تناسخ در بودیسم و تفاوت آن با هندوئیسم

تناسخ در بودیسم و تفاوت آن با هندوئیسم

۱۴۰۱-۰۱-۲۷

225 بازدید

تناسخ در بودیسم و دیگر مکاتب هندی، به معنای ورود دوباره روح در جسم های مادی و یا فوق طبیعی (مانند خدایان و فرشتگان) و ادامه حیات آن در آن کالبد جدید است. تناسخ در بودیسم و هندوئیسم به این معنا است که حیات گذشته فرد، نوع کالبد جدید او را تعیین می کند و در بیشتر فرهنگ های معتقد به این اصل، رهایی از چرخه تناسخ، نقطه سعادت به شمار می آید.

به طور کلی، این آموزه در جهان بینی هایی که عالم ماده را پست می دانند و طرد حیات دنیوی را نوعی ارزش می شمرند، به عنوان یک اصل پذیرفته شده است. اما تناسخ در بودیسم تفاوت های مهمی نیز با هندوئیسم دارد که در سیر مطالب این نوشتار، به دو مورد از آنها (تفاوت در مورد آیین های قربانی، و تفاوت در مورد جاودانگی روح) اشاره خواهد شد.

تناسخ در مکاتب هندی

اعتقاد به تناسخ یکی از مهم ترین اصول مکاتب دینی و فلسفی هند به شمار می رود؛ به جز مکتب مادی گرایانه چارواکه.[۱] اصطلاح هندی تناسخ، یعنی «سمساره»، به معنای سرگردانی یا عبور از کیفیات و مراحلی خاص، و در واقع، به معنای چرخه بی آغاز تولد، مرگ و تولد دوباره است که قانون «کرمه» بر آن حکمفرما است.

پیشینه این اعتقاد ظاهراً به بومیان دراویدی هند (پیش از ۱۵۰۰ق.م) باز می گردد.[۲] با هجوم آریاییان و غلبه آنان بر هند، دوران ودایی شکل گرفت که طی آن از تناسخ چندان سخنی در میان نبود. هر چند که در همین دوران نیز نشانه هایی از اعتقاد به بازگشت روح به زمین پس از مرگ وجود دارد، اما وجه برجسته تر، حیات ارواح نیکوکاران در عالمی بالاتر، و حضور ارواح بدکاران در دوزخ است.[۳]

تناسخ در اوپانیشادها

با آنکه بذر اولیه اندیشه تناسخ را پیش از اوپانیشادها و در دوره برهمنه ها می توان یافت، اما نخست در متون اوپانیشادی است که میراث دراویدی احیا می شود و آشکارا سخن از تناسخ به میان می آید.[۴] در اوپانیشادها، آموزه تناسخ با عقیده کهن پاداش اعمال نیک و پادافره اعمال بد در حیات پس از مرگ می آمیزد.[۵] در این متون هنوز مفهوم سمساره چندان مبتنی بر مکروه پنداشتن افراطی دنیا، که پس از اوپانیشادها و از دوره حماسی آغاز می شود، نیست. از این روست که ‌ریاضت و زهد، و حتى در «بهگود گیتا» ترک هر عملی، جهت رهایی از نتیجه آن توصیه شده است.[۶]

اصول چهارگانه تناسخ در هندوئیسم

تناسخ در هندوئیسم مبتنی بر ۴ اصل است:

۱. روح و جاودانگی آن، یعنی جوهره وجودی انسان که درگیر چرخه تناسخ می شود.

۲. جهل انسان که از عوامل تناسخ است.

۳. رهایی که در پی آزادی از چرخه تناسخ حاصل می شود.

۴. قانون «کرمه» یا قانون «علیت اخلاقی» که تعیین کننده کیفیت جسمانی بعدی روح در زندگی آینده است.[۷]

قانون کرمه

کرمه، قانون کنش و واکنش است که بر پایه آن کیفیت زندگی کنونی هر فرد به طور کامل وابسته به اخلاق و رفتار وی در زندگی های پیشین اوست. به بیان دیگر، انسان دقیقاً همان چیزی است که خود، آن را بدان‌گونه ساخته است. این قانونی طبیعی در حوزه اخلاقی، و اصلی گریزناپذیر است که می توان آن را با قانون علیّت در حوزه فیزیک مقایسه کرد.[۸]

در مکتب جین، باور بر این است که از طریق اعمال، گفتار و حتى نیت های ذهنی، گونه ای ماده لطیف و رقیق که کرمه نامیده می شود، تولید می گردد. این ماده کرمه ای به درون روح ریزش می کند و بدان می چسبد و از این رو آلودگی رخ می دهد. در جریان شمار نامتناهی زندگی های پیاپی، ماده کرمه ای در اطراف روح انباشته می شود و روح را کاملاً در خود احاطه می کند. رهایی انسان با زدودن و از بین بردن کرمه به دست می آید و این نیز تنها با متوقف نمودن همه احساسات و فعالیت ها، در پیش گرفتن ریاضت، و مراقبه و تعمق ممکن می شود.[۹]

تناسخ در بودیسم

آموزه بودا که در بستر هندوئیسم شکل گرفت، اعتقاد به تناسخ را به عنوان یکی از اصول مسلّم خود پذیرفت. بودا نیز زندگی را قانون کنش و واکنش، و چرخه تناسخ را در تسلط قانون کرمه می دانست.[۱۰] بر اساس آموزه بودا، علت حیات دوباره دو چیز است: میل به زندگی و نادانی. اگر آدمی بتواند با معرفت یافتن نسبت به چهار حقیقت شریف بودایی و به کار بستن «راه میانه» این دو عامل را از بین ببرد، از چرخه دردناک تناسخ رهایی می یابد.[۱۱]

با این حال آموزه تناسخ در بودیسم ویژگی هایی دارد که آن را از هندوئیسم متمایز می سازد؛ از جمله اینکه بودا انجام شعائر خاص هندویی و آیین های قربانی جهت رهایی از تناسخ را امری بیهوده می دانست[۱۲]؛ و به تعبیر دیگر، قربانی کردن حیوانات را به انجام مراقبه و قربانی کردن «خود» تأویل می کرد.[۱۳]

تفاوت دوم نیز این است که تناسخ در بودیسم، برخلاف تعالیم اوپانیشادی، با اعتقاد به روح و نفسی ثابت و جاودان ارتباط ندارد. همین تفاوت دوم، یکی از بحث برانگیزترین مسائل مکتب بودایی بوده است. زیرا اگر جزء ثابت و پایداری به نام روح وجود ندارد، پس چه چیز از زندگی پیشین به زندگی پسین منتقل می شود؟ به بیان دیگر، چه چیزی این دو زندگی را به یکدیگر پیوند می زند و تأثیرات اعمال گذشته فرد را به زندگی بعدی او منتقل می کند؟

تفسیر آموزه تناسخ در بودیسم

بودا وجود انسان را متشکل از ۵ مجموعه ناپایدار و متغیر می دانست که ترکیبات گوناگون آنها هستی انسان را شکل می دهد. این ۵ مجموعه عبارت اند از: جسم، احساس، ادراک، ساختارهای ذهنی و آگاهی.[۱۴]

براساس تعالیم بودا، مرگ پایان موقت پدیده ای موقت است و نه نابودی کامل انسان، زیرا در هنگام مرگ حیات مادی متوقف می شود، اما قوه کرمه ای که از آن پس به کار می افتد، نابود نشده است.[۱۵] تمامی اعمال آدمی تأثیراتی اعم از خوب یا بد را در ذهن بر جا می گذارند. انباشتگی این تأثیرات، سرشت، شخصیت و گرایش های فرد را شکل می دهد و این روند در لحظه لحظه زندگی فرد اتفاق می افتد.

در لحظه مرگ، با از هم پاشیدگی کالبد مادی، و در نتیجه قدرت کرمه، این فرایند آگاهی که پدیده فیزیکی روانی بی وقفه ای است، بی هیچ درنگی به زندگی دیگری منتقل می شود که شبیه سطح ذهنی و تمایلات و شایستگی های حیات پیشین او بوده است. از آنجا که حیات نوعی ترکیب و تجمع است، اگر قوه ای این عناصر پراکنده را با هم جمع نکند، هیچ‌گونه زندگی دیگری شکل نخواهد گرفت. این قوه همان میل به زندگی مجدد است که هنگام مرگ در فرد وجود دارد و باعث می شود که چرخه حیات دوباره به حرکت درآید.[۱۶]

بودا برای تفهیم این موضوع دشوار، بیشتر از تشبیه استفاده می کرد. برای نمونه، شمعی که با کمک شعله شمع دیگری روشن می شود، یا موجی که بالا و پایین می رود و هر بار شکلی خاص پیدا می کند، نه عیناً همان وجود قبلی خود است و نه کاملاً متفاوت از آن. به همین طریق نیز فردیت های بعدی ای که جایگزین تجسدهای ماقبل خود می شوند، نه با آن یکی هستند و نه متفاوت از آن؛ و بدین سان، بدون آنکه ذات مستقل جاودانه ای وجود داشته باشد، فرایند تناسخ روی می دهد.[۱۷]

نتیجه گیری

آموزه تناسخ در بودیسم، هر چند استمرار یک سنت مشترک میان مکاتب فلسفی و دینی هند است، ولی بودا با تفسیر متفاوتی که از این آموزه داشته، معنای جدید و بحث برانگیزی به آن بخشیده است. تناسخ در بودیسم بر خلاف هندوئیسم نه با آیین های قربانی ارتباط پیدا می کند و نه با اعتقاد به روح جاودانی. بودا قربانی کردن حیوانات را به انجام مراقبه و قربانی کردن «خود» تأویل می کرد.

پی نوشت ها

[۱] . داسگوپتا، A History of Indian Philosophy، ص۷۱

[۲] . کوپر، World Philosophies، ص۱۸

[۳] . نک: داسگوپتا، A History of Indian Philosophy، ص۲۵؛ رادهاکریشنان، Indian Philosophy، ص۱۱۴-۱۱۵؛ دویسن، The Philosophy of the Upanishads، ص۳۱۹

[۴] . رادهاکریشنان، Indian Philosophy، ص۱۳۴؛ دویسن، The Philosophy of the Upanishads، ص۳۲۳

[۵] . داسگوپتا، A History of Indian Philosophy، ص۵۳

[۶] . نک‌: رادهاکریشنان، Indian Philosophy، ص۱۴۷؛ کمث، Philosophy of Life and Death، ص۲۱

[۷] . نک‌: داندکر، The Role of Man in Hinduism، ص۱۲۵-۱۲۹؛ کُنهان راجا، Pre-Vedic Elements in Indian Thought، ص۳۸

[۸] . کمث، Philosophy of Life and Death، ص۲۱

[۹] . نک‌: داسگوپتا، A History of Indian Philosophy، ص۷۳-۷۴؛ رادهاکریشنان، Indian Philosophy، ص۳۲۴-۳۲۵

[۱۰] . کشیپ، Origin and Expansion of Buddhism، ص۲۴

[۱۱] . بهتاچاریه، Early Buddhism، ص۱۶۰

[۱۲] . ناکامورا، Unity and Diversity in Buddhism، ۳۷۸

[۱۳] . شلمن، Early Meaning of Dependent-Origination، ص۳۱۳

[۱۴] . ثیتیلا، The Fundamental Principles of Theravada Buddhism، ص۸۱

[۱۵] . ثیتیلا، The Fundamental Principles of Theravada Buddhism، ص۹۶

[۱۶] . نک‌: کشیپ، Origin and Expansion of Buddhism، ص۲۴؛ رادهاکریشنان، Indian Philosophy، ص۴۴۴؛ بهتاچاریه، Early Buddhism، ص۱۶۴

[۱۷] . نک‌: مکدرموت، Development in the Early Buddhist Concept of Kamma/ Karma، ص۱۴۷؛ کوماراسوامی، Buddha and the Gospel of Buddhism، ص۱۰۸؛ بهتاچاریه، Early Buddhism، ص۱۶۴؛ هامفریز، Buddhism، ص۱۰۷

منابع

۱. Bhattacharya, H. D., «Early Buddhism», History of Philosophy, Eastern and Western, ed. S. Radhakrishnan, London, ۱۹۶۷, vol. I

۲. Coomoraswamy, A. K., Buddha and the Gospel of Buddhism, New Delhi, ۲۰۰۳

۳. Cooper, D. E., World Philosophies, Blackwell Publishing, ۲۰۰۳

۴. Dandekar, R. N., «The Role of Man in Hinduism», The Religion of the Hindus, ed. K. Morgan, New York, ۱۹۵۳

۵. Dasgupta, S., A History of Indian Philosophy, Cambridge, ۱۹۵۱

۶. Deussen, P., The Philosophy of the Upanishads, New York, ۱۹۶۶

۷. Humphreys, C., Buddhism, USA, ۱۹۵۱

۸. Kamath, M. V., Philosophy of Life and Death, Mumbai, ۲۰۰۴

۹. Kashyap, J., «Origin and Expansion of Buddhism», The Path of the Buddha, ed. K. Morgan, New York, ۱۹۵۶

۱۰. Kunhan Raja, C., «Pre-Vedic Elements in Indian Thought», History of Philosophy, Eastern and Western, ed. S. Radhakrishnan, London, ۱۹۶۷

۱۱. McDermott, J. P., Development in the Early Buddhist Concept of Kamma/ Karma, New Delhi, ۱۹۸۴

۱۲. Nakamura, H., «Unity and Diversity in Buddhism», The Path of the Buddha, ed. K. W. Morgan, New York, ۱۹۵۶

۱۳. Radhakrishnan, S., Indian Philosophy, New Delhi, ۱۹۹۸

۱۴. Shulman, Eviatar (2008). “Early Meaning of Dependent- Origination”, in: Journal of Indian Philosophy, 36: 297-317

۱۵. Thittila, U., «The Fundamental Principles of Theravada Buddhism», The Path of the Buddha, ed. K. Morgan, New York, ۱۹۵۶

منبع مقاله | اقتباس از:

توکلی، طاهره، تناسخ، دائر‌ه‌ المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائر‌ه‌ المعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۷ش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *