جایگاه و منزلت نجاشی حاکم حبشه نزد پیامبر و مسلمانان

جایگاه و منزلت نجاشی حاکم حبشه نزد پیامبر و مسلمانان

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

نجاشى حاکم حبشه شخصیت عاقلی بود که با دقت در حقیقت اسلام ، راه حق را به آسانی پیدا نمود، و با تمام توان از مهاجران مسلمان حمایت کرد، نجاشی لقب عمومى پادشاهان حبشه است. تاریخ نویسان، نام حاکم حبشه در زمان رسول الله (صلى الله عليه و آله) را «اصحمه» ذکر کرده اند، و ایشان را مدافع مهاجران نخست اسلام به سر زمین حبشه می دانند و گفته‏ اند: نجاشی از نامه رسول خدا استقبال نمود و به دین اسلام مشرف شد. [1]

نجاشی حاکم حبشه شان نزول آیه 199 آل‏ عمران

برخى مفسران شیعی و اهل سنت بر این باورند که شان نزول آيه 199 آل‏ عمران نجاشی حاکم حبشه است، ایشان افزون بر اینکه به پیامبران سابق اعتقاد داشته است، به رسول گرامی اسلام به عنوان آخرین فرستاده الاهی باور عمیق و ایمان وثیق داشته است.[2] همچنين آيه 43 سوره رعد را نیز مربوط به نجاشی و طرفدارنش می دانند آنها در عین حال که مسلمان نبودند و دین مسیحی را داشتند بر رسالت رسول الله (صلى الله عليه و آله) شهادت دادند.[3]

و از آیات دیگر که گفته اند مربوط به نجاشی و یاورانش است آيات 82 و 83 سوره مائده است، آنها پس از شنيدن آيات دلنواز قرآن کریم و معرفت حق، چنان تحت تاثیر قرار می گیرند که اشك شوق از چشمانشان جاری می گردد.[4]

جایگاه نجاشی حاکم حبشه در میان مسلمانان

نجاشی حاکم حبشه همیشه جایگاه بلندی در نگاه مسلمانان داشته است و در طول تاریخ اسلام مسلمانان از ایشان به نیکی و عظمت یاد کرده اند، ایشان به نامه پیامبر (صلی الله علیه و آله) جواب مثبت می گویند و بدون مقاومت و اشکال و شبهه دعوت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و دین مبین اسلام را می پذیرد و از مهاجرین مسلمان که از ظلم و تعدی مشرکان قریش به ستوه آمده بودند و به سر زمین حبشه پناه بردند حمایت کرد و درخواست نمایندگان مشرکان را با صراحت تمام رد نمود، تا جای مورد اعتماد پیامبر اسلام (صلی الله عليه و آله) قرار گرفت که پیامبر از ایشان می خواهد که ام حبیبه دختر ابوسفیان را به عقد آن حضرت در آورد.

جواب نجاشی به نمایندگان قریش

از صفات شایسته ای نجاشی حاکم حبشه حق مداری اوست، او سخن جعفر پسر عموی  پیامبر (صلی الله علیه  و آله) و سخنگوی مهاجران مسلمان را با دقت گوش داد و بدون کوچکترین تردید از آنها حمایت نمود، وقتی جعفر پسر ابو طالب دیدگاه  اسلام در موضوعات مهم را به ایشان در حضور نمایندگان قریش اعلام نمود، نجاشی محتوای پیام  و ارزش های اسلامی را دریافت و در آخر فرمود:

« از آن چه كه پيامبرتان از جانب خدا آورده است چيزى مى ‏دانى؟ جعفر گفت: بله! گفت: برايم بخوان. جعفر آغاز سوره «كهيعص»  را قرائت نمود. نجاشى آن قدر گريست كه محاسنش خيس شد.

و اسقف ‏ها نيز كه گوش فرا داده بودند، گريستند و مصاحفى كه جلوى دستشان بود خيس گرديد. سپس نجاشى به آنان گفت: اين سخنان و آن چه كه عيسى- عليه السلام- آورده است، هر دو از يك منبع فروزان مى‏ تراود [آن گاه خطاب به نمايندگان قريش گفت:] برويد سوگند به خدا! محال است اين ها را به شما تحويل دهم.[5]

نامه پیامبر به نجاشی حاکم حبشه

طبق گزارش برخی منابع تاریخی مانند ابن سعد در طبقات الکبری، هنگامى كه پيامبر (صلى ‏الله ‏عليه‏ و آله) در ذى حجه سال ششم، از صلح حديبيه بر گشت، سفيرانى نزد پادشاهان فرستاد و براى آنان نامه نوشت و به اسلام دعوتشان كرد. به ايشان گفته شد: اى رسول خدا! پادشاهان، نامه بدون مهر را نمى ‏خوانند.

پس پيامبر (صلى‏ الله ‏عليه ‏و آله) در همان روز، يك انگشتر نقره ‏اى تهيه كرد كه نقش آن، سه كلمه «محمد رسول الله» بود و نامه ‏ها را با آن مهر زد. شش سفير، در يك روز [از مدينه‏] بيرون رفتند و اين در ماه محرم سال هفتم بود. هر يك از آن فرستادگان، به زبان همان مردمى سخن مى‏ گفتند كه پيامبر خدا او را به سوى آنان فرستاده بود.

نخستين سفيرى كه پيامبر خدا اعزام كرد، عمرو بن اميه ضمرى بود كه او را با دو نامه، به سوى نجاشى روانه كرد. در يكى از آن دو نامه، نجاشى را به اسلام دعوت كرده بود و برايش آياتى از قرآن نوشته بود. نجاشى، نامه پيامبر خدا را گرفت و بر ديدگان خود نهاد و براى ابراز تواضع، از تخت فرود آمد و روى زمين نشست. وى اسلام آورد و شهادتين بر زبان راند و گفت: اگر مى ‏توانستم به حضورش بيايم، حتما مى ‏آمدم.

و آن گاه، نامه ‏اى حاكى از اجابت حق و تصديق و اسلام آوردن خود به دست جعفر طیار و سر فرود آوردن در برابر خداوند پروردگار جهانيان، به پيامبر خدا نوشت.

در نامه دوم، پيامبر خدا به نجاشى فرموده بود كه ام حبيبه، دختر ابوسفيان بن حرب، را به عقد ايشان در آورد. ام حبيبه همراه شوهر خود، عبيد الله بن جحش اسدى، به حبشه مهاجرت كرده بود؛ ولى عبيد الله در حبشه مسيحى شد و همان ‏جا در گذشت. پيامبر (صلى‏ الله‏ عليه ‏و آله) همچنين در آن نامه، به نجاشى فرموده بود تا وسيله بازگشت اصحابش را كه در حبشه بودند، فراهم سازد و آنان را روانه كند.

نجاشى طبق دستور، پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله و سلم) ام حبيبه دختر ابوسفيان را به ازدواج پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) در آورد و چهار صد دينار مهريه برايش تعيين كرد و وسايل بازگشت ياران پيامبر (صلى ‏الله‏ عليه ‏و آله) را نيز فراهم ساخت و آنان را به وسيله دو كشتى، همراه عمرو بن اميه ضمرى روانه كرد. آن گاه، جعبه‏ اى از عاج خواست و هر دو نامه پيامبر (صلى ‏الله ‏عليه‏ و آله) را در آن نهاد و گفت: تا زمانى كه اين دو نامه در حبشه باشد، اين كشور همواره در خير و بركت خواهد بود.

نامه نجاشى حاکم حبشه به پيامبر

به نام خداوند بخشنده مهربان، نامه ‏اى است به سوى «محمد» رسول خدا از «نجاشى».

درود كسى كه جز او خدايى نيست، درود كسى كه مرا به اسلام هدايت كرد، بر شما باد! نامه شما را درباره نبوت و بشريت حضرت عيسى زيارت كردم. به خداى زمين و آسمان سوگند! آن‏چه بيان كرده بوديد، عين حقيقت است و من هيچ مخالفتى با آن ندارم؛ از حقيقت آيين شما آگاهى يافتم و درباره مسلمانان مهاجر نيز، تا آن‏جا كه مقتضيات ايجاب مى ‏كرد، خدمات لازم به عمل آمدز

من اكنون با اين نامه گواهى مى ‏دهم كه شما فرستاده خدا و شخص راست‏ گويى هستيد كه كتاب‏ هاى آسمانى او را تصديق مى ‏كنند و من در حضور پسر عموى شما (جعفر بن ابى طالب) مراسم اسلام و ايمان و بيعت را انجام دادم. من براى ابلاغ پيام و اسلام خود، فرزندم «رارها» را رهسپار محضر مقدستان كرده و صريحا اعلام مى‏ دارم كه من جز خود، ضامن كسى نيستم و اگر دستور فرماييد خودم رهسپار خدمت پرفيضتان شوم، درود بر شما، اى پيامبر خدا![6]

مرگ نجاشى‏ حاکم حبشه

خبر درگذشت نجاشى حاکم حبشه از حبشه به مدينه مى‏رسد. پيامبر به يارانش مى‏فرمايد: «برخيزيد و بر برادرتان نجاشى نماز جنازه بگزاريد». يكى كه تعجب كرده است به ديگرى مى‏ گويد: «به ما دستور مى ‏دهد تا بر غريبه ‏اى حبشى نماز بگزاريم؟!» چنين وحى مى ‏آيد:

وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خاشِعِينَ لِلَّهِ لا يَشْتَرُونَ بِآياتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِيلًا، أُولئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ، إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ. [7]

و بي گمان از اهل كتاب البته كسانى هستند كه به خدا ايمان مى ‏آورند و به آنچه بسوى شما فرود آمد و آن چه بسوى ايشان فرود آمد در حالي كه براى خدا فروتنند، آيات خدا را به بهاى اندك نمى ‏فروشند، اينان هستند كه مزدشان را نزد پروردگارشان دارند، بي گمان خدا زود حساب است.[8]

جمع بندی

با توجه به داده های تاریخی، نجاشی حاکم حبشه انسان حق جو و منصف بود که با دعوت پیامبر اسلام (صلی الله علیه  و آله) مشرف به دین اسلام گردید و راه درستی را انتخاب کرد، از مسلمانان مهاجر حمایت نمود و مورد اعتما پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرار گرفت، رسول خدا و مسلمانان از راه دور بر جنازه اش نماز خواند.

پی نوشت ها

[1]. السيرة النبويّه، ابن‏هشام، ج 1، ص 33

[2]. جامع ‏البيان، ج 3، جزء 4، ص 289؛ الجامع لاحكام‏ القرآن، قرطبى، ج 4، ص 205

[3]. الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج 9، ص 220

[4]. اسباب‏النزول، واحدى، ص 116؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج 6، ص 165

[5] . السيرة النبويه،  1/ 338- 334.

[6] . الطبقات الكبرى، ج 1، ص 259.

[7] . اسباب النزول، 94: به روايت أنس.

[8] . آيه 199. تفسير فى ضلال، جلد 4، صفحه 422.

منابع

  1. جامع البيان عن تاويل آى القرآن، ابوجعفر محمد بن جرير الطبرى جامع البيان 310 ق دارالفكر، بيروت، 1415 ق.
  2. الجامع لاحكام القرآن، محمد بن احمد الانصارى القرطبى الجامع لاحكام القرآن، قرطبى 671 ق دار الكتب العلمية، بيروت، 1417 ق.
  3. اسباب النزول على بن احمد بن محمد بن على الواحدى اسباب النزول، واحدى 468 ق دار الحديث، قاهره.
  4. السيره النبويه، عبد الملك بن هشام الحميرى المعافرى (م 218)، تحقيق مصطفى السقا و ابراهيم الابيارى و عبد الحفيظ شلبى، بيروت، دار المعرفة، بى تا.
بدون دیدگاه