جایگاه جوان و جوانی از دیدگاه قرآن و اهل بیت علیهم السلام

جایگاه جوان و جوانی از دیدگاه قرآن و اهل بیت علیهم السلام

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

دین مبین اسلام بیشترین تکیه را بر تربیت جوان و ساماندهی و رسیدگی به امور آنان نموده است و در روایت پیامبر صلی الله علیه و آله و السلام و اهل بیت علیهم السلام بر آن تکیه شده است.

پیامبر گرامی اسلام فرموده‌اند:

اوصیکم بالشبّان خیراً فانّهم ارقُّ افئده؛ یعنی به شما توصیه می‌کنم که به جوانان توجه و عنایت خاص نمایید و در مورد آنان به بهترین وجه رفتار کنید، چرا که آنان قلب‌هایی لطیف و پر فضیلت دارند.

از  تاریخ اسلام به دست می آید که بیشترین استقبال کنندگان از دین مبین اسلام جوانان بوده‌اند و پیامبر همواره بر هدایت و تربیت آنان تأکید داشته اند.

اهمیت جوان و جوانی از نگاه قرآن

از نگاه قرآن کریم مجموع فرایند زندگی انسان در سه مرحله می‌باشد؛ مرحله ضعف کودکی، دوران قوت و قدرت جوانی و مرحله ضعف و ناتوانی پیری.چنانچه می فرماید:

اللّه الذی خلقکم من ضعف ثمّ جعل من بعد ضعف قوه ثمّ جعل من بعد قوه ضعفاً شبیهً یخلق ما یشاء و هو العلیم القدیر.[۱]

خدا همان کسی است که شما را آفرید در حالی که ضعیف بودید، سپس بعد از این ضعف و ناتوانی قدرت بخشید و باز بعد از قوت، ضعف و پیری قرار داد، او هر چه بخواهد می آفریند و اوست عالم و قادر.

آری از نظر قرآن جوانی دوران قدرت است، و جوان بر بلندای قلّه حیات خویش ایستاده و باید از این موقعیت به نحو احسن استفاده کند.

تعبیر بلوغ اشد از  جوان و جوانی

خداوند متعال در آیات متعددی مراحل مختلف حیات بشر را متذکر شده و دوران جوان و جوانی در قرآن تحت عنوان «بلوغ اشد» معرفی گردیده است.

«هو الذی خلقکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقهثم یخرجکم طفلا ثم لتبلغوا اشدکم ثم لتکونوا شیوخا و منکم من یتوفی من قبل و لتبلغوا رجلا مسمی و لعلکم تعقلون.[۲] «اوست خدایی که شما را از خاک (ناچیز) بیافرید و سپس از قطره آب نطفه و آنگاه از خون بسته علقه، سپس شما را از رحم مادر طفلی بیرون آورد تا آنکه به سن رشد و کمال برسید و باز پیری سالخورده می‌شوید و برخی از شما پیش از سن پیری وفات کنید و همه به اجل خود می‌رسید، تا مگر قدرت خدا را تعقل کنید.»

در این آیه مراحل‌ تطور خلقت انسان را از خاک، و دوران جنینى، و دوران حیات در دنیا تا هنگام مرگ، در هفت مرحله بیان شده است، تا هم عظمت قدرت و ربوبیت او روشن شود و هم مواهب و نعمت‌هایش بر بندگان.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید:

لام در جمله «ثم لتبلغوا اشدَّکم» لام غایب و گویا متعلقش حذف شده و تقدیرش این است «ثم ینشئکم لتبلغوا أشدکم» یعنی:پس شما را نشو و نما می‌دهد تا به حد بلوغ برسید و حدّ بلوغ أشد از عمر آدمی آن زمانی است که نیروی بدنی انسان به حدّ کمال می‌رسد.۲

جوان و یادآوری معاد و روز قیامت

یک جوان شایسته از نظر قرآن، هیچ گاه یاد مرگ و روز قیامت و حساب و کتاب اعمال آخرت را فراموش نمی‌کند؛ حضرت لقمان به فرزند جوانش می‌فرماید: «یا بنی انها ان تک مثقال حبه من خردل فتکن فی.[۳] «پسرم اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (عمل خوب یا بد) باشد و در دل سنگی یا در گوشه‌ای از آسمان‌ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت برای حساب) می‌آورد؛ خداوند دقیق و آگاه است.»

بنابر بیان قرآن، حیات انسان شامل دوران رحم، مرحله طفولیت، دوران نوجوانی و سپس مرحله پیری می‌باشد و مرحله جوانی دورانی مهم است و گویا هدف و غایت مراحل قبل می‌باشد چرا که با عبارت «ثمّ لتبلغوا أشدّکم» بیان شده، یعنی «تا اینکه برسید به دوران جوانی».علاوه بر این از منظر، مرز خروج از دنیای کودکی به دنیای نوجوانی نیز مطرح شده است، آنجا که می فرماید:

و إذا بلغ الأطفال منکم الحلم فلیستئذنوا کما استئذن الّذین من قبلهم…[۴] و آنگاه که اطفال شما به حد بلوغ و احتلام رسیدند باید مانند سایر بالغان با اجازه وارد شوند…

از دیدگاه قرآن، آغاز تغییر و تحولات جسمانی دوران بلوغ، مرز خروج انسان از دنیای کودکی ورود به دنیای بزرگسالی است.از این زمان دیگر فرزندان در زمرهٔ کودکان نبوده و باید همچون بزرگسالان مؤدب به آدابی شوند و پدر و مادر اولین کسانی هستند که باید به این امر مهم توجه داشته باشند وبدانند که فرزندانشان دیگر کودک نیست و وارد مرحله مهم و حساسی از زندگی خود شده است؛مرحله‌ای که باید با همدلی و کمک پدر و مادرش آن را سپری کند و به سرانجام برساند.

بلوغ حلم در حقیقت همان دوران نوجوانی و مدخل دنیای جوانی است.دورانی که نو جوان با تغییر و تحولات شدید جسمی، فکری و عاطفی، اخلاقی و اجتماعی روبرو می‌شود.و حتی از دیدگاه برخی روانشناسان عنوان «تولد دوباره» را به خود گرفته است.

به عبارتی می‌ توان گفت:دوران نوجوانی یا بلوغ اشدّ از نظر قرآن دارای مراحلی است که ابتدای‌ آن‌ مرحله‌ بلوغ‌ حلم‌است‌ که‌ همان‌ نوجوان‌ است‌ و‌ کم‌ کم با‌ استقرار‌ عوامل‌ پدیده‌ بلوغ‌ در‌ بدن، مرحله‌ نوجوانی‌ شکل‌ می‌گیر د‌و‌ از‌ دیدگاه‌ قرآن‌ تا‌سن‌ چهل‌ سالگی، انسان در‌ زمرهٔ‌ جوانان‌ می‌ باشد. آن جا که می‌ فرماید:

«و وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امّه کرهاً و وضیته کرهاً و حمله و فصاله ثلاثون شهراً حتی‌ اذا‌ بلغ‌ا شدّه‌ و‌ بلغ‌ أربعین‌ سنه‌ قال‌ رب‌ أوزعنی‌أن‌ أشکر‌ن عمتک…[۵] ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است، تا زمانی که به حد رشد و جوانی رسیده و سپس به چهل سالگی وارد می‌گردد، می‌گوید:خدایا مرا توفیق ده تا شکر نعمتی که به من دادی به جا آورم… .

بلوغ اشدّ به طور کلی دلالت بر مرحله‌ای از حیات انسان می‌کند که در آن قوای جسمانی و عقلانی کم کم به نهایت رشد و استقامت و قوت خود می‌رسد و طبیعتاً منظور دوران جوانی است. ابی بصیر از امام صادق(ع) نقل می کند:

اگر بنده به سن سی و سه سالگی رسید به بلوغ أشد خود رسید و هر گاه به چهل سالگی رسید به منتهای بلوغ رسیده و اگر وارد چهل و یک سالگی شد دیگر در نقصان است.[۶]

تمایل به زیبایی و جمال از خواهش‌ های فطری بشر است که در نوجوانان و جوانان تظاهربیشتری دارد و این نکته از دیدگاه امیر المؤمنین(ع) نیز مطرح گردیده و ایشان در توجه به این حس و پرورش آن عنایت خاصی کرده‌اند.از امام باقر(ع) روایت شده که:

حضرت امیر(ع) به همراه غلام جوان خود قنبر به بازار بزازها مراجعه نموده و دو لباس تهیه می‌نمایند یکی به قیمت سه درهم و یکی به قیمت دو درهم و لباس گرانتر را به غلام می‌دهند.وقتی غلامشان از ایشان می‌خواهند که لباس گرانقدر را خود حضرت تن کنند، ایشان می فرماید:«انت شاب و‌لک شره الشباب»[۷]

یعنی ای قنبر تو جوان هستی و در تو میل و رغبت زیادی به جمال و زیبایی است.[پس لباس نیکوتر را شما بپوش].

الشره یعنی حرص شدید و غلبه حرص؛و در روایت مذکور منظور میل بسیار زیادی به زیبایی و آراستگی می باشد که با پوشیدن لباسی زیبا در غلام جوان ارضا می‌گردد و حضرت امیر(ع) به این امر مهم توجه نموده اند.

در دین مبین اسلام روایات متعددی در مورد پاکیزگی عمومی بدن، رسیدگی به موی سر، صورت، ناخن، لباس، عطر زدن و مسواک زدن و… وجود دارد. امام صادق(ع) نیز فرموده اند:

إلبس و تجمّل فان اللّه جمیل و یحب الجمال و لیکن من حلال؛ لباس نیکو بپوش و آراسته باش که خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد اما باید از راه حلال باشد.

علاوه بر ظاهر، زیبایی معنوی هم در دین اسلام مورد تأکید است.و بهترین لباس در سوره اعراف،لباس تقوی عنوان شده است و حضرت امام صادق(ع) فرموده‌اند:

زین اللباس للمؤمن التقوی و انعمه الایمان و قال اللّه تعالی و لباس التقوی لک خیر.[۸]

زیباترین لباس برای مؤمن لباس تقوی و لطیف ترینشان لباس ایمان است و خداوند متعال فرموده‌اند:لباس تقوی بهترین است.

تزیین و تجمل در نظر اسلام نه تنها یک کار پسندیده بلکه عملی محبوب و دارای ارزش عبارت است.جمال دلپذیر و جذّاب دوران جوانی هم یکی از زیبایی‌های طبیعی بشر است و در این ایام، شور و هیجان و نشاط و عشق و امید، این تمایل را افزایش می‌ دهد.

رهنمود قرآن و اولیای اسلام این است که علاوه بر حمایت از این تمایل،بهتر است توجه به جمال معنوی هم در نظر گرفته شود و جوانان را به سوی آن ترغیب نمود.

جمع بندی

از نگاه اسلام مجموع فرایند زندگی انسان در سه مرحله می‌باشد؛ مرحله ضعف کودکی، دوران قوت و قدرت جوانی و مرحله ضعف و ناتوانی پیری. جوانی بهترین مقطع برای یادگیری و عبادت و سلوک به سوی خداوند است و از این رو اسلام توصیه اش بر تربیت جوانان است، آبادی کشور با جوانان دلسوز و پر استعداد و تلاشگر آن کشور است.

پی نوشت ها

[۱] . روم، ۳۰/۵۴.

[۲] . غافر/سوره۴۰، آیه۶۷.

[۳] . لقمان/سوره۳۱، آیه۱۶.

[۴] . نور، ۲۴/۵۹

[۵] . احقاف،۴۶/۱۵.

[۶] . فیض کاشانی،تفسیر الصافی، ۵/۱۴.

[۷] . بحار الأنوار : ج ۴۰ ص ۳۲۴ ح ۶ . ]

[۸] . مصباح الشریعه و‌مفتاح الحقیقه/۳۰.

منابع

  1. تفسیر الصافی‏، فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى‏، مکتبه الصدر، ایران- تهران‏، ۱۴۱۵ ه. ق‏.
  2. بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار( علیهم السلام)، مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏، ،۱۱۱۰ ه. ق‏، دار إحیاء التراث العربی‏، لبنان- بیروت‏.
  3. مصباح الشریعه، منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم علیه السلام‏، بیروت، ۱۴۰۰ ق‏.
بدون دیدگاه