جایگاه و منزلت زن در جاهلیت و پیش از بعثت

جایگاه و منزلت زن در جاهلیت و پیش از بعثت

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

مطابق گزارشات تاریخی، زن در جاهلیت و پیش از اسلام، هیج جایگاهی و منزلت اجتماعی نداشته بود و حتی به عنوان کالا و اموال قابل انتقال به ارث می رسید. قرآن کریم در این باره می­ فرماید: «يايُّها الَّذينَ ءامَنوا لا يَحِلُّ لَكُم ان تَرِثوا النّساءَ كَرهًا ….»[1]

در دوران جاهلیت به طوری که در تاریخ و در روایات آمده رسم چنین بوده که همسر مردی که فوت می کرده اگر مادر وراث نبود، جزء ارث به حسابش می‌ آوردند، ورثه، او را نیز مانند اموال میت به ارث می‌ بردند، و در اینکه کدامیک از ورثه، همسر میت را ارث ببرد رسم چنین بود که هر کس می‌ خواست، جامه ‌ای بر سر او می‌ انداخت، و زن از آن او می‌ شد، اگر دلش می‌ خواست با او ازدواج می‌ کرد، آنهم بدون مهریه، چون او را ارث برده بود، و اگر علاقه ‌ای به این کار نمی‌ داشت نزد خود نگه می‌ داشت تا به نحوی از او استفاده مادی کند، یا شوهرش دهد، و مهریه اش را بگیرد و خرج کند، و یا اگر خواستگاری نمی‌ داشت- در خانه اش بماند و بمیرد تا اموالش را- اگر مالی داشت- بارث ببرد.[2]

زنده‏ به‏ گور كردن زن در جاهلیت

يكى از دردناك ترين و وحشيانه ‏ترين پديده‏ هاى عصر جاهليت عرب پديده «واد» است كه در قرآن مجيد مكرر به آن اشاره شده است. گرچه بعضى معتقدند كه اين جنايت در همه قبایل عرب جاهلی عموميت نداشته، و تنها در قبيله « كند» (يا بعضى از قبائل ديگر) بوده است، ولى مسلما مساله نادرى نيز محسوب نمى ‏شده، و گرنه قرآن با اين تاكيد و به طور مكرر، روى آن صحبت نمی ‏كرد. به هر حال اين كار به قدرى وحشتناك است كه حتى موارد نادر آن، قابل دقت و بررسى است.

مفسران گفته ‏اند: در جاهليت عرب، هنگامى كه وقت وضع حمل زن فرا مى ‏رسيد، حفره ‏اى در زمين حفر مى‏ كرد و بالاى آن مى‏ نشست، اگر نوزاد دختر بود، آن را در ميان حفره پرتاب مى‏ كرد، و اگر پسر بود، آن را نگاه مى‏ داشت، لذا يكى از شعراى آن ها در همين زمينه با لحن افتخار آميزى مى‏گويد:

سميتها اذا ولدت تموت‏ و القبر صهر ضامن ذميت‏

” نام آن نوزاد دختر را به هنگام تولد«تموت»(يعنى مى‏ ميرد در مقابل يحيى كه مفهومش اين است كه زنده مى‏ ماند) گذاشتم!* و قبر داماد من است كه او را در بر گرفته و خاموش ساخته است”![3].

عوامل و انگيزه ‏ها در زنده‏ به‏ گور كردن دختران

زنده به گور كردن دختران و بطور كلى كشتن فرزندان در ميان عرب جاهلی‏، به خاطر انگيزه‏ هاى گوناگونى صورت مى ‏گرفت و ما در اينجا با استفاده از قرآن كريم به سه انگيزه اشاره می ‏كنيم:

1- زن در جاهلیت و تعصب 

عرب‏ ها قومى جنگجو بودند و همواره در ميان قبايل مختلف جنگ‏ هايى در مى ‏گرفت و گاهى جنگ ميان دو قبيله چندين سال ادامه مى ‏يافت كه يك نمونه آن جنگ فجار بود كه بيش از چهار سال طول كشيد[4].

در اين جنگ ‏هاى طولانى گاهى دخترانى از يك قبيله اسير قبيله ديگر می ‏شدند و اين براى آنان بسيار ناراحت كننده و مايه ننگ و رسوايى بود. به همين سبب به هر نحوى بود جنگ را ادامه می ‏دادند تا آنها نيز از طرف مقابل اسير بگيرند. براى همين‏ بود كه آنها دختر داشتن را براى خود ننگ و خوارى می ‏انگاشتند.

برخى از قبايل عرب جاهلی جهت رهايى از اين ننگ و رسوايى دختران را در همان آغاز كه محبتشان در دل آنها جا نگرفته می ‏كشتند و بدين گونه خودشان را از عواقب بعدى آن خلاص می ‏كردند. البته محبت پدرى گاهى آنها را از اين كار باز می ‏داشت و آنها ترديد داشتند كه آيا اين دختر را نگه دارند يا دفن كنند.

قرآن كريم در اين باره می ‏فرمايد: وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى‏ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ. يَتَوارى‏ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى‏ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ‏ (نحل/ 58- 59)

و چون يكى از آنها به زاده شدن دختر مژده داده مى‏ شد، صورت او سياه می ‏گرديد و خشم خود را فرو می ‏خورد. از بدى آنچه به او مژده داده شده از مردم پنهان می ‏شد، آيا او را با خوارى نگه دارد و يا او را در خاك نهان سازد؟ آگاه باشيد كه بد است آنچه داورى می ‏كنند.

2- ترس از گرسنگی

یکی از محرومیت های زن در جاهلیت ترس از گرسنگی بوده است، از این جهت انگيزه ديگر عرب‏ جاهلی در قتل فرزندان دختر شان فقر و تنگدستى بود. گاهى فرزندان بيشترى به دنيا می ‏آوردند و نمی ‏توانستند غذاى آنان را تأمين كنند و لذا بعضى از آنها را می كشتند.

قرآن كريم در اين باره می ‏فرمايد: وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ‏ (انعام/ 151)؛ و فرزندان خود را از تنگدستى مكشيد، ما شما و آنان را روزى می ‏دهيم.

البته اگر مى‏ خواستند از فرزندان خود كسى را براى اين كار انتخاب كنند دختران را انتخاب می ‏كردند و پسران را باقى مى ‏گذاشتند چون پسران كار می ‏كردند و خرج خود را در می ‏آوردند و حتى به خانواده كمك می ‏كردند ولى دختران فقط مصرف كننده بودند.

3- قربانى كردن جهت بت‏ ها

زن در جاهلیت به اندازه محروم و ناچیز شمرده می شد که آنها را برای بت ها  قربانی می کردند، يكى ديگر از انگيزه ‏هاى اعراب جاهلى در كشتن‏ فرزندانشان، نزديك شدن به بت‏ها و شفاعت خواهى از آنان بود. آنها به تحريك كاهنان و سدنه بت‏ ها، گاهى فرزندان خود را قربانى مى‏ كردند و آن را كارى پسنديده مى‏ دانستند و به آن افتخار مى‏كردند و لذا در قرآن كريم چنين آمده كه قتل فرزندان در نظر آن ها جلوه داده شده بود: وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ‏ (انعام/ 137)؛ و همچنين براى بسيارى از مشركان، شريكانشان (از بت ‏ها يا خادمان بتخانه) كشتن فرزندانشان را جلوه دادند تا آنان را هلاك كنند و دينشان را بر آنان پوشيده سازند.

قرآن كريم در آيه ديگرى اين كار را مايه خسران و ناشى از نادانى مى‏داند: قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ‏ (انعام/ 140)، همانا كسانى كه از روى سفاهت و نادانى فرزندان خود را كشتند، زيان كردند.

در ميان انگيزه‏ها از همه مهم‏تر، انگيزه نخست بود، و عرب‏ها به خاطر رهايى از ننگ دختر داشتن، آنها را زنده به گور مى‏ كردند و به اين كار «وأد البنات» و به دختر زنده به گور شده «موؤوده» مى‏ گفتند. و «وأد» در اصل به معناى صداى كوبيدن پا به زمين است، گويا عرب‏ ها پس از ريختن خاك روى دختر، پاهاى خود را بر آن مى ‏كوبيدند تا سفت شود.

در قرآن كريم، از اين عمل سخت انتقاد شده و اعلام گرديده است كه در روز قيامت راجع به «موؤوده» از كسانى كه اين كار را انجام داده ‏اند بازخواست خواهد شد و آنها مسئول كشته شدن اين كودكان بى‏گناه خواهند بود. وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ‏ (تكوير/ 8- 9)، و آن گاه كه راجع به دختر زنده به گور شده مى‏ پرسند كه به كدام گناه كشته شده است؟

همچنين در آيه‏اى از قرآن كه راجع به بيعت زنان با پيامبر اسلام (ص) است، يكى‏ از مواردى كه بايد آن زنان به آن ملتزم باشند، اين است كه آنها نبايد فرزندان خود را بكشند: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ عَلى‏ أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً وَ لا يَسْرِقْنَ وَ لا يَزْنِينَ وَ لا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَ‏ (ممتحنه/ 12)، اى پيامبر! هنگامى كه زنان مؤمن نزد تو می ‏آيند كه با تو بيعت كنند با اين شرط كه چيزى را براى خدا شريك قرار ندهند و دزدى و زنا نكنند و فرزندانشان را نكشند (با آنها بيعت كن).

پيامبر خدا بارها مردم را از اين كار نهى كرده و به شدت با آن مبارزه نمود. نهى النبيّ عن عقوق الامهات و وأد البنات‏[5].

پيامبر خدا (ص) از عاق شدن به مادران و زنده به گور كردن دختران نهى كرد.

از نظر اسلام زنده به گور كردن دختر، قتل نفس شمرده شد و كسى كه چنين كند بايد قصاص شود و در آخرت نيز مؤاخذه خواهد شد و از اين گذشته اسلام فرهنگ مردم را كه به زن با ديده حقارت مى‏نگريستند عوض كرد و به زنان جايگاه شايسته‏اى داد و محبّت به آنان را توصيه كرد.

پس از گسترش اسلام در جزيرة العرب و مسلمان شدن عرب ‏ها، بعضى از آنها كه در گذشته دختران خود را زنده به گور می ‏كردند و يا كسانى كه با اين كار در آن زمان مخالف بودند، پيش پيامبر خدا مى‏آمدند و قصّه ‏هايى نقل مى‏ كردند كه برخى از آن ها در كتاب ‏هاى تاريخى نقل شده است و مادر اين جا چند نمونه از آنها را می آوريم:

1- قيس بن عاصم كه احتمالا پايه گذار اين سنت غلط در ميان عرب ‏ها بود، پس از ظهور اسلام در حالى كه مسلمان شده بود و پيرى سالخورده بود، نزد پيامبر اسلام (ص) آمد و عرضه داشت كه من در جاهليت هر دخترى داشتم زنده به گور كردم و براى هيچ كدام از آنها دلم نسوخت جز يك دختر كه من در سفر بودم و او به دنيا آمده‏ بود و مادرش او را به دايى هايش سپرده بود و نزد آن ها بود كه من از سفر آمدم و از جريان وضع حمل پرسيدم، همسرم به من گفت: بچه مرده به دنيا آمد.

چند سالى گذشت و آن دختر بزرگ شد. روزى نزد مادرش آمده بود، من او را ديدم در حالى كه موهايش را به هم بافته بود و عطر زده بود و گردن بندى از عقيق بر گردنش بود، پس گفتم: اين دختر كيست كه زيبايى و فراست او مرا به شگفتى وادار كرده است؟

همسرم گريه كرد و گفت: اين دختر توست. به تو گفته بودم كه بچه‏ ام مرده به دنيا آمد. اين همان بچه است. من او را به دايى هايش سپرده بودم و اكنون به اين حد رسيده است.

من چيزى نگفتم تا اين كه روزى او را با خود بردم و گودالى كندم. و او را در آن قرار دادم. او مى‏ گفت: پدر جان چه كار مى‏ كنى؟ و من روى او خاك مى‏ ريختم و او مى‏ گفت: پدر مى‏ خواهى مرا زير خاك پنهان كنى؟ مى‏ خواهى مرا اين جا تنها بگذارى و بروى؟ و من كار خود را مى‏ كردم و آن قدر روى او خاك ريختم تا اين كه صدايش قطع شد. من براى هيچ يك از دخترانى كه زنده به گور كرده بودم دلم نسوخته بود، ولى براى او دلم سوخت. در اين جا بود كه اشك از چشمان پيامبر جارى شد و فرمود: اين قساوت است و هر كس رحم نكند به او رحم نمى ‏شود[6].

در روايتى نقل شده است كه قيس از پيامبر پرسيد: براى جبران اين اعمال چه كارى بايد بكنم؟ پيامبر فرمود: در برابر هر دخترى كه كشته ‏اى يك برده آزاد كن. او گفت: من برده ندارم ولى شتر دارم و پيامبر فرمودند: براى هر يك از آنها يك شتر قربانى كن.[7]

نتیجه گیری

با توجه به مستندات تاریخی، زن در جاهلیت هیچ جایگاهی نداشته­ اند و ظلم ها و تعدی های گوناگون بر آن ها می شده که از مهمترین آن ها، زنده به گور نمودن دختران است که لکه ننگی بر دامن آنهاست. قرآن کریم به این جنایت تاریخی تصریح نموده و جنایتکاران آن را به شدت مورد نکوهش قرار داده است.

پی نوشت ها

[1] . نساء (4)، آیه  19،

[2] . طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۴، ص۴۰۲.

[3] . مجمع البيان، جلد 10 صفحه 444.

[4] . جاد المولى، ايام العرب، ص 322.

[5] ( 1)- بحار الانوار، ج 73، ص 343.

[6] ( 1)- ابو الفرج اصفهانى، الاغانى، ج 14، ص 71،

[7] ( 2)- متقى هندى، كنز العمال، ج 2، ص 546 و تفسير قرطبى، ج 91، ص 232.

منابع

  1. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه‏، دار الكتب الإسلامية، ايران- تهران‏، 1371 ه. ش‏
  2. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار( ط- بيروت)، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، دوم، 1403 ق‏.
  3. طبرسى، فضل بن حسن‏، مجمع البيان في تفسير القرآن‏، ناصر خسرو، ايران- تهران‏، 1372 ه. ش‏
  4. جاد المولی‌، محمد احمد و دیگران‌، ایام‌ العرب‌ فی‌ الجاهلیه، ریاض‌، مکتبه الریاض‌ الحدیثه‌. بی تا.
  5. ابو الفرج اصفهانى، الاغانى، دار الكتب العلمية، بيروت 1407.
بدون دیدگاه