریست هر كدام به هواى نفس نزدیك تر بود آن را وا مى ‏نهاد، بر كارهایى كه گاه ممكن بود از او سرزند كسى را ملامت نمى‏ كرد.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام):‏ مَنْ أَدَامَ الِاخْتِلَافَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصَابَ إِحْدَى ثَمَانٍ، آیَةً مُحْكَمَةً وَ أَخاً مُسْتَفَاداً وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً وَ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً وَ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدَى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْكَ الذُّنُوبِ حَیَاءً أَوْ خَشْیَةً؛

امام حسن (علیه السلام) فرمود: هر كه پیوسته به مسجد رود یكى از هشت فایده را برد: 1. آیه محكمى از قرآن (كه از آن بهره یابد)، 2. یا رفیقى به چنگ آرد، 3. یا علم تازه ‏اى فرا گیرد، 4. یا از رحمتى كه در انتظارش بوده برخوردار شود، 5. یا سخنى بشنود كه دلیل راه شود، 6. یا مانع گناه گردد، 7. یا (لا اقل) از شرم و حیا دست از معصیت بشوید، 8. یا از ترس ترك گناه كند.

  1. رُزِقَ غُلَاماً فَأَتَتْهُ قُرَیْشٌ تُهَنِّیهِ فَقَالُوا یُهَنِّیكَ الْفَارِسُ؛ َقَالَ (علیه السلام): أَیُّ شَیْ‏ءٍ هَذَا الْقَوْلُ وَ لَعَلَّهُ یَكُونُ رَاجِلًا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ كَیْفَ نَقُولُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ (علیه السلام) إِذَا وُلِدَ لِأَحَدِكُمْ غُلَامٌ فَأَتَیْتُمُوهُ فَقُولُوا لَهُ شَكَرْتَ الْوَاهِبَ وَ بُورِكَ لَكَ فِی الْمَوْهُوبِ بَلَغَ اللَّهُ بِهِ أَشُدَّهُ‏ وَ رَزَقَكَ بِرَّهُ؛

امام حسن (علیه السلام) نوزاد پسرى پیدا كرده بود، قریش براى عرض تبریك آمدند (و على الرسم) گفتند اسب سوار مبارك باد (و این جمله را بعنوان تفأل مى ‏گفتند كه این پسر بزرگ شود و سوارى دلاور گردد) فرمود: این چه حرفى است؟ شاید پیاده باشد، جابر گفت: پس چه بگوییم؟ فرمود: براى تبریك نوزاد بگویید شكر (خداى) بخشنده نصیبت باد، بخشش (پروردگار) مبارك باد. خدا او را به حد كمال رساند، و تو را از خیرش بهره ‏مند سازد.

  1. وَ سُئِلَ عَنِ الْمُرُوَّةِ. فَقَالَ (علیه السلام): شُحُّ الرَّجُلِ عَلَى دِینِهِ وَ إِصْلَاحُهُ مَالَهُ وَ قِیَامُهُ بِالْحُقُوقِ؛

پرسیدند: مروت (و مردانگى) چیست؟ امام حسن (علیه السلام) فرمود: مردانگى به نگهدارى دین است و اصلاح مال و قیام به حقوق (اداى حق دیگران).

  1. وَ قَالَ (علیه السلام) إِنَّ أَبْصَرَ الْأَبْصَارِ مَا نَفَذَ فِی الْخَیْرِ مَذْهَبُهُ وَ أَسْمَعَ الْأَسْمَاعِ مَا وَعَى التَّذْكِیرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ أَسْلَمُ الْقُلُوبِ مَا طَهُرَ مِنَ الشُّبُهَاتِ؛

امام حسن (علیه السلام) فرمود: تیزبین ‏ترین چشم آن است كه در خیر نفوذ كند (خیرها را ببیند) شنوا ترین گوش آن است كه پند را نگه دارد و به كار بندد، سالم ترین دل آن است كه از (آلودگى) شك و شبهه پاك باشد.

  1. وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ أَنْ یُخِیلَهُ‏ قَالَ (علیه السلام): إِیَّاكَ أَنْ تَمْدَحَنِی فَأَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِی مِنْكَ أَوْ تَكْذِبَنِی فَإِنَّهُ لَا رَأْیَ لِمَكْذُوبٍ أَوْ تَغْتَابَ عِنْدِی أَحَداً فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ ائْذَنْ لِی فِی الِانْصِرَافِ فَقَالَ ع نَعَمْ إِذَا شِئْتَ؛

مردى از امام حسن (علیه السلام) تقاضاى نصیحت كرد، فرمود: مبادا مرا بستایى كه من خود را بهتر مى‏ شناسم، یا تكذیبم كنى كه متهم به دروغ، رایى ندارد (و اظهار نظر نباید بكند) یا در حضور من از كسى غیبت كنى‏، گفت: مرخصم؟ فرمود: آرى اگر خواهى برو.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام): إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبَادَةَ تَزَكَّى لَهَا، إِذَا أَضَرَّتِ النَّوَافِلُ بِالْفَرِیضَةِ فَارْفُضُوهَا، الْیَقِینُ مَعَاذٌ لِلسَّلَامَةِ مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اعْتَدَّ وَ لَا یَغُشُّ الْعَاقِلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَ الْمَوْعِظَةِ حِجَابُ الْعِزَّةِ، قَطَعَ الْعِلْمُ عُذْرَ الْمُتَعَلِّمِینَ،‏ كُلُّ مُعَاجَلٍ یَسْأَلُ النَّظِرَةَ وَ كُلُّ مُؤَجَّلٍ یَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِیفِ؛

امام حسن (علیه السلام) فرمود: هر كه هواى عبادت دارد باید دل را پاك كند، اگر نافله (و مستحب) به واجب زیان رساند تركش كنید، یقین پناهگاه سلامت است، هر كه متذكر دورى راه باشد مهیا شود، عاقل به نصیحت خواه خیانت نكند.

میان شما و موعظه پرده عزت آویخته (تا كبر و بزرگى برنخیزد و موعظه بر دل نشیند)، علم عذر دانش‏ طلبان را برطرف ساخته (كه انسان تا جاهل است معذور است و البته نه هر جاهلى)، آنها كه مدتشان سرآمده درخواست مهلت كنند، و آنها كه فرصت دارند سهل ‏انگارى نمایند.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام): اتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ وَ جِدُّوا فِی الطَّلَبِ وَ تُجَاهَ الْهَرَبِ وَ بَادِرُوا الْعَمَلَ قَبْلَ مُقَطَّعَاتِ النَّقِمَاتِ‏ وَ هَاذِمِ اللَّذَّاتِ فَإِنَّ الدُّنْیَا لَا یَدُومُ نَعِیمُهَا وَ لَا تُؤْمَنُ فَجِیعُهَا وَ لَا تُتَوَقَّى مَسَاوِئُهَا غُرُورٌ حَائِلٌ وَ سِنَادٌ مَائِلٌ‏  فَاتَّعِظُوا عِبَادَ اللَّهِ بِالْعِبَرِ وَ اعْتَبِرُوا بِالْأَثَرِ وَ ازْدَجِرُوا بِالنَّعِیمِ وَ انْتَفِعُوا بِالْمَوَاعِظِ فَكَفَى بِاللَّهِ مُعْتَصِماً وَ نَصِیراً وَ كَفَى بِالْكِتَابِ حَجِیجاً وَ خَصِیماً  وَ كَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ كَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالًا؛

امام حسن (علیه السلام) فرمود: بندگان خدا! از خدا پروا كنید و در طلب (سعادت و نجات) پیش از فرا رسیدن دوران پیرى بكوشید، و قبل از نزول عذاب ها و رسیدن (مرگ) در هم كوبنده لذت ها، به عمل بشتابید كه نعمت دنیا نپاید و مصیبت هایش ایمنى ندارد، و بدی هایش اجتناب ‏ناپذیر است، غرورى ناپایدار و تكیه‏ گاهى خمیده و بى‏ اعتبار است.

بندگان خدا! از این عبرت ها پند گیرید، از آثار (گذشتگان) عبرت گیرید، به (شكرانه این همه) نعمت دست از گناه بكشید، از موعظه ‏ها بهره گیرید، خداوند پناه و یاورى كافى است، قرآن براى مقابله و پیكار كافى است (كه در قیامت به مخاصمه برخیزد)، بهشت براى پاداش و دوزخ براى كیفر و وبال بس است.

  1. وَ قَالَ (علیه السلام) إِذَا لَقِیَ أَحَدُكُمْ أَخَاهُ فَلْیُقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ؛

امام حسن (علیه السلام) فرمود: چون برادرى را ملاقات كنید جاى نور پیشانیش (یعنى محل سجده) را ببوسید.

  1. وَ مَرَّ (علیه السلام) فِی یَوْمِ فِطْرٍ بِقَوْمٍ یَلْعَبُونَ وَ یَضْحَكُونَ فَوَقَفَ عَلَى رُءُوسِهِمْ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضَانَ مِضْمَاراً لِخَلْقِهِ‏ فَیَسْتَبِقُونَ فِیهِ بِطَاعَتِهِ إِلَى مَرْضَاتِهِ فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا وَ قَصَّرَ آخَرُونَ فَخَابُوا فَالْعَجَبُ كُلُّ الْعَجَبِ مِنْ ضَاحِكٍ لَاعِبٍ فِی الْیَوْمِ الَّذِی یُثَابُ فِیهِ الْمُحْسِنُونَ وَ یَخْسَرُ فِیهِ الْمُبْطِلُونَ وَ ایْمُ اللَّهِ لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ لَعَلِمُوا أَنَّ الْمُحْسِنَ مَشْغُولٌ بِإِحْسَانِهِ وَ الْمُسِی‏ءَ مَشْغُولٌ بِإِسَاءَتِهِ ثُمَّ مَضَى؛[1]

روز عید فطرى بود، امام حسن (علیه السلام) در راه به جمعى كه مشغول بازى و خنده بودند برخورد، بالاى سرشان ایستاد و فرمود: خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه خلق قرار داده، كه با اطاعت و عبادت بر یك دیگر پیشى گیرند، و به هدف رضا و خشنودى او برسند، قومى سبقت جستند و سبق بردند، قومى دیگر عقب ماندند و نومید شدند، و اى بسى شگفت از آن ها كه در روزى كه نكوكاران پاداش گیرند و باطل‏گرایان زیان بینند به خنده و بازى پردازند؛ به خدا قسم، اگر پرده برافتد خواهید دید كه نیك رفتار به نیكى خویش مشغول است و بدكردار به رفتار بدش گرفتار، سپس (آن ها را وانهاد و) رفت.[2]

نتیجه گیری سخنان امام حسن (علیه السلام)

در این چند حدیث از امام حسن (علیه السلام)، آن حضرت به مطالب مهم عبادی و اجتماعی اشاره فرموده اند. بی تردید هر کس که این احادیث را مورد توجه قرار دهد و بر طبق آن عمل کند، به کمال و رستگاری خواهد رسید و درست به همین دلیل است که خداوند متعال، اهل بیت (علیهم السلام) را در کنار قرآن، مایه هدایت قرار داده و فاصله گرفتن از آنان موجب گمراهی می شود.

پی نوشت ها

[1] . تحف العقول‏، ص 234 – 236.

[2] . ترجمه تحف العقول، ص367 -371.

منابع

  1. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، قم، جامعه مدرسین، چ2، 1414ق.
  2. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، ترجمه تحف العقول، ترجمه جنتى، احمد، تهران، موسسه امیر کبیر، چ1، 1382ش.
بدون دیدگاه