معجزه دلیل و برهان نبوت است که فقط توسط پیامبران با اراده خداوند انجام می گیرد. اما برخی کسان به خصوص صوفیان و مرتاض های هندی و ساحران کارهای خارق العاده ای انجام می دهند و بسیاری را با این اعمال فریب داده و به سوی خود می کشانند. برخی از عوام تصور می کنند که این کارها به اراده خداوند انجام شده و در نتیجه بین معجزه پیامبران و این کارها خلط می کنند. در این نوشته مطالبی بیان گردیده تا تفاوت این اعمال با معجزات پیامبران برای خواننده حاصل گردد.
كارهای خارق العاده ای كه بر خلاف عادت و ناموس طبیعت انجام می شود(1) خارج از صورت های زیر نمی تواند باشند که یکی از آنها معجزه است و سایر آنها با معجزه هیچ ربطی ندارند.
1. حقیقت معجزه:
معجزه از ماده عجز به معنای ناتوانی است و به كاری گفته می شود كه دیگران در مقابل آن ناتوانند. اشاعره به جای معجزه از كلمه خرق عادت استفاده می كنند، لكن در قرآن كریم نه كلمه معجزه آمده است، نه كلمه خرق عادت بلكه به جای آن ها كلمه «آیت» به كار برده شده است و آیت به معنای نشانه و دلیل محكم است.
مرحوم آیت الله خویی می فرماید: معجزه در اصطلاح به كاری گفته می شود كه مدعی منصبی از مناصب الهی آن را بر خلاف ناموس طبیعت بیاورد، در حالی كه شاهد بر صدق و راستگویی او بوده و غیر از او دیگران عاجز از آوردن آن باشند.(2)
معجزه به دلیل این كه ماهیت و حقیقت ممتازی دارد آن را از سایر كارهای خارق العاده جدا می كند، و لذا محال است كه به دست غیر نبی یا غیر وصی نبی، انجام گیرد. پس معجزه از كارهای خارق العاده ای است كه فقط از انبیا و یا اوصیای آنها صادر می شود و ربطی به غیر آن ها از علما و مردم عادی ندارد.
2. تفاوت معجزه با تأثیر اراده انسان:
یكی از كارهای خارق العاده كه ممكن است از انسان عادی صادر بشود ایمان و تاثیر نیروی ارادی و نفسانی او در اجسام است و این قدرت برای اراده انسان به وسیله ریاضت های مشروع و غیر مشروع حاصل می گردد.(3)
اگر یك انسان با اراده خود حالا به عنوان كرامت یا به عنوان غیر آن كه در مثل مرتاضان هندی و چینی دیده شده است، كار خارق العاده ای را ایجاد كند، این كار او حكایت از توانمندی نفس و اراده او دارد و بر هیچ چیز دیگری نمی تواند دلالت داشته باشد. همان طوری كه بدن یك شخص در اثر تمرین های جسمی به حدی از توان و قدرت می رسد كه كارهای شگفت آور مادی را انجام می دهد، این كارهای او از قدرت بدنی او حكایت می كند. پس در این حوزه مسئله حقانیت و امثال آن موضوعیت ندارد تا به وسیله این كارها قابل اثبات باشد.
لكن اعمالی كه به عنوان كرامت از نفوس پاك بعضی از علما گاهی صادر می شود از زهد و تقوا و عبادت مشروع نشات می گیرد و برای اثبات هیچ گونه حقانیتی از طرف صاحبانشان اِعمال نمی گردد. این نوع اعمال هیچ ربطی با معجزه ندارند.
3. تفاوت معجزه با خواص نا شناخته ماده
استفاده کردن از خواص ناشناخته فیزیكی و شیمیایی اجسام نیز باعث ایجاد كارهای خارق العاده می شود و علوم خاصی به آنها اختصاص دارد، هرچند خود انجام این كارها در شریعت اسلام حرام نیست، لكن اگر در مسیر اغفال مردم صورت بگیرد حرام است.(4)
به هر حال اگر كسی از نظر علمی به حدی برسد كه بتواند با استفاده از خواص فیزیكی و شیمیایی عناصر، امور خارق العاده پدید آورد، این كار فقط دلالت بر سطح علمی او دارد و اگر در مسیر اغفال مردم انجام گیرد جز خیانت و كلاه برداری چیز دیگری بر آن صدق نمی كند و برای مسئله حق و حقانیت محلی در این قبیل كارها دیده نمی شود كه بر آن مترتب گردد. بنابراین این نوع افعال با آموزش و یادگیری قابل تحقق است در حالی که معجزه با آموزش و یادگیری هیچ ربطی ندارد و با اراده خدا و پیامبرش محقق می گردد.
4. خواب مغناطیسی، هیپنوتیزم و تلهپاتی
خواب مغناطیسی، هیپنوتیزم و تلهپاتی كه امروز در غرب رواج دارد، علومی است كه منشا كارهای خارق العاده می باشند كه استفاده از این علوم به خودی خود كار مثبتی است، لكن اگر از آن ها سوء استفاده شود، نه تنها چیزی به وسیله آن ها ثابت نمی شود، بلكه كار حرامی انجام داده شده است.(5) بنابراین این امور هرچند خارق العاده هستند اما با معجزه اختلاف ماهیتی دارند.
5. جادوگری و شعبده بازی:
یكی از كارهای خارق العاده كه هیچ ربطی با معجزه ندارد و معمولاً از بعضی ها صادر می شود جادوگری و شعبده بازی است. این اعمال یا یك نوع چشم بندی و تردستی است یا از یك نوع تاثیر روانی و خیالی برخوردار است و در لغت به معنای خدعه و نیرنگ و چیزهایی كه عوامل آن نامرئی و مرموز است ذكر شده است و نیز به معنای جلب شیاطین از راه های خاص و كمك گرفتن از آن ها می باشد.(6)
در قرآن كریم در حدود 51 مورد كلمه سحر و مشتقات آن ذكر شده است و از آیات قرآن بدست می آید كه سحر بر دو نوع می تواند باشد:(7)
الف) یك نوع آن به صورت فریفتن و تردستی و چشم بندی است كه هیچ حقیقتی در خارج ندارد، این نوع سحر از داستان سحره فرعون استفاده می شود كه می فرماید:«ریسمانها و عصاهای جادوگران در اثر سحر خیال می شد كه حركت می كند.»(8)
ب) نوع دوم سحر از قصه حضرت سلیمان و یهودیان و دو فرشته هاروت و ماروت به دست می آید، آن جا كه می فرماید:«ولی آن ها از دو فرشته چیزی می آموختند كه بتوانند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایی بیفكنند.»(9)
به هر حال با سحر و جادوگری نیز هیچ نوع حق و حقانیتی قابل اثبات نیست. جز اینكه اگر كسی آن را مرتكب شود دست به عملی حرام و ناپسند زده است.
از مطالبی كه بیان گردید چنین نتیجه گیری میشود كه معجزه عبارت از حجت، آیت و نشانه الهی است كه از طرف خداوند برای اثبات صدق پیامبران، به آنان اعطاء میگردد، چنانچه امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده است:«معجزه علامت خداوند است كه آن را اعطاء نمیكند مگر به انبیاء، فرستاده ها و حججش تا اینكه راستِ راستگو و دروغِ دروغگو با آن شناخته شود.»(10)
امّا كارهای خارق العاده دیگر كه از مبادی خاص خودشان نشأت می گیرند، هیچ ربطی به این موضوع ندارند. بنابراین اگر كسی به وسیله سحر، شعبده یا كرامت، و امثال این امور ادعای برتری بر دیگران بكنند این كار او جز به عنوان شیادی در جهت مقاصد مادی چیز دیگری نمی تواند به خود بگیرد. و حتی به وسیله این امور حقانیت گزاره های دینی به طور مطلق قابل اثبات نمی باشد، و لذا در تاریخ ادیان دیده نشده كه این كارها در راستای اثبات حقانیت دین و گزاره ها و قوانین آن واقع شده باشند، چون برای تشخیص حق و حقانیت در این حوزه، معیارهای خاصی از قبیل براهین و استدلالات عقلی و عقلائی وجود دارد.
پی نوشت:
- طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، نشر الثقافه الاسلامیه، دوم، 1408 ق، ج1،ص638.
- خویی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، دار الزهراء، بیروت، ص31، بیتا.
- شیرازی، ناصر مكارم، تفسیر نمونه، مدرسه الامام امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ ، قم،ج1، ص282، بیتا.
- تفسیر نمونه، ج1، ص382.
- همان.
- راغب اصفهانی، مفردات غریب القرآن، دفتر نشر الكتاب، اول، 1404ق، ص 225.
- تفسیر نمونه، ج1، ص377، 378.
- طه:66.
- بقره:102.
- صدوق، علل الشرایع، مكتبه الحیدریه،1383 ق، نجف، ج10، ص122.
نویسنده: حمیدالله رفیعی