تفاوت ریاضت تصوف با زهد اسلامی

تفاوت ریاضت تصوف با زهد اسلامی 

1400-05-03

662 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک
فهرست محتوا

اشاره:

زهد در دین مبین اسلام یکی از اوصاف بسیار پسندیده و مورد تأکید اهل بیت (علیهم‌السلام) است. اما ریاضت چیزی است که در دین اسلام تشریع نشده و از این رو هیچ ریشه ای در آموزه های اسلام ندارد. ریاضت چیزی است که در عرفان مسیحیت و هندوئیسم جایگاهی خاصی داشته و صوفیان اسلامی در این امر متأثر از عرفانهای بیگانه شده اند. در این نوشته تفاوت بین زهد اسلامی و ریاضت صوفیانه بیان گردیده است.

 

برای بهتر روشن شدن مطلب لازم است اندكی به تعریف بعضی از عناوین و اصطلاحات پرداخته شود.

ریاضت در لغت رنج و تعب و محنت كشیدن است و در اصطلاح عبارت است از استبدال حال مذمومه به حال ممدوحه و اعراض از اغراض شهوانی و ملازمتِ عبادت و بیداری شب و ترك معاصی و انجام مستحبات كثیره.(1)

تصوف بر اساس ژنده‌پوشی، ریاضت نفس از طریق گرسنگی و تشنگی، و پرهیز از لذات و ضروریات زندگی قرار دارد. چنان كه جنید از اقطاب صوفیه در تأكید این مطلب گفته است: ما تصوف را از تحمل گرسنگی و ترك دنیا و بریدن از تعلّقات و خوشی‌ها به دست آورده‌ایم.(2)

بنابراین ریاضتِ مورد نظر تصوّف، شكنجه دادن نفس، خواه از طریق گرسنگی و تشنگی، به مدت هفت یا سی‌ روز (همانند شبلی)، خوردن به مدت سی روز، و بسنده كردن به خوراكی كه بهای آن 3 درهم بوده برای مدت سه سال (همانند سهل بن عبدالله تستری) می‌باشد كه مغایر با تعالیم اسلام است. آنجا كه خداوند می‌فرماید: «بگو چه كسی زینت‌های الهی را كه برای بندگانش آفریده، و روزی‌های پاكیزه را حرام كرده است؟ …»(3)

و اما زهد. در لغت چیز اندك و ناچیز،(4) عدم تمایل و گرایش قلبی نسبت به چیزی(5) و اعراض از اشیاء جهت كوچك دانستن آنها به كار رفته است.(6)

از جمله دستاویزهای اسلام‌ستیزان، مسأله زهد و زهدپیشگی است. آنان می‌گویند زهد باعث فرار انسان‌ها از زندگی اجتماعی و ركود بازار كار و تلاش است. بر این اساس اسلام نمی‌تواند زندگی مادّی بشر را رونق بخشیده و جهان را آباد كند.

اسلام با طرح زهد اسلامی كه بر خلاف زهد مسیحی و هندی (رهبانیگی و صوفیگری) به اصلاح ساختار روحی انسان، در رابطه با مسائل مادّی می‌پردازد و در این‌باره برای زندگی دنیوی و امور مادّی، به خاطر درآمدی بر مسائل معنوی و زندگی اخروی اهمیت بسیاری قائل است، چنان كه امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: زهد، كلید خانة آخرت است.(7)

برای روشن شدن موضوع نگاهی كوتاه به زندگی سرور زهد پیشگان، امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ داریم: سالی از سالها درآمد كشاورزی حضرت چهل هزار دینار بود. امام علی ـ علیه السّلام ـ همة آنها را میان مستمندان تقسیم كرد و در پایانِ آن روز با فروش شمشیرش مایحتاج منزل خود را تهیه كرد.(8)

همچنین تصریح شده است كه حضرت هنگام شهادت فقط ششصد درهم اندوخته داشتند كه آن هم برای خرید خادم بود. او در حالی كه خلیفة مسلمانان بود و سرزمین پهناور اسلامی تحت فرمان او قرار داشت بالای منبر گفت: چه كسی شمشیر مرا می‌خرد؟ و افزود: اگر پولی به اندازة بهای یك پیراهن داشتم آن را نمی‌فروختم.(9)

خداوند به موسی كلیم فرمود: ای موسی! آراسته‌ترین فرد در نزد من كسی است كه خود را به زینت زهد بیاراید، زهد برترین زینت‌هاست.(10)

رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در تبیین حقیقت زهد فرمودند: زهد آن نیست كه نعمت‌های حلال خدا را حرام كنی. و یا اموال و ثروت خود را ضایع سازی، بلكه زهد آن است كه مال و دارایی، تو را از خدا غافل نسازد و در تو احساس غرور و بی‌نیازی نسبت به خدا ایجاد نكند. و در برابر مصائب صبور باشی و به سرانجام آن و ثواب و پاداش خود در پیشگاه خدا بیندیشی.(11)

از امیر المؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ پرسیدند: زهد چیست؟ فرمودند: همان دوری از محرّمات است.(12) همچنین در بیان ماهیت زهد از امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ نقل شده كه فرمودند: تمام زهد در دو آیة قرآن خلاصه شده است كه: «لكیلا تأسوا علی ما فاتكم و لا تفرحوا بماآتاكم»(13) آنچه از اموال و دارایی از دست شما رفت متأسف و آزرده خاطر نشوید، و برای آنچه كه از اموال و دارایی به چنگ می‌آورید خود را نبازید و مغرور و دلشاد نگردید.(14)

بنابراین ریاضت اصطلاحی تصوّف هیچ رابطه‌ای با زهد مورد نظر قرآن و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ ندارد. زیرا زهدِ مورد نظر اسلام، مراعاتِ حد اعتدال است به گونه‌ای كه خود را بندة آنچه كه به دست می‌آورد نسازد، بلكه مالك آن شده در راه خیر و صلاحِ خود و دیگران به كار برد.

پی نوشت:

  1. دهخدا، علی اكبر، فرهنگ دهخدا، ج 26، ص 246، انتشارات دانشگاه تهران، 1349، تهران.
  2. معروف الحسنی، هاشم، تصوّف و تشیع، ص 204، ترجمه سید محمد صادق عارف، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد.
  3. سورة اعراف، آیه 32.
  4. ابن اثیر، النهایه، ج 2، ص 321، نشر مؤسسة مطبوعاتی اسماعیلیان، 1367، قم.
  5. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج 3، ص 59، نشر دارالمكتبة الهلال، بیروت.
  6. فرهنگ دهخدا، ج 27، ص 559.
  7. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 67، ص 315، نشر مؤسسة الوفاء، 1403 هـ . ق، بیروت.
  8. حسینی فیروزآبادی، سید مرتضی، فضائل الخمسه، ج 3، ص 7، نشر دارالكتب الاسلامیه، 1413 هـ . ق، تهران.
  9. بحارالانوار، ج 43، ص 359.
  10. بحارالانوار، ج 77، ص 95.
  11. نهج‌الفصاحه، ج1، ص 446، حدیث 2718، گردآورنده: غلام حسین مجیدی، نشر مؤسسة انصاریان، 1421 هـ . ق، قم.
  12. ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج20، ص 336، حدیث 849، نشر دار احیاء التراث العربی، 1385 هـ . ق، بیروت.
  13. سورة حدید، آیه 23.
  14. نهج البلاغه، ص 750، حكمت 448، گرد آورنده: مرحوم سید رضی، انتشارات فاطمة الزهرا ـ سلام الله علیها ـ ، قم.

بدون دیدگاه