پس از تشکیل اولین دولت شیعی، یعنی علویان طبرستان در ایران در قرن سوم هجری، دولت های بزرگ شیعی دیگری، همچون آل بویه، و فاطمیان و آل حمدان در قرن چهارم هجری شکل گرفت. این دولت ها، در گسترش و ترویج تشیع امامی و اسماعیلی نقش غیر قابل انکاری ایفا کردند. در عین حال، این دولت ها با اینکه معاصر دولت عباسی بودند که در اوج ضعف خود بود، ولی هرگز نتوانستند امپراطوری بزرگ شیعی را به وجود آورند و همواره برای گسترش قلمرو خود با یکدیگر در رقابت و نزاع بودند.
آل بویه
یکی از بهترین دوران های شیعه از نظر شرایط سیاسی ـ فرهنگی، قرن چهارم و پنجم هجری است، زیرا خاندان بویه (320 تا 477 ق) که مذهب شیعه داشتند، در دستگاه حکومت عباسی از نفوذ و اقتدار زیادی بهره مند بودند.
فرزندان بویه به نامهای علی، حسن و احمد که قبلاً در فارس حکومت می کردند، در زمان المستکفی، بیست و دومین خلیفه عباسی، به سال 334 ق وارد بغداد شده، به مقر حکومت راه یافته و با تکریم خلیفه رو به رو شده و به ترتیب لقب های عماد الدوله، رکن الدوله و معز الدوله را یافتند.
احمد معز الدوله که منصب امیر الامرایی را داشت، چنان اقتداری به دست آورد که حتی برای المستکفی حقوق و مقرری تعیین کرد. به دستور وی در روز عاشورا بازارها تعطیل و مراسم سوگواری برای امام حسین (ع) بر پا شد.[1] همچنین مراسم عید غدیر با شکوه بسیار انجام شد.[2]
مذهب آل بویه
برخی معتقدند که هنوز نمی توان در باره عقاید مذهبی آل بویه به روشنی اظهار نظر کرد.[3] طبق گفته مقدسی در قرن چهارم هجری مردم نواحی دیلم، شیعه و بیشترِ مردم ناحیه گیل، سنی مذهب بوده اند.[4] آنچه مسلم است بسیاری از دیلمیان بر دین خود باقی بوده اند تا اینکه به گفته مسعودی در آغاز قرن چهارم به وسیله حسن بن علی بن محمد بن علی بن حسن بن علی بن ابی طالب (ع) ملقب به اطروش، به اسلام دعوت شدند.[5]
به طور کلی در خصوص مذهب آل بویه سه نظریه وجود دارد:
شیعه زیدی بوده اند.[6]
شیعه امامی (اثنی عشری) بوده اند.[7]
در ابتدا شیعه زیدی بوده، ولی بعد شیعه امامی شدند. این نظریه را کامل مصطفی شیبی در کتاب تشیع و تصوف با استناد به نقلی از بیرونی بیان کرده است.[8]
فاطمیان
طبق گزارش مقریزی، عبیدالله المهدی، اولین خلیفه فاطمی، در ذی حجه سال 290 ق در سجلماسه (مغرب اقصی) دعوت خود را آشکار کرد و در سال 297 ق به حکومت رسید. حکومت فاطمی به مدت 268 سال دوام آورد و سرانجام، در سال 565 ق توسط صلاح الدین ایوبی به پایان رسید.[9]
حمدانیان
حمدانیان یکی از دولت های شیعی امامیه بودند که به مدت صد سال (292 تا 393 ق) در مناطق موصل و حلب حکومتی نیمه مستقل داشتند. مکتفی، هفدهمین خلیفه عباسی، در سال 292 ق حاکمیت موصل و اطراف آن را به ابوالهیجاء عبدالله بن حمدان بن حمدان تغلبی داد.[10]
ابوالهیجاء در منطقه موصل جنگ هایی با مخالفان خود داشت که بر همه آنها غلبه کرد و در نهایت، منطقه موصل را به یکی از فرزندانش به نام حسن که به ناصرالدوله مشهور بود، سپرد.[11] فرزند دیگر ابوالهیجاء که علی نام داشت و به سیف الدوله معروف بود، در حلب در سال 332 ق حکومت تشکیل داد.[12]
رابطه خصمانه آل بویه با حمدانیان
در خصوص رابطه این دو دولت شیعی باید گفت که به رغم یکی بودن مذهب رسمی در این دولت ها، میان آنان اختلاف زیادی وجود داشته و همواره رابطه آنها خصمانه بوده است.
روابط میان این دو خاندان شیعی را می توان به دو دوره مجزا و متمایز از هم تقسیم کرد: دوره نخست، دوره معز الدوله و فرزندش بختیار؛ دوره دوم، دوره عضد الدوله و حاکمان بعدی.
در دوره اول، حاکمیت حمدانیان بر جزیره و شام پذیرفه شده بود و آل بویه به فکر تسلط بر این اراضی نبودند. گرچه معز الدوله چندین بار توانست ناصر الدوله را شکست دهد، ولی هر بار از درِ آشتی و صلح درآمد و به بغداد بازگشت؛ و دلیل این کار معز الدوله نیز عدم استحکام پایه های حکومت آل بویه از طرفی، و مقتدر بودن حمدانیان برای حفاظت از سرحدات شام از سوی دیگر بود، از این رو امور سرحدات شام را به عهده سیف الدوله حمدانی گذاشته و حتی از وی درخواست مالیات هم نکردند.[13]
حمدانیان از زمان ابوالهیجا پدر ناصر الدوله تقریباً در جزیره استقلال داشته و در امور بغداد نیز دخالت می کردند و یک بار هم ناصر الدوله به بغداد دست یافت و منصب امیر الامرایی را از آنِ خود کرد.[14]
بختیار، پسر معز الدوله نیز در برابر حمدانیان سیاست منفعت جویی را در پیش گرفت و با توجه به درگیری پسران ناصر الدوله گاهی طرف ابوتغلب را رعایت می کرد، و چون منافع مهم تری را در نزدیکی با حمدان، رقیب ابوتغلب می دید، به سوی او متمایل شده و تعهداتش را در برابر ابوتغلب به فراموشی می سپرد.[15]
ابن خلدون درباره علت بروز اولین درگیری میان ناصرالدوله حمدانی و معز الدوله بویهی در سال 334 ق می نویسد: چون معز الدوله بن بویه به هنگام استیلایش بر بغداد المستکفی را خلع کرد، ناصر الدوله به خشم آمد و از موصل روانه عراق گردید، معز الدوله نیز سرداران خود را به مقابله فرستاد.[16]
سیاست آل بویه در ارتباط با شیعیان
با مطالعه تاریخ روشن می شود که آل بویه آنجا که سیاست یا خوی مال اندوزی آنها اقتضا می کرد، بر شیعیان قلمرو خود یا حاکمان مدعی تشیع هم می تاختند، چنان که عضد الدوله رئیس علویان عراق، محمد بن یحیی علوی حسینی را گرفت و یک میلیون دینار از اموال او را مصادره کرد.[17] همچنین ابو احمد حسینی موسوی، پدر شریف رضی و برادر او ابوعبدالله را در بند کرده، به شیراز فرستاد.[18]
رابطه خصمانه حمدانیان و فاطمیان
دولت فاطمیان نیز هر چند یک دولت شیعی (اسماعیلی) بود، اما روابط خوبی با حمدانیان نداشت. آنها تلاش می کردند که بخش جنوبی شام را تصرف کنند و به این امر دست یافتند. آنها پس از احساس ضعف امیران حمدانی و سلطه غلامان بر امور، دست اندازی به شمال سوریه را آغاز کردند و سرانجام سیادت فاطمیان در آن منطقه در روزگار سعید الدوله کامل شد.[19]
به نظر می آید که حمدانیان در ابتدا کوشش داشتند که فاطمیان را طرفدار خود سازند، از این رو آمادگی خود را برای کمک به جوهر صقلی سردار معروف فاطمیان که برای فتح مصر اعزام شده بود اظهار کردند.[20] جوهر در این مورد با المعز لدین الله، چهارمین خلیفه فاطمی، مکاتبه کرد اما او وی را از هم پیمانی و حتی مبادله پیام با حمدانیان نهی کرد. نامه معز فاطمی با این عبارت ها پایان می یابد:
بنی حمدان به سه چیز که گردش عالم بر آن است، تظاهر می کنند و هیچ یک را ندارند: یکی، «دین» است که از آن بی نصیبند. دیگر، «کرَم» است که هیچ کدامشان در راه خدا بخشش نمی کنند. سوم، «شجاعت» است که شجاعت ایشان برای دنیا است و نه آخرت. پس، از اینکه بر ایشان تکیه کنی بر حذر باش.[21]
حمایت حمدانیان از قرامطه و درخواست کمک از روم
در هر صورت، به سبب نفوذ روز افزون فاطمیان در بلاد شام، حمدانیان بر سلطه خود بر جزیره ترسیده و خیلی زود به رویارویی با فاطمیان کشیده شده و در دشمنی خود با فاطمیان از شورش قرمطیان در شام بر ضد فاطمیان حمایت کردند.[22]
نتیجه اینکه فاطمیان مجال هرگونه فرصتی را از چنگ حمدانیان برای ابراز دوستی بیرون آورده و حمدانیان ناچار از دشمنی با فاطمیان بوده و برای حفظ سرزمین تحت سلطه خود، حتی از روم طلب کمک کرده و با یاری کردن شورشیان قرمطی به مخالفت با دولت فاطمیان پرداختند.[23]
از مطالعه تاریخ حمدانیان و فاطمیان چنین فهمیده می شود که هیچ تعامل مثبتی بین این دو دولت شیعی وجود نداشته و هر یک از آنها همواره در پی فرصتی برای دست اندازی به سرزمین های دیگری بوده است.[24]
روابط خصمانه آل بویه و فاطمیان
روابط سیاسی و مذهبی آل بویه و فاطمیان را می توان در دو دوره بررسی کرد[25]:
دوره اول، در زمان استحکام و اقتدار دولت آل بویه که به عصر معز الدوله (320 تا 356 ق) و عضد الدوله (338 تا 372 ق) مربوط می شود.
دوره دوم، هم از مرگ عضد الدوله تا پایان حکومت آل بویه (372 تا 447 ق) را شامل می شود که دوران ضعف آل بویه است.
گرچه گاهی روابط میان این دولت ها در دوره اول آل بویه دوستانه به نظر می رسد، اما رابطه آنان در هر دو دوره، به ویژه در امور سیاسی، بیشتر خصمانه بوده تا دوستانه، خصوصاً در دوره دوم که دوره ضعف آل بویه است، رفتار های حکومت فاطمی بیانگر دشمنی میان این دو حکومت است.
در عصر معز الدوله (320 تا 356 ق) داعیان اسماعیلی که از طرف فاطمیان فرستاده می شدند، در بیشتر شهرهای بین النهرین فعالیت داشته و کتابهای ایشان به طور گسترده رواج داشته است؛ اما این فعالیت وسیع در سال 356 ق رو به ضعف نهاد و کتاب های اسماعیلیه در بغداد کمیاب شد.[26]
در مقطع کوتاهی میان العزیز بالله، چهارمین خلیفه فاطمی، و عضد الدوله حاکم بغداد، در سال 369 ق تلاش هایی برای صلح و دوستی انجام پذیرفت و پس از ارسال سفیرانی از طرف خلیفه فاطمی، عضد الدوله نیز سفیرانی برای خلیفه فاطمی اعزام کرد که حاکی از همکاری آنها برای جنگ بر ضد روم شرقی است.
البته این روابط ادامه نیافت تا جایی که برخی حتی همان ارتباط اندک را ناشی از فریبکاری امیر بویهی دانسته اند.[27]
شواهد دشمنی آل بویه با فاطمیان
از طرف دیگر، شواهدی وجود دارد که بیانگر رابطه خصمانه آل بویه با فاطمیان در دوره اول حکومت آل بویه است که مهمترین آنها عبارت است از:
1. معاهده ای میان بختیار و عضد الدوله انجام گرفته است که بر اساس آن از بختیار خواسته شده است تا به سوی شام رود و در پرچم های خود اسم عضد الدوله را حک کند، و این در حالی است که شام در آن زمان تحت سلطه فاطمیان بوده، و این اقدام به منزله دشمنی با فاطمیان شمرده می شود.[28]
2. عضد الدوله از پیروزی فاطمیان بر بحرین جلوگیری کرد.[29]
3. عضد الدوله تلاش های زیادی کرد تا سلطه عباسیان بر مکه و مدینه پس از تسلط فاطمیان بر آنجا اعاده شود و این خود نمونه بارز دشمنی عضد الدوله با خلفای فاطمی است.[30]
4. قرامطه در سال 360 ق از حمایت عز الدوله دیلمی (356 تا 367 ق) و ابوتغلب حَمدانی (م 369 ق) در موصل بهره مند شدند.[31]
5. الپتکین از دست عضد الدوله فرار کرد، ولی پس از آن، به رغم دشمنی و جنگ با فاطمیان، به اسارت خلیفه فاطمی درآمد؛ اما چون او یکی از مخالفان عضد الدوله بود با احترام و اکرام خلیفه فاطمی رو به رو شد. گرچه بعد ها به علت کینه توزی های یعقوب بن یوسف بن کلّس، وزیر پنجمین خلیفه فاطمی، به وسیله او مسموم و کشته شد.[32]
عزم عضد الدوله برای حمله به فاطمیان
مهم ترین دلیل بر دشمنی عضد الدوله با خلافت فاطمی این است که وی تصمیم داشته به مصر حمله و آن را تصرف کند.
بغدادی می نویسد: ابوشجاع فناخسرو بن بویه بر آن شد که آهنگ مصر کند و آن کشور را از چنگ باطنیه بیرون آرد، از این رو بر درفش های سیاه خود نوشت: «بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد خاتم النیین، الطائع لله امیر المؤمنین، ادخلوا مصر ان شاء الله آمنین». و چون به عزم رفتن به مصر سوی چادرها که برای لشگریان او زده بودند، بیرون شد، ناگهان مرگ او را فرو گرفت و درگذشت.[33]
نتیجه گیری
دولت های شیعی در قرن چهارم هجری، یعنی آل بویه، فاطمیان و حمدانیان، به جز رابطه بسیار اندک آل بویه و فاطمیان در یک مقطع کوتاه، هیچ گونه تعامل مثبتی، خصوصاً تعامل سیاسی، با یکدیگر نداشته، و زمامداران این دولت ها در پی منافع شخصی خود بوده و حس قدرت طلبی آنان باعث شده که اغلب در حال درگیری و نزاع با یکدیگر به سر برند.
پی نوشت ها
[1] . ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج2، ص658، ذهبى، تاریخ الاسلام، ج26، ص11
[2] . همدانی، تکمله تاریخ الطبری، ج1، ص187
[3] . سجادی، آل بویه، دائرة المعارف بزرگ اسلام، ج1، ص640
[4] . مقدسی، أحسن التقاسیم، ص367
[5] . مسعودی، مروج الذهب، ج3، ص373
[6] . ابن طاووس، فرج المهموم، ص147
[7] . ابن جوزی، المنتظم، ج15، ص157؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج11، ص328؛ ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة، ج2، ص307، ج4، ص14
[8] . شیبی، تشیع و تصوف، ص41، 42
[9] . مقریزی، اتعاظ الحنفاء، ج1، ص65، 66، 118
[10] . ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج2، ص553
[11] . ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج2، ص553، 601
[12] . ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج3، ص333
[13] . سامر، دولت حمدانیان، ص233
[14] . ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج8، ص479
[15] . مسکویه، تجارب الامم، ج6، ص364
[16] . ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج3، ص333
[17] . ذهبی، العبر، ج2، ص179
[18] . ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج8، ص710
[19] . سامر، دولت حمدانیان، ص13
[20] . مقریزی، الخطط، ج1، ص352
[21] . مقریزی، الخطط، ج1، ص352
[22] . خضر احمد، علاقات الدولة الفاطمیة، ص14
[23] . معاضیدی، الحیاة السیاسیة، ص62
[24] . سامر، دولت حمدانیان، ص162، 167
[25] . خواجه میرزا، فاطمیان، آل بویه و تبلیغات شیعی، ص103
[26] . کرمر، احیای فرهنگی در عهد آل بویه، ص116
[27] . کبیر، ماهیگیران تاجدار، ص93، 94
[28] . حامد غنیم، العلاقات العربیة السیاسیة، ص112ـ113
[29] . حامد غنیم، العلاقات العربیة السیاسیة، ص112ـ113
[30] . حامد غنیم، العلاقات العربیة السیاسیة، ص112ـ113
[31] . معاضیدی، الحیاة السیاسیة، ص62
[32] . ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة، ج4، ص133
[33] . بغدادی، الفرق بین الفرق، ص208-209
منابع
1. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، چاپ اول، 1385ق
2. ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، تهران، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگی (پژوهشگاه)، چاپ اول، 1363ش
3. ابن طاووس، علی بن موسی، فرج المهموم فی تاریخ علماء النجوم، قم، دار الذخائر، چاپ اول، 1368ش
4. ابن تغری بردی، یوسف بن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهره، وزارة الثقافة و الإرشاد القومي، المؤسسة المصریة العامة، چاپ اول، 1392ق
5. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1412ق
6. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، مصر، هجر، چاپ اول، 1417ق
7. بغدادی، عبدالقاهر، الفرق بین الفرق (در تاریخ مذاهب اسلام)، تهران، اشراقی، چاپ هفتم، 1388ش
8. حامد غنیم، ابوسعید، العلاقات العربیة السیاسیة فی عهد البویهیین، قاهره، بی نا، 1971م
9. خضر احمد، عطاء الله، علاقات الدولة الفاطمیة بالدول الاسلامیة و الاجنبیة، بیروت، دار ابن زیدون، چاپ اول، 1999م
10. خواجه میرزا، محمود، فاطمیان، آل بویه و تبلیغات شیعی، تاریخ اسلام، ش 28، زمستان 85، ص101-118
11. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، 1409ق
12. ذهبی، محمد بن احمد، العبر، بیروت، دارالکتب العربیه، چاپ اول، 1405ق.
13. سامر، فیصل، دولت حمدانیان، قم، پژوهشکده حوزه ودانشگاه، چاپ اول، 1380ش
14. موسوی بجنوردی، کاظم، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ دوم، 1377ش
15. شیبی، کامل مصطفی، تشیع وتصوف، تهران، امیر کبیر، چاپ اول، 1374ش
16. کبیر، مفیزالله، ماهیگیران تاجدار، تهران، زرین، چاپ اول، 1362ش
17. کرمر، جوئل، احیای فرهنگی در عهد آل بویه، تهران، نشر دانشگاهی، چاپ اول، 1375ش
18. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، مؤسسة دار الهجرة، چاپ دوم، 1409ق
19. مسکویه الرازى، احمد بن محمد، تجارب الأمم، تهران، دار سروش، چاپ دوم، 1379ش
20. معاضیدی، خاشع، الحیاة السیاسیة فی بلاد الشام خلال العصر الفاطمی، بغداد، دار الحریة، 1976م
21. مقدسی بشاری، محمد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم، هلند، لیدن، چاپ اول، 1906م
22. مقریزی، احمد بن علی، اتعاظ الحنفاء، قاهره، وزارة الاوقاف، چاپ اول، ۱۳۸۷ق
23. مقریزی، احمد بن علی، المواعظ و الإعتبار بذكر الخطط و الآثار المعروف بالخطط المقريزية، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1418ق
24. همدانی، محمد بن عبدالملک، تکمله تاریخ الطبری، بیروت، مطبعه کاتولوکیه، چاپ اول، 1961م
منبع مقاله | اقتباس از:
انطیقه چی، ناصر، صفری فروشانی، نعمت الله، بررسی روابط دولت های شیعی در قرن چهارم هجری، تاریخ اسلام درآینه پژوهش، سال هشتم، شماره سوم، پاییز و زمستان 1390ش