پرخاشگری کودکان، به معنای رفتاری است که شامل اقدامات خشونت آمیز، تهدید کننده، تحریک کننده و یا تنش آور است که توسط کودکان نشان داده می شود. این رفتارها ممکن است شامل جر و بحث، تهدیدها، تجاوز عاطفی، تمسخر و تحقیر کردن دیگران، موقعیت های خشونت آمیز در بازی ها و فعالیت های گروهی و حتی استفاده از خشونت جسمی باشد.
خشم و عصبانیت
خشم و عصبانیت، حالتی عاطفی و یکی از هیجانات طبیعی بدن است که از تحریک ملایم تا عصبانیت شدید، تغییر می کند. همه ما انسان ها، این احساس را بارها تجربه کرده ایم. هر وضعیتی که ما را ناکام کند، می تواند باعث ایجاد احساس خشم شود.
این احساس مانند سایر عواطف، با تغییرات فیزیولوژیک همراه است؛ بدین گونه که وقتی انسان، عصبانی می شود، ضربان قلب و فشارخون او بالا می رود و سطح هورمون هایی مثل آدرنالین افزایش می یابد. این احساس در عین طبیعی بودن، زمانی که از کنترل خارج شود، چهره ای مخرب به خود می گیرد و برای انسان، دردسرساز می شود. به بیانی دیگر، هنگامی که خشم با پرخاشگری همراه شود، مشکلاتی را در پی خواهد داشت که هم برای خود فرد و هم برای اطرافیان، زیان آور است.
پرخاشگری و خشونت، نه تنها در بزرگسالان، بلکه در کودکان هم، تبدیل به معضلی شده است که باید مورد بررسی قرار گیرد. کمتر مادری را پیدا می کنیم که این موضوع، مسئله فرزندش نباشد. این امر نشان می دهد که پرخاشگری کودکان، در حال افزایش است.
بسترهای پرخاشگری کودکان در جوامع امروزی
ورودی های اطلاعات همچون اینترنت، بازی های کامپیوتری، فیلم ها یا موزیک هایی با مضامین خشن و… مواردی هستند که زندگی ما را فرا گرفته اند و به کودکان ما آسیب می رسانند. فرزندان ما در معرض این منابع، به طور ناخودآگاه یاد می گیرند که خشونت و پرخاشگری، تنها شیوه ای است که به واسطه آن، می توانند مشکلاتشان را حل کنند.
از این رو لازم است مهارت هایی را برای کنترل این هیجان آموخت و از طریق به کاربردن شیوه هایی ساده و عملی، تمرین کرد تا به واسطه آن ها به کودکانمان بیاموزیم که راه های مثبت و مناسب تری برای ابراز احساساتشان وجود دارد که با به کار بستن آن ها می توان زندگی سالم تر و آرام تری داشت.
الگوپذیری کودکان از والدین
البته همه می دانیم که ما به عنوان بزرگسال هایی در نقش پدر یا مادر، نخست باید خود، مهارت های کنترل خشم را بیاموزیم و اجرا کنیم و سپس به کودکانمان یاد دهیم. موثرترین و عملی ترین راه برای این که به کودک یاد دهیم چگونه با احساس عصبانیت خود رفتار کند، رفتار ما والدین است که بهترین الگو در مقابل دیدگانش هستیم. همان طور که می دانیم، بچه ها با دیدن می آموزند نه با شنیدن.
بیایید از مثال های روزمره زندگی استفاده کنیم. فرض کنید پدری در کنار فرزندش، مشغول انجام کارهایش است. ناگهان تلفن او زنگ می خورد و خبری ناخوشایند به او می دهند که او را خشمگین می کند. کودک، در حال نگاه کردن است و حالات و رفتار پدرش را زیر نظر دارد. پدر اگر هوشیار باشد به این که فرزندش، نظاره گر اوست و تمام رفتارهایش را ضبط می کند، از این فرصت استفاده می کند تا بهترین عملکرد را داشته باشد؛ بدین صورت که به فرزندش با لحنی آرام بگوید در حال حاضر، من به دلیل مشکلی که در کارم پیش آمده، عصبانی هستم و به همین سبب، برای این که آرام شوم تا بتوانم راه حل مناسبی پیدا کنم، نیاز دارم تا کمی پیاده روی کنم و بر احساس عصبانیتم مسلط شوم.
نحوه عکسالعمل ما در چنین موقعیت های روزمره زندگی، بهترین راه برای آموزش کنترل خشم به کودکان است؛ چرا که کودکان، لحظه به لحظه در حال کپی برداری از رفتار والدین هستند.
اهمیت نقش والدین در کنترل خشم کودکان
یکی دیگر از راهبردهای کنترل خشم در کودکان، در زمان هایی کاربرد دارد که کودک نسبت به والدین، خشمگین شده و پرخاشگری او، در ارتباط با والدین است. این لحظات، از سخت ترین زمان های تربیت و پرورش کودک است. در این موقعیت ها ما باید بسیار هوشیار باشیم؛ چرا که اگر دقت نکنیم، پرخاشگری کودک به هیجانات ما دامن می زند و بدون این که متوجه شویم، خشم او به ما هم سرایت می کند.
حواسمان باشد، داد و فریاد کردن و پرخاشگری، مسری است و اگر به این موضوع واقف نباشیم، ما هم ادامه دهنده رفتار او می شویم. در چنین حالت هایی بهترین راه حل، پیشگیری است؛ یعنی می توان با وضع قوانینی اندک، از بروز این اوضاع تا حدی جلوگیری کرد.
به عنوان مثال، در اوقاتی که کودک آرام است، می توانیم در مورد وضع قرارهایی در خانه با هم صحبت کنیم و به توافق برسیم؛ قرارهایی که هم پدر و مادر و هم فرزندان به آن پایبند باشند. مثلاً می توانیم با هم قرار بگذاریم هنگام عصبانیت در مورد مشکلمان صحبت نکنیم. بگذاریم کمی آرام شویم و احساس خشم در ما فروکش کند، سپس بنشینیم در مورد موضوعی که ما را عصبانی کرده است، صحبت کنیم. اگر در مواردی کودک به این قرارها توجهی نکرد، بعد از یادآوری قوانین، او را تنها می گذاریم و به سروصدای او واکنشی نشان نمی دهیم تا زمانی که آرام شود و بعد با او صحبت می کنیم. به مرور، کودک یاد می گیرد برای حل مشکلش باید به جای داد کشیدن و فریاد زدن، صحبت کند.
گاهی کودکان ما به سبب این که یاد نگرفته اند چگونه خشم خود را ابراز کنند، پرخاشگری می کنند. ممکن است فرزند ما برای ابراز احساسات خود، واژه ها را نشناسد. بنابراین می توانیم به شناخت و دریافت کودک در این زمینه کمک رسانیم؛ مثلاً می توانیم به او بگوییم بیا با هم بنشینیم و در مورد واژه هایی که می توان برای بیان احساس استفاده کرد، فکر کنیم. سپس با هم، آن ها را فهرست کنیم و به دیواری بچسبانیم؛ مثلاً واژه هایی همچون عصبانیت، ناراحتی، خستگی، ناامیدی، آشفتگی، ترس…
بنابراین هنگامی که کودک، پرخاشگری می کند، می توانیم با کاربرد این واژه ها، او را در شناخت احساساتش یاری کنیم. مثلاً به او بگوییم: به نظر می رسد تو خسته ای، یا فکر می کنم ناراحتی، یا چه چیزی تو را کلافه کرده، و…. کمکم کودک هم به احساسات خود شناخت پیدا می کند و هم کاربرد واژه ها را یاد می گیرد و می تواند حس خود را به درستی در قالب کلمات بر زبان بیاورد.
بعد از این که کودک، به این درک و فهم رسید، می توان راه های عملی کنترل خشم را به او آموزش داد و به او یاد داد هنگام عصبانیت، به جای پرخاش و فریاد زدن، می توان کارهایی انجام داد تا به نحو شایسته ای، عصبانیت را تخلیه کرد و تحت کنترل درآورد. کارهایی مثل توپ شوت کردن، نقاشی کشیدن روی کاغذ، آواز خواندن، موسیقی گوش کردن و انواع کارهایی که می توان برای کنترل خشم کشف کرد و به کار برد. هر وقت کودک هر یک از این کارها را انجام داد، او را تشویق و تحسین کنیم.
آموزش «خود کنترلی»، باید از کودکی شروع شود و در نوجوانی هم ادامه یابد. بسیاری از آدم ها به دلیل این که نمی توانند هیجاناتشان را کنترل کنند، در زندگیشان لطمه می خورند و باید به فرزندانمان کمک کنیم تا در این مورد، مصون بمانند.
خشم و پرخاشگری کودکان در سنین مختلف
روند پرخاشگری کودکان و کنترل آن، ارتباط مستقیمی با رشد کودک دارد. اغلب کودکان غیظ و خشم زیاد خود را ابراز می دارند ولی همراه با رشد سنی و عقلی نسبت به کنترل خشم خود بهتر می شوند، این بهبود بستگی به شخصیت موروثی محیط خانوادگی، هوش و رشد آنان دارد.
کودک تا شش ماهگی زمانی که انتظار غذا می کشد یا چیزی به او می دهند که نمی خواهد یا وقتی به کاری وادارش می کنند از خود خشم و غیظ نشان می دهد در سن ۱۵ ماهگی نیز از این که به او اجازه نمی دهند در غذا خوردن دخالت کند عصبانی می شود.
از ۱ تا ۳ سالگی در مرحله منفی گرایی و لجبازی است آنان می توانند حاکمان و مستبدان کوچک باشند. آنان از کسی که بازیشان را قطع کند متنفر می شوند و ممکن است از روی خشم اشیاء را پرتاب کنند.
از ۱۸ ماهگی در هنگام ناراحتی لگد می زنند. از ۲ تا ۵/۲ سالگی مستعدند برای مالکیت یک اسباب بازی بچه های دیگر را بزنند. از ۳ تا ۴ سالگی کودکان به تدریج زبانی به کار می گیرند تا از طریق آن احساسات پرخاشگرانه خود را خالی کنند.
در حدود سن ۶ سالگی اغلب لگد زدن و کتک کاری دوباره تکرار می شود. در سن ۸ تا ۹ سالگی کودکان بیشتر بحث و جدل و به کار بردن نام های توهین آمیز و فحش و دشنام را جایگزین پرخاشگری های جسمانی می کنند.
خشم و غیظ نمایانگر تعارض بین خود و شخصیت در حال رشد کودک با شخصیت و نگرشهای والدین است. هرگاه او بفهمد که از طریق عصبانی شدن به خواسته هایش می رسد و می تواند توجه بسیاری را به خود جلب کند و اضطراب در والدین به وجود بیاورد خشم و غیظ خود را تکرار می کند. منشأ پرخاشگری خشم است، اگر خشم باعث آسیب رساندن به دیگران باشد به آن پرخاشگری گویند.
کودک پرخاشگر جیغ می زند، به قصد اذیت دیگران فحاشی می کند، اشیایی که در دسترسش باشد می شکند، با دیگران دعوا می کند، نظم عمومی را برهم می ریزد به دیگران حمله ور می شود، از مدرسه فرار می کند و آرامش کلاس را برهم می ریزد برای یافتن راه های درمان هر عارضه و مشکل ابتدا باید علت ایجاد و بروز هر مشکل را پیدا کرد و با علت یابی مسلم است که درمان نیز سریع تر و منطقی تر انجام می گیرد.
نکته مهم در پرخاشگری کودکان
در پرخاشگری کودکان، باید توجه داشت که بسیاری از رفتارها ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود اگر کودکی در را با لگد باز کند و با این کار به شخصی که پشت در ایستاده آسیب برساند. به این کار پرخاشگری نمی گوییم مگر این که کودک از پیش بداند پشت در چه کسی ایستاده است.
در بحث پرخاشگری کودکان، باید به این نکته مهم توجه داشت که پرخاشگری وسیله ای، از پرخاشگری خصمانه جدا است. پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی، که بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع وسیله ای است که این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است.
کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا با اسباب بازیای که می خواهند بازی کنند و به ندرت اتفاق می افتد که بخواهند به کسی آسیب برسانند.
مهمترین علل پرخاشگری کودکان
علل پرخاشگری کودکان بسته به نوع شخصیت فرد متفاوت است؛ اما مهمترین علل پرخاشگری کودکان عبارتند از:
۱-علل جسمی و وراثت
بعضی از افراد پرخاشگر، پدر یا مادر یا اجدادشان زمینه پرخاشگری را دارند و به کودکان خود منتقل می کنند. همان گونه که خصوصیات جسمانی مانند رنگ چشم، مو، قد و… منتقل می شود خصوصیات روانی نیز منتقل می شوند. بچه هایی که از نظر جسمانی مشکلاتی مانند کم کاری یا پرکاری بعضی غدد، مشکلات بینایی یا کم خونی و… دارند آمادگی بیشتری برای پرخاشگری دارند.
۲-ناکامی و شکست
کودک تمایل به چیزی دارد ولی مانعی باعث می شود که به خواسته خود برسد، انسان یک سری نیازهایی دارد که اگر مانعی برای ارضای نیازهای واقعی او به وجود بیاوریم زمینه را برای پرخاشگری مهیا کرده ایم.
۳-الگوگیری از والدین و محیط
گاهی پرخاشگری کودکان، ناشی از الگوگیری آنان از والدین و یا دیگر بزرگسالان است و کودکان پرخاشگری را از والدین، دوستان، فیلمهایی که می بینند و… تقلید کرده و یاد می گیرند.
۴-نابسامانی خانواده
در خانواده هایی که اختلاف و کشمکش باشد و دائم اعضای خانواده از هم انتقاد کنند و محیط خانه ناامن و نامتعادل باشد، زمینه برای پرخاشگری کودکان بیشتر است. جایی که محبت، رأفت، انسانیت، لطف و صمیمیت، دلسوزی، خدمت به هم وجود دارد بچه ها کمترین مشکل را پیدا می کنند.
همچنین رفتار متضاد والدین، زمینه را برای پرخاشگری کودکان ایجاد می کند؛ مثلا پدری که دستور می دهد و مادر برخلاف آن دستور عمل می کند و بالعکس. هرچه تضاد بین والدین، خانه و مدرسه بیشتر باشد، حالت پرخاشگری کودکان بیشتر می شود.
۵-اعتیاد یکی از والدین
ناگفته پیداست که اعتیاد به خودی خود، عامل اصلی بروز رفتار پرخاشگرانه در فرد معتاد است و به طور طبیعی، مرد و زنی که معتاد باشند، عملا زمینه را برای پرخاشگری کودکان خود آماده می کنند.
۶-تنبیه بدنی
تنبیه بدنی کودکان، یکی دیگر از دلایل پرخاشگری کودکان است- تنبیه به معنی بیدار کردن، هشدار دادن، تذکر دادن یا محروم کردن موقت است نه به معنی کتک زدن و تحقیر کردن.
۷-دیگر عوامل مهم پرخاشگری کودکان
پدرانی که برای مدت طولانی فرزندان خود را نمی بینند و یا مادرانی که کمتر در منزل حضور دارند، بستر را برای پرخاشگری کودکانشان فراهم کرده اند. همچنین تبعیض بین خواهر و برادران، از عوامل ایجاد پرخاشگری کودکان است. از عوامل دیگر پرخاشگری این است که بعضی انسان ها آداب کنترل نفس خود را نمی دانند، اگر انسان متقی باشد بر خشم خود مسلط می شود.
شیوه های درمان پرخاشگری کودکان
قبل از هر چیز، باید کودک از نظر جسمی چکاپ کامل شود تا اطمینان حاصل کنیم که از نظر جسمی و غدد مشکل خاصی ندارد. برای کاهش و درمان پرخاشگری، راه های مختلف وجود دارد که در این مبحث به ذکر چند راه حل می پردازیم.
نباید اجازه داد خشونت و پرخاشگری کودکان، در آن ها تثبیت شود و به صورت عادت درآید. کودک اگر دریابد که با این شیوه عمل می تواند موفق شود، هرگز تن به مصلحت نخواهد داد، و احساس خواهد کرد که از طریق پرخاشگری می تواند به خواسته اش برسد.
۱-اقدام به رشد فکری کودک
در موقع پرخاشگری کودکان نباید عصبانی شد و یا بر سر آنان داد کشید. این امر اثری فوری ممکن است داشته باشد ولی در درازمدت کاری بیهوده است. باید از جر و بحث و جار و جنجال دست کشید و از طریق ذکر داستان ها و بیان مسائل کوشید تا سطح آگاهی و اندیشه آنها را بالا بریم.
۲-آشنا کردن به حقوق دیگران
کودک باید به حقوق و وظایف خود در برابر دیگران آشنا باشد، و گمان نکند که والدین و احیانا دیگران موظفند هر رفتاری که از آنها بروز کرده متحمل گردند، بلکه باید کودک کنترل نفس خود را بداند.
۳-آگاهی به زشتی امر
کودک باید دریابد که با پرخاشگری خود، عمل ناپسندی انجام داده و نباید هرگز از زدن و ویران کردن و پرخاش و عتاب خود راضی باشد. باید به خاطر عمل زشتی که انجام داده، از طرف مقابل عذرخواهی کند.
۴-رفع ناکامی ها
حتی الامکان باید مسائلی که باعث ناکامی و در نتیجه، پرخاشگری کودکان می شود را از بین برد، یا این که قدرت تحمل کودک را در برابر ناکامی بالا برد که لااقل کودک پذیرای ناکامی باشد و پرخاشگری نکند و مطابق با توان کودک از او انتظار داشت.
۵-ایجاد محیطی صمیمی
والدین می توانند از طریق ایجاد روابط دوستانه و محیط صمیمانه و گرم با فرزندان خود، تا حد زیادی زمینه پرخاشگری کودکان را کم نمایند. همچنین از طریق ذکر و بیان ملاطفت ها محبت ها و خوبی هایی که در دیگران وجود دارد، می توان بذر محبت و لطف را در دل افراد کاشت و آنها را نسبت به یکدیگر خوشبین کرد و به کودک باید تفهیم کرد که با رفتارهای پرخاشگرانه نمی تواند دوست خوب برای خود انتخاب کند.
۶-ایجاد سرگرمی و اشتغال
بیکاری و نداشتن یک وظیفه فرد را دچار پرخاشگری می کند. باید کودک را به کاری که مورد علاقه اش است سرگرم نمود. تا فرصت فکر کردن برای دعوا و تهاجم را نداشته باشد.
۷-بها ندادن به لجبازی ها
بعضی کودکان از طریق لجبازی و خشونت می خواهند به هدف خود برسند. والدین سعی کنند از طریق بی اعتنایی به لجبازی ها و بها ندادن به آنها، پرخاشگری کودکان را بی اعتبار کنند.
۸-دوری از عصبانیت ها
والدین در هنگام عصبانیت سعی کنند بر خود مسلط باشند و کنترل خود را از دست ندهند، هرگز والدین به خشونت نپردازند که در آن صورت تماشای صحنه پرخاشگری کودکان شما را خشن خواهد کرد. دور داشتن کودکان از محیط های پر هیاهو و پر سروصدا، زمینه را برای پرخاشگری کودکان کم می کند، باید تا آنجا که ممکن است کودکان را از کارها و اموری که جنبه خشونت را در آنها رشد می دهد دور بداریم.
۹-گزینش راه انحرافی
کودکی که پرخاشگر است نباید عقده خود را سر دیگران خالی کند. می توان در موارد خشم عروسکی را به دستش داد تا به زمین بکوبد یا اسباب بازی خرابی در کنارش گذاشت تا خشم خود را متوجه آن کند. همچنین می توان از بازی های جنگی و نظامی، برای کنترل و تبدیل پرخاشگری کودکان و خاموش کردن شورهای انحرافی استفاده کرد. همچنین استفاده از ورزش، هوای آزاد، شوخی ها و مزاح ها در کاهش پرخاشگری کودکان موثر است.
۱۱-حمایت عاطفی و روانی
به جای سرزنش کودکان پرخاشگر، باید از آنها دلجویی کرد و به او بگویند چرا چنین کردی؟ چرا ناراحتی؟ حاضرم به تو کمک کنم و… از این طریق برای او پناهگاهی اطمینان بخش درست کنیم که خود را در پناه ما قرار دهد.
گاهی کودک با وجود تدابیر فوق، باز همچنان به اذیت کردن و آزار رساندن دیگران می پردازد. در این صورت می توان از روش های مناسب برای تنبیه کودک از قبیل محروم نمودن او از پارک، گردش و یا اسباب بازی مورد علاقه اش بهره جست. البته در موارد بسیار خاص و نادر، می توان از روش والد مقتدر استفاده کرد و در صورت لزوم با وارد کردن ضربه ای آرام به بدن کودک، او را تنبیه نمود تا دریابد خشونت و آزار به دیگران چه معنایی دارد. تاکید می شود باید توجه داشت که در تنبیه بدنی کودکان، می بایستحدود شرع و مسائل تربیتی کاملا مد نظر قرار گیرد.
جمع بندی
پرخاشگری کودکان، رفتاریست که شامل اقدامات خشونت آمیز، تحریک کننده و یا تنش آور است که توسط کودکان نشان داده می شود و ممکن است شامل جر و بحث، تهدیدها، تجاوز عاطفی، تمسخر و تحقیر کردن دیگران، رفتارهای خشونت آمیز در بازی ها و فعالیت های گروهی باشد. وراثت، شیوه های نادرست تربیت فرزند و خانواده و محیط ناسالم می تواند در ایجاد پرخاشگری کودکان موثر باشد. در قبال این رفتار، والدین می توانند با حمایت های عاطفی خود، ایجاد راه انحرافی در فکر کودک و اشتغال و سرگرم نمودن او، وی را از ادامه این رفتار بازدارند.
منابع اقتباس: میگنا؛ روزنامه کیهان