بخش دوم خطبه امام حسن مجتبی(ع) در تبیین حق خلافت الهی، به اثبات ولایت انحصاری امیرالمؤمنین علی (ع) اختصاص دارد. آن حضرت در بخش اول خطبه خود، شالوده توحیدی و عصمت کلامی را بنا نهاد و در این بخش به مستندات قرآنی و عملی ولایت علی (ع) می پردازد.
امام حسن (ع) در مقابل ادعای معاویه، نه تنها به سبقت پدرش در اسلام اشاره می کند، بلکه با استفاده از آیات قرآن و نیز رویدادهای سرنوشت سازی مانند ماجرای سقاية الحاج، درجات شهدای بنی هاشم، و مهم تر از همه، آیه خمس، جایگاه ویژه و برتر خاندان خود را به عنوان تنها مرجع مشروع برای رهبری (که همان حق خلافت است) تثبیت می نماید.
جایگاه امیرالمؤمنین(ع) و حق خلافت آن حضرت
وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «اَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَ عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»[1]، فَهُوَ الْمُجَاهِدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ حَقًّا، وَ فِيهِ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ؛
و خداوند مى فرمايد: «آيا آب دادن به حجاج و ساختن مسجد الحرام را هم پايه ايمان به خدا و روز قيامت و جهاد در راه خدا قرار مى دهيد»، پس او به تحقيق مجاهد راه خدا بود، و اين آيه در حق او نازل گشت.
تحلیل: امام حسن(ع) با استناد به آیه ۱۹ سوره توبه، یکی از مهم ترین بحث های صدر اسلام را مطرح می کند: برتری جهاد و ایمان خالص بر اعمال و خدمات ظاهری. این آیه در پاسخ به کسانی نازل شد که خدمات خود در مکه را همسنگ ایمان و جهاد امام علی (ع) می دانستند. امام حسن (ع) با صراحت اعلام می کند که امام علی (ع) مجاهد حقیقی در راه خداست و این آیه در حق او نازل شده است.
این استدلال، هرگونه مشروعیت یابی بر پایه خدمات اجتماعی یا نَسَب را در برابر معیار الهی ایمان و جهاد خالص، ساقط می کند. معاویه و پدرش که تا فتح مکه در جبهه مقابل جهاد بودند، با این آیه کاملاً بی صلاحیت معرفی می شوند. این برتری عملی در جهاد، یکی از اساسی ترین ارکان حق خلافت است که امام حسن(ع) بر آن تاکید می کند.
وَ كَانَ مِمَّنِ اسْتَجَابَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) عَمُّهُ حَمْزَةُ وَ جَعْفَرُ ابْنُ عَمِّهِ، فَقُتِلَا شَهِيدَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، فِي قَتْلَى كَثِيرَةٍ مَعَهُمَا مِنْ اَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ). فَجَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى حَمْزَةَ سَيِّدَ الشُّهَدَاءِ مِنْ بَيْنِهِمْ، وَ جَعَلَ لِجَعْفَرٍ جَنَاحَيْنِ يَطِيرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِكَةِ كَيْفَ يَشَاءُ مِنْ بَيْنِهِمْ، وَ ذَلِكَ لِمَكَانِهِمَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ مَنْزِلَتِهِمَا وَ قَرَابَتِهِمَا مِنْهُ، وَ صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) عَلَى حَمْزَةَ سَبْعِينَ صَلَاةً مِنْ بَيْنِ الشُّهَدَاءِ الَّذِينَ اسْتُشْهِدُوا مَعَهُ؛
از كسانى كه گفتار پيامبر را اجابت كردند عمویشان حمزه و پسر عمويش جعفر مى باشند، كه هر دوى آن ها در ميان بسيارى از اصحاب پيامبر به شهادت رسيدند، خداوند از آن دو خشنود باد. خداوند از بين آن شهدا، حمزه را سيد الشهداء قرار داد و براى جعفر، دو بال قرار داد كه با آن به همراه فرشتگان هر گونه كه بخواهد پرواز مى كند، و اين به خاطر جايگاه و منزلت و ارزش ايشان و نزديكى آنان به پيامبر خدا است، و پيامبر(ص) در بين شهدایي كه همراه حمزه به شهادت رسيدند تنها بر حمزه هفتاد نماز گذارد.
تحلیل: امام حسن (ع) در این فراز از سخنانش، از یک استدلال قیاسی در فضیلت استفاده می کند. او می گوید: اگر مقام شهدا (حمزه و جعفر) به دلیل قرابت و منزلت با پیامبر (ص) تا این حد متمایز و ویژه (سیدالشهداء، پرواز با ملائک، هفتاد نماز) است، پس مقام حضرت علی (ع) که هم پدر امام است و هم نفس پیامبر (ص) به طریق أولی برتر و انحصاری است.
این مقایسه نشان می دهد که خداوند حتی در پاداش و کرامت اخروی نیز بر اساس مرتبه و قُرب نسبت به پیامبر (ص) تفکیک قائل شده و این تفکیک، هرگونه ادعای مساوات عمومی میان صحابه را نقض می کند و استدلالی قاطع در مورد اختصاصی بودن حق خلافت به این خاندان محسوب می شود.
وَ كَذَلِكَ جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى لِنِسَاءِ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، لِلْمُحْسِنَةِ مِنْهُنَّ اَجْرَيْنِ، وَ لِلْمُسِيئَةِ مِنْهُنَّ وِزْرَيْنِ، ضِعْفَيْنِ لِمَكَانِهِنَّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)؛
و همين گونه خداوند براى زنان پيامبر (ص)، براى نيكوكارانشان دو پاداش و براى بدكارانشان دو عذاب را قرار داد، و اين افزايش پاداش و عذاب، به خاطر نزديكى ايشان به پيامبر است.
تحلیل: امام حسن (ع) در این فراز از سخنانش، به آیه مربوط به ازواج النبی (ص) استناد می کند که نیکوکاری را دو پاداش و بدکاری را دو عذاب می دهد. این تضاعف مجازات و پاداش، نشان می دهد که نزدیکی به کانون ثقل الهی (یعنی پیامبر ص)، مسئولیت آور است و معیارهای سنجش و عملکرد را بالا می برد.
امام (ع) با این بیان، دو هدف را دنبال می کند: اول، تاکید مجدد بر اصل تفاوت درجات و فضیلت انحصاری بر اساس نزدیکی به پیامبر (ص)؛ و دوم، اشاره ای ضمنی به لزوم دقت در رفتار کسانی که ادعای قرابت با پیامبر (ص) دارند.
وَ جَعَلَ الصَّلَاةَ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) بِاَلْفِ صَلَاةٍ فِي سَائِرِ الْمَسَاجِدِ إِلَّا مَسْجِدَ الْحَرَامِ، مَسْجِدَ خَلِيلِهِ إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِ السَّلَامُ بِمَكَّةَ، وَ ذَلِكَ لِمَكَانِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مِنْ رَبِّهِ؛
و نماز در مسجد پيامبر (ص) را همانند هزار نماز در سائر مساجد قرار داد، غير از مسجد الحرام در مكه، كه مسجد خليلش حضرت ابراهيم(ع) مى باشد، و اين اهميت به خاطر آنست كه پيامبر نزد خداوند بسيار ارزش دارد.
تحلیل: امام حسن (ع) نتیجه می گیرد که اگر یک مکان مادی (مسجدالنبی) به دلیل قُرب و جایگاه پیامبر (ص) نزد خدا، ارزشی هزار برابر پیدا می کند، پس خاندان و افراد نزدیک به این پیامبر که وجودشان معنوی و وجودی است، قطعاً دارای رتبه ای بسیار برتر در امر حق خلافت و رهبری خواهند بود.
وَ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ الصَّلَاةَ عَلَى نَبِيِّهِ عَلَى كَافَّةِ الْمُؤْمِنِينَ، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ كَيْفَ الصَّلَاةُ عَلَيْكَ؟ قَالَ: قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، فَحَقَّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ اَنْ يُصَلِّيَ عَلَيْنَا مَعَ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، فَرِيضَةً وَاجِبَةً؛
و خداوند درود بر پيامبرش را بر تمام مؤمنان واجب ساخت، گفتند: اي رسول خدا! درود بر تو چگونه است؟ فرمود: بگوئيد: خداوندا بر محمد و خاندانش درود فرست، پس بر هر مسلمان واجب است كه به همراه درود بر پيامبر بر ما نيز درود فرستد، فريضة واجبة.
تحلیل: یکی از قاطع ترین استدلال های امام حسن (ع) برای اثبات مقام خود، این مورد است. امام (ع) به فریضه الهی صلوات بر محمد و آل محمد اشاره می کند. اگر درود بر خاندان پیامبر (ص) هم ردیف و جزیی از درود بر خود پیامبر (ص) و گفتن آن در نماز واجب است، این امر نشان دهنده یک اتصال ماهوی بین مقام نبوت و امامت (آل محمد) است.
هیچ کس دیگری در امت اسلام، دارای چنین فریضه واجبی نیست. این حکم، ولایت و حق خلافت اهل بیت (ع) را از یک فضیلت صرف، خارج و به یک فریضة واجبة تبدیل می کند که پذیرش آن لازمه دین است. این استدلال، بیعت با معاویه را به منزله ترک یک فریضه الهی معرفی می کند.
وَ اَحَلَّ اللَّهُ تَعَالَى خُمُسَ الْغَنِيمَةِ لِرَسُولِهِ، وَ اَوْجَبَهَا لَهُ فِي كِتَابِهِ، وَ اَوْجَبَ لَنَا مِنْ ذَلِكَ مَا اَوْجَبَ لَهُ، وَ حَرَّمَ عَلَيْهِ الصَّدَقَةَ وَ حَرَّمَهَا عَلَيْنَا مَعَهُ، فَاَدْخَلَنَا – وَ لَهُ الْحَمْدُ – فِيمَا اَدْخَلَ فِيهِ نَبِيَّهُ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، وَ اَخْرَجَنَا وَ نَزَّهَنَا مِمَّا اَخْرَجَهُ مِنْهُ وَ نَزَّهَهُ عَنْهُ، كَرَامَةً اَكْرَمَنَا اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهَا، وَ فَضِيلَةً فَضَّلَنَا عَلَى سَائِرِ الْعِبَادِ؛
و خداوند خمس غنائم را براى پيامبرش حلال كرد و در كتابش آن را براى او واجب ساخت، و آنچه براى او واجب ساخته براى ما نيز واجب گرداند، و صدقه را براى او حرام گرداند و براى ما نيز حرام نمود، پس ستايش او را سزاست كه ما را در هر چه پيامبرش را در آن داخل ساخت داخل گرداند، و از آنچه پيامبرش را از آن منزه دانست ما را نيز منزه نمود، و اين كرامتي است كه خداوند ما را به آن گرامى داشت، و فضيلتي است كه ما بر سائر مردم برترى داد.
تحلیل: این استدلال، فضیلت اهل بیت(ع) را در دو حوزه مالی اثبات می کند: حرمت صدقه و وجوب خمس. حرمت صدقه برای اهل بیت (ع)، پاکیزگی و بی نیازی آن ها از آلودگی های مالی عمومی را نشان می دهد و مکمل مفهوم تطهیر در آیه تطهیر است. از سوی دیگر، وجوب خمس برای آن ها، یک حق مالی و اقتصادی انحصاری است که به منزله سهم رهبری الهی در جامعه اسلامی است.
امام حسن(ع) تاکید می کند که خداوند آن ها را در همان حکمی وارد کرده که پیامبر(ص) را وارد کرده است. این اشتراک در حکم مالی و تنزیهی، بر حق خلافت انحصاری دلالت دارد؛ زیرا اگر اهل بیت(ع) در احکام مالی و تنزیهی همسنگ پیامبر(ص) هستند، منطقی است که در امر رهبری و ولایت نیز پس از او، جانشین بلاواسطه باشند.
جمع بندی
امام حسن (ع) با استناد به آیات قرآن (مانند آیه سقاية الحاج)، برتری جهاد و ایمان امام علی (ع) را بر سایر خدمات و فعالیت های ظاهری اثبات می کند. حضرت با اشاره به دو نشانه الهی – یعنی قرار گرفتن اهل بیت (ع) در صلوات بعد از نام نبی اکرم (ص) و دستور به ادای آن و قوانین مالی انحصاری (حرمت صدقه و وجوب خمس) – جایگاه ایشان را تثبیت می نماید. این استدلال ها، ولایت اهل بیت (ع) را نه انتخابی قبیله ای، بلکه یک فریضه واجب و دستور الهی معرفی کرده که مشروعیت خلافت الهی پس از پیامبر (ص) را تبیین می کند.
پی نوشت
[1] سوره توبه، آیه 19
منبع اقتباس: قیومى اصفهانی، جواد، صحیفه الحسن (علیه السلام)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، زمستان ۱۳۷۵ شمسی، ص172 تا 177.