بیان حقوق اعضای بدن و دیگران در رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام)

بیان حقوق اعضای بدن و دیگران در رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

در رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) به احادیث و مطالب حقوقی ظریف و دقیقی اشاره شده است. اگر رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) با دقت مورد مطالعه قرار بگیرد و بر طبق آن عمل شود، حقوق همه آفریده ها رعایت شده و باعث رشد و کمال جامعه و رستگاری انسان می شود.

سیاست مداران کنونی جهان به خصوص حاکمان کشورهای اسلامی می توانند رساله حقوق را سر مشق خود قرار داده و قوانین حقوقی کشورشان را بر طبق آن تدوین کنند. با توجه به اهمیت و ارزشمندی مطالب مطرح شده در رساله حقوق امام سجاد (علیه‌ السلام) و به منظور استفاده هر چه بیشتر علاقمندان به معارف اسلامی و مسائل حقوقی، این مجموعه در چند بخش منتشر و ارائه می گردد.

متن عربی بخشی از رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام)

اعْلَمْ رَحِمَکَ اللَّهُ أَنَّ لِلَّهِ عَلَيْکَ حُقُوقاً مُحِيطَةً بِکَ فِي کُلِّ حَرَکَةٍ تَحَرَّکْتَهَا أَوْ سَکَنَةٍ سَکَنْتَهَا أَوْ مَنْزِلَةٍ نَزَلْتَهَا أَوْ جَارِحَةٍ قَلَبْتَهَا وَ آلَةٍ تَصَرَّفْتَ بِهَا؛ بَعْضُهَا أَکْبَرُ مِنْ بَعْضٍ وَ أَکْبَرُ حُقُوقِ اللَّهِ عَلَيْکَ مَا أَوْجَبَهُ لِنَفْسِهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى مِنْ حَقِّهِ الَّذِي هُوَ أَصْلُ الْحُقُوقِ وَ مِنْهُ تَفَرَّعَ.

ثُمَّ أَوْجَبَهُ عَلَيْکَ لِنَفْسِکَ مِنْ قَرْنِکَ إِلَى قَدَمِکَ عَلَى اخْتِلَافِ جَوَارِحِکَ فَجَعَلَ لِبَصَرِکَ عَلَيْکَ حَقّاً وَ لِسَمْعِکَ عَلَيْکَ حَقّاً وَ لِلِسَانِکَ عَلَيْکَ حَقّاً وَ لِيَدِکَ عَلَيْکَ حَقّاً وَ لِرِجْلِکَ عَلَيْکَ حَقّاً وَ لِبَطْنِکَ عَلَيْکَ حَقّاً وَ لِفَرْجِکَ عَلَيْکَ حَقّاً. فَهَذِهِ الْجَوَارِحُ السَّبْعُ الَّتِي بِهَا تَکُونُ الْأَفْعَالُ.

ثُمَّ جَعَلَ عزوجل لِأَفْعَالِکَ عَلَيْکَ حُقُوقاً فَجَعَلَ لِصَلَاتِکَ عَلَيْکَ حَقّاً وَ لِصَوْمِکَ عَلَيْکَ حَقّاً وَ لِصَدَقَتِکَ عَلَيْکَ حَقّاً وَ لِهَدْيِکَ عَلَيْکَ حَقّاً وَ لِأَفْعَالِکَ عَلَيْکَ حَقّاً.

ثُمَّ تَخْرُجُ الْحُقُوقُ مِنْکَ إِلَى غَيْرِکَ مِنْ ذَوِي الْحُقُوقِ الْوَاجِبَةِ عَلَيْکَ. وَ أَوْجَبُهَا عَلَيْکَ حُقُوقُ أَئِمَّتِکَ ثُمَّ حُقُوقُ رَعِيَّتِکَ ثُمَّ حُقُوقُ رَحِمِکَ. فَهَذِهِ حُقُوقٌ يَتَشَعَّبُ مِنْهَا حُقُوقٌ.

فَحُقُوقُ أَئِمَّتِکَ ثَلَاثَةٌ؛ أَوْجَبُهَا عَلَيْکَ حَقُّ سَائِسِکَ بِالسُّلْطَانِ ثُمَّ سَائِسِکَ بِالْعِلْمِ ثُمَّ حَقُّ سَائِسِکَ بِالْمِلْکِ وَ کُلُّ سَائِسٍ‏ إِمَامٌ‏.

وَ حُقُوقُ رَعِيَّتِکَ ثَلَاثَةٌ؛ أَوْجَبُهَا عَلَيْکَ حَقُّ رَعِيَّتِکَ بِالسُّلْطَانِ ثُمَّ حَقُّ رَعِيَّتِکَ بِالْعِلْمِ فَإِنَّ الْجَاهِلَ رَعِيَّةُ الْعَالِمِ وَ حَقُّ رَعِيَّتِکَ بِالْمِلْکِ مِنَ الْأَزْوَاجِ وَ مَا مَلَکْتَ مِنَ الْأَيْمَانِ.

وَ حُقُوقُ رَحِمِکَ کَثِيرَةٌ مُتَّصِلَةٌ بِقَدْرِ اتِّصَالِ الرَّحِمِ فِي الْقَرَابَةِ فَأَوْجَبُهَا عَلَيْکَ حَقُّ أُمِّکَ ثُمَّ حَقُّ أَبِيکَ ثُمَّ حَقُّ وُلْدِکَ ثُمَّ حَقُّ أَخِيکَ ثُمَّ الْأَقْرَبُ فَالْأَقْرَبُ وَ الْأَوَّلُ فَالْأَوَّلُ.

ثُمَّ حَقُّ مَوْلَاکَ الْمُنْعِمِ عَلَيْکَ ثُمَّ حَقُّ مَوْلَاکَ الْجَارِيَةِ نِعْمَتُکَ عَلَيْهِ ثُمَّ حَقُّ ذِي الْمَعْرُوفِ لَدَيْکَ ثُمَّ حَقُّ مُؤَذِّنِکَ بِالصَّلَاةِ ثُمَّ حَقُّ إِمَامِکَ فِي صَلَاتِکَ ثُمَّ حَقُّ جَلِيسِکَ ثُمَّ حَقُّ جَارِکَ ثُمَّ حَقُّ صَاحِبِکَ ثُمَّ حَقُّ شَرِيکِکَ ثُمَّ حَقُّ مَالِکَ ثُمَّ حَقُّ غَرِيمِکَ الَّذِي تُطَالِبُهُ ثُمَّ حَقُّ غَرِيمِکَ الَّذِي يُطَالِبُکَ.

ثُمَّ حَقُّ خَلِيطِکَ ثُمَّ حَقُّ خَصْمِکَ الْمُدَّعِي عَلَيْکَ ثُمَّ حَقُّ خَصْمِکَ الَّذِي تَدَّعِي عَلَيْهِ ثُمَّ حَقُّ مُسْتَشِيرِکَ ثُمَّ حَقُّ الْمُشِيرِ عَلَيْکَ ثُمَّ حَقُّ مُسْتَنْصِحِکَ ثُمَّ حَقُّ النَّاصِحِ لَکَ ثُمَّ حَقُّ مَنْ هُوَ أَکْبَرُ مِنْکَ ثُمَّ حَقُّ مَنْ هُوَ أَصْغَرُ مِنْکَ ثُمَّ حَقُّ سَائِلِکَ ثُمَّ حَقُّ مَنْ سَأَلْتَهُ.

ثُمَّ حَقُّ مَنْ جَرَى لَکَ عَلَى يَدَيْهِ مَسَاءَةٌ بِقَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ أَوْ مَسَرَّةٌ بِذَلِکَ بِقَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ عَنْ تَعَمُّدٍ مِنْهُ أَوْ غَيْرِ تَعَمُّدٍ مِنْهُ ثُمَّ حَقُّ أَهْلِ مِلَّتِکَ عَامَّةً ثُمَّ حَقُّ أَهْلِ الذِّمَّةِ  ثُمَّ الْحُقُوقُ الْجَارِيَةُ بِقَدْرِ عِلَلِ الْأَحْوَالِ وَ تَصَرُّفِ الْأَسْبَابِ فَطُوبَى لِمَنْ أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى قَضَاءِ مَا أَوْجَبَ عَلَيْهِ مِنْ حُقُوقِهِ وَ وَفَّقَهُ وَ سَدَّدَهُ.

فَأَمَّا حَقُّ اللَّهِ الْأَکْبَرُ فَإِنَّکَ تَعْبُدُهُ لَا تُشْرِکُ بِهِ شَيْئاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ بِإِخْلَاصٍ جَعَلَ لَکَ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ يَکْفِيَکَ أَمْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ يَحْفَظَ لَکَ مَا تُحِبُّ مِنْهَا.

وَ أَمَّا حَقُّ نَفْسِکَ عَلَيْکَ فَأَنْ تَسْتَوْفِيَهَا فِي طَاعَةِ اللَّهِ فَتُؤَدِّيَ إِلَى لِسَانِکَ حَقَّهُ وَ إِلَى سَمْعِکَ حَقَّهُ وَ إِلَى بَصَرِکَ حَقَّهُ وَ إِلَى يَدِکَ حَقَّهَا وَ إِلَى رِجْلِکَ حَقَّهَا وَ إِلَى بَطْنِکَ حَقَّهُ وَ إِلَى فَرْجِکَ حَقَّهُ وَ تَسْتَعِينَ بِاللَّهِ عَلَى ذَلِکَ.

وَ أَمَّا حَقُّ اللِّسَانِ فَإِکْرَامُهُ عَنِ الْخَنَا وَ تَعْوِيدُهُ عَلَى الْخَيْرِ وَ حَمْلُهُ عَلَى الْأَدَبِ وَ إِجْمَامُهُ إِلَّا لِمَوْضِعِ الْحَاجَةِ وَ الْمَنْفَعَةِ لِلدِّينِ وَ الدُّنْيَا وَ إِعْفَاؤُهُ عَنِ الْفُضُولِ الشَّنِعَةِ الْقَلِيلَةِ الْفَائِدَةِ الَّتِي لَا يُؤْمَنُ ضَرَرُهَا مَعَ قِلَّةِ عَائِدَتِهَا وَ يُعَدُّ شَاهِدَ الْعَقْلِ وَ الدَّلِيلَ عَلَيْهِ وَ تَزَيُّنُ الْعَاقِلِ بِعَقْلِهِ حُسْنُ سِيرَتِهِ فِي لِسَانِهِ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ الْعَلِيِّ الْعَظِيم.

وَ أَمَّا حَقُّ السَّمْعِ فَتَنْزِيهُهُ عَنْ أَنْ تَجْعَلَهُ طَرِيقاً إِلَى قَلْبِکَ إِلَّا لِفُوَّهَةٍ کَرِيمَةٍ تُحْدِثُ فِي قَلْبِکَ خَيْراً أَوْ تَکْسِبُ خُلُقاً کَرِيماً. فَإِنَّهُ بَابُ الْکَلَامِ إِلَى الْقَلْبِ يُؤَدِّي إِلَيْهِ ضُرُوبُ الْمَعَانِي عَلَى مَا فِيهَا مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.

وَ أَمَّا حَقُّ بَصَرِکَ فَغَضُّهُ عَمَّا لَا يَحِلُّ لَکَ وَ تَرْکُ ابْتِذَالِهِ إِلَّا لِمَوْضِعِ عِبْرَةٍ تَسْتَقْبِلُ بِهَا بَصَراً أَوْ تَسْتَفِيدُ بِهَا عِلْماً؛ فَإِنَّ الْبَصَرَ بَابُ الِاعْتِبَارِ.

وَ أَمَّا حَقُّ رِجْلَيْکَ فَأَنْ لَا تَمْشِيَ بِهِمَا إِلَى مَا لَا يَحِلُّ لَکَ وَ لَا تَجْعَلَهُمَا مَطِيَّتَکَ فِي الطَّرِيقِ الْمُسْتَخِفَّةِ بِأَهْلِهَا فِيهَا؛ فَإِنَّهَا حَامِلَتُکَ وَ سَالِکَةٌ بِکَ مَسْلَکَ الدِّينِ وَ السَّبْقِ لَکَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏.

وَ أَمَّا حَقُّ يَدِکَ فَأَنْ لَا تَبْسُطَهَا إِلَى مَا لَا يَحِلُّ لَکَ فَتَنَالَ بِمَا تَبْسُطُهَا إِلَيْهِ مِنَ اللَّهِ الْعُقُوبَةَ فِي الْأَجَلِ وَ مِنَ النَّاسِ بِلِسَانِ اللَّائِمَةِ فِي الْعَاجِلِ وَ لَا تَقْبِضَهَا مِمَّا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهَا وَ لَکِنْ تُوَقِّرَهَا بِقَبْضِهَا عَنْ کَثِيرٍ مِمَّا يَحِلُّ لَهَا وَ بَسْطِهَا إِلَى کَثِيرٍ مِمَّا لَيْسَ عَلَيْهَا فَإِذَا هِيَ قَدْ عُقِلَتْ وَ شُرِّفَتْ فِي الْعَاجِلِ‏  وَجَبَ لَهَا حُسْنُ الثَّوَابِ فِي الْآجِلِ.

وَ أَمَّا حَقُّ بَطْنِکَ فَأَنْ لَا تَجْعَلَهُ وِعَاءً لِقَلِيلٍ مِنَ الْحَرَامِ وَ لَا لِکَثِيرٍ وَ أَنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِي الْحَلَالِ وَ لَا تُخْرِجَهُ مِنْ حَدِّ التَّقْوِيَةِ إِلَى حَدِّ التَّهْوِينِ وَ ذَهَابِ الْمُرُوَّةِ وَ ضَبْطُهُ إِذَا هَمَّ بِالْجُوعِ وَ الظَّمَإِ  فَإِنَّ الشِّبَعَ الْمُنْتَهِيَ بِصَاحِبِهِ إِلَى التُّخَمِ مَکْسَلَةٌ وَ مَثْبَطَةٌ وَ مَقْطَعَةٌ عَنْ کُلِّ بِرٍّ وَ کَرَمٍ وَ إِنَّ الرَّيَّ الْمُنْتَهِيَ بِصَاحِبِهِ إِلَى السُّکْرِ مَسْخَفَةٌ وَ مَجْهَلَةٌ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْمُرُوَّةِ.

وَ أَمَّا حَقُّ فَرْجِکَ فَحِفْظُهُ مِمَّا لَا يَحِلُّ لَکَ وَ الِاسْتِعَانَةُ عَلَيْهِ بِغَضِّ الْبَصَرِ؛ فَإِنَّهُ مِنْ أَعْوَنِ الْأَعْوَانِ وَ کَثْرَةِ ذِکْرِ الْمَوْتِ وَ التَّهَدُّدِ لِنَفْسِکَ بِاللَّهِ وَ التَّخْوِيفِ لَهَا بِهِ وَ بِاللَّهِ الْعِصْمَةُ وَ التَّأْيِيدُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِهِ‏.[1]

برزگترین حقوق در رساله حقوق

بدان خدايت رحمت کند که خدا را بر تو حقوقى است که تو را در هر جنبش و آرامش و هر جا باشى فرا گرفته ‏اند و در هر اندامى بچرخانى و هر ابزارى بگردانى. بعضى از حقوق بر بعضى بزرگتر اند. بزرگترين حقوقى که خدا بر تو واجب کرده حق او تبارک و تعالى است که آن پايه همه حقوق است و همه از آن بازگرفته شوند.

حقوق اعضای بدن در رساله حقوق

آنگاه واجب نموده حقوقي را براى تو از سر تا پایت با اعضاى مختلفت ؛ براى ديده ‏ات بر تو حقى است و براى گوشت بر تو حقى است، زبانت بر تو حق دارد و دستت بر تو حق دارد و پايت بر تو حق دارد و شکمت بر تو حق دارد و فرجت بر تو حق دارد، اين هفت عضو تو است که با آن ها کار کنى.

سپس خدای عزوجل حقى هم براى هر کار تو بر تو قرار داده، نمازت بر تو حقى دارد و روزه ‏ات بر تو حقى دارد و زکاتت بر تو حقى دارد و قربانيت بر تو حقى دارد و کار هايت بر تو حقى دارند.

حقوق دیگران بر انسان در رساله حقوق

سپس دایره حق از تو به ديگران رسد که بر تو حق واجب دارند و واجب ترين همه اين حقوق بر تو حق پيشوايان تو است و سپس حقوق رعيتت و سپس حقوق خويشانت. اينها حقوقى است و حقوقى هم از آن ها منشعب گردد.

و حق پيشوايان که بر تو است سه گونه است؛ واجب ترینشان حق سلطان است که تدبير کار تو به دست اوست. سپس حق آموزگار و سپس حق آقایى که مالک تو است. هر تدبير کننده و سرپرستى، پيشوا است.

حقوق زير دست هم بر سه گونه است؛ حق زير دست حکومت تو و سپس حق شاگرد و دانشجوى تو؛ زيرا جاهل زير دست و رعيت دانا است و حق زير دستى که صاحب اختيار او هستى مانند زوجه و مملوک.

و حقوق خويشان فراوان است و پيوسته به اندازه پيوست رحم در خويشى؛ واجب تر از همه بر تو حق مادر تو است و سپس حق پدر تو و سپس حق فرزندانت، سپس حق برادرت، سپس به ترتيب هر خويشى که نزديکتر است.

سپس حق آزاد کننده و ولي نعمت تو، سپس حق آزاد شده ‏ات که ولي نعمت اویى، سپس حق هر که به تو احسان کرده، سپس حق اذان گوى نمازت، سپس حق پيش نمازت، سپس حق همنشين تو، سپس حق همسايه ‏ات، سپس حق شريکت سپس حق مالت، سپس حق بدهکارت، سپس حق بستانکارت.

سپس حق رفيق معاشرت، سپس حق مدعى بر تو، سپس حق کسى که بر او ادعا دارى، سپس حق کسی که با تو مشورت می کند، سپس حق آنکه با او مشورت کنى‏ سپس حق اندرز جويت، سپس حق بزرگ تر از تو، سپس حق خردسال‏ تر از تو، سپس حق سائل از تو، سپس حق کسى که از او سوال کنى.

سپس حق کسى که به تو بدى کرده با گفته يا عمل يا به شادى کردن عليه تو با گفتار يا کردار با تعمد يا غير تعمد، سپس حق همه هم کيشانت، سپس حق کفار ذمى، سپس حقوقى که در تغيير احوال و به اسباب پديد آيند، خوشا بر کسى که خدايش يارى دهد تا هر حقى بر او واجب کرده ادا کند و او را توفيق دهد و نگه دارد.

چگونگی رعایت حقوق در رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام)

اما حق بزرگتر خدا اين است که او را بپرستى و چيزى را شريکش ندانى و چون از روى اخلاص اين کار را کردى خدا بر عهده گرفته که کار دنيا و آخرت تو را کفايت کند و آنچه از آن بخواهى برايت نگه دارد.

حق خودت بر تو اينست که کاملا او را در طاعت خدا بگمارى، به زبانت حقش را بپردازى و به گوشت حقش را بپردازى و به چشمت حقش را بپردازى و به دست خود حقش را بپردازى و به پايت حقش را بپردازى و حق شکمت را بپردازى و حق فرجت را بپردازى و از خدا در اين کار يارى جویى.

حق زبانت اين است که آن را از دشنام ارجمندتر بدانى و به سخن خوب عادتش دهى و مودبش دارى و آن را در کام دارى مگر در محل حاجت و براى سود دين و دنيا و آن را از پر گویى و ياوه‏ سرایى کم فایده که ايمنى از زيانش نيست و درآمدش کم است معاف دارى، زبان گواه خرد و دليل بر آن شمرده شود و آراستگى مرد به زيور عقل خوش ‏زبانى او است و هيچ جنبش و توانایى نيست جز به او.

حق گوش، پاک داشتن او است از اينکه راه دلت باشد مگر براى خبر خوبى که در دلت خير پديد کند يا خلق کريم نصيب کند؛ زيرا گوش دروازه دل است هر نوع معنای خوب يا بدى را به آن ميرساند و لا قوة الا بالله العلى العظيم.

و اما حق چشمت اين است که از هر چه روا نيست آن را بپوشانى و مبتذلش نسازى مگر براى محل عبرت آورى که از آن بينا شوى يا دانشى به دست آورى؛ زيرا ديده وسيله عبرت است.

و اما حق دو پايت اينست که با آن ها به جایى که روا نيست نروى و آن ها را به راهى که باعث سبکى راهرو است نکشانى؛ زيرا آن ها تو را حمل مي کنند و تو را به راه دين مي برند و پيش مي اندازند و لا قوة الا باالله.

و اما حق دست تو اين است که آن را به ناروا دراز نکنى تا بدان گرفتار عقوبت آخرت خدا شوى و گرفتار سرزنش مردم در دنيا و آن را از کارى که بر تو واجب کرده نبندى ولى آن را احترام کنى به اينکه از محرمات بسيارش ببندى و بسيارى از آنچه که بر او واجب نيست به کار اندازى و چون دست تو در اين دنيا از حرام باز ايستاد و خود را شريف داشت يا با عقل و شرافت به کار رفت در آخرت ثواب خوب دارد.

و اما حق شکمت اين است که آن را ظرف کم یا زیاد حرام نکنى و از حلال هم به اندازه ‏اش بدهى و از حد تقويت به حد شکم خوارگى و بي مروتى نرسانى و هر گاه گرفتار گرسنگى و تشنگى شد او را ضبط کنى؛ زيرا سيرى بى ‏اندازه شکم را بياشوبد و کسالت آورد که مايه باز ماندن و دور شدن از هر کار نيک و ارجمند است و نوشیدنی که صاحبش را مست سازد مايه سبک سرى و نادانى کردن و بي مروتى است.

و اما حق فرجت، نگهدارى آن است از آنچه برایت حلال نيست و کمک گرفتن بر آن است به چشم پوشى از نامحرم؛ زيرا که آن بهتر ياور است و نيز با ياد مرگ کردن بسيار و خود را تهديد نمودن از خوف خدا و از خدا است عصمت و تاييد و جنبش و توانى نيست جز با او.[2]

نتیجه گیری

در این بخش از رساله حقوق امام سجاد (علیه‌ السلام)، به همه حقوقی که لازم است انسان آنها را رعایت کند، پرداخته شده است. از حقوق خود انسان بر خودش تا حقوق اعضای بدن بر انسان، حق خداوند، حق امام، حق معلم، حق مشاور، حق پدر و مادر، حق فرزندان، حق همسایه و دوست، حق طلبکار و بدهکار و… که به طور اجمال ذکر شده و در ادامه، به صورت تفصیلی بیان خواهد شد که در بخش های دیگر خواهد آمد.

پی نوشت ها

[1]. تحف العقول‏، ص 255.

[2]. ترجمه تحف العقول، ص 263-264.

منابع

  1. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول‏، محقق/مصحح: غفارى، على اکبر، قم، جامعه مدرسین، چ2، 1414ق.
  2. ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، ترجمه تحف العقول، مترجم: کمره اى، محمد باقر، مصحح: غفارى، على اکبر، تهران، کتابچی، چ6، 1376ش.
بدون دیدگاه