جایگاه علم در دین اسلام بسیار ارزشمند است و تفاوت انسان با سایر جانداران در علم و عقل و متصف شدن او به جهل است. سایر حیوانات از دو نعمت عقل و علم بی بهره هستند و با توجه به این که جهل، متضاد علم است، حیوانات به جهل هم متصف نمی شوند.
از دیدگاه دین مبین اسلام جایگاه علم و عقل در حدی است که هدایت و عبادت خداوند متوقف بر آن ها شده است. هم در قرآن کریم و هم در احادیث معصومین (علیهم السلام) از جایگاه علم سخن گفته شده و مردم به سوی یادگیری علم نه تنها تشویق شده بلکه بر امت اسلامی فرض گردیده است.
از امامان معصوم (علیهم السلام) درباره جایگاه علم احادیثی زیادی نقل شده و پیوسته مسلمانان را به فراگرفتن علم توصیه نموده است. امامان معصوم (علیهم السلام) با تبعیت از قرآن ارزش و اهمیت علم را برای مسلمانان و حتی همه بشر به صورت وسیع بیان فرموده اند و بر اساس آیه قرآن کریم که فرموده است: «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ؛[1] (خدا) دانش و حكمت را به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى دهد؛ و به هر كس دانش داده شود، خير فراوانى داده شده است. و جز خردمندان، (اين حقايق را درك نمى كنند، و) متذكر نمى گردند.
امام كاظم (عليه السلام) درباره جایگاه علم فرموده است:
انَّ الزَّرْعَ يَنْبُتُ فى السَّهْلِ وَ لا يَنْبُتُ فى الصَّفا فَكذلِكَ الْحِكْمَةُ تَعْمُرُ فى قَلْبِ الْمُتَواضِعِ وَ لا تَعْمُرُ فى قَلْبِ الْمُتَكَبِّرِ الْجَبّارِ![1]
زراعت در زمين هاى نرم مى رويد، نه روى سنگ ها! همچنين علم و حكمت تنها در قلب متواضعان جوانه مى زند نه در قلب متكبران جبار!
نخستين گام در راه تحصيل دانش فروتنى است، فروتنى در برابر حق، فروتنى در برابر استاد، و در برابر هركس كه بيشتر از انسان مى داند و مى تواند چيزى به او بياموزد.
به همين دليل «جهل» و «تكبر» معمولًا قرين و همراه يكديگرند، متكبران حاضر به اعتراف به جهل نيستند، و حتى اگر واقعيتى با روح تکبر و غرور آن ها نسازد نه تنها آن را انكار مى كنند بلكه با آن به مبارزه بر مى خيزند، سخن حق را از افراد هم رديف يا پايين تر از خود نمى پذيرند، و غالباً در جهل مركب مى مانند.[2]
حدیثی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره جایگاه علم و عقل و جهل نقل شده است که در اینجا آن را می آوریم:
متن حدیث
قَالَ: تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ وَ مُدَارَسَتَهُ تَسْبِيحٌ وَ الْبَحْثَ عَنْهُ جِهَادٌ وَ تَعْلِيمَهُ مَنْ لَا يَعْلَمُهُ صَدَقَةٌ وَ بَذْلَهُ لِأَهْلِهِ قُرْبَةٌ لِأَنَّهُ مَعَالِمُ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ سَالِكٌ بِطَالِبِهِ سُبُلَ الْجَنَّةِ وَ مُونِسٌ فِي الْوَحْدَةِ وَ صَاحِبٌ فِي الْغُرْبَةِ وَ دَلِيلٌ عَلَى السَّرَّاءِ وَ سِلَاحٌ عَلَى الْأَعْدَاءِ وَ زَيْنُ الْأَخِلَّاءِ.
يَرْفَعُ اللَّهُ بِهِ أَقْوَاماً يَجْعَلُهُمْ فِي الْخَيْرِ أَئِمَّةً يُقْتَدَى بِهِمْ تُرْمَقُ أَعْمَالُهُمْ وَ تُقْتَبَسُ آثَارُهُمْ وَ تَرْغَبُ الْمَلَائِكَةُ فِي خَلَّتِهِمْ لِأَنَّ الْعِلْمَ حَيَاةُ الْقُلُوبِ وَ نُورُ الْأَبْصَارِ مِنَ الْعَمَى وَ قُوَّةُ الْأَبْدَانِ مِنَ الضَّعْفِ وَ يُنْزِلُ اللَّهُ حَامِلَهُ مَنَازِلَ الْأَحِبَّاءِ وَ يَمْنَحُهُ مُجَالَسَةَ الْأَبْرَارِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ. بِالْعِلْمِ يُطَاعُ اللَّهُ وَ يُعْبَدُ وَ بِالْعِلْمِ يُعْرَفُ اللَّهُ وَ يُوَحَّدُ وَ بِهِ تُوصَلُ الْأَرْحَامُ وَ يُعْرَفُ الْحَلَالُ وَ الْحَرَامُ .
وَ الْعِلْمُ إِمَامُ الْعَقْلِ وَ الْعَقْلُ يُلْهِمُهُ اللَّهُ السُّعَدَاءَ وَ يَحْرِمُهُ الْأَشْقِيَاءَ وَ صِفَةُ الْعَاقِلِ أَنْ يَحْلُمَ عَمَّنْ جَهِلَ عَلَيْهِ وَ يَتَجَاوَزَ عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ يَتَوَاضَعَ لِمَنْ هُوَ دُونَهُ وَ يُسَابِقَ مَنْ فَوْقَهُ فِي طَلَبِ الْبِرِّ وَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِنْ كَانَ خَيْراً تَكَلَّمَ فَغَنِمَ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً سَكَتَ فَسَلِمَ وَ إِذَا عَرَضَتْ لَهُ فِتْنَةٌ اسْتَعْصَمَ بِاللَّهِ وَ أَمْسَكَ يَدَهُ وَ لِسَانَهُ وَ إِذَا رَأَى فَضِيلَةً انْتَهَزَ بِهَا لَا يُفَارِقُهُ الْحَيَاءُ وَ لَا يَبْدُو مِنْهُ الْحِرْصُ فَتِلْكَ عَشْرُ خِصَالٍ يُعْرَفُ بِهَا الْعَاقِلُ.
وَ صِفَةُ الْجَاهِلِ أَنْ يَظْلِمَ مَنْ خَالَطَهُ وَ يَتَعَدَّى عَلَى مَنْ هُوَ دُونَهُ وَ يَتَطَاوَلَ عَلَى مَنْ هُوَ فَوْقَهُ كَلَامُهُ بِغَيْرِ تَدَبُّرٍ إِنْ تَكَلَّمَ أَثِمَ وَ إِنْ سَكَتَ سَهَا وَ إِنْ عَرَضَتْ لَهُ فِتْنَةٌ سَارَعَ إِلَيْهَا فَأَرْدَتْهُ وَ إِنْ رَأَى فَضِيلةً أَعْرَضَ وَ أَبْطَأَ عَنْهَا لَا يَخَافُ ذُنُوبَهُ الْقَدِيمَةَ وَ لَا يَرْتَدِعُ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِهِ مِنَ الذُّنُوبِ يَتَوَانَى عَنِ الْبِرِّ وَ يُبْطِئُ عَنْهُ غَيْرَ مُكْتَرِثٍ لِمَا فَاتَهُ مِنْ ذَلِكَ أَوْ ضَيَّعَهُ فَتِلْكَ عَشْرُ خِصَالٍ مِنْ صِفَةِ الْجَاهِلِ الَّذِي حُرِمَ الْعَقْلَ.[3]
جایگاه علم و ارزش آن
پيامبر (صلىاللَّه عليه و آله و سلم) فرمود: علم آموزيد كه آموختنش كارى نيك است، گفتگو در باره آن تسبيح خداست، بحث و بررسى آن جهاد به شمار مى آيد، آموزشش به آن كس كه نمى داند صدقه محسوب مى شود.
بذل و بخشش آن به اهلش سبب تقرب به خدا مى گردد؛ زيرا دانش معيار شناسايى حلال و حرام است و دانشجو را به راههاى بهشت مى كشاند و از هراس تنهايى مى رهاند و در غربت دمساز او مى گردد، [دانش] راهنماى امور پنهانى است، اسلحه اى است براى مقابله با دشمنان، زيورى است براى دوستان.
در این حدیث از جهات متعدد به جایگاه علم پرداخته شده و آموختن آن به مثابه جهاد تلقی گردیده است.
جایگاه علم در سرفرازی مردم
خداوند به خاطر دانش، مردمى را سرافراز گرداند تا جايى كه آنان را در امور خير پيشواى ديگران سازد و از ايشان پيروى شود. و كارهايشان مورد توجه قرار گيرد و آثارشان قابل فراگيرى گردد و فرشتگان شيفته دوستى آنانند؛ زيرا دانش، احياگر دلها و روشنگر ديدگان از نابينائى است و سبب قدرت بدنى از سستى و تنبلى مى شود.
و خداوند دارنده دانش را به مقام محبان مى رساند و هم نشينى با نيكان را در دنيا و آخرت نصيبش گرداند. در سايه دانش، خدا را فرمان برند و پرستش نمايند و در سايه دانش، خداشناسى صورت پذيرد و به يگانگى شناخته شود و به وسيله دانش، صله رحم انجام گيرد و حلال و حرام شناسايى شود.
در فراز از حدیث جایگاه علم از نظر آثار آن بازگو شده است. یعنی علم آثار مثبت زیادی در زندگی انسان دارد. علم انسان را بینا کرده و در برابر حقایق قرار داده و انسان را به سوی سعادت دنیا و آخرت رهنمون می شود.
جایگاه علم در برابر عقل
دانش پيشواى عقل است. خداوند عقل را به نيك بختان دهد و از بدبختان دريغ نمايد. صفت خردمند اين است كه در برابر رفتار جاهلانه، بردبارى پيشه سازد و از كسى كه به او ستم نموده درگذرد و نسبت به زيردست خويش فروتن باشد و بر بالادست خود در دست يافتن به كار نيك، سبقت گيرد.
و هر گاه خواهد سخن گويد، تدبر مى نمايد، اگر خوب است بگويد و سود برد و اگر آن سخن، بد است خاموشى گزيند تا سالم بماند و چون با فتنه اى مواجه شود به خدا پناه برد و دست و زبانش را نگاه دارد و چون فضيلتى بيند آن را غنيمت شمارد، شرم و حيا از او جدا نشود و حرص و آزمندى از او بروز ننمايد؛ پس اينها ده خصلت است كه خردمند به وسيله آن ها شناخته مىشود.
در این فراز از حدیث جایگاه علم در برابر عقل به صورت واضح بیان گردیده است؛ به این معنا که علم و دانش، عقل انسان را رهبری می کند و سپس این عقل انسان است که صفات و خصلت های ارزنده را نصیب انسان می گرداند. اعتدال را در رفتار و عمل کرد انسان به وجود می آورد.
صفت جاهل و نادان
صفت نادان اين است كه با هر كس معاشرت نمايد به او ستم كند و بر آن كه زير دست اوست تجاوز نمايد و بر آن كه بالادست اوست گستاخى كند. گفتارش از روى فكر و انديشه نيست، چون سخن گويد گناهكار شود و چون خاموشى گزيند غافل گردد و اگر با فتنه اى مواجه شود به سويش مى شتابد و در دست آن هلاك مى گردد و چون فضيلتى بيند از آن رخ بتابد و كندى گيرد.
از گناهان گذشته اش باكى ندارد و در باقى مانده عمرش دست از گناه برندارد. از كار نيك سستى نمايد و در انجام آن كند باشد، نسبت به آنچه از دست داده يا ضايع ساخته بى اعتناست؛ پس اين ده صفت از صفات نادان است كه از عقل بى نصيب مى باشد.[4]
نتیجه گیری
در دین اسلام جایگاه علم و ارزشمندی آن بسیار واضح و روشن است. حدیثی که بیان شد با کلمات بسیار عالی از جایگاه علم سخن گفته و مطالبی در آن بیان شده که هیچ دانشمندی به آن زبان نگشوده است.
از دیدگاه دین اسلام جایگاه علم مهمترین جایگاهی است که حتی عقل انسان را رهبری می کند. با توجه به آنچه که در این حدیث آمده است انسان باید در تحصیل آن تلاش به سزایی داشته باشد تا از تاریکی های جهل و نادانی، خود و جامعه خود را نجات دهد و عقل خود را با علم مزین نماید؛ زیرا بدون علم عقل انسان نیز کارآمدی خوبی ندارد و انسان جاهل نمی تواند از عقل خود به درستی استفاده کند.
گرد آوری: حمیدالله رفیعی
پی نوشت ها
[1] . سوره بقره، آیه 269
[2] . تحف العقول، صفحه 296.
[3] . يكصد و پنجاه درس زندگى، ص 139.
[4]. تحف العقول، ص 28 – 29 .
[5]. ترجمه تحف العقول، ص 49 – 51.
منابع
1. قرآن کریم،
2. بن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، قم، جامعه مدرسین، چ2، 1404ق.
3. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ترجمه صادق حسن زاده، قم، انتشارات آل علی علیه السلام، چ1، 1382ش.
4. مکارم شیرازی، ناصر، يكصد و پنجاه درس زندگى، قم، نسل جوان، چ3، 1386ش.