احتکار در اسلام امری مذموم و ناپسند به شمار می آید، چرا که باعث ناامنی اقتصادی و اختلال در نظام جامعه می شود. از همین رو در صورت نیاز شدید مردم به کالای احتکار شده، قریب به اتفاق فقهای مسلمان، حکم به حرمت احتکار در اسلام داده اند. در ادامه ادله قرآنی و روایی تحریم احتکار در اسلام را بررسی می کنیم.
مفهوم شناسی احتکار در اسلام
احتکار از ریشه (ح ک ر) از باب افتعال می باشد در لغت به معنی ظلم، سوء برداشت و عسر است و به معنای نگهداری مال به امید بالا رفتن قیمت است.[۱] شیخ مرتضی انصاری در تعریف احتکار بیان می دارد: «[احتکار] جمع آوری و نگهداری طعام تا بالا رفتن قیمت آن است.»[۲] به کسی که اموال را به امید گران شدن نگهداری کند مُحْتَکِر می گویند.
البته لازم به ذکر است که اگر شخصی مقداری از مواد غذایی و طعام برای مصرف خود و خانواده نگهداری کند احتکار به شمار نمی آید.[۳] همانطور که امام خمینی می گوید: «اگر در زمان گرانی برای صرف نمودن در نیاز های خود – نه برای فروش – مال یا طعامی را را حبس نماید نه حرام است و نه مکروه.»[۴]
حکم احتکار در اسلام
درباره حکم احتکار در اسلام میان فقها اختلاف نظر وجود دارد. بیشتر فقها معتقدند در صورتی که شخص کالایی را به امید گران شدن ذخیره کند و آن کالا به اندازه کافی در بازار وجود نداشته باشد و این دخیره و نگهداری موجب کمیاب شدن کالا و ضرر به بازار مسلمین شود، آن شخص مرتکب فعل حرام شده است. برخی دیگر از فقها حرمت را منوط به نیاز شدید به آن کالا دانسته اند و در غیر این صورت احتکار را مکروه دانسته اند.[۵]
دلایل حرمت احتکار در اسلام
کسانی که قائل به حرمت احتکار در اسلام هستند برای اثبات آن به دلایلی استناد کرده اند که به برخی از آنها اشاره می شود:
آیات قرآنی اثبات کننده تحریم احتکار در اسلام
برخی فقیهان برای اثبات حرمت احتکار به آیاتی از قرآن کریم استناد نموده اند که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
۱. اولین آیه ای که فقها برای اثبات حرمت احتکار در اسلام به آن استناد کرده اند، این آیه است:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَهً عَنْ تَرَاضٍ مِنکُمْ؛[۶] اى کسانى که ایمان آورده اید! اموال یکدیگر را در میان خود به باطل و از طرق نامشروع نخورید؛ مگر این که تجارتى با رضایت طرفین شما انجام گیرد.»
عبارت “لا تاکلوا اموالکم بالباطل” بر حرمت استفاده و به کار گیری مال در حالی که خداوند متعال نهی کرده دلالت دارد مانند به کار گیری مال در راه ربا، رشوه، قمار و احتکار.[۷]
۲. دلیل قرآنی دیگر که فقها برای اثبات حرمت احتکار در اسلام به آن استناد کرده اند، این آیه می باشد:
«الَّذِی جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَه، یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَه، کَلَّا لَیُنبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ؛[۸] [وای بر] کسی که مال فراوانى جمع آورى و آماده ساخته بى آنکه حلال و حرام آن را حساب کند! او مى پندارد اموالش او را جاودانه مى سازد چنین نیست که مى پندارد؛ بزودى در «حطمه»[ آتشى خردکننده] پرتاب مى شود.»
مفسرین آیه فوق را مربوط به ثروت اندوزانی می دانند که اموال خود را احتکار کرده و این افزایش مال سبب خود برتر بینی و طعنه به دیگران می شود.[۹]
۳- سومین دلیل قرآنی مورد استناد برای حرمت احتکار در اسلام، این آیه است:
«أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ؛ حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ؛[۱۰] افزون طلبى و تفاخر شما را به خود مشغول داشته است؛ تا آن جا که به دیدار قبرها رفتید و به فزونى قبور مردگانتان افتخار کردید.»
اگرچه آیه فوق به صراحت به حرمت احتکار در اسلام اشاره ندارد، اما باید دانست که احتکار نیز نوعی جمع آوری ثروت و اندوخته می باشد.لذا از منظر برخی از مفسرین آیات فوق بر حرمت احتکار دلالت دارند.[۱۱]
روایات دال بر حرمت احتکار در اسلام
فقها برای اثبات حرمت احتکار در اسلام علاوه بر آیات قران کریم به روایاتی نیز استناد نموده اند:
۱. پیامبر (ص) در بیان حرمت احتکار در اسلام می فرماید: «المُحتَکِرُ فی سُوقِنا کالمُلْحِدِ فی کِتابِ اللّه؛[۱۲] کسی در بازار احتکار نماید، همانند کسی است که در کتاب خدا کافر به شمار می آید.»
در این روایت، شخص محتکر هم ردیف با کافر دانسته شده است و کافر در واقع نسبت به امر الهی امتناع می ورزد و شخص محتکر نیز از امر الهی سرپیچی کرده است و فعل حرام انجام داده و در نتیجه انجام فعل حرام توسط محتکر بیانگر حرمت عمل احتکار در اسلام است.
۲. در روایت دیگری رسول خدا (ص) می فرماید: «لَأَنْ یَلْقَى اَللَّهَ اَلْعَبْدُ سَارِقاً أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ یَلْقَاه قَدِ اِحْتَکَرَ طَعَاماً أَرْبَعِینَ یَوْماً؛[۱۳] اگر خداوند بنده ای را در حال سرقت ملاقات کند، در نزد من محبوب تر است از اینکه ملاقات کند او را در حالی که آذوقه مردم را چهل روز احتکار نماید.»
از این فرمایش حضرت، بزرگی گناه احتکار در اسلام معلوم می شود. گناه آن بسیار سنگین تر از سرقت می باشد؛ زیرا اکثر سارقان به خاطر فقر و نداری، مجبور به سرقت می شوند، ولی انسان محتکر با داشتن اموال و دارایی های فراوان، به چپاول دست می زند و شاید بشود گفت که احتکار باعث تورم و گرانی شده و گرانی باعث فقر و فقر موجب سرقت می شود. بنابراین محتکر، هم خود به چپاول اموال مردم می پردازد و هم به نحوی باعث سرقت دیگران می شود.
۳. مهمترین دلیل برای اثبات حرمت احتکار در اسلام، روایت حَنَّاط (گندم فروش) است که امام صادق (ع) درباره شغل او سوال می کند و او در پاسخ می گوید: گندم می فروشم اما در زمان کسادی بازار، کالای خود را نگه می دارم و نمی فروشم که مردم مرا محتکر می نامند. در ادامه امام (ع) از او می پرسد: آیا بازم گندم در بازار موجود است؟ حَنَّاط می گوید: من به اندازه ناچیزی از بازار و یک هزارم بازار می فروشم. امام صادق (ع) فرمود:
«لاَ بَأْسَ إِنَّمَا کَانَ ذَلِکَ رَجُلٌ مِنْ قُرَیْشٍ یُقَالُ لَهُ حَکِیمُ بْنُ حِزَامٍ وَ کَانَ إِذَا دَخَلَ اَلطَّعَامُ اَلْمَدِینَهَ اِشْتَرَاهُ کُلَّهُ فَمَرَّ عَلَیْهِ اَلنَّبِیُّ (ص) فَقَالَ لَهُ «یَا حَکِیمَ بْنَ حِزَامٍ إِیَّاکَ أَنْ تَحْتَکِرَ»؛ ایراد ندارد، مردی در قریش بود که حکیم بن حزام به او می گفتند، هر زمان که گندم وارد شهر می شد، او همه آن گندم ها را می خرید. روزی پیامبر (ص) بر او گذشت و فرمودند: ای حکیم بن حزام! اجتناب کن از اینکه احتکار کنی.»[۱۴]
عبارت «ایاک ان تحتکر» از رسول خدا (ص) دلالت روشنی بر حرمت احتکار در اسلام دارد. از این روایت می توان استنباط کرد که احتکار در اسلام حرام است.
۴. در روایت دیگری از رسول خدا (ص)، جایگاه اخروی محتکران مشخص می شود و حضرت از قول جبرییل می فرماید: «اِطَّلَعْتُ فِی اَلنَّارِ، فَرَأَیْتُ وَادِیاً فِی جَهَنَّمَ یَغْلِی فَقُلْتُ یَا مَالِکُ لِمَنْ هَذَا فَقَالَ لِثَلاَثَهٍ اَلْمُحْتَکِرِینَ؛[۱۵] به جهنم گذر کردم و در آن جایگاهی دیدم که بسیار وحشتناک و مخوف بود. پس به مالک آن گفتم: این جایگاه برای چه کسانی است؟ گفت: برای سه طایفه است که یکی از آنها احتکار کنندگان هستند.»
۵. در روایت دیگر از امیر المومنین علی (ع) آمده است: «اَلاِحْتِکَارُ شِیمَهُ اَلْفُجَّارِ؛[۱۶] احتکار، خوی و خصلت گنهکاران است.»
از آنجا که گناهکاران دارای صفات و خصلت های زشت و ناشایستی می باشند که از جمله آنها عمل احتکار و محروم نمودن مردم از نیازمندی های زندگی است، لذا امیر المومنین (ع) در این سخن خود به بیان این حقیقت پرداخته و مردم را متوجه آن ساخته است تا از انجام چنین عمل نکوهش شده ای دست بردارند.[۱۷]
نکته قابل ذکر است که باید توجه داشت که احتکار، همیشه حرام نیست گاهی مستحب و گاهی مکروه و در برخی موارد جایز است. همانطور که گفته شد، احتکاردر صورت نیاز مردم حرام است اما در صورت عدم نیاز حلال می باشد. حرمت احتکار حکم اولیه آن به شمار می آید، ولی گاهی با عناوین ثانوی، متصف به حکم استحباب یا وجوب یا کراهت می شود؛ مثلا گاهی حفظ جان انسان ها متوقف بر احتکار طعام در زمان رفاه است تا در هنگام قحطی و گرسنگی نمیرند. پس احتکار در دوره رفاه، حلال است ولی به سبب توقف واجبی بر آن، واجب می شود.
گاهی کسی در زمان عدم نیاز مردم، طعامی را احتکار می کند، این احتکار به عنوان اولی حلال است ولی مقصود احتکار کننده این است که هرگاه زوار یا درماندگان آمدند به آنان کمک کند در این صورت احتکار مستحب خواهد بود، اما اگر هدف احتکار کننده این است که مشتریانی را که می تواند طعام را با قیمتی بالاتر از قیمت بازار به آنها بفروشد، به چنگ آورد، در این صورت احتکار مکروه است.
حکم شخص محتکر
بحث دیگر در مسئله احتکار در اسلام، حکم شخص محتکر است که آیا می توان در صورت نیاز مردم به کالا، شخص محتکر را مجبور به فروش کالا نمود یا خیر؟ در پاسخ باید گفت که اکثر فقها معتقدند که در صورت نیاز مردم به کالا و نبود کالای دیگر در بازار که احتکار عملی حرام محسوب می شود، باید شخص محتکر را مجبور به فروش کالا نمود.
اما در اینکه حاکم می تواند پس از اجبار به فروش کالای احتکار شده برای کالا قیمت تعیین نماید یا خیر نیز اختلاف نظر وجود دارد و برخی از فقها قائل به عدم چنین حقی برای حاکم هستند و برای اثبات ادعای خود به روایاتی از ائمه اطهار (ع) استناد می کنند. از جمله روایتی از رسول خدا (ص) که در آن آمده است:
شخصی نزد نبی مکرم اسلام آمد و عرض کرد: ای کاش قیمت اجناس را برای ما معین می کردید؛ زیرا قیمت ها بالا و پایین می رود و تغییر می کند. پیامبر (ص) فرمود: «مَا کُنْتُ لِأَلْقَى اَللَّهَ بِبِدْعَهٍ لَمْ یُحَدِّثْ إِلَیَّ فِیهَا شَیْئاً؛[۱۸] من پایه گذار بدعتی از جانب خدا که در آن به من وحی نشده است، نمی شوم.»
این قبیل روایات، دلالت بر آن دارند که تعیین قیمت، وظیفه حاکم نیست و تنها می تواند محتکر را به فروش کالا موظف نماید و وظیفه تعیین قیمت را ندارد مگر در دو مورد: اول آنکه شخص محتکر قیمت کالای خود را به حدی زیاد اعلام نماید که مردم قادر به خرید کالا نباشند و دوم آنکه با قیمت اعلام شده، محتکر مورد اجحاف قرار گیرد که در این دو صورت، حاکم موظف به قیمت گذاری است.[۱۹]
گستره احتکار در اسلام
موضوع مهم دیگر در مسئله احتکار که محل بحث و گفتگو فقهای مختلف است آن است که آیا احتکار تنها شامل طعام می شود یا اینکه غیر طعام را نیز شامل می شود؟ برخی از فقها معتقدند که احتکار در اسلام، تنها شامل مواد غذایی و طعام می شود. این گروه برای ادعای خود، دو دلیل را اقامه کرده اند. اول: آنکه هنگامی که لفظ احتکار به کار می رود، احتکار طعام به ذهن متبادر می شود. دوم آنکه روایاتی وجود دارد که در آن، لفظ احتکار طعام به کار رفته است که در اینجا فقط به یک روایت اکتفا می کنیم:
امام صادق (ع) می فرماید: «اَلْحُکْرَهُ أَنْ تَشْتَرِیَ طَعَاماً لَیْسَ فِی اَلْمِصْرِ غَیْرُهُ فَتَحْکِرَهُ فَإِذَا کَانَ فِی اَلْمِصْرِ طَعَامٌ أَوْ یُبَاعُ غَیْرُهُ فَلاَ بَأْسَ أَنْ یُلْتَمَسَ بِسِلْعَتِهِ اَلْفَضْلُ؛[۲۰] احتکار این است که طعامی بخری که در شهر غیر از آن نیست و آن را برای بالا رفتن قیمت احتکار کنی، پس اگر در شهر طعام و متاعی غیر از آن باشد، عیبی ندارد که به دنبال بالا رفتن قیمت کالای خود باشی.» در این روایت از واژه طعام برای احتکار استفاده شده است.
گروهی از فقها از جمله شیخ طوسی معتقدند که موارد احتکار شامل گندم، جو، خرما، کشمش و روغن است و غیر از این اقلام را را شامل نمی شود.[۲۱]
اکثر فقها با استناد به کلام امیر المومنین (ع) در نامه خود به مالک اشتر که احتکار را منحصر در کالای خاص نکرده، آن را شامل طعام و غیر طعام می دانند. امام (ع) در این نامه درباره حکم احتکار در اسلام می فرماید:
فَامْنَعْ مِنَ اَلاِحْتِکَارِ فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ و سَلَم) مَنَعَ مِنْهُ… فَمَنْ قَارَفَ حُکْرَهً بَعْدَ نَهْیِکَ إِیَّاه فَنَکِّلْ بِهِ وَ عَاقِبْهُ فِی غَیْرِ إِسْرَافٍ؛[۲۲] از احتکار جلوگیری کن همانگونه که رسول خدا (ص) از آن جلوگیری می کرد… پس هر که بعد از امر تو به ممنوعیت احتکار، آن را انجام دهد، او را بدون زیاده روی مجازات کن.»
طبق این نظر، احتکار در اسلام با توجه به روایت امام علی (ع) که مطلق است، شامل تمامی اقلام و کالاهای مورد نیاز مردم می گردد و روایات وارد شده که مقید هستند و تنها طعام را جزء احتکار می دانند مربوط به زمان گذشته بود که اقلام ذکر شده قوت غالب مردم به شمار می آمدند و احتکار نیز تنها در موارد فوق صورت می گرفت، اما امروزه که نیاز مردم متنوع شده و گسترش یافته، موارد احتکار در اسلام شامل تمامی اقلام و کالای مصرفی مردم می شود.
آیت الله خویی، صافی گلپایگانی و وحید خراسانی و دیگر فقها این قول را پذیرفته اند. لذا تعیین و تشخیص اینکه چه کالایی احتکارش جایز نیست، با توجه به احتیاج مردم و مسائل اقتصادی و اجتماعی و عادات هر کشور بر عهده حاکم عادل است.
شرایط احتکار در اسلام
احتکار در اسلام، دارای شرایط و ملاک هایی است یعنی زمانی می توان حبس و نگهداری اموال را احتکار نامید که شرایط زیر محقق شود:
الف ) نیاز مردم به کالای احتکار شده.
ب) اینکه فروشنده و عرضه کننده ی دیگری نباشد که مردم بتوانند از او کالای خود را تهیه کنند که در اصطلاح فقهی به آن، شرط عدم باذل طعام گفته می شود.[۲۳]
دلیل فقهی برای شرط بودن این دو مورد، روایت صحیح حلبی از امام صادق (ع) می باشد:
«سَأَلْتُهُ عَنِ اَلرَّجُلِ یَحْتَکِرُ اَلطَّعَامَ وَ یَتَرَبَّصُ بِهِ هَلْ یَجُوزُ ذَلِکَ فَقَالَ إِنْ کَانَ اَلطَّعَامُ کَثِیراً یَسَعُ اَلنَّاسَ فَلاَ بَأْسَ بِهِ وَ إِنْ کَانَ اَلطَّعَامُ قَلِیلاً لاَ یَسَعُ اَلنَّاسَ فَإِنَّهُ یُکْرَهُ أَنْ یَحْتَکِرَ اَلطَّعَامَ وَ یَتْرُکَ اَلنَّاسَ لَیْسَ لَهُمْ طَعَامٌ؛[۲۴] حلبی می گوید از امام صادق (ع) پرسیدم: آیا مردی که مواد غذایی را احتکار می کند این کار درست است؟ [ایشان پاسخ دادند:] اگر مواد غذایی فراوان باشد اشکالی ندارد و اگر مواد غذایی کم باشد به طوری که مردم در سختی باشند، این کار کراهت دارد و حال آنکه مردم مواد غذایی ندارند.»
از روایت بالا دو شرط مذکور استفاده می شود که در صورت نیاز مردم و نبودن کسی دیگر که آنها بتوانند آذوقه مورد نیاز خود را از او تهیه کنند، احتکار ممنوع شده است.
ج) شرط زمانی و مکانی
چون در برخی روایات، مدت احتکار را برای زمانی که کالای فراوان است، چهل روز و برای زمانی که سختی و قحطی است، سه روز قرار داده اند، برخی گمان کرده اند کمتر از آن زمان، احتکار محسوب نمی شود اما این نظر، از سوی بسیاری پذیرفته نشده است.
فقهای بسیاری از جمله شیخ مفید، علامه حلی و محقق حلی این نظر را نپذیرفته اند و معتقدند که احتکار حد و اندازه ای ندارد و در هر زمان که نیاز مردم به طعام وجود داشته باشد، احتکار نیز وجود دارد چه قبل از چهل روز (در هنگامی که کالا فراوان باشد) و چه قبل از سه روز (زمان کمبود کالا). امام خمینی نیز این نظریه را قبول نکرده اند و در این مورد فرموده اند: این حدیث با بعضی از احادیث دیگر منافات دارد و علاوه بر آن بسیار بعید است که شارع مقدس اسلام رضایت بدهد که مردم سه روز در سختی و بلا بسر ببرند.[۲۵]
جمع بندی
احتکار به معنای نگه داشتن و ذخیره کالا به قصد گرانتر فروختن آن است و در صورت نیاز شدید مردم به کالای احتکار شده، احتکار در اسلام حرام است. برای اثبات حرمت احتکار در اسلام، به برخی دلایل قرآنی و روایی اشاره شد. حاکم اسلامی می تواند محتکر را مجبور به فروش کالای خود کند. طبق نظر بسیاری، احتکار در اسلام با توجه به شرایط می تواند شامل هر کالایی بشود. نیاز مردم و نبود کالای مشابه، شرط حرمت احتکار در اسلام می باشد.
پی نوشت ها
[۱] ابن منظور، لسان العرب، ج۴، ص۲۰۸.
[۲] انصاری، المکاسب، ج۴، ص۳۶۳.
[۳] فقهی، احتکار با رویکردی به آرای امام خمینی (ره)، ج۱، ص۱۹۶.
[۴] خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، ص۵۳۴.
[۵] نجفی، جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۸۰.
[۶] النساء/۲۹.
[۷] صالح، احتکار یا خیانت به جامعه،ج ۱، ص۱۳۶.
[۸] الهمزه/ ۴ـ۱.
[۹] قرائتی، تفسیر نور، ج۱۰، ص۵۹۴.
[۱۰] التکاثر/۱و۲.
[۱۱] حسینی شاه عبد العظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۱۴، ص۳۲۹.
[۱۲] پاینده، نهج الفصاحه، ج۱، ص۲۷۸.
[۱۳] مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۷۷.
[۱۴] حرعاملی، وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۴۲۸.
[۱۵] بروجردی، جامع احادیث شیعه، ج۲۳، ص۱۱۰.
[۱۶] آمدی، غرر الحکم، ج۱، ص۶۰۷.
[۱۷] صدر، احتکار از دیدگاه فقه و اقتصاد، ج۱، ص۹۷.
[۱۸] حرعاملی، وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۴۳۱.
[۱۹] آذری قمی، گرانفروشی و احتکار، ج۱، ص۲۵۸.
[۲۰] صدوق، من لا یحضره فقیه، ج۳، ص۲۶۶.
[۲۱] آذری قمی، گرانفروشی و احتکار،۱۳۷۳ ش، ج۱،ص۲۶۰.
[۲۲] شریف رضی، نهج البلاغه، ص۳۷۷.
[۲۳] خمینی، تحریر الوسیله، ج۳، ص۴۱۵.
[۲۴] حرعاملی، وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۴۲۴.
[۲۵] خمینی، تحریر الوسیله، ج۳، ص۴۱۵.
منابع
قرآن کریم.
آذری قمی، احمد، گرانفروشی و احتکار، قم، دارالعلم، ۱۳۷۳ش.
آمدی، عبدالواحد، غررالحکم، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۳ش.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الاحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
انصاری، مرتضی، المکاسب، قم، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۲۰ق.
بروجردی، سید حسین، جامع احادیث شیعه، قم، المهر، ۱۴۲۲ق.
پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، قم، انصاریان، ۱۳۸۳.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام، ۱۴۲۶.
حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشر، تهران، آذرنیا، ۱۳۹۳ش.
خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۳.
صالح عبدالله، محمد، احتکار یا خیانت به جامعه، ترجمه فهمیم کرمانی، تهران، صدر، ۱۳۵۴ش.
صدر، کاظم، احتکار از دیدگاه فقه و اقتصاد، تهران، ۲۲ بهمن، ۱۳۶۲ش.
صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، جامعه المدرسین، ۱۴۰۴ق.
فقهی، محمدرضا، احتکار با رویکردی به آرای امام خمینی، تهران، موسسه چاپ و نشر عروج، تهران، ۱۳۹۰.
قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز درس هایی از قرآن، ۱۳۸۷ش.
محقق داماد، سید مصطفی، تحلیل و بررسی احتکار از نظر فقه اسلام، تهران، اندیشه نو در علوم انسانی، ۱۳۶۲ش.
نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، قم، دارالکتب، ۱۳۹۲ش.
منبع اقتباس: میرزایی، محمد معین، احتکار و احکام آن در فقه امامیه، نشریه پژوهش های مطالعات اسلامی معاصر، ش ۵، ۱۴۰۲، ص۵۴ـ۳۲.