خشونت خانوادگی از منظر قرآن کریم-3

خشونت خانوادگی از منظر قرآن کریم-۳

۱۴۰۰-۰۸-۲۵

226 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

وظایف والدین

الف: نیکو رفتارى

یکى از وظایف مهم والدین، نیکو رفتارى با یکدیگر و یا دست کم نمایش نیکو رفتارى و دورى از هر گونه رفتار خشونت‏‌آمیز در حضور فرزندان است. ناسازگارى والدین با یکدیگر هر چند طبیعى است و نمک زندگى خوانده می‌‏شود، اما این نمک نباید در منظر دیگر اعضاى خانواده پاشیده شود.

خشونت والدین که بیشتر خشونت مرد علیه زن است تا زن علیه مرد، به دیگر اعضاى خانواده نیز سرایت می‌کند؛ به گونه‏‌اى که پسران خانواده نسبت به دختران خشونت می‌کنند و فرزندان بزرگتر به فرزندان کوچکتر ستم می‌کنند و این شیوه به مرور یک رویه می‌‏شود و به مراحل حادتر کشیده می‌‏شود تا آن جا که در برخى خانواده‏‌ها شدیدترین شکل خشونت به ظهور می‌‏رسد و پدرکشى و فرزندکشى نمایان می‌گردد.

بر اساس آمار، درصد قابل توجهى از خشونت‌گرایان شاهد خشونت خانوادگى بوده‏‌اند و گروه عمده‏اى از ایشان خشونت دیده هستند. دکتر خوشابى می‌‏گوید: ۳۴% والدین کودک آزار، خود در کودکى قربانى خشونت قرار گرفته‏‌اند».(۲۵)

در قصّه ابراهیم‏(علیه السلام) زیباترین شکل نیکورفتارى دیده می‌‏شود. ابراهیم‏(علیه السلام) با ساره که نازا بود بسیار نیکورفتار بود و هیچ گاه مشکلات و ناتوانى او را به رخ نمی‌‏کشید. ساره نیز سپاس‏گذار رفتار نیکوى ابراهیم بود و گویا به همین جهت کنیز خویش (هاجر) را به آن حضرت بخشید.

ب: شناخت اعضاى خانواده

وظیفه دوم والدین، شناخت مشکلات و زمینه‏‌هاى بروز خشونت میان افراد و مدیریت آنها است. در یک خانواده هسته‏‌اى که امروزه رایج‏ترین شکل زندگى خانوادگى است و نوشتار پیش رو نیز ناظر به این نوع خانواده سامان یافته است، فرزندان در سنین مختلف سنى قرار دارند: برخى کودک، شمارى نوجوان و عدّه‏‌اى جوان هستند.

بنابراین هر یک از اعضاء ویژگی‌‏هاى خاصى دارد که این ویژگی‌ها گاه با خصوصیات دیگران در ناسازگارى قرار می‌‏گیرد و براى دیگران مشکلات خاصى می‌‏آفریند و بستر مناسبى براى خشونت فراهم می‌‏آورد. این خصوصیات اگر از سوى والدین هدایت و مدیریت نشود، درگیرى میان اعضاى خانواده قطعى خواهد بود.

پدر و مادرى که ویژگی‌‏ها و خصوصیات نوجوان و جوان خویش را نمی‌‏شناسند و انزواطلبى، خستگى و ملالت، ناسازگارى، عواطف شدید، یارى نرساندن به دیگران، زود رنجى، قهر و … فرزند خود را دشمنى و ناسازگارى با خود می‌‏بیند، به سرعت به رودررویى با فرزند کشیده می‌‏شود و به گمان خود براى اصلاح فرزند به خشونت پناه می‌‏برند؛ غافل از آن که این خشونت تیغ دو دمی‌ است که والدین و فرزندان را قربانى خواهد ساخت و فضاى خانواده را چنان سرد و بى‌روح می‌‏سازد که تحمل آن براى تمامی‌ اعضاء ناممکن می‌گردد.

در این شرایط دختران که کمبود محبت را بیشتر از پسران احساس می‌کنند به دام فریبکارانى می‌‏افتند که به دروغ و نیرنگ، ابراز محبت و عشق و علاقه می‌کنند و وقتى خانواده را مخالف یافتند اقدام به فرار از خانه می‌کنند و پسران نیز مانند دختران به دوستان ناباب و ناسالم پناه می‌‏برند.

بر اساس این اصل شعیب‏ (علیه السلام) که ویژگی‌‏ها و خواسته‏‌هاى دختران خویش را به خوبى می‌‏شناخت وقتى پیشنهاد استخدام موسى‏ (علیه السلام) را از طرف صفورا شنید:

«قالت إحداهما یا أبت أستاجره انّ خیر من استأجرت القوى الامین؛(قصص /۲۶) و علاقه‌‏مندى صفورا به موسى را دریافت در برابر صفورا موضع‏گیرى نکرد و بر او خشونت نکرد بلکه به خواست او تن داد و به موسى‏(علیه السلام) گفت:

«قال إنّى اُرید ان أنکحک احدى ابنتىّ هاتین على ان تأجرنى ثمانى حجج،(قصص/ ۲۷) گفت: من می‌خواهم یکى از این دو دخترم را به همسرى تو درآورم به این شرط که هشت سال براى من کار کنى».

ج- حمایت از قربانى خشونت

یکى از وظایف مهم والدین، حمایت از خشونت دیده است. فرزندانى که قربانى خشونت می‌‏شوند، از لحاظ روحى و عاطفى بسیار صدمه‌‏پذیر خواهند شد و زندگى خانوادگى و اجتماعى موفقى نخواهند داشت، این گروه به سرعت در برابر مشکلات سرفرود می‌‏آورند و دیگر آزارى پیشه می‌کنند. بنابراین یکى از وظایف مهم والدین جبران کمبودهایى است که خشونت دیده در وجود خود احساس می‌کند.

در قصه یوسف ‏(علیه السلام) حمایت پدر از فرزند خشونت دیده پیش از خشونت و پس از آن به روشنى دیده می‌‏شود. یعقوب‏(علیه السلام) در مرحله نخست با رفتن یوسف‏(علیه السلام) همراه برادران مخالفت کرد و برادران یوسف را اهل هوا و هوس خواند:

«قال إنى لیحزننى أن تذهبوا به و اخاف أن یأکله الذئب».(یوسف/ ۱۳)

«قال بل سوّلت لکم انفسکم امراً».(یوسف/ ۱۸)

پس از خشونت برادران بر یوسف‏(علیه السلام) نیز همیشه پدر حامی‌ یوسف‏(علیه السلام) بود و برادران او را مذمّت می‌‏کرد و بى‌اعتمادى خویش را به ایشان اعلام می‌‏داشت.

د- برخورد با خشونت‌گر

وظیفه دیگر پدر و مادر، برخورد منطقى با خشونت‌گر است. والدین در مواجهه با خشونت خانوادگى چند گزینه پیش رو دارند:

گزینه نخست آن که والدین، خشونت‌گر را قربانى خشونت جسمی‌ خویش قرار دهند.

گزینه دوم آن که در برابر خشونت‌گر سکوت اختیار کنند و خشونت دیده و خشونت گرا را آزاد گذارند.

گزینه سوم آن است که خشونت دیده را تشویق و ترغیب به ایستادگى در برابر خشونت‏گر کنند.

گزینه چهارم با خشونت‌گر خشونت گفتارى داشته باشند و او را تهدید به خشونت کنند.

گزینه پنجم این است که عوامل خشونت را شناسایى کنند و از این طریق خشونت گرا را درمان کنند.

گزینه ششم آن که والدین تلفیقى از گزینه‏‌ها را مد نظر قرار دهند و با انواع خشونت‌گر شکل‏ هاى متفاوتى از خشونت داشته باشند و عوامل خشونت را از وجود ایشان پاک کنند.

از میان گزینه‏‌هاى یاد شده گزینه نخست به هیچ روى پیشنهاد نمی‌‏شود؛ چه این که این گزینه خشونت خانوادگى را تشدید می‌کند و محیط خانواده را مملو از کینه و دشمنى می‌‏سازد.

گزینه دوم نیز خشونت بیشتر را در پى خواهد داشت و خشونت‌گر را هر روز جرى‏تر از روز قبل می‌کند.

گزینه سوم نیز مناسب نیست و خشونت بیشترى بر قربانى خشونت وارد می‌کند؛ چه این که خشونت دیدگان در اکثر موارد از خشونت گران ضعیف‏تر هستند و توان ایستادگى در برابر خشونت‌گر را ندارند.

گزینه چهارم هر چند در مواردى جواب می‌‏دهد و گروهى از خشونت گرایان را از خشونت بازمی‌‏دارد، اما بسیارى از خشونت گرایان به این درمان‏ها پاسخ نمی‌‏دهند.

گزینه پنجم بسیار مناسب است، اما همه خشونت‌گرایان را از خشونت باز نمی‌‏دارد.

گزینه ششم بهترین گزینه است و خشونت خانوادگى را از میان می‌‏برد و یا دست کم بسیار کاهش می‌‏دهد.

ه- ایجاد مهر و محبت

پنجمین وظیفه والدین، ایجاد مهر و محبت میان اعضاى خانواده است. اگر پدر و مادر بتوانند میان فرزندان دوستى و محبت برقرار کنند و آن را نهادینه سازند خشونت در محیط خانواده به کمترین میزان آن خواهد رسید، اما هیچ گاه از میان نخواهد رفت؛ چه این که عوامل بسیارى در گرایش فرزندان به خشونت‌گرایى دخیل است و برخى از این عوامل از حوزه مدیریت پدر و مادر و خانواده بیرون است و پدر و مادر نمی‌‏توانند تلاش موفقى در جهت زدودن این عوامل داشته باشند.

براى نمونه خشونت‌گرایى میان دوستان مدرسه‌‏اى یا میان معلمان و دانش‏‌آموزان می‌‏تواند همان تأثیر خشونت‏ گرایى میان پدر و مادر را داشته باشد و دانش‌‏آموز را به خشونت گرایى رهنمون سازد. وقتى این دانش‌‏آموز آموزه خویش را به محیط خانواده می‌‏برد والدین نمی‌‏توانند نسبت به این عامل فعالیت در خورى داشته باشند.

راههاى کنترل خشم

کنترل خشم که همان حلم و بردبارى است، در آیات وحى بسیار توصیه شده است و مخاطبان قرآن به خویشتندارى و نیکورفتارى با دیگران فرا خوانده شده‏‌اند:

«و الکاظمین الغیظ و العافین عن النّاس و اللَّه یحبّ المحسنین؛(آل عمران/ ۱۳۴) و خشم خود را فرو می‌‏برند و از خطاى مردم در می‌‏گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد».

«و لیعفوا و لیصفحوا ألا تحبّون ان یغفر اللَّه لکم؛(نور/ ۲۲) عفو کنند و چشم بپوشند آیا دوست نمی‌‏دارید خداوند شما را ببخشد».

«ادفع بالّتى هى احسن فاذا الّذى بینک و بینه عداوه کانّه ولىّ حمیم. و ما یلقّاها إلاّ الّذین صبروا و ما یلقّاها إلا ذو حظٍ عظیم؛(فصلت/ ۳۴-۳۵) بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمی‌ است! اما جز کسانى که داراى صبر و استقامتند به آن مقام نمی‌‏رسند و جز کسانى که بهره عظیمی‌ (از ایمان و تقوا) دارند به آن نایل نمی‌‏گردند.

در سخنان پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) نیز مسلمانان به مدیریت خشم دعوت شده‏‌اند:

«اشدّکم من ملک نفسه عند الغضب».(۲۶)

«پرتوان‏‌ترین شما کسى است که به هنگام غضب نفس خود را کنترل کند».

اما پرسش اساسى در باب مدیریت خشم این است که چگونه فردى که به خشم آمده است، خشم خود را کنترل کند و دیگران را مورد آزار و اذیت قرار ندهد؟

راههاى گوناگونى براى هدایت خشم و رسیدن به حلم و بردبارى وجود دارد. برخى از این روش‏ها عبارتند از:

الف: تغییر وضعیت

یکى از روش‏هاى مهم کنترل خشم، تغییر وضعیت است. در روایت پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) می‌‏خوانیم:

«اذا غضب احدکم و هو قائم فلیجلس فان ذهب عنه الغضب و الا فلیضطجع».(۲۷)

و امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید:

«ان الرجل لیغضب فما یرضى أبدا حتى یدخل النار، فأیما رجل غضب على قوم و هو قائم فلیجلس من فوره ذلک، فأنّه یذهب عنه رجز الشیطان، و أیما رجل غضب على ذى رحم فلیدن منه فلیمسه فان الرحم اذا مست سکنت».(۲۸)

«هر گاه مردى غضب کند هیچ گاه راضى نمی‌‏شود تا این که داخل آتش شود. پس هر مردى که بر قومی‌ غضب کند در حالى که ایستاده است پس به سرعت بنشیند چه این که نشستن رجز شیطان را از او دور می‌کند و هر گاه غضب کند بر خویشاوندى پس به آن خویشاوند نزدیک شود و او را لمس کند زیرا مس خویشاوند غضب را فرو می‌‏نشاند».

و در روایت دیگرى می‌‏خوانیم:

«هر زمان مردى غضب کرد پس اگر ایستاده است بنشیند و اگر نشسته است بایستد و هر گاه مردى بر خویشاوند خود غضب کرد، پس بهترین کار آن است که به خویشاوند خود نزدیک شود و او را در آغوش گیرد؛ چه این که هر گاه خویشاوندى خویشاوندى را در آغوش گیرد آرامش می‌‏یابد».(۲۹)

در روایات یاد شده تغییر وضعیت جسمانى مورد توجه قرار گرفته است که طبیعتاً این تغییر وضعیت تغییر وضعیت روحى را به دنبال خواهد داشت. اما بر اساس آیات قصه موسى‏(علیه السلام) تغییر وضعیت روحى نیز نمی‌‏تواند خشونت را از میان ببرد یا از شدت آن بکاهد. وقتى موسى‏(علیه السلام) با غضب سر و ریش هارون را می‌‏گیرد، هارون با گفتن «یا ابن ام» نسبت خود را با موسى یاد می‌کند و احساسات موسى‏(علیه السلام) را تحریک می‌کند به این امید که موسى از خشونت دست بردارد یا خشونت بیشتر نکند.

علاّمه طباطبایى در این باره می‌نویسد:

«و هى کلمه استرحام و استرآف قالها لاسکات غضب موسى».(۳۰)

در دانش پزشکى نیز این رهنمود پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت(‏علیهم السلام) به روشنى یاد شده است.

ب: سکوت

یکى دیگر از راههاى کنترل خشم، سکوت است. ابن عباس از پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که آن حضرت فرمود:

«اذا غضبت فاسکت و اذا غضبت فاسکت و اذا غضبت فاسکت؛(۳۱) هر گاه غضب کردى سکوت کن و هر گاه غضب کردى سکوت کن و هر گاه غضب کردى سکوت کن».

دکتر پیفر از روان شناسان باتجربه در این باره می‌نویسد:

«اگر خیلى عصبانى هستید چیزى نگویید تا آرام گیرید. اگر آرام باشید شما را بیشتر جدى می‌‏گیرند. طورى رفتار نکنید که دیگران حربه‏‌اى علیه شما به دست آورند و به گفته‌هایتان برچسب غیرمنطقى، احساسى یا هیجانى بزنند. این امر فقط خشم شما را بیشتر می‌کند. داد زدن اوضاع را بهتر نمی‌کند».(۳۲)

ج: گوش فرا دادن به سخنان خشونت گرا و مجاب ساختن وى

عناد و لجبازى با فردى که غضبناک است و بى‌توجهى به خواسته‏‌ها و سخنان وى، او را ناگزیر از برخورد خشونت‏‌آمیز می‌کند. بنابراین شنیدن سخنان فرد خشمگین و مجاب ساختن او از بهترین راه هاى کنترل خشم است.

بر این اساس هارون در برابر خشم موسى‏(علیه السلام) خویش را پاسخگو نشان داد و با برانگیختن احساسات موسى و یادآورى نسبت خویش با موسى خشم وى را فرو کاست:

«قال یبنؤمَّ لا تأخذ بلحیتى و لا برأسى انّى خشیت ان تقول فرّقت بین بنى اسرائیل و لم ترقب قولى» (طه/ ۹۴)

«(هارون) گفت: «اى فرزند مادرم! ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگویى تو میان بنى‏اسرائیل تفرقه انداختى، و سفارش مرا به کار نبستى!»

د: ترک مشاجره و جر و بحث

مشاجره و جر و بحث با فرد خشمگین، جز افزودن خشم نتیجه‌‏اى نخواهد داشت. بنابراین یکى از راههاى مدیریت خشم ترک مشاجره با این گونه افراد است.

ه : توجه به آثار زیانبار جسمی‌ و روحى خشونت بر دیگران

یکى دیگر از راههاى کنترل خشم، توجه به پیامدهاى خشونت گرى است. فرد خشمگین با خشونت بر دیگران خود را در معرض انواع آسیب‏هاى جسمی‌ و روحى قرار می‌‏دهد: خود را به هلاکت می‌‏افکند، زشتیها و پلیدی هاى خود را آشکار می‌‏سازد، ایمان خویش را فاسد می‌کند، بر عقل خویش کنترل ندارد و به سایر زشتی‌‏ها و پلیدیها کشیده می‌‏شود.

امام على‏(علیه السلام) می‌فرماید:

«الغضب یردى صاحبه و یبدى معایبه»(۳۳) خشم و غضب صاحبش را هلاک می‌کند و زشتى‌هایش را آشکار می‌کند.»

پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«الغضب یفسد الایمان کما یفسد الخلّ العسل؛(۳۴) غضب ایمان را فاسد می‌کند همان گونه که سرکه عسل را تباه می‌‏سازد».

و امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید:

«ان هذا الغضب جمره من الشیطان توقد فى قلب ابن آدم، و ان احدکم اذا غضب احمرّت عیناه و انتفخت اوداجه و دخل الشیطان فیه فاذا خاف احدکم ذلک من نفسه فلیلزم الارض فان رجز الشیطان لیذهب عنه عند ذلک؛(۳۵) غضب، پاره آتشى است از شیطان که در باطن فرزند آدم است، و هر گاه یکى از شما غضب کند چشمهایش سرخ می‌گردد و رگهاى گردنش باد می‌کند و شیطان در وجودش وارد می‌‏شود. پس هر زمان کسى از شما از این حالت خویش بترسد به زمین بچسبد زیرا وسوسه شیطان در آن زمان از وى دور می‌گردد».

«من لم یملک غضبه لم یملک عقله؛(۳۶) هر کسى غضب خویش را مالک نیست عقل خویش را نیز مالک نمی‌‏باشد».

و: وضو

وضو گرفتن، یکى از راه هاى کنترل خشم است. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«إن الغضب من الشیطان، و إن الشیطان خلق من النار، و إنما تُطْفا النار بالماء، فإذا غضب أحدکم فلیتوضّأ».(۳۷)

دوش گرفتن و شنا کردن نیز به حکم این روایت که آب خشونت را کنترل می‌کند، چون وضو گرفتن است.

وظایف نهادهاى اجتماعى

یکى از وظایف مهم حکومت‏ها، وضع قوانین و مقررات در راستاى حمایت از قربانیان خشونت و برخورد قانونى با خشونت گرایان است. در این راستا قانون‏گذاران و حقوقدانان می‌‏توانند از حقوق کیفرى اسلام و دیگر قوانینى که ناظر به خشونت روحى و روانى و اقتصادى و … سود ببرند.

براى نمونه در مورد خشونت جسمی‌ می‌‏توان از آیاتى که دلالت بر قصاص جانى و دریافت دیه دارد بهره گرفت و خشونت‌گر را ناگزیر از تن دادن به قصاص یا پرداخت دیه به مجنى علیه کرد:

«یا ایها الّذین آمنوا کتب علیکم القصاص فى القتلى الحرّ بالحرّ و العبد بالعبد و الانثى بالانثى؛(بقره/ ۱۷۸) اى افرادى که ایمان آورده‏‌اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن».

«و من قتل مؤمناً خطأً فتحریر رقبهٍ مؤمنهٍ و دیهٌ مسلّمه إلى اهله؛(نساء/ ۹۲) کسى که مؤمنى را از روى خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خون بهایى به کسان او بپردازد».

در مورد خشونت جسمی‌ بر فرزند نیز هر چند برخى روایات دلالت بر عدم قصاص پدر دارد، اما مجازات دیگرى چون تبعید، زندان، تعزیر و… پدران را از خشونت بر فرزندان باز می‌‏دارد.

در مورد خشونت روحى و روانى نیز می‌‏توان از برخى روایات و آیات سود گرفت و خشونت‌گر را مجازات کرد. براى نمونه قذف نوعى خشونت روحى و روانى است و فردى که چنین خشونتى دارد باید هشتاد تازیانه بخورد:

«و الّذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا باربعه شهداء فاجلدوهم ثمانین جلده؛(نور/ ۴) و کسانى که زنان پاکدامن را متهم می‌کنند سپس چهار شاهد (بر مدعاى خود) نمی‌‏آورند آنها را هشتاد تازیانه بزنید».

در مورد خشونت اقتصادى نیز قانون‌گذار می‌‏تواند از روایات سود ببرد و خشونت‌گر را ناگزیر از انجام وظیفه خود کند. براى نمونه مردى که نفقه همسر خویش را نمی‌‏دهد، یک خشونت‌گر است و قاضى می‌‏تواند با تهدید او را ناگزیر از پرداخت نفقه کند و اگر تهدید نتیجه نداد او را ناگزیر از پرداخت نفقه کند.

پی‌نوشت‌ها

۱ – WWW.hadj.ir/fa/default/php?part
2- روزنامه مردم سالارى، ۱۳۸۳/۷/۲۷.
3- روزنامه قدس، ۸۶/۲/۵.
4- روزنامه جوان، ۸۴/۴/۱۳.
5- روزنامه اعتماد، ۱۳۸۵/۲/۲۳.
6- همان، ۱۳۸۵/۲/۱۹.
7- روزنامه همشهرى، ۱۳۸۵/۲/۲۵.
8- روزنامه شرق، ۱۳۸۳/۱۲/۱۶.
9 – WWW.madarzan.com/archives/003665.php
10 – اعزازى، شهلا، زنان کتک خورده، اوّل، تهران، سالى، ۲۴/ ۱۳۸۰.
11 – همان.
12- معظمى، شهلا، همسرکشى از مجموعه مقالات آسیب‏هاى اجتماعى، تهران، نشر آگاه ۱۳۸۳.
31 – WWW.rahenejatdaily.com/990/85090903.html
41 – www.2rna.com/archives/005086.php
15- کارگزاران ۱۳۸۵/۷/۹.
61 – www.womenrc.com/namaye.asp?h
17- فخر رازى، الکبیر، سوم، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ۵۰/۳۰.
18- همان.
19- همان، ۲۰۳/۹.
20- ابوالفتوح رازى، روض الجنان و روح الجنان، مشهد، بنیاد پژوهش‏هاى اسلامى، ۲۸۶/۱۱.
21- فخر رازى، الکبیر، ۲۰۴-۲۰۳/۱۱.
22- المراغى، احمد مصطفى، تفسیر المراغى، دوم، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۱۱۸/۱۲ ۱۹۸۵.
23- طباطبایى، محمدحسین، المیزان، دوم، قم، اسماعیلیان، ۸۴/۱۳.
24- فخر رازى، الکبیر، ۱۹۶/۲۰.
25- واحدى نیشابورى، اسباب النزول.
26- سیوطى، لباب النقول.
27- مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، دوم، بیروت، الوفاء، ۴۰۵/۲۱.
28- ابن براج، المهذب، دوم، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ۶۸۵/۳.
92 – www.gozaar.org/template1
30- فخر رازى، الکبیر، ۵۶/۲۰.
13 – www.Forum.persiantools.com/t38296-page101.html
32- فخر رازى، الکبیر ۲۱۲/۲۶.
33 – www.sirab.blogfa.com/post-55.aspx
43 – www.dadsetani.ir/newver/detail
35- روزنامه شرق، ۱۳۸۲/۸/۶.
63 – http://www.weforchange.info/spip.php?article.
37- طوسى، محمد بن حسن، التبیان فى تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۳۳۴/۸.
83 – http://www.isna.ir/Main/NewsXML.aspx?ID=
39- همان.
40- پیفر، ورا، استرس و روش‏هاى مقابله، مترجم: آزاده افروز و منا نقیبى‏راد، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى /۱۸۴.
41- گلدهورلرنر، هاریت، شعله‏هاى خشم، مترجم مهدى قراچه داغى، تهران، البرز، ۶۴/ ۱۳۷۵.
42- پیفر، ورا، استرس و روش‏هاى مقابله، /۱۸۲.
43- همان، / ۱۸۴.
44- صداى عدالت ۱۳۸۲/۱۲/۲۳.
45- علامه مجلسى، بحارالانوار، سوم، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۱۴۷/۷۴.
46- ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، بیروت، دارالمعرفه، ۴۱۴/۱.
47- حر عاملى، وسائل الشیعه قم، آل البیت، ۳۵۹-۳۵۸/۱۵ ۱۴۱۲.
48- همان، ۳۶۳/۱۵.
49- طباطبایى، محمدحسین، المیزان، ۱۹۳/۱۴.
50- مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، الطبعه الثالثه، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۱۴۰۳ ه ، ۲۷۲/۷۰.
51- پیفر، ورا، استرس و روش‏هاى مقابله/ ۱۸۶.
52- حر عاملى، وسائل الشیعه، ۳۵۸/۱۵.
53- همان.
54- همان، ۳۶۱/۱۵.
55- همان، ۳۶۰/۱۵.
56 – مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ۲۷۲/۷۰.

منبع: محمد بهرام؛ سایت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

بدون دیدگاه