تبیین قلمرو و خطوط کلی نظام اقتصاد اسلامی

تبیین قلمرو و خطوط کلی نظام اقتصاد اسلامی

۱۴۰۴-۰۷-۰۵

286 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

نظام اقتصاد اسلامی، ساختاری است مبتنی بر اصول اخلاقی و قوانین شریعت اسلامی که هدف اصلی آن، تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان می‌ باشد. این نظام با تکیه بر عدالت در تولید و توزیع، کرامت انسانی را ارج نهاده و زمینه زندگی شایسته را برای همه فراهم می‌ کند.

در حالی که دیگر نظام‌ های اقتصادی با آزمون و خطا به دنبال یافتن راه‌ حل‌ هایی برای مسائل انسانی هستند، نظام اقتصاد اسلامی از آغاز، با بهره‌ گیری از تعالیم وحیانی، پاسخی جامع و کامل برای نیازهای بشر ارائه کرده است. این نظام معتقد است که بازگشت به اصول اصیل اسلامی، راهی مطمئن برای نجات و شکوفایی جوامع انسانی خواهد بود.

بنابراین، نظام اقتصاد اسلامی نه تنها راهبردی برای رفع مشکلات اقتصادی است، بلکه الگویی برای تحقق عدالت اجتماعی و معنویت در زندگی انسان‌ ها به شمار می‌ رود.

مفهوم و ماهیت اقتصاد اسلامی

نظام اقتصاد اسلامی نظامی است که بر اساس شریعت و تعالیم قرآن و سنت پیامبر اسلام (ص) شکل گرفته و هدف اصلی آن، برقراری تعادل و توازن در فعالیت‌ های اقتصادی مسلمانان است. نظام اقتصاد اسلامی بر عدالت تاکید دارد و به دنبال آن است که منابع به شکلی عادلانه توزیع شوند و نیازهای اساسی تمامی اعضای جامعه تأمین گردد

در نهایت، نظام اقتصاد اسلامی تلاش می‌ کند تا با ارائه راهکارهای منطبق بر آموزه‌ های اسلامی، محیطی فراهم کند که عدالت اقتصادی و رفاه همگانی تحقق یابد.[۱]

اهمیت تحقیق در مورد اقتصاد اسلامی

شناخت و تحلیل اقتصاد اسلامی به دلیل اصول و ارزش‌ های منحصر به فرد آن، می‌ تواند به بهبود درک و تعامل اقتصادی میان جوامع مسلمان و غیر اسلامی کمک کند. این رویکرد اقتصادی با تأکید بر عدالت، تعاون و حذف ربا، الگویی پایدارتر و اخلاقی ‌تر برای توسعه اقتصادی ارائه می‌ دهد. در ادامه به برخی از ویژگی های این رویکرد اقتصادی اشاره می کنیم:

۱. ارائه الگویی اقتصادی جایگزین

نظام اقتصاد اسلامی با تأکید بر اصولی همچون عدالت اقتصادی، ممنوعیت ربا (بهره)، و تقسیم عادلانه ثروت، می‌ تواند به‌ عنوان الگویی جایگزین برای سیستم‌ های اقتصادی مبتنی بر سرمایه‌ داری و سوسیالیسم مطرح شود. این ویژگی‌ ها موجب شده است که نظام اقتصاد اسلامی برای بسیاری از اندیشمندان اقتصادی که در جستجوی اصلاحات بنیادین اقتصادی هستند، جذابیت ویژه‌ ای داشته باشد.[۲]

۲. تاثیرگذاری بر سیاست ‌های مالی در کشورهای مسلمان

تحقیق و تحلیل نظام اقتصاد اسلامی به دولت‌ ها و سیاست‌ گذاران کشور های مسلمان این امکان را می‌ دهد که سیاست‌ های اقتصادی خود را بر پایه ارزش‌ ها و آموزه‌ های اسلامی طراحی و اجرا کنند. نظام اقتصاد اسلامی به طور خاص در حوزه‌ هایی مانند ایجاد سیستم‌ های بانکی بدون ربا، تامین مالی اسلامی، و تدوین سیاست‌ های رفاهی نقش اساسی دارد.

مطالعه و اجرای اصول نظام اقتصاد اسلامی می‌ تواند ضمن ایجاد رشد اقتصادی پایدار، به کاهش نابرابری‌ های اجتماعی و تقویت عدالت اقتصادی در جوامع مسلمان کمک شایانی کند.[۳]

۳. جذب سرمایه‌ گذاری و همکاری ‌های بین ‌المللی

شناخت بهتر اقتصاد اسلامی به سرمایه ‌گذاران و شرکت ‌های بین‌ المللی کمک می‌ کند تا با تفاوت ‌های قانونی و فرهنگی موجود در بازارهای اسلامی آشنا شوند. این آگاهی به آنها امکان می ‌دهد که با رعایت اصول شرعی، محصولات و خدمات خود را با نیازهای این جوامع تطبیق دهند و در نتیجه، همکاری ‌های اقتصادی و تجاری خود را گسترش دهند.[۴]

۴. پاسخ به بحران ‌های اقتصادی

در مواقع بحران اقتصادی، نظام اقتصاد اسلامی با تأکید بر اصولی همچون ممنوعیت سفته‌ بازی و استفاده از قراردادهای مبتنی بر مشارکت، می‌ تواند راهکارهای مؤثری برای کاهش نوسانات مالی و جلوگیری از شکل‌ گیری حباب‌ های اقتصادی ارائه دهد.

از آنجا که بسیاری از بحران‌ های مالی در جوامع مدرن، ناشی از سفته‌ بازی و ریسک‌ های ناپایدار است، مفاهیم و ساز و کارهای نظام اقتصاد اسلامی جذابیت و کارآمدی ویژه‌ ای حتی برای جوامع غیر مسلمان پیدا کرده است. این اصول، اگر به‌ درستی اجرا شوند، می‌ توانند نظام اقتصاد اسلامی را به الگویی پایدار برای مقابله با چالش‌ های اقتصادی تبدیل کنند.

خطوط کلی نظام اقتصاد اسلامی

۱. محوریت توحید

نظام اقتصاد اسلامی بر پایه اصل توحید و وحدت الهی بنیان‌ گذاری شده است. این اصل بیانگر آن است که تمامی فعالیت‌ های اقتصادی باید با هدف کسب رضایت خداوند و در چارچوب آموزه‌ های دینی انجام شود. در نظام اقتصاد اسلامی، این نگرش باعث می‌ شود که افراد در تصمیم‌ گیری‌ های اقتصادی خود، اصول اخلاقی و انسانی را رعایت کنند. به‌ طور کلی، نظام اقتصاد اسلامی همواره بر تلفیق ارزش‌ های دینی با فعالیت‌ های اقتصادی تأکید دارد.[۵]

۲. عدالت اجتماعی

عدالت، یکی از اصول اساسی و بنیادین در نظام اقتصاد اسلامی است. نظام اقتصاد اسلامی باید به گونه‌ ای طراحی و اجرا شود که عدالت در توزیع ثروت و فرصت‌ ها تحقق یابد. این بدان معناست که هرگونه ظلم و نابرابری اجتماعی باید از میان برداشته شود و تمامی افراد جامعه به امکانات و فرصت‌ های برابر دسترسی داشته باشند.[۶]

۲-۱. تفاوت عدالت و احسان

تأکید قرآن به برقراری عدالت در جامعه و روابط بین افراد در اقتصاد اسلامی به صورت اصلی در نظام توزیع ثروت بازتاب یافته است:[۷] «اِنَّ اللّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ و الاِحسانِ و ایتاءِ ذِی القُربی… ؛ خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می ‌دهد؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهی می‌ کند؛ خداوند به شما اندرز می ‌دهد، شاید متذکّر شوید!»[۸]

امر به عدل در این آیه که در ارتباط با جنبه‌ های اجتماعی تفسیر شده،[۹] در کنار امر به احسان و اصلاح حال نیازمندان و گرفتاران و همبستگی با ایشان[۱۰] مؤید عدالت اجتماعی مورد نظر اسلام است. احسان را به بیش‌ دهی و کم ‌ستانی نیز معنا کرده و آن را برتر از عدالت دانسته ‌اند.[۱۱]

۲-۲. هدف از ارسال رسل

در جایی دیگر هدف از ارسال پیامبران، اشاعه عدالت در روابط بین افراد و برپایی جامعه سالم بیان شده است:[۱۲]«لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ و اَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ و المیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ…؛ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند؛

و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است، تا خداوند بداند چه کسی او و رسولانش را یاری می ‌کند بی‌ آنکه او را ببینند؛ خداوند قوّی و شکست ‌ناپذیر است!»[۱۳]

«قسط» را به معنای عدل،[۱۴] و «میزان» را هم گاه به معنای عدالت[۱۵] و گاه به معنای ترازو[۱۶] دانسته‌ اند. ترازو نیز از آن جهت که ابزاری برای سنجش در معاملات و جلوگیری از پایمال شدن حقوق دیگران است اشاره به لزوم برقراری عدالت دارد.[۱۷]

همچنین در انتهای آیه، از آهن و منافع آن برای انسان ‌ها سخن رفته که در نقش نمادی از قدرت و نیرو به ضمانت اجرایی عدالت اشاره داشته،[۱۸] بر لزوم دفاع از جامعه سالم اسلامی و گسترش آن در زمین دلالت دارد.[۱۹]

در آیه ۱۵ شوری نیز پیامبر اکرم (ص) به رفتار عادلانه میان مردم امر شده است: «قُل ءامَنتُ بِما اَنزَلَ اللّهُ مِن کِتاب و اُمِرتُ لاَعدِلَ بَینَکُمُ؛ بگو: «به هر کتابی که خدا نازل کرده ایمان آورده ام و مأمورم در میان شما عدالت کنم». همچنین آیات ۱۳۵ نساء: و ۸ مائده مؤمنان را به برپایی عدالت سفارش کرده است.

۳. راهکارهای ایجاد عدالت اجتماعی

در قرآن افزون بر آیاتی که‌ به ‌طور کلی به اهمیت برقراری عدالت می ‌پردازد، راهکارهای حقوقی و اخلاقی در جهت ایجاد توازن در جامعه نیز عرضه شده است.

ممنوعیت درآمدهای حرام از ممنوعیت درآمدهای غیر منطقی و حرام تحت عنوان «اکل باطل» در آیات ۱۸۸ بقره، ۲۹، و ۱۶۰ـ۱۶۱ نساء، و ۳۴ توبه، ممنوعیت زراندوزی و خارج کردن اموال از گردونه اقتصاد در آیات ۳۴ـ۳۵ توبه، ممنوعیت «بخس» یا از ارزش انداختن اموال دیگران در آیات ۸۵ اعراف، ۸۵ هود، ۱۸۲ـ۱۸۳ شعراء، و ممنوعیت اسراف و تبذیر در آیات ۳۱ اعراف، ۲۷اسراء، و… می ‌توان در مسیر برپایی عدالت اجتماعی یاد کرد.

۴. پذیرش تفاوت ‌ها

با این حال اختلاف سطح معیشتی در جامعه ناشی از تفاوت‌ های ذاتی افراد یا تفاوت در زمینه‌ های اجتماعی یا فرهنگی ایشان امری طبیعی در اقتصاد اسلامی تلقی شده است تا جایی که برخی در تفسیر آیه ۳۲ زخرف، قوام دنیا را در این تفاوت‌ ها دانسته‌ اند؛[۲۰]

اما این تفاوت‌ های معیشتی نباید به شکاف طبقاتی در جامعه بینجامد، چنانکه هدف از تخصیص «فیء» به گروهی خاص و محروم کردن دیگران در آیه ۷ حشر، جلوگیری از انحصار اموال در دست ثروتمندان دانسته شده است:[۲۱] «ما اَفاءَ اللّهُ عَلی رَسولِهِ مِن اَهلِ القُری فَلِلّهِ و لِلرَّسولِ و لِذِی القُربی و الیَتامی و المَساکینِ و ابنِ السَّبیلِ کَی لا یَکونَ دولَهً بَینَ الاَغنِیاءِ مِنکُم…؛

آنچه را خداوند از اهل این آبادی ها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد! آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید؛ و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است!».

۵. نظام زکات

نظام زکات که از مختصات اقتصاد اسلامی است در جهت تأمین اجتماعی نیازمندان و ایجاد توازن در جامعه نقش ایفا می کند:[۲۲] «اِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلفُقَراءِ و المَساکینِ و العامِلینَ عَلَیها…؛ زکات ها مخصوص فقرا و مساکین و کارکنانی است که برای (جمع آوری) آن زحمت می ‌کشند، و کسانی که برای جلب محبّتشان اقدام می‌ شود، و برای (آزادی) بردگان، و (ادای دین) بدهکاران، و در راه (تقویت آیین) خدا، و واماندگان در راه؛ این، یک فریضه (مهم) الهی است؛ و خداوند دانا و حکیم است!».[۲۳]

در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده که اگر زکات به درستی پرداخت شود، هیچ نیازمند مسلمانی باقی نخواهد ماند.[۲۴] همچنین زکات در قرآن حق نیازمندان و نه منتی بر آنان تلقی شده: «و الَّذینَ فی اَموالِهِم حَقٌّ مَعلوم لِلسّائِلِ و المَحروم؛ و آنها که در اموالشان حق معلومی است، برای تقاضا کننده و محروم»[۲۵]

و در آیات فراوانی در کنار برپایی نماز قرار گرفته است: «و اَقیموا الصَّلوهَ و ءاتوا الزَّکوهَ و ارکَعوا مَعَ الرّ‌کِعین؛ و نماز را بپا دارید، و زکات را بپردازید، و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید (و نماز را با جماعت بگزارید)!»[۲۶]

۶. تعاون و احسان

در نظام اقتصاد اسلامی، امر به نیکی و احسان، منع از ظلم و عدوان، اعلام مساوات و برابری میان همه مسلمانان، تشویق به انفاق و ترجیح دیگران بر خود، و نیز احکام خاصی چون تحریم ربا و تشویق به قرض‌ الحسنه، همگی نشان‌ دهنده اهمیت تعاون و همیاری در نظام اجتماعی اسلام هستند. این اصول، که در نظام اقتصاد اسلامی به عنوان عوامل تضمین‌ کننده تحقق عدالت اجتماعی مطرح می‌ شوند، بیانگر عمق توجه اسلام به استقرار عدالت و همبستگی اجتماعی‌ اند..[۲۷]

اول: تعاون اجتماعی در اقتصاد اسلامی

برخی نیز با طرح تعاون اجتماعی در اقتصاد اسلام[۲۸] همچون مشارکت‌ های گروهی در حل نارسایی‌ های جامعه و بسیج عمومی در زمان وقوع حوادث پیش بینی نشده، به پیوند و تکافل اجتماعی بین مسلمانان توجه داده ‌اند.

دوم: تعاون براساس برّ و تقوی

در قرآن نیز مؤمنان برادران همدیگر: «اِنَّمَا المُؤمِنونَ اِخوَهٌ»[۲۹] و چونان پیکری واحد: «کَاَنَّهُم بُنیانٌ مَرصوص»[۳۰] قلمداد شده و به همیاری و تعاون بر اساس «برّ و تقوا» امر شده اند: «تَعاونوا عَلَی البِرِّ و التَّقوا و لا تَعاونوا عَلَی الاِثمِ و العُدوانِ و اتَّقوا اللّهَ اِنَّ اللّهَ شَدیدُ العِقاب؛ (همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید! و (هرگز) در راه گناه و تعدّی همکاری ننمایید! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که مجازات خدا شدید است!».[۳۱]

تقوا را به اطاعت از اوامر و نواهی خداوند تفسیر کرده ‌اند[۳۲] و در بیان معنای «برّ» به آیه ۱۷۷ بقره استناد شده است:[۳۳] «لَیسَ البِرَّ اَن تُوَلّوا وُجوهَکُم قِبَلَ المَشرِقِ و المَغرِبِ و لکِنَّ البِرَّ مَن ءامَنَ بِاللّهِ و الیَومِ الأخِرِ و المَلائِکَهِ و الکِتابِ و النَّبِیّینَ و ءاتَی المالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی القُربی و الیَتامی و المَساکینَ و ابنَ السَّبیلِ… ؛

نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه ‌ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می ‌کند؛

نماز را برپا می ‌دارد و زکات را می ‌پردازد»، مفسران ایمان به خدا، قیامت، فرشتگان، قرآن، پیامبران و انفاق به خویشاوندان، یتیمان، مسکینان و… برپایی نماز و پرداخت زکات و… را که در این آیه بدان اشاره شده بیان کاملی از «بِرّ» دانسته ‌اند.[۳۴]

سوم: اقتصاد برادری در نظام اقتصاد اسلامی

مبانی اخلاقی و اعتقادی رویکرد تعاون در اقتصاد که به تأسیس شرکت‌ های تعاونی بر پایه «هر فرد یک رأی»[۳۵]اشاره داشته و گاه با عنوان «اقتصاد برادری» خوانده می ‌شود[۳۶] مورد تأکید و تبلیغ اسلام قرار گرفته است.

۷. چارچوب اخلاقی و دینی در اقتصاد اسلامی

آزادی ‌های فردی در این نوع اقتصاد، به وسیله ارزش ‌های معنوی از درون افراد و قوانین اجتماعی از برون محدود شده است.[۳۷]

اول: محدودیت ‌های تصرف در اموال

انسان‌ ها در اقتصاد اسلامی هر چند مالک درآمدهای خویش هستند:[۳۸] «لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اکتَسَبوا و لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا اکتَسَبنَ؛ (این تفاوت های طبیعی و حقوقی، برای حفظ نظام زندگی شما، و بر طبق عدالت است. ولی با این حال،) مردان نصیبی از آنچه به دست می‌ آورند دارند، و زنان نیز نصیبی؛ (و نباید حقوق هیچ‌ یک پایمال گردد)»[۳۹] ولی مجاز به هر گونه تصمیم ‌گیری در اموال خود و هر گونه کسب درآمد نیستند. در ثروت کسب شده از راه حلال حق معلومی چون زکات برای دیگران وجود دارد.[۴۰]

و تصرف تضییعی در اموال شخصی نیز ممنوع است.[۴۱] همچنین وصیت به بیش از ثلث ترکه پذیرفته نمی ‌شود[۴۲] و حاکم شرع مجاز به محروم کردن افراد از ملک خویش در صورت اضرار به دیگران است.[۴۳] سفیهان نیز از تصرف در اموال خود منع شده ‌اند؛ زیرا قوام جامعه و تحقق حیات کریمانه انسانی در گرو استفاده صحیح از این اموال است.[۴۴]

دوم: مقررات کسب درآمد

کسب درآمد از هرگونه شغل تولیدی یا خدماتی نیز در اقتصاد اسلامی محدود به قواعد اخلاقی معینی است. مفهوم «ابتغاء فضل الله» که در آیات فراوانی از آن سخن‌ رفته و با توجه به آیه ۱۲ فاطر تنها در معنای تجارت و داد و ستد خلاصه نمی ‌شود[۴۵] بیانگر آزادی در مشاغل دیگر است، چنانکه به مشاغل گوناگونی نیز همچون صیادی، غواصی، کشتی ‌رانی،[۴۶] شبانی،[۴۷] کشتی ‌سازی،[۴۸] زره‌ سازی،[۴۹] ذوب فلزات،[۵۰] خانه‌ سازی،[۵۱] کشاورزی،[۵۲] خزانه ‌داری،[۵۳] دام ‌داری[۵۴] و… نیز در قرآن اشاره شده است؛ اما از سوی دیگر محدودیت ‌هایی نیز برای کسب درآمد ذکر شده که معاملات ربوی نمونه ‌ای از آن است.[۵۵]

سوم: حرمت اسراف و تبذیر

جدای از محدودیت‌ هایی که درباره مواد مصرفی در قرآن ذکر شده، محدودیت ‌هایی نیز در مورد نحوه و انگیزه ‌های مصرف وجود دارد.

اسراف و تبذیر طبق آیات فراوانی چون ۳۱ اعراف و ۲۶ـ۲۷ اسراء، ممنوع شمرده شده و مبذران که همچون شیطان سعی در افساد دارند، برادران شیطان خوانده شده ‌اند:[۵۶] «اِنَّ المُبَذِّرینَ کانوا اِخوانَ الشَّیاطینِ و کانَ الشَّیطانُ لِرَبِّهِ کَفورا؛ چرا که تبذیرکنندگان، برادران شیاطینند؛ و شیطان در برابر پروردگارش، بسیار ناسپاس بود!».[۵۷]

معنای اسراف و تبذیر

اسراف به معنای تجاوز از میانه‌ روی و خرج فراوان برای هدفی ناچیز است[۵۸] و در تفاوت میان اسراف و تبذیر گفته شده که اسراف، مصرف بیش از اندازه در جهتی سودمند است، در حالی که تبذیر موارد ناشایست و بی ‌فایده را شامل می ‌شود.[۵۹] تولید غیر بهینه و تضییع منابع تولید را نیز می ‌توان از مصادیق اسراف دانست.

نتیجه گیری

نظام اقتصاد اسلامی بر اصولی استوار است که تمامی فعالیت‌ های اقتصادی را در راستای توحید، رضایت خداوند، و تحقق عدالت اجتماعی هدایت می‌ کند. نظام اقتصاد اسلامی به اجرای عدالت در توزیع ثروت، جلوگیری از انحصار آن در دست گروهی خاص، و بهره‌ گیری از منابع در جهت رفاه عمومی تأکید دارد. توجه به مفاهیمی چون احسان، تعاون، و رعایت الزامات اخلاقی در تصمیم‌ گیری‌ های اقتصادی از ویژگی‌ های برجسته نظام اقتصاد اسلامی است که با هدف جلوگیری از شکاف طبقاتی و ایجاد جامعه‌ ای عادلانه و پایدار طراحی شده است.

پی نوشت ها

[۱] . مطهری، مبانی اقتصاد اسلامی، ج ۱، ص ۲۵.

[۲] . عیوضلو، مبانی نظری اقتصاد اسلامی، ص ۵۵-۵۸.

[۳] . آقا نظری، اصول و مبانی اقتصاد اسلامی، ص ۴۸-۵۰.

[۴] . سایت هم‌آموز، مقاله بازار سرمایه اسلامی در کشورهای خاورمیانه چگونه است؟، تاریخ درج ۰۸/۰۵/۱۴۰۳.

[۵] . مطهری، مبانی اقتصاد اسلامی، ص ۲۵.

[۶] . صدر، اقتصادنا، ص ۲۸۶.

[۷] . صدر، اقتصادنا، ص ۲۸۶.

[۸] . نحل، آیه۹۰.

[۹] . طباطبایی، المیزان، ج ۱۲، ص ۳۳۱.

[۱۰] . طباطبایی، المیزان، ج ۱۲، ص ۳۳۲.

[۱۱] . راغب، مفردات، ص ۲۳۶، ذیل «حسن».

[۱۲] . طباطبایی، المیزان، ج ۱۹، ص ۱۷۱.

[۱۳] . حدید، آیه۲۵.

[۱۴] . ابن منظور، لسان العرب، ج ۷، ص ۳۷۷، ذیل «قسط».

[۱۵] . راغب، مفردات، ص ۵۲۲، ذیل «وزن».

[۱۶] . طبرسی، مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۴۰۱.

[۱۷] . طباطبایی، المیزان، ج ۱۹، ص ۱۷۱.

[۱۸] . فخررازی، التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص ۲۴۲.

[۱۹] . طباطبایی، المیزان، ج ۱۹، ص ۱۷۱.

[۲۰] . طبرسی، مجمع البیان، ج ۹، ص ۷۹.

[۲۱] . طبرسی، مجمع البیان، ص ۴۳۱؛ طباطبایی، المیزان، ج ۱۹، ص ۲۰۴.

[۲۲] . عارف، قضایا اشکالیه فی الفکر الاسلامی، ص ۳۱۰ـ۳۱۲.

[۲۳] . توبه، آیه ۶۰.

[۲۴] . ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۷.

[۲۵] . معارج، آیه ۲۴-۲۵.

[۲۶] . بقره، آیه۴۳.

[۲۷] . نعمان، النظریه الاقتصادیه الاسلامیه، ص ۱۹.

[۲۸] . سعید، العمل و الضمان الاجتماعی فی الاسلام، ص ۱۷۱ـ۲۱۸؛ موسوی اصفهانی، پیام های اقتصادی قرآن، ص ۵۸۳.

[۲۹] . حجرات، آیه۱۰.

[۳۰] . صفّ، آیه۴.

[۳۱] . مائده، آیه۲.

[۳۲] . طبرسی، مجمع ‌البیان، ج۳، ص۲۶۷؛ طباطبایی، المیزان، ج ۵، ص۱۶۳.

[۳۳] . طباطبایی، المیزان، ج ۵، ص ۱۶۳.

[۳۴] . ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج ۱، ص ۲۱۳.

[۳۵] . طالب، اصول و اندیشه ‌های تعاونی، ص‌۱۶۰.

[۳۶] . خدایارمحبی، تعاون در اسلام و جامعه صنعتی، ج ۱، ص ۳۰.

[۳۷] . صدر، اقتصادنا، ص ۲۸۲.

[۳۸] . طبرسی، مجمع البیان، ج ۳، ص ۷۴.

[۳۹] . نساء، آیه۳۲.

[۴۰] . معارج، آیه۲۳-۲۴.

[۴۱] . مطهری، نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص ۵۵.

[۴۲] . شهید ثانی، الروضه البهیه، ج ۲، ص ۵۳.

[۴۳] . صدر، صوره عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص ۱۳.

[۴۴] . صدر، صوره عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص ۱۲.

[۴۵] . زمخشری، الکشاف، ج ۳، ص ۱۹۸؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج ۱۴، ص ۲۱۴.

[۴۶] . فاطر، آیه۱۲.

[۴۷] . طه، آیه۱۸.

[۴۸] . هود، آیه۳۷-۳۸.

[۴۹] . انبیاء، آیه۸۰.

[۵۰] . سبأ، آیه۱۲.

[۵۱] . اعراف، آیه۷۴.

[۵۲] . کهف، آیه۳۲.

[۵۳] . یوسف، آیه۵۴-۵۵.

[۵۴] . انعام، آیه۱۴۲؛ نحل، آیه۵۸.

[۵۵] . بقره، آیه۲۷۵؛ بقره، آیه۲۷۹.

[۵۶] . قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج ۱۰، ص ۱۶۱ـ۱۶۲.

[۵۷] . اسراء، آیه۲۷.

[۵۸] . راغب، مفردات، ص ۲۳۰؛ ابن منظور، لسان‌العرب، ج۹، ص ۱۴۸، «سرف».

[۵۹] . عسکری، الفروق اللغویه، ص ۱۱۴.

منابع

  1. ابن بابویه، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، مصحح علی‌اکبر غفاری، چ۲، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  2. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
  3. حسن آقا نظری، اصول و مبانی اقتصاد اسلامی، تهران، سمت، ۱۳۹۹ش.
  4. خدایارمحبی، منوچهر، تعاون در اسلام و جامعه صنعتی، چ۲، تهران، بعثت، ۱۳۸۵ش.
  5. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بیروت، دار الشامیه، ۱۴۱۲ق.
  6. زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
  7. سایت هم‌آموز، مقاله بازار سرمایه اسلامی در کشورهای خاورمیانه چگونه است؟، تاریخ درج ۰۸/۰۵/۱۴۰۳
  8. سعید، صادق مهدی، العمل و الضمان الاجتماعی فی الاسلام، بیروت، مطبعه المعارف، ۱۴۲۲ق.
  9. شهید ثانی، زین ‌الدین بن علی، شرح اللمعه، تصحیح سید محمد کلانتر، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۸۶ق.
  10. صدر، سیدمحمدباقر، اقتصادنا، مرکز الابحاث و الدراسات التخصصیه للامام الشهید الصدر، قم، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
  11. صدر، محمد باقر، صوره عن إقتصاد المجتمع الإسلامی، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۹۷۹م.
  12. طالب، مهدی، اصول و اندیشه‌ های تعاونی، چ۶، تهران، موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۸ش.
  13. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، الناشر منشورات اسماعیلیان، المطبعه : اسماعیلیان، بی جا.
  14. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، مصحح محمد جواد بلاغی، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۸ق.
  15. عارف، نصر محمد، قضایا إشکالیه فی الفکر الإسلامی المعاصر، محقق صلاح اسماعیل عبدالحق، قاهره، المعهد العالمی للفکر الإسلامی، ۱۴۱۸ق.
  16. عسکری، حسن بن عبد الله، الفروق اللغویه، مصحح محمد ابراهیم سلیم، قاهره، دار العلم و الثقافه، ۱۹۹۸م.
  17. عیوضلو، حسین، مبانی نظری اقتصاد اسلامی، تهران، سمت، ۱۳۸۹ش.
  18. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بی‌جا، بی‌نا، ۱۴۲۰ق.
  19. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۶۴ش.
  20. مطهری، مرتضی، مبانی اقتصاد اسلامی، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش.
  21. مطهری، مرتضی، نظری به نظام اقتصادی اسلام، چ۷، تهران، صدرا، ۱۳۷۷ش.
  22. موسوی‌ اصفهانی، سید جمال ‌الدین، ملاحظاتی پیرامون پیام های اقتصادی قرآن، چ۳۷، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۹ش.
  23. نعمان، فکری أحمد، النظریه الاقتصادیه الاسلامیه، بی‌جا، المکتب الإسلامی للطباعه والنشر، ۱۴۲۰ق.
بدون دیدگاه