حقوق پدر بر فرزند بر اساس آیات قرآن و روایات اهل بیت

حقوق پدر بر فرزند بر اساس آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

یکی از وظایف مومنان بر اساس آموزه های اسلام، حفظ و پاسداشت حقوق پدر است. طبق روایات، افزون بر پدر نسبی، افراد دیگری نیز هستند که در زندگی انسان نقش مهمی دارند و در حکم پدر معنوی محسوب می شوند. هدف از این متن، بررسی کوتاه مفهوم پدر و حقوق پدر بر فرزند بر اساس آیات قرآن و روایت اهل بیت (ع) می باشد.

مفهوم شناسی پدر

به منظور بررسی دقیق حقوق پدر بر فرزند، ابتدا به مفهوم شناسی پدر می پردازیم. در زبان فارسی واژهایی چون «پدر» و «بابا» وجود دارد. نقش های گوناگون هر انسانی بیانگر نوع مسئولیتش خواهد بود. بر این اساس عنوان «پدر» در حقیقت به نقش و مسئولیت مرد در خانواده اشاره دارد و این عنوان به معنای مردی است که از او فرزند به وجود آمده است.[۱]

در زبان عربی دو واژه «والد» و «أب» به کار می رود که والد، از محدودیت معنایی برخوردار است و معمولاً دایره آن محدود به مردی است که از او فرزند به وجود می آید؛ امّا واژه «أب» از دامنه معنایی گسترده تری برخوردار است، به گونه ای که این عنوان بر پدر نَسَبی و هر کسی که سبب پیدایش، اصلاح یا پیرایش و ظهور چیزی شود، اطلاق می شود.[۲]

بر این اساس، کسانی که سرپرستی و تربیت انسان را بر عهده گرفته باشند، در حکم «أب» می باشند. در قرآن از «آذر» عموی حضرت ابراهیم (ع) به عنوان أب؛ یعنی پدری که سرپرستی او را به عهده داشته است، یاد می شود. باید توجه داشت که در آیات قرآنی هرگاه سخن از پدر به مفهوم خاص آن [پدر نَسَبی] در میان باشد، از واژه «والد» استفاده شده است.

گستره مفهوم أب (پدر)

همان گونه که اشاره شد، واژه «أب» افزون بر پدر نسبی، افراد دیگری را که در زندگی انسان نقش دارند نیز شامل می شود. در منابع اسلامی از این شخصیت های اثرگذار با واژه «أب» یاد شده است و همچون پدر حقیقی به اکرام و پاسداشت آنها سفارش گریده است. با نگاهی به روایات در می یابیم که برای «أب» سه معنا بیان شده است:

۱. مراد از «أب»، پیامبر اعظم (ص) و امیرمؤمنان (ع) است. رسول خدا (ص) فرمود: «أنا وَ عَلِیٌ أبَوَا هذِهِ الاُمَّۀ؛[۳] من و علی پدران این امّت هستیم». اگر پدر حقیقی، سبب به وجود آمدن انسان و علّت تولّدِ فرزند باشد، رسول خدا (ص) و حضرت علی (ع) سبب پیدایش عالم خلقت هستند. خداوند متعال در حدیث قدسی می فرماید: «لَولَاکَ لَمَا خَلَقتُ الأفلاک؛[۴] اگر تو [ای محمد (ص)] نبودی، عالم را نمی آفریدم».

در روایتی از امام رضا (ع)، وجود پاک و منوّر ائمه (ع) به عنوان پدران دلسوز و مهربان معرفی شده است: «الْإِمَامُ الْأَمِینُ الرَّفِیقُ وَ الوَالِدُ الشَّفِیق؛[۵] امام، امینی همراه، و پدری مهربان است». در این عبارت اوج شفقت امام نسبت به انسانها بیان شده است. همان گونه که پدران دلسوز، خود را در مقابل فرزند مسئول می دانند، وجود مقدّس امام همواره به آرامش شیعیان می اندیشد و دغدغه هدایت و ارشاد آنها را دارد و برای اصلاح آنها در تلاش است که چه بسا ممکن است این قبول زحمات بیش از خواسته های مردم باشد.[۶]

۲. مراد از «أب»، معلّمی است که سبب هدایت انسان است، و او را به واسطه تعلیم و تربیت از ضلالت و گمراهی نجات می دهد. علما و بزرگان دینی که شبانه روز با آموزش و تألیف کتاب، بشر را از گرداب گمراهی به راه راست، هدایت و با معارف الهی آشنا می کنند، سهم عمده ای در زندگی انسان دارند. اگر پدر سبب حیات دنیوی است، یقیناً آموزگاران دینی، سبب حیات معنوی ما هستند و نقش آفرینی ایشان در ادامه رسالت سترگ اولیای الهی است، پس بر همگان است که نسبت به آنها نیکی و مودّت کنند.

۳. مراد از «أب»، پدر حقیقی و نَسَبی است که احترام و نکوداشت او بر همگان لازم است و آزار او از محرّمات شمرده شده است. حدیثی از پیامبر (ص) است که در بردارنده موارد بالا می باشد: «الآباءُ ثلاثه: أبٌ وَلَّدَکَ وَ أبٌ زَوَّجَکَ و أبٌ عَلَّمَکَ؛[۷] پدران سه نفرند: پدری که از ناحیه او متولد شده ای [پدر نسبی] و پدری که به تو همسر داده است [پدر همسر] و پدری که به تو آموزش داده است [پدر علمی و روحانی]».

افزون بر موارد یاد شده، از «پدر همسر» که تربیت و حفاظت دخترش را بر عهده داشته و کمالات انسانی، سجایای اخلاقی و راه و رسم شوهرداری را به او آموخته است، با عنوان «أب» یاد شده است که بدون تردید در زندگی مرد نیز نقش آفرین می باشد. بنابراین انسان نباید صرفا به حقوق پدر زیستی خود توجه کند بلکه باید به حقوق پدران معنوی و همچنین پدر همسر خود نیز توجه داشته باشد.

مقام پدر

پدر در اسلام، دارای مقامی ارجمند و چهره ای برجسته و مورد احترام است. در آیات و روایات، تعبیرهای بلندی در شأن پدر به کار رفته است. او به قدری رفعت یافته که گوی سبقت را از دیگران ربوده و با یار همیشه همراهش [مادر] در نزدیکیِ خدا سُکنی گزیده است. در قرآن، بعد از فرمان به اطاعت و پرستش خداوند، احسان به والدین توصیه شده است.[۸] به عنوان نمونه، در سوره اسراء می خوانیم:

«وَ قَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا؛[۹] پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید». علامه طباطبایی در ذیل این آیه می فرماید: «مسئله احسان به پدر و مادر بعد از مسئله توحید خدا، واجب ترین واجبات است، همچنانکه مسئله عقوق بعد از شرک ورزیدن به خدا از بزرگ ترین گناهان کبیره است».[۱۰]

رسول گرامی اسلام (ص)، شبیه پدر بودن را موهبتی الهی می داند و می فرماید: «مِن نِعمَۀ اللهِ عَلَی الرَّجُلِ أن یُشبِهَ وَالِدَه؛[۱۱] از نعمت های خداوند بر انسان آن است که شبیه پدرش باشد». امام باقر (ع) فرمود: «پدرم به مردی نگریست که همراه پسرش راه می رفتند و پسر به بازوی پدرش تکیه داده بود. پدرم تا زنده بود با آن جوان [به خاطر این بی حرمتی نسبت به پدرش] صحبت نکرد».[۱۲]

حقوق پدر بر فرزند

۱. اطاعت

یکی از مهمترین حقوق پدر بر فرزندان، حقّ اطاعت است. امیرمؤمنان علی (ع) می فرماید: «فَحَقُّ الوَالِدِ عَلَی الوَلَدِ أن یُطیِعَهُ فِی کُلِّ شَیءٍ إلَّا فِی مَعصِیَه اللهِ سُبحَانه؛[۱۳] حقّ پدر بر فرزند این است که فرزند در هر چیزی جز معصیت خداوند، از پدر اطاعت کند». برای مثال، اگر پدری فرزندش را از سفری نهی کرده باشد ولی فرزند، به مسافرت برود، باید در این سفر نمازش را تمام بخواند و روزه اش را بگیرد، هر چند که از حدّ مسافت شرعی گذشته باشد؛ زیرا سفر او حرام است.

اطاعتِ فرزند از پدر به عنوان حقوق پدر، باید در حدّی باشد که اگر لازم شد، برای انجام فرامین او، خود را به سختی بیاندازد. در داستان حضرت یوسف (ع)، پسر بزرگ برای انجام دستور پدر می کوشد تا در مصر بماند و بنیامین را از دست حکومت نجات دهد و خطاب به برادرانش چنین می گوید: «فَلَنْ أَبْرَحَ الأَرْضَ حَتَّىَ یَأْذَنَ لِی أَبِی أَوْ یَحْکُمَ اللّهُ لِی وَ هُوَ خَیْرُ الْحَاکِمِینَ؛[۱۴] من از جای خود [یا از سرزمین مصر] حرکت نمی کنم مگر این که پدرم به من اجازه دهد، و یا خداوند فرمانی درباره من صادر کند که او بهترین حاکمان است».

باید توجه داشت که تنها در یک مورد اطاعت از والدین جایز نیست و فرزند می تواند از فرمان پدر تبعیت نکند و آن زمانی است که امر پدر، به ایمان او لطمه وارد کند و او را به شرک دعوت کند: «وَ إِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا؛[۱۵] و اگر آن دو [پدر و مادر] تلاش کنند که برای من [حتی] از روی جهل، همتا و شریکی قایل شوی، از آنها پیروی مکن!»

بدون تردید رعایت حق پدر و اطاعت از او، در راستای اطاعت از فرامین الهی، موجبات خشنودی حق تعالی را فراهم می آورد و درهای احسان الهی را به روی انسان می گشاید. در مقابل، تمرد و سرکشی، نتیجه ای جز پشیمانی ندارد.

۲. خوش سخنی

یکی دیگر از حقوق پدر بر فرزند، خوش سخنی با اوست. در قرآن، توصیه به گفتار نیک نسبت به پدر و مادر با تأکید فراوان آمده است و هشدار داده شده که مبادا در هیچ شرایطی، کمترین بی حرمتی را به ساحت آنها روا دارید: «فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیمًا؛[۱۶] هیچ گاه کمترین اهانتی به والدین روا مدار و بر آنان فریاد مزن و گفتار [لطیف و سنجیده و] بزرگوارانه به آنها بگو!». «اُف» کمترین تعبیر بی ادبانه است. در اینجا سفارش شده است که مبادا با نیشِ زبان یا کلمات سبک و اهانت آمیز آنها را آزار دهید.

در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «أدنَی العُقُوقِ اُفٍّ وَ لَو عَلِمَ اللهُ شَیئاً أیسَرَ مِنهُ وَ أهوَنَ مِنهُ لَنَهَی عَنهُ؛[۱۷] کمترین مرتبه عقوق «اف» است، اگر چیزی آسانتر و ضعیفتر از «اُف» وجود داشت، خداوند از آن نهی می کرد».

۳. تواضع و فروتنی

برخورد مودبانه و متواضعانه از دیگر حقوق پدر می باشد. قرآن کریم به تواضع و فروتنی در برابر پدر و مادر دستور می دهد و در این خصوص می فرماید: «وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ؛[۱۸] و بالهای تواضع خویش را از روی رحمت و مهربانی در برابر والدین فرود آر!»

۴. احسان و نیکی

خدای متعال، نیکی به پدر و مادر را به صورت یک قانون کلّی برای تمام انسانها بیان می کند و می فرماید: «وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا؛[۱۹] ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند». تعبیر «انسان» در این آیه میفهماند که این قانون مخصوص مؤمنان نیست؛ بلکه برای تمام انسانها است.

امام علی (ع) فرمود: «بِرُّ الْوَالِدَیْنِ أَکْبَرُ فَرِیضَهٍ؛[۲۰] نیکی به پدر و مادر، بزرگ ترین واجب است». شخصی به امام صادق (ع) عرض کرد: «پدرم به حدّی پیر و ناتوان شده است که او را برای قضای حاجت، حمل می کنم. امام صادق (ع) فرمود: اگر قدرت داری، خودت این کار را انجام بده و خودت بر دهان او غذا بگذار تا این عمل، سپر آتش فردایت باشد [و تو را به بهشت ببرد]».[۲۱]

بنابراین روشن می شود احسان و نیکی به والدین، لطفی از سوی فرزندان نیست بلکه یکی از حقوق پدران و جز وظایف فرزندان به شمار می رود.

۵. دعا

در سوره اسراء به دعا کردن برای پدر و مادر امر شده است: «وَ قُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا؛[۲۲] و بگو: پروردگارا! بر آنها [والدین] رحم کن، همان طور که مرا در خردسالی ام تربیت کردند».

طبق این آیه، انسان نباید تنها به رحمت و مهربانی خود نسبت به پدر و مادر اکتفا کند؛ بلکه باید رحمت واسعه الهی را برای آنها طلب کند. نکته در خور توجه این که انسان به تنهایی یارای جبران مشقّت ها، خدمات و حقوق پدر و به موازات او مادر را ندارد و باید از نیروی عظیم الهی استمداد جوید.

در قرآن کریم، الگوهای زیادی از انبیای الهی به چشم می خورد که در نیایشهایشان به یاد پدر بوده اند و در واقع به حقوق پدر توجه داشته اند؛ از جمله حضرت ابراهیم خلیل (ع)، به درگاه خداوند چنین دعا می کند: «رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَ لِوَالِدَیَّ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ؛[۲۳] پروردگارا! مرا و پدر ومادرم و تمام مؤمنان را در روزی که حساب برپا می شود، ببخش و بیامرز!»

حضرت نوح (ع) برای چند نفر طلب آمرزش می کند: اول برای خودش که مبادا قصور و ترک اولایی از او سر زده باشد [چون انبیای الهی (ع) معصوم بودند] و دوم برای پدر و مادرش به عنوان قدردانی و حق شناسی از زحمات آنان و سپس برای مؤمنان و عرضه می دارد: «رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِوَالِدَیَّ وَ لِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا؛[۲۴] پروردگارا! مرا بیامرز و همچنین پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند». این آیات قرآنی به صراحت نشان می دهد که دعا یکی از حقوق پدر بر فرزندان می باشد.

حقوق پدران معنوی

همان گونه که قبلاً اشاره شد، در روایات، از حضرت رسول (ص) و حضرت علی (ع) به عنوان پدران معنوی امت اسلام نام برده شده است. بنابراین همان گونه که پدر، به سبب پدید آوردن جسم انسان، حقوق بسیاری بر او دارد، آن دو بزرگوار سبب پیدایش هویت دینی و معنوی ما هستند و ما وامدار حقوق عظیم معنوی ایشان هستیم و وظیفه داریم تا حقوق پدر را در موردشان رعایت کنیم.

البته حقوق این پدران معنوی بسیار گسترده تر و پاسداشت آن بسی سختتر است؛ زیرا سعادت دنیوی و اخروی [که ره آورد اسلام است] دستاورد مجاهدت های آن عزیزان است. از امیر مؤمنان (ع) نقل شده است: از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: «وَ لَحَقُّنَا عَلَیْهِمْ أعْظَمُ مِنْ حَقِّ وَالِدَیُهِمْ؛[۲۵] همانا حق ما، بزرگتر از حق پدران و مادران آنها است». پیامبر اکرم (ص) درباره حقّ امیرمؤمنان (ع) فرمودند: «حَقُّ عَلِیٍّ عَلَی النّاسِ کَحَقِّ الْوَالدِ عَلی وَلَدِه؛[۲۶] حقّ علی (ع) بر مردم، مانند حقّ پدر بر فرزندش است».

همان گونه که بر فرزندان لازم است حقوق پدران خود را رعایت کنند، بر امّت نیز لازم، بلکه واجب است که حقّ امیر المؤمنین (ع) و ائمه اطهار (ع) را رعایت نمایند. «انس بن مالک» می گوید: «در یک ماه رمضان نزد امیرالمؤمنین (ع) نشسته بودم. حضرت، فرزندش امام حسن (ع) را صدا زد و فرمود: ای ابا محمد! بالای منبر برو و خدای را زیاد ستایش کن و از جدّت رسول خدا (ص) به بهترین وجه یاد کن و آن گاه بگو:

«لَعَنَ اللهُ وَلداً عَقَّ أبَوَیْهِ لَعَنَ اللهُ وَلَداً عَقَّ أبَوَیْهِ لَعَنَ اللهُ وَلَداً عَقَّ أبَوَیْهِ، لَعَنَ اللهُ عَبْداً أبَقَ عَنْ مَوَالِیهِ لَعَنَ اللهُ غَنَماً ضَلَّتْ عَنِ الرَّاعِی؛ از رحمت خدا دور باد فرزندی که عاقّ پدر و مادر خود شود. از رحمت خدا دور باد فرزندی که عاق پدر و مادر خود شود. از رحمت خدا دور باد فرزندی که عاق پدر و مادر خود شود. از رحمت خدا دور باد بنده ای که از مولا و سروران خود فرار کند. از رحمت خدا دور باد گوسفندی که از چوپان خود [دور و] گمراه شود».

امام حسن (ع) بالای منبر رفت و دستور پدر را اطاعت کرد. مؤمنان گرد او جمع شدند و عرض کردند: ای فرزند امیر مومنان و ای فرزند دختر رسول خدا، کلامت را توضیح بده! حضرت (ع) فرمود: جواب را از پدرم امیر مؤمنان (ع) بگیرید! مردم نزد حضرت آمدند و پرسیدند: منظور از کلماتی که فرزندت حسن گفت، چیست؟ حضرت فرمود: روزی با رسول خدا (ص) نماز خواندم، آن گاه حضرت دست راست خود را بر شانه ام زد و مرا به سینه اش چسبانید و فرمود:

«یَا عَلِیُّ! فَقُلْتُ: لَبَّیْکَ یَا رَسُولَ الله! قالَ: اَنَا وَ اَنْتَ اَبَوا هَذِهِ الْاُمَّه، فَلَعَنَ اللهُ مَنْ عَقَّنَا، قُل: آمِینَ! قُلْتُ: آمِینَ. قالَ: اَنَا وَ اَنْتَ مَوْلَیَا هَذِهِ الْاُمَّهِ، فَلَعَنَ اللهُ مَنْ اَبَقَ عَنَّا، قُلْ: آمِینَ! قُلْت: آمِینَ. ثُمَّ قَالَ: اَنَا وَ اَنْتَ رَاعِیا هَذِهِ الْاُمَّهِ، فَلَعَنَ اللهُ مَنْ ضَلَّ عَنَّا، قُلْ: آمِینَ! قُلْتُ: آمِینَ؛

ای علی! گفتم: لبیک ای رسول خدا! فرمود: من و تو پدران این امت هستیم، پس خدا لعنت کند کسی که عاقّ ما شود! بگو: آمین! گفتم: آمین. سپس فرمود: من و تو مولا و سرور این امت هستیم، پس خدا لعنت کند کسی که از ما بگریزد! بگو: آمین! گفتم: آمین. آن گاه فرمود: من و تو [سرپرست و] راهنمای این امّت هستیم، پس خدا لعنت کند کسی که از ما گمراه شود! بگو: آمین! گفتم: آمین». امیرمؤمنان (ع) در ادامه فرمود: شنیدم کس دیگری نیز با ما آمین می گوید. از رسول خدا (ص) پرسیدم: صدای کیست؟ فرمود: جبرئیل».[۲۷]

به هر حال، اهل بیت (ع) به عنوان پدران مردم معرفی شده اند که حقّ حیات بر گردن شیعیان و پیروان خود دارند. بزرگان و علمای دینی همواره در حفظ احترام پدران امت پیشرو بوده اند. در احوال مرحوم «مقدّس اردبیلی» می گویند: ایشان سال های متمادی [بیش از ۱۵ سال] که در نجف بود، به احترام حضرت امیرالمؤمنین (ع) پایشان را دراز نکردند؛ بلکه نشسته یا به حال سجده می خوابیدند.

جمع بندی

مقام پدر در آموزه های اسلامی، از جایگاهی والا و حقوقی ویژه و برجسته برخوردار است. البته عنوان پدر در اسلام علاوه بر پدر نسبی، شامل پدران معنوی مانند پیامبر (ص)، ائمه (ع) و معلم نیز می شود. از جمله مهمترین حقوق پدر بر فرزند می توان به اطاعت از پدر، احسان و نیکی به او، خوش سخنی با او، فروتنی در برابر او و دعا برای او اشاره کرد. بر اساس روایات، حقوق پدران معنوی نظیر پیامبر (ص) و امیرمومنان (ع) بر انسان، به مراتب مهمتر و گسترده تر از حقوق پدر نسبی است.

پی نوشت ها

[۱] معین، فرهنگ فارسی، ج ۱، ص ۷۰۶.

[۲] راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ج ۱، ص ۵۷.

[۳] ابن بابویه، معانی الاخبار، ص ۵۲.

[۴] مجلسی، بحارالانوار۷ ج ۱۶، ص ۴۰۶.

[۵] ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمه، ج ۱، ص ۶۷۸.

[۶] مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۵.

[۷] مشکینی، تحریر المواعظ العددیه، ص ۲۴۷.

[۸] چنین مطالبی مکرر در آیات ۳۶ سوره نساء، ۱۵۱ سوره انعام، ۸ سوره عنکبوت و ۱۵ سوره های لقمان و احقاف نیز آمده است.

[۹] اسراء/۲۳.

[۱۰] طباطبایی، المیزان، ج ۱۳، ص ۷۹.

[۱۱] مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۸۴.

[۱۲] کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۳۴۹.

[۱۳] سید رضی، نهج البلاغه، حکمت ۳۹۹.

[۱۴] یوسف/۸۰.

[۱۵] عنکبوت/۸.

[۱۶] اسراء/۲۳.

[۱۷] مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۴۲.

[۱۸] اسراء/۲۴.

[۱۹] عنکبوت/۸.

[۲۰] آمدی، غرر الحکم، ج ۲، ص ۵۷۶.

[۲۱] حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۰۶.

[۲۲] اسراء/۲۴.

[۲۳] ابراهیم/۴۱.

[۲۴] نوح/۲۸.

[۲۵] مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۹.

[۲۶] فتال نیشابوری، روضه الواعظین، ج ۱، ص ۱۲۸.

[۲۷] ابن بابویه، معانی الأخبار، ص ۱۱۸.

  1. فهرست منابع
  2. قرآن کریم.
  3. آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۸ش.
  4. ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۹۵ق.
  5. ابن بابویه، محمد بن علی، معانی الأخبار، قم، دفتر انشارات اسلامی، ۱۴۰۳ق.
  6. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، بیروت، مفردات ألفاظ القرآن، دار القلم، ۱۴۱۲ق.
  7. سید رضی، نهج البلاغه، قم، هجرت، ۱۴۱۴ق.
  8. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، موسسه آل البیت (ع)، ۱۴۰۹ق.
  9. قمی، عباس، منتهی الأمال، قم، نشر جمال، ۱۳۸۲ش.
  10. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  11. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، قم، انتشارات رضی، ۱۳۷۵ش.
  12. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، درالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  13. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  14. مشکینی، علی، تحریر المواعظ العددیه، قم، الهادی، ۱۴۲۴ق.
  15. معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران۷ موسسه انتشارات امیر کبیر، ۱۳۷۱ش.

منبع اقتباس: فروزش، سجاد؛ حقوق متقابل پدر و فرزندان؛ نشریه مبلغان؛ شماره ۱۵۳، ص ۴۲-۳۱.

بدون دیدگاه