راه کار زندگی معنوی در سفارشات امام باقر (علیه‌ السلام) به جابر جعفی

راه کار زندگی معنوی در سفارشات امام باقر (علیه‌ السلام) به جابر جعفی

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

انسان دارای زندگی معنوی و زندگی مادی است. زندگی معنوی و مادی در کنار هم قرار می گیرند که ممکن است برخی به هردوی آن ها بپردازند و برخی به یکی از آن ها مشغول گردند. زندگی معنوی و زندگی مادی هرکدام سبک خاص خودش را دارد. اگر توازن بین زندگی معنوی و زندگی مادی ایجاد شود، نتیجه مطلوبی خواهد داشت.

به هر حال سبک زندگی یکی از معضلاتی است که امروز جامعه انسانی را در معرض چالش قرار داده و با رونق تکنولوژی و پیشرفت های مظاهر مادی باعث گردیده که اکثر انسان ها از زندگی معنوی غافل گردیده و متمرکز در زندگی مادی شوند.

قرآن کریم و اهل بیت (علیهم السلام) توصیه هایی درباره زندگی مادی و سبک آن دارند که انسان باید بر طبق آن به گونه ای زندگی کند که در مادیت غرق نشده و از زندگی معنوی غافل نگردد. در آیات و احادیث، هرگز انسان از پرداختن به بهتر شدن زندگی مادی منع نشده است بلکه سفارشات معقولی درباره سبک زندگی مادی ارائه داده که در ضمن سلامت زندگی مادی به زندگی معنوی او آسیبی نرسد.

اما درباره زندگی معنوی به دلیل اینکه انسان از آن غافل می شود و توجهش نسبت به آن کم رنگ گردیده و ممکن است به جایی برسد که غرق در زندگی مادی شده و زندگی معنوی را از دست بدهد، سفارشات اکیدی درباره آن ارائه داده و راه کارها و راهنمایی های جامعی را در پیش روی انسان قرار داده اند. یکی از این راه کار و راهنمایی ها حدیثی است که از امام باقر (علیه‌ السلام) خطاب به جابر جعفی یکی از صحابه آن حضرت نقل شده است:

متن حدیث

وَ إِيَّاكَ وَ التَّسْوِيفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ يَغْرَقُ فِيهِ الْهَلْكَى. وَ إِيَّاكَ وَ الْغَفْلَةَ فَفِيهَا تَكُونُ قَسَاوَةُ الْقَلْبِ. وَ إِيَّاكَ وَ التَّوَانِيَ فِيمَا لَا عُذْرَ لَكَ فِيهِ فَإِلَيْهِ يَلْجَأُ النَّادِمُونَ.

وَ اسْتَرْجِعْ سَالِفَ الذُّنُوبِ بِشِدَّةِ النَّدَمِ وَ كَثْرَةِ الِاسْتِغْفَارِ وَ تَعَرَّضْ‏ لِلرَّحْمَةِ وَ عَفْوِ اللَّهِ بِحُسْنِ الْمُرَاجَعَةِ. وَ اسْتَعِنْ عَلَى حُسْنِ الْمُرَاجَعَةِ بِخَالِصِ الدُّعَاءِ وَ الْمُنَاجَاةِ فِي الظُّلَمِ.

 وَ تَخَلَّصْ إِلَى عَظِيمِ الشُّكْرِ بِاسْتِكْثَارِ قَلِيلِ الرِّزْقِ وَ اسْتِقْلَالِ كَثِيرِ الطَّاعَةِ. وَ اسْتَجْلِبْ زِيَادَةَ النِّعَمِ بِعَظِيمِ الشُّكْرِ وَ التَّوَسُّلِ إِلَى عَظِيمِ الشُّكْرِ بِخَوْفِ زَوَالِ النِّعَمِ.

 وَ اطْلُبْ بَقَاءَ الْعِزِّ بِإِمَاتَةِ الطَّمَعِ وَ ادْفَعْ ذُلَّ الطَّمَعِ بِعِزِّ الْيَأْسِ وَ اسْتَجْلِبْ عِزَّ الْيَأْسِ بِبُعْدِ الْهِمَّةِ وَ تَزَوَّدْ مِنَ الدُّنْيَا بِقَصْرِ الْأَمَلِ. وَ بَادِرْ بِانْتِهَازِ الْبُغْيَةِ  عِنْدَ إِمْكَانِ الْفُرْصَةِ وَ لَا إِمْكَانَ كَالْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ مَعَ صِحَّةِ الْأَبْدَانِ وَ إِيَّاكَ وَ الثِّقَةَ بِغَيْرِ الْمَأْمُونِ فَإِنَّ لِلشَّرِّ ضَرَاوَةً كَضَرَاوَةِ الْغِذَاءِ .[1]

ترجمه حدیث

مبادا (در كار طاعت) تأخير روا دارى؛ زيرا هلاك ‏شوندگان در اين دريا غرق شوند. و مبادا دستخوش غفلت شوى كه در آن سنگدلى باشد. و مبادا آنجا كه عذرى ندارى سستى كنى كه پشيمانان بدان پناه برند.

با پشيمانى سخت و آمرزش ‏طلبى بسيار از گناهان گذشته (ات) برگشت بخواه و با بازگشتى شايسته به درگاه خدا خود را در معرض رحمت و نجاتش قرار ده. و براى بازگشت، شايسته است از دعاى پاكدلانه و مناجات در دل شب هاى تيره مدد بخواه.

با زياد انگاشتن روزى كم و كم شمردن طاعت بسيار به سپاسگزارى بزرگ دست ياب. و افزونى نعمت را با سپاس بزرگ به دست آور و دستيابى به سپاس بزرگ متوقف به ترس از زوال نعمت است.

و با كشتن طمع در خود پايدارى عزت را بجو و خوارى طمع را به مدد عزت نا اميدى (از خير ديگران) از خود دور ساز و عزت نا اميدى (از مردم زمانه) را با همت بلند به كف آر و با كوتاه كردن آرزوها (ى دور و دراز) از دنيا توشه‏  برگير و در هر فرصتى به رسيدن به مقصود بشتاب و هيچ امكانى چون روزهاى فراغت همراه با تندرستى نباشد. مبادا بدان چه اطمينان ندارى اعتماد كنى، به درستى كه براى بدى اعتيادى است چون عادت انسان به غذا.

عدم تضاد بین زندگی معنوی و زندگی مادی

تصور نشود که زتدگی مادی با زندگی معنوی در تضاد است و اگر کسی بخواهد به زندگی معنوی بپردازد، زندگی مادی را باید رها کند. بنابر آموزه های دین مبین اسلام زندگی مادی به دلیل اینکه بستری است برای بهتر شدن زندگی معنوی از اهمیت خاصی برخوردار است. از امام صادق (علیه‌ السلام) نقل شده که فرمود: «إِنَ‏  فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ : يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا يُرى‏ ظَاعِناً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ‏ : مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ ذَاتِ‏  مُحَرَّم[2] ؛ در حكمت آل داود (علیه‌ السلام) آمده است كه  خردمند را همى بايد كه جز در طلب سه چيز سفر نكند: توشه ساختن براى معاد، يا ترميم امور معاش، يا لذتى در غير حرام».

در این حدیث انسانی که به امر معاش خود در کنار امر معاد نپردازد بی خرد تلقی شده است و انسان عاقل از زندگی مادی و دنیایی خود دست بر نمی دارد.

طبق فرمایش شهید مطهری اينكه اكنون اكثريت مردم مى ‏پندارند كه پيامبران تنها فعاليت روبنايى داشته‏ اند و در صدد مومن ساختن مردم و اصلاح عقيده و اخلاق و رفتار آن ها بوده و كارى به زير بنا نداشته ‏اند و يا كارهاى زير بنايى براى آن ها در درجه دوم اهميت قرار داشته است، و يا مى ‏خواسته ‏اند كه مردم مومن و معتقد شوند و فكر مى ‏كرده‏ اند وقتى كه مردم مومن و معتقد شدند خود به خود همه كار ها رو به راه مى ‏شود و عدالت و مساوات برقرار مى‏ گردد و استثمارگران با پاى خود مى ‏آيند و با دست خود حقوق محرومان و مستضعفان را به آن ها مى‏ دهند، این ها نيرنگ و فريبى است كه طبقه استثمارگر و روحانيت وابسته به آن براى بى ‏اثر كردن تعليمات پيامبران ساخته و پرداخته و به جامعه تحميل كرده‏ اند تا حدى كه مورد قبول اكثريت قريب به اتفاق مردم واقع شده است.[3]

ساختن زندگی معنوی از اهداف اصلی انبیا

انبيا و امامان (عليهم السلام) براى رشد و تعالى عقل و روح و آراسته نمودن انسان به صفات الهى و متخلق كردن بشر به اخلاق الهى آمدند و اگر در دستورهاى آن بزرگواران كه بر اساس وحى است دقت كنيد، چيزى جز اين نمى ‏يابيد.

حتى در دستورهايى كه براى حيات جسمى داده‏ اند سراسر معنويت و صفا و روحانيت ديده مى ‏شود و اصولا آراستگى ظاهر از نظر آنان مقدمه آراستگى باطن است و رسيدگى به جسم و زندگى مادى براى تقويت حيات روح و زندگى‏ معنوى‏ است.[4]  به عبارت دیگر ساختن و اصلاح زندگی مادی بشر مقدمه ای برای آراستن زندگی معنوی است.

اینکه در دین اسلام به عبادات، و مجاهدات معنوی تاکید شده است برای این است كه سالك در اثر مجاهدات در طاعات و مراقبت در تهذيب نفس و توسل و استعانت و توجه، به هر اندازه ‏اى كه از زندگى دنيوى مادى منقطع و علاقه و محبت او به دنيا كمتر باشد به همين ميزان به زندگى آخرت گرايش و محبت و علاقه پيدا كرده و قهرا حالات روحانى و صفات متناسب با زندگى‏ معنوى‏ نورانى در نفس او افزايش خواهد يافت.[5]

صبر و شكيبايى‏ از عوامل موثر در زندگی معنوی و مادی

زندگى انسان در دنيا، آميخته با مشكلات عجيبى است كه اگر در مقابل آن بايستد و شكيبايى و مقاومت به خرج دهد، به يقين پيروز خواهد شد و اگر ناشكيبايى كند و در برابر حوادث زانو زند، هيچ‏گاه به مقصد نخواهد رسيد.

منظور از «صبر» همان استقامت در برابر مشكلات و حوادث گوناگون است كه نقطه مقابل آن‏ «جزع»، بى‏تابى، از دست دادن مقاومت و تسليم شدن در برابر مشكلات است.

علاوه بر زندگى مادى، در زندگى‏ معنوى‏ نيز اين مسئله وجود دارد. اگر انسان در برابر نفس سركش و هوا و هوس‏ها و زرق و برق دنيا و جاذبه‏ هاى گناه ايستادگى نكند و در طريق «معرفت اللّه» و اطاعت فرمان او با مشكلات نجنگد، هرگز به جايى نمى ‏رسد.[6]

آرزوهای دراز مخرب زندگی معنوی

آرزوهاى دراز، دوست داشتن عمر طولانی و حرص برای خواستن دنیا، تأثير بسيار مخربى بر زندگى‏ معنوى‏ و اخلاقى و حتى مادى انسان ها دارد. روایاتی زیادی در این موضوع نقل شده است که به عنوان نمونه به دو روایت اشاره می شود:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم)‏ مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَيْنِ‏ وَ قَسْوَةُ الْقَلْبِ وَ شِدَّةُ الْحِرْصِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ.

از نشانه شقاوت خشك شدن چشم و قساوت قلب و شدت حرص در طلب روزى و اصرار بر گناهان مى ‏باشد.[7]

در حدیث دیگری نقل شده که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به امام علی (علیه‌ السلام) فرمود: «يَا عَلِيُّ أَرْبَعُ خِصَالٍ مِنَ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَيْنِ‏ وَ قَسَاوَةُ الْقَلْبِ وَ بُعْدُ الْأَمَلِ وَ حُبُّ الْبَقَاءِ. يا على چهار خصلت از اثر شقاوت است. 1. خشكى چشم (حالت گريه از خوف خدا در انسان نباشد) 2. و سختى دل 3.آرزوى دور و دراز 4. دوست داشتن عمر زياد.»[8]

جمع بندی

از آنچه بیان گردید این نتیجه به دست می آید که انسان بر خلاف سایر حیوانات از زندگی مادی و معنوی برخوردار است. و به هردوی آن نیاز مبرم دارد. منتهی زندگی معنوی برای اینکه با زندگی اخروی و معاد رابطه مسقیم دارد، از اهمیت خاصی برخوردار است و انسان نباید زندگی معنوی خود را فدای زندگی مادی کند. همچنین زندگی مادی خود را هم نباید کنار گذاشته و فقط به زندگی معنوی بپردازد، بلکه باید بین آن ها تعادل و توازن را به گونه ای حفظ کند که  از زندگی معنوی غافل نشده و آن را تقویت کند.

پی نوشت ها

[1] . تحف العقول‏، ص 285.

[2] . کافی، ج9، ص563.

[3] . مجموعه آثار ، ج2، ص 444.

[4] . عرفان اسلامى( شرح مصباح الشريعة)، ج4، ص13.

[5] . عرفان اسلامى ؛ ج‏6، ص356.

[6] . اخلاق در قرآن،  ج2، ص.

[7] . وسائل الشيعة، ج15، ص 337.

[8] . وسائل الشيعة ؛ ج‏16 ؛ ص45.

منابع

1. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، قم، جامعه مدرسین، چ2، 1414ق.

2. انصاریان، حسین، عرفان اسلامى( شرح مصباح الشريعة)، محقق: فيض‏پور، محسن‏، قم، دارالعرفان،چ1، 1386ش.

چ4، 1385ش.

3. شهید مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، بیتا.

4. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، قم، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، چ1، 1409ق.

5. كلينى، محمد بن يعقوب‏، کافی، قم، دارالحدیث، چ1، 1429ق.

6. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسة الإمام علي بن أبي طالب( عليه السلام).

بدون دیدگاه