تفسیر قرآن به قرآن

1401-01-04

636 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

تفسیر قرآن به قرآن به معنای استفاده حداكثری از آیات در فهم معنا و مراد آیات قرآن است. روش تفسیری قرآن با قرآن از جمله روش‌هایی است که در متون علوم قرآنی از آن فراوان یاد شده است. در این شیوه، معانی آیات قرآن به کمک آیات مشابه که موضوع و محتوای آن‌ها یکسان یا حداقل نزدیک به هم است، استخراج می‌شود. اساس این روش تفسیری، این اعتقاد است که قرآن مبین خویش است، و اگر ابهام و اجمالی در برخی آیات قرآن دیده می‌شود، معلول عدم توجه و تدبر در دیگر آیات قرآنی است و با مراجعه به آیات دیگر برطرف می‌شود.

پیشینه این روش

تفسیر قرآن به قرآن یكى از كهن‌ترین روش‌هاى تفسیر قرآن است و سابقه‌ى آن به صدر اسلام و زمان حیات پیامبر صلّى اللّه علیه و آله بازمى‌گردد. سپس این روش توسط اهل بیت علیهم السّلام ادامه یافت و برخى از صحابه و تابعین نیز از این روش استفاده كرده‌اند.

به عنوان نمونه وقتی از پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله در مورد مقصود از «ظلم» در آیه «…لَمْ یَلْبِسُوا إِیمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ…» [۱]پرسش شد، و حضرت با استناد به آیه «…إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ» [۲]پاسخ دادند كه مقصود از ظلم در آیه اول همان شرك است كه در آیه دوم بیان شده است. استفاده از این روش در روایات اهل بیت علیهم السلام و آنچه از صحابه و تابعین نقل شده فراوان وجود دارد.[۳]

دلایل موافقان تفسیر قرآن به قرآن

در مورد جایز و مطلوب بودن تفسیر قرآن به قرآن، مى‌توان به آیات قرآن و سنّت و سیره استدلال كرد، كه در اینجا مهم‌ترین این دلایل را بیان مى‌كنیم:

آیات قرآن

«نَزَّلْنٰا عَلَیْكَ الْكِتٰابَ تِبْیٰاناً لِكُلِّ شَیْءٍ»؛[۴] كتاب (قرآن) را بر تو فروفرستادیم در حالى كه بیانگر هر چیز است.» علاّمه طباطبایى (ره) با استدلال به این آیه، در مورد تفسیر قرآن به قرآن مى‌نویسد: «حاشا كه قرآن بیان‌كننده‌ى همه چیز باشد ولى بیان‌كننده‌ى خودش نباشد. »[۵]

«أَنْزَلْنٰا إِلَیْكُمْ نُوراً مُبِیناً »[۶]؛ به سوى شما نور روشنگرى فروفرستادیم. علاّمه طباطبایى (ره) با استدلال به آیه مى‌نویسد: «چگونه قرآن هدایت و حجت و جداكننده‌ى حق از باطل (فرقان) و نور روشنگرى براى مردم در مورد تمام آنچه بدان نیاز دارند باشد، ولى احتیاج مردم در مورد تفسیر قرآن را كه شدیدترین نیاز است، كفایت نكند ؟ [۷] در این زمینه به آیات دیگری از قرآن نیز استدلال شده است. [۸]

سنت

به دو بخش از سنّت مى‌توان جهت مطلوبیت تفسیر قرآن به قرآن استدلال كرد: نخست سنّت عملى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و اهل بیت علیهم السّلام كه خود اقدام به تفسیر قرآن به قرآن كرده‌اند . دوم احادیث خاص است كه به تفسیر قرآن به قرآن اشاره كرده‌اند، مهم‌ترین این احادیث عبارتند از:

امیر المؤمنان علیه السّلام فرمود: «كتاب الله… ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه على بعض»[۹] ؛«كتاب خدا (قرآن)… برخى قسمت‌هایش با كمك برخى قسمت‌هاى دیگر سخن مى‌گوید و برخى قسمت‌هاى آن شاهد برخى قسمت‌هاى دیگر است.» این كه حضرت فرمود: برخى آیات قرآن به وسیله و كمك برخى آیه‌هاى دیگر به سخن مى‌آید، مى‌تواند اشاره به تفسیر قرآن به قرآن باشد كه در این روش تفسیرى، مفسّر به وسیله و كمك برخى آیات برخى دیگر را به سخن مى‌آورد. در حدیث دیگرى از امام على علیه السّلام حكایت شده كه قرآن را به سخن درآورید . [۱۰]

و نیز فرمود: : « ان كتاب الله لیصدق بعضه بعضا و لا یكذب بعضه بعضا »[۱۱] «در حقیقت كتاب خدا (قرآن) برخى قسمت‌هایش برخى قسمت‌هاى دیگر را تصدیق (و تایید) مى‌كند ولى همدیگر را تكذیب نمى‌كنند».تصدیق برخى آیات قرآن براى برخى دیگر، به معناى عدم اختلاف در قرآن است. و این كه معانى آیات مؤیّد یكدیگرند. پس مى‌توان آیات را مؤیّد یكدیگر قرار داد. بنابراین، حدیث فوق اشاره به نوعى تفسیر موضوعى قرآن به قرآن است.

«القرآن یفسّر بعضه بعضا» «قرآن برخى از آن برخى دیگر را تفسیر مى‌كند.» این جمله، بر تفسیر قرآن به قرآن دلالت صریح دارد، اما سند آن روشن نیست، چرا كه برخى آن را از ابن عباس شاگرد امام على علیه السّلام در تفسیر نقل كرده‌اند[۱۲] و برخى دیگر به صورت حدیث مضمر آورده‌اند[۱۳].

روش عقلاء (بناء عقلاء)

براى فهم هر نوشتارى، لازم است كه قراین موجود در آن مدّ نظر قرار گیرد و اگر در جایى از كتاب مطلبى به صورت مطلق و عام آمده و در جاى دیگر قید و استثناى خاص آن ذكر شده است، لازم است، به مجموعه آن توجه شود و نتیجه‌گیرى گردد.

این روش عقلاء در برداشت از كتابهاست و قرآن كریم شده – كه نیز كتاب بزرگ الهى است – كه از این روش مستثنى نیست. و این، همان چیزى است كه به نام تفسیر قرآن به قرآن خوانده مى‌شود، یعنى از برخى از آیات به عنوان قرینه‌ى فهم و تفسیر آیات دیگر استفاده شود. شارع اسلام نیز این روش عقلایى را منع نكرده، بلكه بر اساس احادیثى كه گذشت آن را تأیید كرده است. البته هنگامى كه به روش صحابه و تابعان و مفسّران قرآن و مسلمانان در طول تاریخ مراجعه مى‌كنیم در مى‌یابیم كه براى فهم آیات قرآن از آیات دیگر استفاده كرده‌اند. از این استمرار روش آنان متوجّه مى‌شویم كه این كار جایز بوده و شارع منعى از آن نكرده است.[۱۴]

دیدگاه‌ها درباره‌ى تفسیر قرآن به قرآن

دیدگاه علاّمه طباطبایى

ایشان در مقدمه تفسیر المیزان پس از بیان مطالبى در مورد تفسیر قرآن مى‌فرماید: «این مطلب بر دو گونه است:

اول: این كه ما بحثى علمى یا فلسفى یا غیر آن در مورد مسأله‌اى از مسایل آیه قرآن طرح كنیم تا به حق در مسئله برسیم، سپس به سراغ آیه آییم و آن آیه را بر آن مطلب حمل كنیم. این همان روشى است كه در مباحث نظرى (علوم) به كار مى‌رود. اما قرآن این شیوه را نمى‌پسندد.

دوم: این كه قرآن را با قرآن تفسیر كنیم و معناى آیه را از آیات مشابه آن، با تدبّر به دست آوریم. (تدبّرى كه خود قرآن به آن سفارش كرده است.) سپس مصادیق آن را مشخص سازیم و آنها را به وسیله‌ى ویژگى‌هایى كه خود آیات به دست مى‌دهد، بشناسیم» . سپس با استدلال به برخى آیات مثل «تِبْیٰاناً لِكُلِّ شَیْءٍ» این شیوه را تأیید مى‌كند كه قرآن بیان همه چیز هست پس چگونه بیان خودش نباشد.[۱۵]

دیدگاه آیة الله معرفت

ایشان بعد از تبیین این كه استوارترین منبع براى تبیین قرآن، خود قرآن است، تفسیر قرآن به قرآن را به دو شیوه تقسیم مى‌كنند:

اول: اینكه آیه‌اى در موضعى مبهم باشد در موضع دیگر قرآن بیان شده باشد. و این دو آیه با یكدیگر تناسب معنوى یا لفظى داشته باشد. سپس به آیات مربوط به شب قدر مثال مى‌زند كه از مجموع آیات به دست مى‌آید كه قرآن در شبى مبارك كه همان لیلة القدر از ماه رمضان است نازل شده است.

دوم: تفسیر قرآن به قرآن است كه آیه‌اى ارتباط ظاهرى لفظى و معنوى با مورد ابهام آیه‌ى دیگر ندارد ولى مى‌توان از آن آیه در رفع ابهام آیه‌ى دیگر شاهد آورد. سپس آیه‌ى سرقت: «اَلسّٰارِقُ وَ السّٰارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُمٰا» را مثال مى‌زند كه امام جواد علیه السّلام در مورد مقدار قطع دست دزد، به آیه‌ى «أَنَّ الْمَسٰاجِدَ لِلّٰهِ» استناد كردند، اشاره نمود كه مقصود آن است دست دزد را از انتهاى انگشتان قطع كنند، چون كه – كف دست به عنوان یكى از – مواضع سجود، براى خداست و چیزى كه براى خداست قطع نمى‌شود.[۱۶]

مبانی تفسیر قرآن به قرآن

برای دست‌یابی به روش صحیح تفسیر قرآن به قرآن، توجه به مبانی آن، امری ضروری است؛ زیرا تبیین این مبانی در نحوه استفاده از آیات دیگر در تفسیر قرآن به قرآن، تأثیر بسزایی دارد؛ چون مبانی، اصل تفسیر قرآن به قرآن و یا روش تفسیر یادشده را پشتیبانی و تأیید می‌كند. در ذیل به برخی از این مبانی اشاره می شود:

هماهنگی آیات با یكدیگر:

یكی از مبانی تفسیر قرآن به قرآن، هماهنگی مجموع آیات قرآن كریم است. بی ‏تردید، قرآن از یك پیوستگی نظام ‏مند برخوردار است. با وجود تنوع و گستردگی مطالب در آیات قرآنی، یكی از امتیازات ویژه قرآن نبودِ اختلاف و تناقض در میان مطالب آن است. به باور اینكه میان معانی آیات قرآن ارتباط‏ هایی وثیق وجود دارد، می‏توان به راهبردهایی اساسی برای كشف ضابطه‏ مند انواع مدالیل آیات و مقاصد خداوند دست یافت. از سوی دیگر، نمی‏توان یك آیه از آیات قرآن را جدا كرد و بدون لحاظ آیات دیگر قرآن، تفسیر نمود.

ساختار كلی قرآن بر اساس اصول محاوره عقلایی

شیوه و سبك بیان قرآن در رساندن پیام، همان شیوه زبان عمومی و بر اساس اصول محاوره عقلایی است. اندیشمندان مسلمان از دیرزمان بر این باور بوده ‏اند كه اسلوب زبان قرآن، همان اسلوب تفهیم و تفاهم عقلا وعرف عمومی مردم در انتقال معناست و خداوند متعال نیز سبك جدیدی برای ابلاغ پیام خود ابداع نكرده است. این امر از نظر بسیاری از اندیشمندان یك امر معلوم و بدیهی است

دلالت استقلالی قرآن در بیان مقاصد

دلالت استقلالی قرآن در بیان مقاصد، بدین معناست كه مفاد بسیاری از آیات بدون مراجعه به غیر قرآن، معلوم و روشن است. مقتضای نور بودنِ قرآن كریم آن است كه قرآن در بیان خویش به غیرنیازمند نباشد؛ زیرا در صورت نیاز به مبیّنی دیگر، آن مبیِّن اصل بوده، قرآن كریم فرع آن خواهد بود و این فرع و تابع قرار گرفتن قرآن با نور بودن آن ناسازگار است. از این‏رو، قرآن در بیان مقاصد خود، مستقل است.

ساختار قرآن بر اساس محكم و متشابه

طبق بیان خود قرآن كریم، آیات آن بر دو قسم «محكم» و «متشابه» تقسیم می‏ شود: «هُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُ‏الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ.»[۱۷] در این آیه، آیات محكم، «اُمّ ‏الكتاب» معرفی شده ‏اند. «اُمّ» به معنای مرجع و مقصد است و «اُمّ ‏الكتاب» یعنی: آیاتی كه برای آیات دیگر مرجع واقع می ‏شود. محكمات به تصریح قرآن، آیات مادر و مرجع هستند؛ با این ویژگی كه خود هیچ ابهامی نداشته، برطرف ‏كننده ابهام و تشابه از آیات متشابهند؛ چون محكم آیه‏ ای است كه در مدلول خود محكم و استوار باشد و معنای مراد آن به غیر مراد اشتباه نشود. و متشابه برخلاف آن است؛ آیاتی‏كه چند وجه معنایی شبیه به هم داشته و روشن نیست كدام مراد می ‏باشد. با ارجاع آیات متشابه به محكم، تردید از ذهن مخاطب و مفسّر برای تشخیص مصداق زدوده می‏شود.

پیوند معنایی آیات هر سوره

اعتقاد به ارتباط معنایی آیات یك سوره یا آیات سوره‏ های مختلف قرآن یكی از مبانی دیگر تفسیر قرآن به قرآن محسوب می ‏شود و اگر معتقد باشیم مجموعه آیات یك سوره با یكدیگر پیوند معنایی دارند، در مقام تفسیر هر آیه‏ ای از یك سوره، نمی‏ توان آن را بدون لحاظ آیات دیگر سوره مورد نظر تفسیر كرد. طبیعی است لحاظ این مبنی می ‏تواند در تفسیر آیات یك سوره تأثیر بسزایی داشته باشد و تأثیر آن به ویژه در تفسیر سوره‏ هایی كه یكجا نازل شده‏ اند، بسیار روشن و بی‏ نیاز از استدلال است.[۱۸]

محدودیت های این روش

با این همه، تفسیر قرآن به قرآن محدودیت‌هایی دارد که در دو زمینه اصلی قابل طرح است:

1. محدودیت‌های ناشی از کاربرد این روش در آیات. این روش در صورتی موفق خواهد بود که میان آیات نگاه متقابل و تفسیرگرایانه ملاحظه شده باشد که این نگاه دست‌کم در برخی آیات، روشن نیست.

2. محدودیت‌های مربوط به توان علمی مفسر در احاطه بر جوانب آیات و درک تمام پیوندهای ممکن میان آیات.

پی نوشت:

  1. سوره انعام آیه 82
  2. سوره لقمان آیه 13
  3. درسنامه روشها و گرایش های تفسیری قرآن، ص 58
  4. سوره نحل آیه 82
  5. المیزان، ج 1، ص 14 (مقدمه)
  6. سوره نساء آیه 174
  7. المیزان، ج 1، ص 14 (مقدمه)
  8. رک درسنامه روشها و گرایش های تفسیری قرآن، ص 61-63
  9. نهج البلاغه، خطبه/ 133
  10. «ذلك القرآن فاستنطقوه»، نهج البلاغه، خطبه/ 18.
  11. بحار الانوار، ج 9، ص 127
  12. پیام قرآن، آیت اللّه مكارم شیرازى، ج 1، ص 21.
  13. درّ المنثور، سیوطى، ج 2، ص 6، صافى، فیض كاشانى، (مقدمه تفسیر)، قرآن ناطق، دكتر بى‌آزار شیرازى، ج 1، ص 266.
  14. درسنامه روشها و گرایش های تفسیری قرآن، ص 66
  15. درسنامه روشها و گرایش های تفسیری قرآن، ص 77
  16. درسنامه روشها و گرایش های تفسیری قرآن، ص 78
  17. سوره آل ‏عمران آیه 7
  18. مبانی قرآنی تفسیر قرآن به قرآن، نشریه معرفت، شماره 136

منابع

  1. درسنامه روشها و گرایش های تفسیری قرآن موضوع: روش ها و گرایش های تفسیری پدیدآور اصلی: نویسنده: رضایی اصفهانی، محمدعلی قرن: 15 ناشر: مرکز جهانی علوم اسلامی محل نشر: قم – ایران سال نشر: 1382 ه.ش. تعدادجلد: ۱ زبان: فارسی
  2. تفسیر قرآن به قرآن، ویکی علوم اسلامی بازیابی: 15 تیر 1392.
  3. مبانی قرآنی تفسیر قرآن به قرآن، علی فتحی، نشریه معرفت، شماره 136، فروردین 1388. در دسترس در سامانه نشریات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، بازیابی: 15 تیر 1392.

منبع: دانشنامه اسلامی

بدون دیدگاه