نگاهی به زندگانی و آثار علامه امینی، پاسدار ولایت

نگاهی به زندگانی و آثار علامه امینی، پاسدار ولایت

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

علامه امینی، از علمای بزرگ شیعه در قرن چهاردهم هجری قمری است، وی نویسنده کتاب با ارزش الغدیر در اثبات ولایت امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب (ع) می باشد. ایشان محدثی دقیق، فقیهی حاذق، پژوهشگری کم نظیر، متکلمی توانا و نسخه شناسی خبره بودند.

ولادت و خاندان علامه امینی

علامه عبدالحسین امینی فرزند میرزا احمد امینی در سال ۱۳۲۰ق در تبریز دیده به جهان گشود. میرزا احمد امینی پدر علامه امینی از علمای تبریز و از ائمه جماعات این شهر و مورد احترام بود.[۱]

علت اینکه به این خاندان امینی می گویند این بوده که جدّش «مولا نجفقلی»، مشهور به «امین الشرع» بود به همین جهت به آنها امینی می گویند.[۲] علامه امینی علوم ابتدایی مانند قرائت قرآن و مقدمات علوم عربی، را در تبریز فرا گرفت، سپس وارد حوزه علمیه شد. ایشان علم فقه و علم اصول را نزد سید مرتضی خسروشاهی، سید محمد مولانا مؤلف مصباح السالکین و شیخ حسین مؤلف هدایه الانام تحصیل نمود.

از کودکی تا کمال

عبدالحسین در خانواده ای مذهبی و علمی تربیت یافت که تأثیر شگرفی بر شکل گیری شخصیت و گرایش های فکری وی داشت. با گذر زمان و ورود به دوره نوجوانی، علاقه او به مباحث دینی و فلسفی شدت یافت و نخستین آموزه های وی از قرآن و احادیث آغاز شد و تحت تعلیمات مادری، دینداری آموخت.

در ادامه، پدر وی که از دانشمندان برجسته زمان خود بود، مسئولیت تربیت علمی و دینی پسر را بر عهده گرفت.[۳] آقا میرزا احمد با بهره گیری از دانش گسترده خود، عبدالحسین را با علوم مختلفی همچون ادبیات فارسی و عربی، منطق، فقه و اصول آشنا ساخت. علاوه بر دروس حوزوی، عبدالحسین با اشعار بزرگان دین نیز آشنا شد و به حفظ آنها پرداخت[۴].

یکی از مهمترین ویژگی های تربیت عبدالحسین، تأکید بر تعادل میان علم و عمل بود. وی ضمن فراگیری علوم دینی، به آموزه های اخلاقی و عرفانی نیز توجه داشت. مطالعه قرآن و نهج البلاغه و تأمل در معانی عمیق آن ها، تأثیر شگرفی بر شکل گیری شخصیت وی گذاشت. پدربزرگ علامه امینی نیز که فردی عالم و پرهیزکار بود، الگوی دیگری برای وی محسوب می شد. علاقه پدربزرگ به جمع آوری آثار ائمه(ع) و سرودن شعر، بر عبدالحسین جوان تأثیرگذار بود.

در مجموع، می توان گفت که علامه امینی در محیطی رشد یافت که در آن علم، دین و اخلاق به صورت توأمان مورد توجه قرار می گرفت. این تربیت جامع، زمینه را برای رشد فکری و معنوی وی فراهم آورد و او را به فردی عالم، متقی و اندیشمند تبدیل کرد.

قیام شیخ محمد خیابانی و شکل گیری اندیشه های سیاسی علامه امینی

در دوران نوجوانی علامه امینی، رویداد مهمی در تاریخ ایران و به ویژه آذربایجان رخ داد که همانا قیام شیخ محمد خیابانی بود و تأثیر شگرفی بر شکل گیری اندیشه های سیاسی و اجتماعی وی گذاشت. این قیام که در سال ۱۲۹۹ خورشیدی علیه استعمار انگلیس و دولت مرکزی ارتجاعی صورت گرفت، در ادامه مبارزات مردم ایران برای دستیابی به استقلال و آزادی بود.

شیخ محمد خیابانی با الهام از آرمان های انقلاب مشروطه و به منظور حفظ دستاوردهای آن، قیامی را رهبری کرد که به سرعت به سایر شهرهای آذربایجان گسترش یافت. شش ماه اداره امور شهر تبریز به دست کمیته ملی به رهبری خیابانی بود و وی با اتخاذ موضعی مستقل، در برابر استعمارگران و دولت مرکزی ایستادگی کرد.

شهادت تلخ شیخ محمد خیابانی در سال ۱۲۹۹، تأثیر عمیقی بر عبدالحسین جوان گذاشت. آشنایی با اندیشه ها و مبارزات خیابانی، باعث شد تا علامه امینی به اهمیت مبارزه برای استقلال و آزادی پی ببرد. وی از پدر خود آموخت که پس از قیام، باید با ترویج فرهنگ سیاسی و اجتماعی اسلام، راه مبارزه را ادامه داد.

هجرت علامه امینی به نجف و آغاز تحصیلات حوزوی

علامه امینی پس از سال ها تحصیل و کسب معارف دینی در کنار پدر و بزرگان دیگر، تصمیم به ادامه تحصیل در حوزه علمیه نجف اشرف گرفت. این تصمیم مهم، نتیجه علاقه وافر وی به آموزه های اهل بیت، به ویژه امام علی (ع)، و همچنین نیاز به محیطی علمی و آرام برای تعمیق دانش دینی بود.

پدر علامه امینی که خود فردی عالم و وارسته بود، با اشتیاق فراوان به این تصمیم پاسخ مثبت داد. او که از اهمیت حضور در نجف و بهره مندی از محضر اساتید بزرگ آگاه بود، با کمال میل فرزند خود را برای ادامه تحصیل به این شهر مقدس روانه ساخت.

نجف اشرف به عنوان یکی از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام، از دیرباز مورد توجه علما و طلاب بوده است. در آن دوران، با توجه به آشفتگی های سیاسی و اجتماعی ایران، نجف محیطی امن و مناسب برای تحصیل علوم دینی محسوب می شد.

علامه امینی پس از ورود به نجف، به محضر اساتید برجسته ای همچون سید محمد فیروزآبادی و سید ابوتراب موسوی خوانساری رسید. وی با بهره گیری از این فرصت طلایی، به مطالعه دقیق و عمیق متون دینی پرداخت و در زمینه های مختلف فقه، اصول، تفسیر و کلام اسلامی به دانش فراوانی دست یافت.

آثار علمی علامه امینی

علامه امینی با آثار پربار خود، به ویژه در زمینه تاریخ اسلام و سیره اهل بیت (ع)، خدمات شایانی به تشیع کرده است. تحقیقات گسترده و دقیق ایشان، بسیاری از شبهات را برطرف کرده و به تقویت مبانی اعتقادی شیعیان کمک کرده است. آثار ایشان عبارتند از:

  1. تفسیر فاتحه الکتاب
  2. شهداء الفضیله
  3. کامل الزیاره
  4. ادب الزائر لمن یممّ الحائر
  5. سیرتنا و سُنّتنا
  6. تعالیق فی اصول الفقه علی کتاب الرسائل للشیخ الانصاری
  7. تعالیق فی الفقه علی کتاب المکاسب للشیخ الانصاری
  8. المقاصد العلیّه فی المطالب السنیّه
  9. ریاض الانس
  10. رجال آذربایجان
  11. ثمرات الاسفار
  12. العتره الطاهره فی الکتاب العزیز او الآیات النازله فی العتره الطاهره
  13. الغدیر

شهداء الفضیله؛ میراثی جاودان از مبارزات علما

در دوران حضور عبدالحسین در نجف اشرف، عراق تحت سلطه استعمار انگلیس بود. این وضعیت، همراه با یادآوری شهادت مبارزان مشروطه، انگیزه ای قوی در وی برای مبارزه با ظلم و ستم ایجاد کرد. وی بر این باور بود که با معرفی و بزرگداشت شهدای راه حق، می توان امت اسلامی را به وحدت و همبستگی فراخواند.

به همین منظور، علامه امینی اقدام به نگارش کتاب ارزشمند «شهداء الفضیله» نمود. در این کتاب، وی با جمع آوری اطلاعات درباره علما و مبارزانی که در راه دفاع از حق و عدالت به شهادت رسیده بودند، به دنبال احیای روحیه مبارزه جویی در میان مسلمانان بود.

یکی از ویژگی های متمایز کتاب «شهداء الفضیله»، رویکرد نوآورانه مؤلف در جمع آوری اطلاعات بود. امینی با سفر به شهرهای مختلف و جستجو در کتابخانه ها، موفق شد به منابع دست نویسی بسیاری دست یابد که تا آن زمان ناشناخته مانده بودند. این تلاش های مستمر، کتاب «شهداء الفضیله» را به اثری بی نظیر در نوع خود تبدیل کرد.[۵]

کتاب «شهداء الفضیله» با استقبال گسترده علما و اندیشمندان مواجه شد و مورد تأیید مراجع بزرگی همچون آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و آیت الله العظمی حاج آقا حسین طباطبایی قرار گرفت. این کتاب با معرفی الگوهای مبارزه و مقاومت، نقش مهمی در تقویت روحیه مبارزه جویی در میان مسلمانان ایفا کرد.

در دوره ای که استعمارگران به دنبال تسلط بر جهان اسلام بودند، کتاب «شهداء الفضیله» به عنوان یک سلاح فرهنگی قوی عمل کرد و به مسلمانان یادآوری کرد که تاریخشان سرشار از مبارزانی است که برای دفاع از دین و شرف خود از جان گذشته اند. این کتاب الهام بخش بسیاری از مبارزان و مجاهدان شد و نقش مهمی در شکل گیری نهضت های اسلامی در ایران و سایر کشورهای اسلامی ایفا کرد.

غواصی در اعماق معارف اسلامی

علامه امینی، دانشمندی جامع الاطراف بود که در حوزه های مختلفی همچون حدیث، تفسیر، فلسفه، کلام و فقه به تحقیق و پژوهش پرداخت. وی با نگرشی عمیق به معارف اسلامی، تلاش می کرد تا فلسفه سیاسی اسلام را به زبان ساده و قابل فهم برای عموم مردم بیان کند.

یکی از مهمترین آثار علامه امینی، کتاب «ادب الزائر» است که در آن به تشریح آداب زیارت امام حسین (ع) و فلسفه زیارت پرداخته است. وی با تحقیق در متون معتبر زیارتی، به ویژه کتاب «کامل الزیارات» ابن قولویه، توانست معارف ارزشمندی را در این زمینه گردآوری کند.

علامه امینی با بهره گیری از آموخته های خود در حوزه های مختلف، آثار ارزشمندی همچون «ثمرات الاسفار» و حاشیه بر رسائل و مکاسب شیخ انصاری نگاشت. همچنین، وی به تحقیق در زمینه های مختلفی همچون نیت، حقیقت زیارت و علم درایه الحدیث پرداخت.

با توجه به عمق دانش و تسلط بر منابع اسلامی، علامه امینی موفق شد از مراجع بزرگ شیعه همچون آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و آیت الله العظمی نائینی اجازه اجتهاد دریافت کند. وی پس از بازگشت به زادگاه خود، تبریز، به عنوان امین الشرع این شهر فعالیت می کرد.

علامه امینی در ادامه مطالعات خود، به تفسیر قرآن کریم روی آورد و با انتخاب آیاتی خاص، به تبیین جایگاه اهل بیت (ع) در قرآن پرداخت. وی در کتاب «العتره الطاهره فی الکتاب العزیز»، به بررسی جایگاه و مقام اهل بیت (ع) در قرآن کریم پرداخته و حقانیت ولایت و امامت آنان را به اثبات رسانده است.

احیای سنت نبوی و طرح آرمان شهر اسلامی

علامه امینی پس از سال ها تحقیق و پژوهش در حوزه های مختلف علوم اسلامی، به این نتیجه رسید که نیاز است تا آرمان شهر اسلامی را بر اساس آموزه های قرآن و سنت و به ویژه واقعه غدیرخم، به صورت دقیق و منسجم برای مسلمانان تبیین کند. وی معتقد بود که با سقوط خلافت عباسی و ظهور دولت های استعماری، مسلمانان از مسیر اصلی خود منحرف شده اند و نیازمند بازگشت به منابع اصلی دین هستند.

علامه امینی با نگارش کتاب «الغدیر»، به دنبال احیای سنت راستین نبوی و تبیین جایگاه ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) بود. وی در این کتاب، با استناد به آیات قرآن، روایات صحیح و شواهد تاریخی، به اثبات واقعه غدیر و ولایت امیرالمؤمنین (ع) پرداخت. همچنین، علامه امینی با بررسی شعر شاعران شیعه، به تقویت مبانی اعتقادی شیعه و تبیین جایگاه اهل بیت (ع) پرداخت.

کتاب «الغدیر» به سرعت در میان مسلمانان شیعه و حتی برخی از اهل سنت منتشر شد و با استقبال گسترده روبرو گردید. علما و اندیشمندان بسیاری از این کتاب استقبال کردند و آن را اثری ارزشمند در تبیین مبانی اعتقادی شیعه دانستند.

علامه امینی با نگارش کتاب «الغدیر»، نه تنها به تبیین واقعه غدیر پرداخت، بلکه به نقد دیدگاه های مخالفان و پاسخ به شبهات آنان نیز پرداخت. وی با ارائه دلائل مستند و منطقی، توانست به بسیاری از شبهات مطرح شده در مورد ولایت امیرالمؤمنین (ع) پاسخ دهد.

کتاب «الغدیر» تنها یک اثر تاریخی و حدیثی نیست، بلکه یک طرح جامع برای ایجاد یک جامعه اسلامی آرمانی است. علامه امینی در این کتاب، به اصول حکومت اسلامی، جایگاه مردم در حکومت، حقوق و وظایف افراد در جامعه اسلامی و بسیاری از مسائل دیگر پرداخته است.

چگونگی نگارش الغدیر توسط علامه امینی

بیش از پنجاه سال است که از تدوین کتاب الغدیر می گذرد. با اطمینان می توان گفت که جامعه محققین اعم از شیعه و سنی با نام الغدیر و با نوشته های علمی و عمیق و محققانه و پر احساس علامه امینی آشنا هستند.

اما در طول این زمان هنوز کسی نتوانسته برای الغدیر حتی صفحه ای ردیه و یا نقدی که قابل اعتنا باشد، بنویسد و این خود نشانگر استحکام و متقن بودن مطالب این کتاب است که حتی مخالفین شیعه نیز نتوانسته اند اشکالی بر آن وارد نمایند.

وی در شبانه روز حدود ۱۷ ساعت مطالعه و کار می کرد و برای مطالعه کتبی که در دسترس نداشت رنج سفرهای گوناگونی به جان خرید. علامه خود می گوید که من برای نوشتن الغدیر ۱۰ هزار جلد کتاب از «باء» بسم الله تا «تاء» تمّت آن خوانده ام. و به ۱۰۰ هزار جلد کتاب، مراجعات مکرر داشته ام.[۶]

بدون شک در کنار تلاش و همت والای این مرد بزرگ، عوامل دیگری نیز در خلق این کتاب باارزش موثر بوده است. از علامه امینی و نزدیکان این بزرگوار به کرات نقل شده است که در هنگام مواجه شدن با مشکلی در مسیر نگارش این کتاب، به حرم حضرت علی (ع) پناه برده و از آن خورشید عالمتاب کمک می طلبیدند. هر کس این کتاب را می خواند، درک می کند که توفیق الهی و کمک های امیرالمومنین (ع) در نگارش این کتاب موثر بوده است. این کتاب در ۲۰ جلد به زبان عربی، با نثری شیوا و رسا نگارش یافته است.

دیدگاه علما درباره کتاب الغدیر

علامه بزرگوار سیدشرف الدّین درباره الغدیر نکات مهمی دارد او می فرماید: «گفتار ما در مقام تقریظ و قدردانی از ادای حق بزرگی که تو بر گردن مسلمانان پیدا کردی عاجز است. کتاب الغدیر از حد ستایش بالاتر است. این کتاب مثل و مانندی ندارد. همین قدر می گویم که امت اسلامی تو را از پهلوانان نادری که در عرصه علم و جهاد به وجود آمده اند می داند و از خداوند تبارک و تعالی می خواهد که بازویت را محکم و در پیمودن این راه نورانی  که در پیش گرفته ای تأیید نماید.»

اخوان ثالث، در ستایش کتاب الغدیر سروده ای نغزی دارد که در آن چنین آمده است:

«امینی پاکبازِ دین و حق، کاندر قمارِ عشق،
به نقدِ عمر و هستی زد، همه داوِ تمامی خوش،
غدیری کرد بی همتا، چنان چون بیکران دریا.»[۷]

عبدالفتاح عبدالمقصود مصری می گوید: «در حالی که نمی توانستم دیدگانم را از سطرهای این کتب و کلمه های آن برگیرم، چیزی نمانده بود که خرد و فرزانگی ام در جهانی پهناور از معرفت و بینش سردرگم شود…. آیا این غدیر است؟ نه! دریایی آکنده از مروارید است. مرواریدهای گوناگون رنگارنگ که هوش و خرد از شمردن آن، حیران و ناتوان می شود.»

استاد عبدالفتّاح عبدالمقصود مصری، نویسنده معروف نیز می نویسد: «امینی آن غوّاص و شناوری است که موکلّ و مکفّل شده به پرده برداشتن گوهرهای گران قدر از دریا… امینی جهانی است وسیع که در آن هوش و حافظه خوانندگان گم می شود… جهان بدون علی (ع) بازار گمراهی است و انسانیّت بی وجود او کانون جاهلیّت و نادانی است.»

میراثی ماندگار از علامه امینی

علامه امینی، در راستای گسترش معارف اسلامی و ترویج فرهنگ مطالعه و پژوهش، اقدام به تأسیس کتابخانه ای جامع به نام «مکتبه الامام امیرالمؤمنین (ع)» نمود. این کتابخانه در سال ۱۳۷۳ قمری و به مناسبت عید غدیر افتتاح گردید.

علامه امینی برای تجهیز این کتابخانه، به جمع آوری نسخه های خطی و چاپ شده ارزشمندی از کتابخانه های مختلف هند و ایران پرداخت. برخی از مهمترین کتابخانه هایی که نسخه های خطی خود را در اختیار این کتابخانه قرار دادند، عبارتند از کتابخانه ناصریه، کتابخانه مدرسه الواعظین، کتابخانه سلطان المدارس و کتابخانه های مختلف در شهرهای لکنهو، علیگره، رامپور، پتنه، حیدرآباد و… .

با جمع آوری این مجموعه عظیم از کتاب های خطی و چاپ شده، علامه امینی بستری مناسب برای پژوهشگران و علاقه مندان به معارف اسلامی فراهم آورد. این کتابخانه به عنوان یک مرکز مهم علمی، نقش مهمی در ترویج فرهنگ مطالعه و پژوهش در میان شیعیان ایفا نمود.

تأسیس کتابخانه «مکتبه الامام امیرالمؤمنین (ع)» نشان از دغدغه های فرهنگی و اجتماعی علامه امینی داشت. وی با این اقدام، می خواست میراثی ماندگار از خود به یادگار گذاشته و به نسل های آینده فرصت دهد تا به منابع غنی معارف اسلامی دسترسی داشته باشند.

علامه امینی و طرحی برای آینده تشیع

علامه امینی، پس از نگارش کتاب ارزشمند الغدیر، به خوبی به اهمیت تبیین و تدریس مبانی فکری و سیاسی شیعه پی برد. وی با شناخت عمیقی که از تاریخ تشیع و نیازهای جامعه اسلامی داشت، به دنبال راهکارهایی برای احیای تفکر شیعی و تقویت بنیان های آن بود.

یکی از مهمترین دغدغه های علامه امینی، آموزش مباحث ولایت و امامت به طلاب و دانشجویان بود. وی معتقد بود که این مباحث باید فراتر از مباحث اعتقادی و کلامی، در سطحی عمیق تر و با رویکردی سیاسی و اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد. به همین منظور، علامه امینی تأکید می کرد که درس ولایت باید به عنوان یک درس مستقل و تخصصی در حوزه های علمیه تدریس شود.[۸]

از دیگر اقدامات مهم علامه امینی، تأسیس دارالتألیف بود. وی با ایجاد این مرکز، امکانات لازم را برای پژوهشگران و نویسندگان فراهم کرد تا بتوانند به راحتی به تحقیق و تألیف بپردازند. همچنین، علامه امینی با تأسیس مجمعی برای بررسی نشریات اسلامی، به دنبال ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی جامع در حوزه مطالعات اسلامی بود.

علامه امینی، با نگاهی آینده نگر، به موضوع ولایت فقیه نیز توجه ویژه ای داشت. وی معتقد بود که در شرایطی که حکومت های اسلامی به دست افراد نالایق افتاده است، تنها ولی فقیه می تواند رهبری جامعه اسلامی را بر عهده بگیرد و آن را به سوی سعادت هدایت کند.[۹] وی با حمایت از امام خمینی (ره) به عنوان ولی فقیه زمان، نشان داد که به عمق این مسئله پی برده است.

مناظره قوی و ماندگار

نقل شده که زمانی علمای اهل سنت علامه امینی را دعوت می ­کنند. اما ایشان قبول نمی کند، بالاخره پس از اصرار آنها، علامه دعوت را می پذیرد و شرط می گذارد که فقط صرف شام باشد و هیچ گونه بحثی صورت نگیرد؛ آنها نیز می پذیرند. پس از صرف شام یکی از علمای اهل سنت که در آن جمع زیادی از علما نشسته بود (حدود ۷۰ الی ۸۰ نفر) می خواست بحث را شروع کند که علامه امینی گفت: قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد!

اما باز آنها گفتند: پس برای متبرک شدن جلسه از همین جا هر نفر یک حدیث نقل کند تا مجلس نورانی گردد. ضمناً تمام حضار در جلسه حافظ حدیث بودند و حافظ حدیث به کسی گفته می شود که صد هزار حدیث حفظ باشد.

آنان شروع کردند یکی یکی حدیث نقل کردند تا اینکه نوبت به علامه امینی رسید. او گفت: شرط من برای گفتن حدیث این است که ابتدا همگی بر معتبر بودن یا نبودن سند حدیث اقرار کنید. همه قبول کردند. سپس علامه امینی فرمود: «قال رسول الله (ص ): مَن مَاتَ وَ لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّه»؛[۱۰] هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

سپس از تک تک حضار در جلسه در رابطه با معتبر بودن حدیث اقرار گرفت و همه حدیث را تایید کردند. سپس گفت حال که همه حدیث را تایید کردید یک سوال از شما دارم:

آیا فاطمه الزهرا (س) امام زمان خود را می شناخت یا نمی شناخت؟ اگر می شناخت، امام زمان فاطمه (س) چه کسی بود؟

حضار مجلس مدتی مبهوت و ساکت شده سر به زیر انداختند و چون جوابی برای گفتن نداشتند، یکی یکی جلسه را ترک کردند و با خود می گفتند اگر بگوییم نمی شناخت، پس باید بگوییم که فاطمه (س) کافر از دنیا رفته است و حاشا که سیده نساء العالمین کافر از دنیا رفته باشد و اگر بگوییم می شناخت، چگونه بگوییم امام زمانش ابوبکر بوده؟

این در حالی است که بخاری (از سرشناس ترین علمای اهل سنت) گفته: فاطمه (س) در حالی از دنیا رفت که به شدت نسبت به ابوبکر غضبناک بود.[۱۱]

وداع با علامه امینی

سال ها تلاش بی وقفه و پژوهش های گسترده در راه ترویج معارف اسلامی، جسم نحیف علامه امینی را رنجور کرد. بیماری که ابتدا به صورت خفیف آغاز شد، به تدریج شدت یافت و او را از ادامه فعالیت های علمی بازداشت. تلاش های فراوان برای درمان بیماری نیز ثمری بخش نبود و سرانجام در روز جمعه ۱۲ تیرماه ۱۳۴۹، برابر با ۲۸ ربیع الثانی ۱۳۹۰ قمری، این آفتاب تابناک آسمان اندیشه و معرفت، چشم از جهان فرو بست.

علامه امینی که عمر خود را وقف خدمت به اسلام و اهل بیت (ع) کرده بود، در سن ۶۸ سالگی دار فانی را وداع گفت و جامعه علمی و دینی را در سوگ خود نشاند. او که همواره به نماز و عبادت مشغول بود، در نهایت در حالی که مشغول عبادت پروردگار بود، به دیدار حق شتافت.

با رحلت علامه امینی، عالم اسلام یکی از برجسته ترین اندیشمندان و محققان خود را از دست داد. کتاب «الغدیر» که حاصل سال ها تلاش شبانه روزی او بود، همچون چراغی فروزان، راه هدایت را برای بسیاری روشن کرد و به یکی از مهمترین منابع شیعه شناسی تبدیل شد.

جمع بندی

علامه عبدالحسین امینی، عالمی جامع الاطراف و پژوهشگری پرتلاش بود که عمر خود را وقف تحقیق و ترویج معارف اسلامی، به ویژه تبیین جایگاه و مقام اهل بیت (ع) کرد. وی با نگارش کتاب ارزشمند «الغدیر»، به اثبات واقعه غدیر و ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) پرداخت و به یکی از برجسته ترین اندیشمندان شیعه تبدیل شد.

علاوه بر الغدیر، علامه امینی آثار ارزشمند دیگری نیز از جمله «شهدای فضیلت» و «ادب الزائر» را به نگارش درآورد. وی همچنین به تأسیس کتابخانه ای جامع و دارالتألیف اقدام کرد تا زمینه را برای پژوهشگران و نویسندگان فراهم آورد. علامه امینی با نگرشی آینده نگر، به مسائل روز جامعه اسلامی نیز توجه داشت و بر اهمیت آموزش مباحث ولایت و امامت و نقش ولایت فقیه در هدایت جامعه اسلامی تأکید می کرد.

پی نوشت ها

[۱] سید کبارى، برگرفته از کتاب گلشن ابرار، ج۲، ص۷۲۶، با تغییرات.

[۲] امینى، الغدیر،ج ۱، ص ۱۵۶.

[۳] امینى، الغدیر،ج ۲، ص ۲۵.

[۴] شیخ صدوق، اعتقادات، ص ۱۱۰.

[۵] خلیل الزین عاملى، شهداء الفیضیه، ص ۴.

[۶] حکیمى، حماسه غدیر، ص ۴۸۰.

[۷] اخوان ثالث، گزینه اشعار، ص۳۶۰.

[۸] به نقل از استاد جواد محدثى از حضرت آیه الله مکارم شیرازى.

[۹] فریاد روزها، محمد رضا حکیمى ، ص ۲۴٫.

[۱۰] ابن حنبل، مسند احمد، ج۲۸، ص۸۸.

[۱۱] بخاری، صحیح بخاری، ج۴، ص۷۹.

منابع

  1. سید کباری، سید علی‌رضا، گلشن ابرار. با تغییرات.
  2. امینى، عبدالحسین، الغدیر،قم، انتشارات مرکز الغدیر، ۱۴۱۶ق.
  3. شیخ صدوق، اعتقادات، قم، انتشارات امام هادی(ع)، ۱۳۸۹ش.
  4. سید کباری، سید علی‌رضا، گلشن ابرار، بی جا، بی نا، بی تا.
  5. الزین عاملى، شیخ محمد، شهداء الفیضیه، بی جا، بی نا، بی تا.
  6. حکیمى ،محمد رضا، حماسه غدیر، قم، انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۶ش.
  7. حکیمى ،محمد رضا، فریاد روزها، قم، انتشارات دلیل ما، ۱۴۰۱ش.
  8. اخوان ثالث، مهدی، گزینه اشعار، تهران، انتشارات مروارید، ۱۳۸۷ش.
  9. ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند احمد، بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۲۱ق.
  10. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، قاهره، وزارت اوقاف مصر، ۱۴۱۰ق.
بدون دیدگاه