تبیین و بررسی صورت خدا در مکتب شیعه و مکتب خلفا

تبیین و بررسی صورت خدا در مکتب شیعه و مکتب خلفا

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

یکی از اختلافات بین شیعه و اهل سنت این است آیا خداوند صورت دارد؟ شیعه منکر صورت خدا است ولی اهل سنت به جهت وجود روایتی معتقد به صورت داشتن خدا هستند.

صورت خدا [1] در روايات مكتب خلفا

در اين باره دو روايات از مكتب خلفا مى آوريم:

در توحيد ابن خزيمه و صحيح بخارى و صحيح مسلم و ديگر كتب حديث مكتب خلفا، چنين روايتى را می ‏بينيم:

«ابو هريره از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) روايت كرده كه فرمود: خداوند آدم را به صورت خود، با طول قامت شصت ذراع بيافريد. سپس به وى فرمود: برو و به آن گروه از ملائكه كه نشسته‏ اند، سلام كن، و به آنچه در جواب تو گويند، گوش فرا ده؛ كه جواب ايشان همان درود بر تو و ذرّيه تو می ‏باشد.

آدم چنين كرد و به ايشان گفت: السلام عليكم. ملائكه در جوابش گفتند: «السلام عليك و رحمة اللّه». و در جواب او «و رحمة اللّه» را اضافه كردند. پس هر آن كس كه وارد بهشت شود، به صورت آدم خواهد بود. آدميان از آن زمان به بعد، روز به روز كوچك شدند تا به امروز [كه به صورت كنونى درآمدند].»[2]

«ابو هريره روايت می ‏كند كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) فرمود: هرگاه يكى از شما با برادرش زد و خورد كند، از زدن بر چهره خوددارى كند؛ چه آنكه خداوند آدم را به صورت خود آفريده است.»[3]

حال با رجوع به احاديث اهل بيت (عليهم السلام) و مقايسه احاديث ايشان با دو حديث روايت شده از ابو هريره، حقيقت داستان را جويا می شويم.

صورت خدا از نگاه ائمه (علیهم السلام)

امامان اهل بيت (عليهم السلام) حقيقت اين داستان را چنين بيان می فرمايند:

«حسين بن خالد روايت كرده كه به حضرت رضا (عليه السلام) گفتم: يا بن رسول اللّه! مردم روايت می ‏كنند كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) فرمود: «خداوند آدم را به صورت خود آفريده است.»

حضرت رضا (عليه السلام) فرمود: خدا بكشد آنان را كه اول اين حديث را حذف كرده ‏اند! [سپس امام (عليه السلام) واقعيت ماجرا را چنين بيان می فرمايد:] پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) بر دو مرد كه به يكديگر دشنام می ‏دادند، گذشت. در آن حال شنيد يكى به ديگرى می ‏گفت: زشت دارد خدا روى تو را و روى آن كس را كه شبيه تو باشد!

پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) به گوينده فرمود: بنده خدا! به برادرت چنين مگوى؛ چه آنكه خداوند عزّ و جلّ، آدم را به صورت او آفريده است. [يعنى چهره حضرت آدم مانند روى او بوده است.][4]»

اصل اين خبر را در روايتى ديگر نيز چنين می يابيم:

«ابو الورد بن ثمامه از امير المؤمنين، على بن ابى طالب (عليه السلام)، روايت كرده است كه فرمود:

پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) شنيد كه مردى به ديگرى می ‏گفت: زشت دارد خدا روى تو را، و روى آن كس را كه شبيه تو می ‏باشد!

پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) فرمود: ساكت! چنين مگوى! چه آن كه خداوند آدم را نيز به صورت او آفريده است.»[5]

گذشته از اين، در برخى از روايات اهل بيت (عليهم السلام)، صورت داشتن خداى تعالى به طور كلى مورد نفى و انكار قرار گرفته است. مانند:

«راوى گويد: به امام کاظم (عليه السلام) نامه نوشتم و در مورد جسم و صورت [خداى سبحان‏] از ايشان پرسش نمودم. حضرتش در پاسخ چنين مرقوم داشت:

«سبحان من ليس كمثله شى‏ء؛ لا جسم و لا صورة.»[6]

«منزه است آن خدايى كه هيچ چيز مانند او نيست؛ نه جسم است و نه صورت (نه او را جسم است و نه صورت).»

بررسى و مقايسه بين احاديث‏

در بررسى و مقايسه دو حديث ابو هريره با دو حديث اهل بيت (عليهم السلام)، آشكار می شود كه احاديث ابو هريره، دو اضافه و يك حذف دارد.

حذف ابتداى حديث‏ صورت خدا

در روايت ابو هريره، اين قسمت از ابتداى حديث پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) حذف شده است:

«پيامبر دو نفر را ديد كه با هم نزاع می كردند و به يكديگر دشنام می ‏دادند. در آن حال يكى از ايشان به ديگرى گفت: خداوند زشت دارد روى تو را و روى آن كس را كه مانند تو باشد. پيامبر به‏ او فرمود: به برادرت چنين مگوى …»

تمام اين چند جمله مهم، از ابتداى حديث حذف شده و تنها از آخر خبر، اين جمله روايت شده است: «پيامبر فرمود: خداوند آدم را به صورت او آفريده است.»

با اين حذف، چنين توهم می شود كه مرجع ضمير در «صورته» كلمه «اللّه» است. لذا معناى «صورته» به جاى «صورت او»، «صورتش» يا «صورت خود» فهميده می شود و شنونده چنين می ‏پندارد كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) فرموده: «خدا آدم را به صورت خود- يعنى خدا- آفريده است.»؛ در اين صورت معناى روايت، عين معناى عبارت تورات می شود كه در آن چنين آمده بود: «خدا آدم را به صورت خود آفريد. او را به صورت خدا آفريد.»

اين حذف مفصّل از حديث پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم)، می ‏تواند سه سبب داشته باشد:

ابو هريره حديث پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) را با اتكا بر حافظه ‏اش نقل كرده است. زيرا وى امى بود[7] و خواندن و نوشتن نياموخته بود، و همچنين خلفا نوشتن حديث پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) را تا آخر قرن اوّل هجرى تحريم كرده بودند.

ابو هريره انديشه ‏هاى تحريف‏ شده تورات را در مدتى قريب بيست سال پس از زمانى كه حديث را از پيامبر شنيده بود، از كعب الاحبار فرا گرفته است. طبيعى است كه بدين ترتيب، حديث كعب بهتر از حديث پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) در حافظه ابو هريره مانده است. بنابراين، حديث كعب را كه در حافظه‏ اش بوده، به جاى حديث پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) و به نام حديث پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) نقل كرده است.

و نيز مى‏ توان گفت: اين اشتباه از آن محدثانى می ‏باشد كه از ابو هريره حديث نقل كرده ‏اند، نه از خود ابو هريره. ولى در هر حال نتيجه تغييرى نمی ‏كند.

دو اضافه در حديث‏ صورت خدا

در ابتداى حديث دوم، بر حديث پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) چنين اضافه شده كه آن حضرت فرمود: «هرگاه يكى از شما با برادرش زد و خورد كند، از زدن بر چهره خوددارى كند …»

شايد اين جمله، تعبير تحريف‏ شده ‏اى از همان قسمت روايت باشد كه به حذف آن اشاره كرديم. ابو هريره در انتهاى روايت اول، از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) نقل كرده كه فرمود: «خداوند طول قامت آدم را شصت ذراع آفريد …»

در صورتى كه اين گفتار، با نتايج تحقيقات علمى امروز و واقعيت منافات دارد. در اين بخش از حديث ابو هريره، اثر افسانه ‏هاى تورات در آغاز خلقت ديده می شود؛ همان افسانه ‏هايى كه ابو هريره از آن بسيار برخوردار بود.

بنابر آنچه بيان شد- كه ابو هريره با حذف بخشى از حديث پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم) حديث را با معناى عبارت تورات نقل كرده، و نيز با اضافه افسانه ‏اى از خود بر حديث، آن را همانند افسانه ‏هاى تورات درباره آغاز خلقت روايت كرده است- دو روايت ابو هريره را می ‏توان از جمله اسرائيليات و اخبار بنى اسرائيلى به شمار آورد كه از فرهنگ بنى اسرائيل به فرهنگ مسلمانان منتقل گرديده است.[8]

پی نوشت ها

[1] . مقصود از« صورت» در اينجا، چهره و رخسار نمی ‏باشد، بلكه مفهوم كلّى كلمه منظور است كه هيئت و شكل مادّى را مى‏رساند.

[2] . « عن ابى هريرة عن النبيّ (صلى اللّه عليه و آله و سلم) قال: خلق اللّه آدم على صورته، طوله ستّون ذراعا. فلمّا خلقه اللّه، قال: اذهب فسلّم على اولئك النفر من الملائكة جلوس فاستمع ما يحيّونك؛ فإنّها تحيّتك و تحيّة ذرّيّتك. فقال: السّلام عليكم. فقالوا: السّلام عليك و رحمة اللّه. فزادوه« و رحمة اللّه». فكلّ من يدخل الجنّة على صورة آدم. فلم يزل الخلق ينقص بعد حتّى الآن.»

صحيح بخارى، كتاب الاستئذان، باب بدء السلام 2/ 59؛ صحيح مسلم، كتاب الجنّة و صفة نعيمها، باب يدخل الجنّة اقوام افئدتهم مثل افئدة الطير/ 2183- 2184، ح 28؛ توحيد ابن خزيمه، باب ذكر اخبار رؤيته عن النبىّ/ 40- 41.

[3] . « عن ابى هريرة، عن النبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: إذا قاتل احدكم اخاه، فليجتنب الوجه. فإنّ اللّه خلق آدم على صورته.» در يك روايت« فليتّق الوجه»، و در روايت ديگر،« فلا يلطمنّ الوجه» آمده است.

صحيح مسلم، كتاب البرّ و الصلة و الآداب، باب النهى عن ضرب الوجه/ 2016- 2017، ح 112- 116. و نيز رجوع كنيد به:

مسند احمد 2/ 244 و 251 و 315 و 323 و 434 و 463 و 519.

[4] ( 2)-« عن الحسين بن خالد: قلت للرّضا عليه السّلام: يا بن رسول اللّه! إنّ النّاس يروون أنّ رسول اللّه (صلى اللّه عليه و آله و سلم) قال: إنّ اللّه خلق آدم على صورته.

فقال: قاتلهم اللّه! لقد حذفوا اوّل الحديث. إنّ رسول اللّه (صلى اللّه عليه و آله و سلم) مرّ برجلين يتسابّان، فسمع أحدهما يقول لصاحبه: قبّح اللّه وجهك، و وجه من يشبهك! فقال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: يا عبد اللّه! لا تقل هذا لأخيك، فإنّ اللّه عزّ و جلّ خلق آدم على صورته.»

توحيد صدوق/ 153، چ تهران 1381 ق؛ بحار الانوار( مجلسى)، كتاب التوحيد، باب دوم 4/ 11، چ جديد تهران.

[5] ( 1)-« عن ابى الورد بن ثمامة، عن علىّ (عليه السلام)، قال: سمع النبىّ (صلى اللّه عليه و آله و سلم) رجلا يقول لرجل: قبّح اللّه وجهك، و وجه من يشبهك! فقال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: مه! لا تقل هذا؛ فإنّ اللّه خلق آدم على صورته.»

توحيد صدوق/ 152؛ و بحار الانوار 14/ 12.

ابو الورد بن ثمامة بن خزن قشيرى بصرى، از طبقه هفتم راويان حديث بوده است. رجوع كنيد به: تقريب التهذيب( ابن حجر) 2/ 486.

[6] ( 2)- توحيد صدوق، باب انّه عزّ و جلّ ليس بجسم و لا صورة/ 101، ح 16.

[7] ( 1)- سند اين مطلب را در ابتداى درس گذشته، در ذيل عنوان« ابو هريره، از صحابه پيامبر»، عرضه داشتيم.

[8] . نقش ائمه در احياى دين، ج‏2، ص: 291

بدون دیدگاه