شرحی بر جلوه های رفتاری امام خمینی با کودکان و نوجوانان

شرحی بر جلوه های رفتاری امام خمینی با کودکان و نوجوانان

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

در زمان حیات پربار مرحوم امام خمینی (ره) بسیاری از خصوصیات فردی، جنبه های عاطفی و روحیات اجتماعی ایشان کمتر در گفته ها و نوشته ها مطرح شده است. یکی از ابعاد تربیتی امام خمینی، نحوه رفتار و برخورد ایشان با کودکان و نوجوانان می باشد.

امام خمینی علاوه بر اینکه همیشه با چهره ای خندان و دستانی مهربان، از کودکان استقبال می کردند، نسبت به تربیت صحیح آنان بسیار حساس و دقیق بودند و خانواده ها را به تربیت سالم و الهی فرزندان دعوت می کردند. در ادامه ضمن اشاره به آموزه های اسلام و سیره پیامبر (ص) در برخورد با کودکان، مروری می کنیم بر برخی از جلوه های رفتاری امام خمینی با کودکان و نوجوانان.

بازیگوشی کودکان از نگاه اسلام

حمایت از آزادی و آمریت کودک خردسال در حدی که به خود کودک و دیگران زیان نرساند نه تنها نکوهیده نیست ‏بلکه از دیدگاه تعلیم و تربیت اسلامی مطلوب و پسندیده نیز می باشد. از این رو نباید از شیطنت و عدم رعایت نظم و اطاعت از ناحیه کودک خردسال، نگران بود.

رسول گرامی اسلام حضرت محمد(ص) همین نکته را به پدران و مادران یادآور می گردد که اگر در فرزند خردسال خود حالاتی خارج از حدود نظم و نزاکت و بیرون از مرز طاعت و انقیاد و بالاخره طغیان و سرکشی کودکانه مشاهده کردند باید نسبت‏ به آینده او شادمان گردند؛ زیرا وجود حالت فعال و جوشان در کودک خردسال، نمایانگر فزونی خرد و اندیشه و کابرد بیش‏تر و فزاینده آن در بزرگسالی اوست.(۱)

پیامبر گرامی اسلام(ص) می ‏فرماید: «عرامه الصبی فی صغره زیاده فی عقله فی کبره(۲)؛ شیطنت و لجاجت کودک به هنگام خردسالی، نشانه زیادی عقل و اندیشه او در بزرگسالی است.» و یا صالح‏بن عقبه روایت می کند که من از عبد صالح امام موسی‏ بن جعفر(ع) شنیدم که فرمود: «یستحب عرامه الغلام فی صغره لیکون حلیما فی کبره. ثم قال: لا ینبغی الا ان یکون هکذا؛(۳) شایسته است، کودک به هنگام خردسالی، بازیگوش و پرتلاطم و متمرد باشد تا در بزرگ‏سالی، صبور و شکیب گردد. سپس آن حضرت فرمود: سزاوار است که کودک خردسال منحصرا این چنین بوده و بازیگوش و پرجنب و جوش باشد.»

اگر بازیگوشی و بازی طلبی کودک، سرکوب نشود و بتواند به وسیله بازی ‏های متنوع، جسم و جان خود را شاداب و پرنشاط سازد، در بزرگ‏سالی از آدم‏ های عصبی و تندخو و زود رنج و غیر طبیعی، نخواهد بود، بلکه آدمی معتدل و متین و توانمند خواهد بود.(۴)

امام خمینی نیز که آشنا به روحیات، حالات و مراحل رشد کودکان بودند، درباره شیطنت و بازیگوشی بچه‏ ها می ‏فرمودند: «بچه شیطون است، او باید شیطنت کند و بچه ‏ای که یک گوشه بیفتد و بخواهد، چهار زانو بنشیند، این بچه بزرگ‏سال است، بچه نباید بنشیند و اگر یک‏جا نشست‏ شما باید ببینید چرا نشسته و اگر خوابید ببینید چرا خوابیده! بچه باید شیطنت کند!»(۵)

رام و مطیع بودن و آرام و ساکت‏ بودن کودک خردسال نباید به خاطر این‏که والدین در سایه چنین حالتی در کودکانشان، از آرامش و آسایش بیش‏تری برخوردار می گردند این تصور را در آنها به وجود آورد که کودک خردسال آن‏ها واجد سلامت و شخصیت مطلوبی می باشد، بلکه چنین کودکی یا بیمار است و یا این‏که سرانجام شخصی خواهد شد که سکوت و سازش و طاعت و تسلیم در برابر هر حق و ناحق، شیوه او خواهد گشت و چنین شخصی هرگز نمی ‏تواند حقوق خود را از محیط خویش بگیرید.(۶) و نیز روایت ‏شده است که زیرک‏ ترین کودکان، کودکانی هستند که از مدرسه و محل درس گریزانند، یعنی بازیگوش هستند.(۷)

علامه مجلسی در ذیل این روایت، «عرامه‏» را به بد اخلاقی و شیطنت و بالاخره شدت علاقه کودک به بازی و فرار از مدرسه تفسیر کرده و اضافه می کند که این حالت در کودکان نشانه عقل و استقامت آن‏ها در بزرگ‏سالی است و باید کودک این چنین باشد. اما اگر کودکی مطیع و بی ‏جنب و جوش و به اصطلاح خوش اخلاق، آرام، سر به زیر و مانند بزرگ‏سالان عمل نماید، در بزرگ‏سالی کم ‏هوش و کم ‏استقامت است؛ چنان‏که این امر نیز به تجربه رسیده است.(۸)

سخن امام خمینی درباره بازیگوشی کودکان و صبر مادران

دکتر فریده مصطفوی درباره نوه‏ های امام خمینی چنین می گوید: «نوه‏ های آقا همه شلوغ بودند، امام خمینی(ره) به دختر من که از شیطنت‏ بچه خود گله می ‏کرد می گفتند: من حاضرم ثوابی که تو از تحمل شیطنت‏ حسین می ‏بری، با ثواب تمام عبادات خود عوض کنم.»(۹)

در همین رابطه خانم فرشته اعرابی نقل می کند: «گاهی اوقات که من نزد امام(ره) می رفتم و پسرم را نمی بردم، می گفتند حسین را نیاوردی؟ می گفتم چون پسر من خیلی شیطونی و بدی می کند. می گفتند حسین بدی می کند؟ خوب بچه باید بدی کند، تازه این‏ها بدی نیست، بچه باید این کار را بکند، شما اشتباه می کنید، مگر بچه بدی می کند؟ می گفتم آخر فکر می کنم شما اذیت می شوید. می گفتند من از این‏که شما بیایید و بچه‏ هایتان را نیاورید، اذیت می شوم.»(۱۰)

بنابراین طبق تعلیم و تربیت اسلام هیچ پدر و مادری حق ندارد روح بازی‏گوشی(شیطنت) و سرپیچی از اطاعت در دوران خردسالی کودک را دراو سرکوب کند و به خاطر تامین آرامش و آسایش خاطر خویش کودکان سرشار و لبریز از نشاط و جنب و جوش را به موجودی مطیع، آرام، خموده و افسرده دل مبدل سازند. والدین نباید ظرفیت ‏ها و استعدادهای کودکان خویش را که از طریق همین بازی ‏های متنوع و بچه ‏گانه به ظهور می ‏رسند، به خاطر آرامش و آسایش خویش سرکوب نمایند.

آثار مثبت تحرک و بازی کودکان

علمای تعلیم و تربیت، خصوصا نظریه ‏پردازان روان‏شناسی بازی، به این نتیجه رسیده ‏اند که بازی ‏ها و تحرکات بچه‏ گانه، موجب رشد و پرورش قوای جسمانی، عقلانی، روانی، اجتماعی و اخلاقی کودکان می باشد. بنابراین وظیفه والدین است که با غنا بخشیدن به محیط تربیتی کودک زمینه ‏ای را فراهم نمایند تا استعدادهای بالقوه و خدادادی کودک شکوفا گردد.

راجرز درباره نیاز کودک به کنجکاوی و کشف اشیا معتقد است که: کودک در درون خود، این استعداد و ادراک را دارد که در مورد اشیا و چگونگی کارکرد آن‏ها کنجکاوی داشته باشد، به همین دلیل اسباب بازی ‏هایش را می شکند و می خواهد درون اسباب بازی ‏هایش را کشف کند و داخل آن را ببیند، این‏گونه فعالیت‏ ها برای کودک بسیار رضایت‏بخش است چون به نیاز درونی پاسخ می دهد.

متاسفانه گروهی از والدین پاسخ‏ هایی به کودک می دهند که با نیاز وی به کنجکاوی و میل به کشف اشیا در تضاد است، این پیام ‏ها به صورت کلامی (تو بد هستی، اگر این‏گونه عمل کنی دوستت نداریم و…) یا غیر کلامی (اخم کردن، رو ترش کردن، لب گاز گرفتن و …) ابراز می شوند.

کودک به خاطر تهدید و تحمیق ‏هایی که از سوی والدین می شود، از نیاز به کنجکاوی و کشف اشیا به خاطر این‏که نیاز اساسی تری مثل محبت و توجه مثبت والدین را از دست ندهد، صرف‏ نظر می کند. این‏جا مساله سرآغاز تحریف از مسیر رشد فطری و طبیعی کودک است، که آثار مخرب و زیان‏باری بر روی سلامت روان‏ و رشد شخصیت‏ کودک ‏خواهد گذاشت.

متاسفانه عده ‏ای از والدین کودکانی را می پسندند که ساکت، آرام و مطیع باشند. این‏گونه والدین دوست دارند کودک خردسال آن‏ها، بزرگ‏سالی کوچک شده باشد، غافل از این‏که، کودک است‏با تمام ویژگی ‏های کودکی و هرگز بزرگ‏سالی کوچک شده نیست. کودک سالم از سلامت جسمی، ذهنی، عاطفی و روانی کافی برخوردار است، به طور طبیعی نیازهایی دارد که او را از بزرگ‏سالان جدا می کند؛ او به بازی و جست و خیز و ارتباط با هم‏سالان نیاز دارد و همه چیز را از دریچه‏ های بازی می ‏بیند.

از احادیث و روایات اسلامی چنین استفاده می شود که وجود شیطنت و بازی‏گوشی و حالت فعال و پر جنب و جوش در کودک ناشی از سلامت جسمی، ذهنی، عاطفی و روانی اوست و چنین کارهایی -به ویژه برای پسران که از تحرک و انرژی بیش‏تری برخوردارند -امری طبیعی است و نباید موجب نگرانی والدین باشد بلکه باید با صبر و حوصله و تدبیر، این‏گونه رفتارها را تحمل کنند، هرچند باید آن‏ها را در مسیر صحیح خود هدایت کنند، تا این رفتارهای طبیعی آن‏ها به لاقیدی منتهی نشود.

مثلا درست است که کودک باید بازی کند اما باید یاد بگیرد که به دیگران صدمه نزند، حیوانات را نیازارد، برای همسایگان مزاحمت ایجاد نکند، در پارک‏ ها گل‏ها را پرپر نکند و… . تجربه نیز نشان داده است که این‏گونه کودکان فعال و با نشاط و پرتحرک، اگرچه در دوران خردسالی برای والدین خود مشکلات و ناراحتی هایی ایجاد می کنند، اما در بزرگ‏سالی از هوش و استقامت‏ بیش‏تری برخوردارند.(۱۱)

طبق تحقیقی که توسط موسن و ساسمن(۱۹۸۰) و مرات بارت و دری بری(۱۹۸۱) انجام شده کودکانی که پرجنب و جوش و بی ‏قرار هستند وقتی که بزرگ شدند و به مدرسه رفتند لزوما بچه‏ های شیطان و جنجال برانگیز نخواهند بود.(۱۲)

همبازی شدن با کودکان

یکی از راه‏ های پرورش شخصیت کودکان، شرکت‏ بزرگ‏سالان در بازی آن‏هاست. موقعی که اولیا و مربیان خود را تا سر حد کودکی تنزل می دهند و با شرکت در بازی کودکان، آن‏ها را در کارهای کودکانه یاری می دهند، روح و روان کودک سرشار از مسرت و شادی شده و اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی در او تقویت می شود.(۱۳)

با همبازی شدن با کودکان می ‏توانیم دنیا را از دریچه و زاویه ‏ای که کودک نگاه می کند ببینیم و از این طریق می ‏توانیم با کودک همدلی نموده و خودمان را به جای او بگذاریم و دنیا را آن طوری که او می ‏بیند، درک نماییم. وقتی که با کودک همبازی می شویم، رفتارها، احساسات، تفکرات تخیلات و تصورات کودک را بهتر پذیرفته و با طبیعی تلقی نمودن تمامی حالات کودک، برخورد صحیح تری با او خواهیم داشت. والدین در ضمن بازی با کودکان می ‏توانند بسیار از مفاهیم دینی، اخلاقی، عاطفی، روانی و اجتماعی را به طور مستقیم و غیر مستقیم به آنان منتقل نمایند.

پیامبر گرامی اسلام(ص) می ‏فرمایند: «من کان عنده صبی فلیتصاب له‏»؛(۱۴) هر کس که کودکی نزد اوست، برایش کودکی کند.(خود را با عوالم او هماهنگ ساخته و رفتاری که در خور درک اوست پیش گیرد.) و در جای دیگر می ‏فرمایند: «رحمت ‏خداوند بر پدری که در راه نیکی و نیکوکاری به فرزند خود کمک کند، یعنی به او احسان نماید و هم‏چون کودکی، رفیق دوران کودکی وی باشد و او را عالم و مؤدب بار آورد.»(۱۵)

سعدی نیز در رابطه با چگونگی برخورد با کودکان می گوید:

چون که با کودک سر و کارت فتاد
پس زبان کودکی باید گشاد

درباره همبازی شدن با کودکان، و درک دنیای آنان در سیره حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار (ع) موارد زیادی وجود دارد که به بیان چند نمونه از آن‏ها و سیره ذریه پاکش حضرت امام خمینی که احیاگر دین اسلام در عصر حاضر بودند، می ‏پردازیم:

«عن جابر: دخلت علی النبی(ص) و الحسن و الحسین علی ظهره و هو یحبو لهما و یقول: نعم الجمل جملکما و نعم العدلان انتما؛(۱۶) جابر می گوید: دیدم رسول خدا(ص) با دست و پا راه می رفت در حالی که حسن و حسین بر پشتش سوار بودند و می ‏فرمود: شتر شما بهترین شترها و شما بهترین سواره هستید.»

امام خمینی نیز به پیروی از پیامبر اکرم(ص)، با کودکان همبازی شده و با آنان همدلی می ‏کرده ‏اند. مرحوم حاج احمد آقا درباره همبازی شدن امام خمینی با کودکان نقل کرده است: «بارها شده بود که من وارد اتاق می ‏شدم و امام مرا نمی دیدند. می دیدم که امام به زانو روی زمین نشسته‏ اند و پسرم علی روی دوششان سوار است. خیلی دلم می خواست از آن صحنه‏ ها فیلم و یا عکس بگیرم، اما می ‏دانستم که امام نمی گذارند.(۱۷)

تمامی رفتارهای امام خمینی با کودکان بر اساس آگاهی، بینش و نشات گرفته از روح بلند و ملکوتی ایشان بوده که علی‏رغم سن بالا و بیماری هایی که داشتند، به نیازهای اساسی کودکان پاسخ داده و همانند جد بزرگوارشان پیامبر گرامی(ص) عمل می ‏کردند.

روزی رسول گرامی(ص) جهت اقامه نماز عازم مسجد شدند. در سر راه مسجد کودکان مهاجر و انصار مشغول بازی بودند. آنان با مشاهده پیامبر(ص) دست از بازی کشیدند و دوان دوان به سویش روی آوردند. هر یک از کودکان از سر و کول آن حضرت بالا می رفتند و در همان حال می گفتند: «کن جملی‏»(شتر من باش) کودکان می ‏دانستند که نوه‏ های رسول خدا(ص) حسن و حسین (ع) نیز همیشه این بازی را با آن حضرت دارند. رسول اکرم(ص) در کمال خوش‏رویی و تواضع به خواسته آنان تن داده و با مهر و محبت و رافت پدرانه، خواهش آن‏ها را برآورده ساخت. از طرفی یاران پیامبر(ص) در مسجد انتظار می کشیدند تا نماز عصر را به امامت ایشان برگزار کنند.

بلال حبشی یار با وفای رسول خدا(ص) به خاطر تاخیر ایشان رو به خانه پیامبر(ص) آورد و همین که در سر راه، پیامبر(ص) را با این وضع با کودکان مشاهده کرد، خواست تا از این کار ممانعت ‏به عمل آورد و رسول گرامی(ص) را از دست کودکان برهاند، اما پیامبر(ص) او را از این کار بازداشت و در همان حال فرمود: «برای من تنگ شدن وقت نماز از دلتنگی کودکان یارانم، خوشایندتر است.»

رسول اکرم(ص) از بلال خواستند که به خانه ایشان برود و چیزی بیاورد که به وسیله آن بچه‏ ها را راضی کند تا از آن حضرت دست‏ بردارند. بلال پس از جستجوی زیاد در خانه رسول اکرم(ص) تعداد هشت عدد گردو پیدا کرد و نزد پیامبر آورد. حضرت در حالی که با لبخند، حالت نورانی خاصی به چهره مبارکشان بخشیده بود، خطاب به کودکان فرمود: «آیا شترتان را به این گردوها می فروشید؟» کودکان هلهله شادی به راه انداختند و گردوها را گرفته و دست از رسول خدا(ص) برداشتند.(۱۸)

امام خمینی و بازی با کودکان

دکتر فاطمه طباطبایی درباره همبازی شدن امام خمینی با کودکان نقل می کند: «گاهی بچه‏ ها به امام(ره) می گفتند بیایید با هم بازی کنیم و امام ابتدا یک مقداری با آن‏ها بازی می ‏کردند و بعد بچه‏ ها خودشان سرگرم می ‏شدند.»(۱۹) همچنین عیسی جعفری درباره همبازی شدن امام خمینی با کودکان نقل می کند: «یادم است که علی(نوه امام خمینی) توپی داشت که با آن، با امام توپ بازی می ‏کرد. علی توپ را با پایش به طرف امام پرت می ‏کرد و امام هم توپ را با پا بر می گرداندند. در این مواقع روحیه امام خمینی خیلی تازه می ‏شد.»(۲۰)

یکی از مسائل اساسی در تربیت کودک این است که پدر و مادر و یا مربی بتواند خود را تا سر حد کودکی پایین آورده و دنیا را از دریچه چشم کودک ببیند. در تعالیم اسلامی نیز توصیه‏ های زیادی در این زمینه وجود دارد که قبلا بیان کردیم. همبازی شدن با کودک علاوه بر این‏که او را غرق لذت و شادی می کند و صمیمیت را افزایش می دهد، اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی را نیز در کودک تقویت می کند. بنابراین، بر والدین است که اوقاتی از شبانه روز را به همبازی شدن با کودکان اختصاص دهند و در این راه با حوصله و آمادگی کافی به بازی با آنان بپردازند تا اثرات مثبت و سازنده ‏ای بر روی کودکان بگذارد.

اگر والدین زمانی خسته بودند و آمادگی جسمانی، روانی و عاطفی را برای بازی کردن با کودکان نداشتند، بهتر است صادقانه اعلام نمایند فعلا آمادگی بازی کردن را ندارند. چون به تجربه ثابت ‏شده است وقتی والدین آمادگی و حوصله لازم برای بازی کردن با کودکان را ندارند، اثر منفی و مخربی بر روابط متقابل والدین و فرزندان خواهد گذاشت.

لازم به توضیح است که نباید این عدم آمادگی جسمی، روحی و روانی والدین ابزار و بهانه ‏ای برای فرار از بازی با کودکان شود چون پیامبر عظیم‏ الشان(ص) و فرزند صالحش امام خمینی با آن همه مشغله فکری و رهبری امت اسلامی، اوقاتی از شبانه روز را به بازی کردن با کودکان اختصاص می ‏داده ‏اند؛ سرمشق و الگو قرار دادن الگوهای متعالی در اسلام می ‏تواند راهنمای خوبی برای همه خانواده‏ ها باشد.

پیام ‏ها و نتایج

۱-در تعلیم و تربیت اسلامی، حمایت از آزادی و بازی‏گوشی کودک، امری پسندیده می باشد و از احادیث و روایات چنین استفاده می شود که وجود شیطنت و بازیگوشی و حالت فعال و پر جنب و جوشی در کودک، نشانه سلامت جسمی، ذهنی، عاطفی و روانی اوست و چنین کارهایی در هوش و استقامت او در بزرگ‏سالی تاثیر دارد.

۲-متاسفانه بعضی از والدین کودکانی را می پسندند که آرام، ساکت و مطیع باشند تا موجبات زحمت و ناراحتی آنان را فراهم نکنند، این‏گونه والدین توقع و انتظار دارند که کودکشان همانند بزرگ‏سالان رفتار نماید در صورتی که کودک آنان میل و نیاز شدیدی به بازی و جست و خیز دارد و همه را از دریچه بازی می ‏بیند. کودکانی که آرام و ساکت در گوشه ‏ای بنشینند و مطیع و گوش به فرمان والدین باشند به احتمال قوی مشکل دارند.

۳-وظیفه والدین است که بستر و فضای مناسبی برای جست و خیز و آزادسازی انرژی عصبی و روانی کودکان فراهم نمایند و گرنه این انرژی متراکم شده به صورت مخربی خودش را نشان خواهد داد.

۴-از سیره عملی و دیدگاه‏ های امام خمینی نیز چنین استنباط می کنیم که:

الف) طبیعت و ماهیت کودک را پاک و مثبت می ‏دانستند.

ب) چون دارای سلامت روح و روان بودند، ادراکشان از جلوه‏ های خداوندی بر مبنای سلامت روان بوده و بر همین اساس همه کودکان را که جلوه‏ های خداوندی اند دوست داشته و کارهای آنان را منطبق با فطرت و طبیعت می ‏دانستند.

ج) با توجه به آگاهی که از خصوصیات و ویژگی ‏های روحی و روانی کودکان داشتند، شیطنت و بازی‏گوشی آنان را امری طبیعی و فطری می ‏دانستند.

د) ایشان حاضرند ثواب عبادات خود را (که بیش از پنجاه سال نماز شبشان ترک نشده و آن مناجات‏ های عارفانه و عاشقانه‏ ای که داشتند) با تحمل بازی‏گوشی کودک عوض نمایند.

و) دیدگاه و عملکرد ایشان واقعا پیشرفته و در سطح بالایی است که با دیدگاه‏ های روانشناسان معاصر هم جهت و هم‏سو است.
ه) ایشان بهترین و مطمئن‏ ترین الگوی رفتاری برای خانواده‏ ها در عصر حاضرند.

۵-همبازی شدن با کودکان دارای اثرات و فواید فراوانی است از جمله:

الف -کودکان احساس شخصیت و مهم بودن می کنند؛

ب -روح و روان کودکان شاد و مسرور می گردد؛

ج -اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی در آنان تقویت می شود؛

د -دنیای کودکان را بهتر درک نموده، رفتارها، احساسات، تصورات و تخیلات کودک را طبیعی تلقی می ‏نماییم؛

ه -می ‏توانیم با کودکان همدلی کرده و در اعماق وجودشان نفوذ کرده و بسیاری از مفاهیم دینی، اخلاقی، عاطفی، اجتماعی و روانی را به طور مستقیم و غیر مستقیم به آنان منتقل نماییم؛

و -بازی جزء نیازهای کودکان است، والدین در هر مقام و مسئولیتی که هستند باید همانند پیامبر گرامی(ص) و امام خمینی به نیازها و حقوق کودکان توجه نموده و اوقاتی از شبانه روز را به بازی با آنان اختصاص دهند.

پی نوشت ها

۱-حجتی کرمانی، سه گفتار پیرامون برخی از مسائل تربیتی اسلام، ص۶۵
2-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۳۷۸
3-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۲، ص۳۷۹
4-بهشتی، اسلام و بازی کودکان، ص۸۵
5-مجله آشنا، ص۳۰ به نقل از روزنامه اطلاعات، شماره ۱۹۶۳۱
6-حجتی کرمانی، سه گفتار پیرامون برخی از مسائل تربیتی اسلام، ص۶۶
7-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۳۷۹
8-حجتی کرمانی، اسلام و تعلیم و تربیت، ج۱، ص۲۵۲
9-ستوده، پا به پای آفتاب گفته‏ ها و ناگفته‏ ها از زندگی امام خمینی، ج۱، ص۱۰۷
10-اعرابی، مجله سروش، ص۲۰
11-سادات، راهنمای پدران و مادران، ج۲، ص۶۱ تا ۶۳
12-ماسن، هنری و همکاران، رشد شخصیت کودک، ص۱۶۵(ترجمه یاسایی)
13-شکوهی یکتا، تعلیم و تربیت اسلامی(مبانی و روش‏ها)، ص۱۹۷
14-شیخ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۰۲ و ۲۰۳
15-محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۶۲۶
16-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۲، ص۲۸۵
17-ستوده، پا به پای آفتاب، گفته‏ ها و ناگفته‏ ها از زندگی امام خمینی، ج۱، ص۸۳
18-شکوهی یکتا، تعلیم و تربیت اسلامی، ص۱۹۹ به نقل از جوامع ‏الحکایات عوفی، باب دوم از قسم دوم، ص۳۰
19-نشریه پیوند، شماره ۱۵۳ تا ۱۵۵ -ص۲۳ تا ۲۷ به نقل از اطلاعات شماره ۱۹۶۳۱
20-ستوده، پا به پای آفتاب، گفته‏ ها و ناگفته‏ ها از زندگی امام خمینی، ج۲، ص۶۵

منبع اقتباس: بنیاد اندیشه های اسلامی؛ نویسنده: محمدرضا مطهری؛ راسخون