تبرک به اولیاء خداوند و اماکن مقدس از نظر اهل سنت مورد تأیید است. وجود روایات در متون حدیثی اهل سنت و سیره علما و عوام آنان دلیل بر جواز تبرک میباشد.
مسالۀ تبرک یکی از مسائل مورد اتفاق و متعارف و رایج بین مسلمانان صدر اسلام بوده است، زیرا مسلمانان در آن روز گار فرزندان خود را به نبی اکرم(ص) تبرک می نمودند، بلکه به هر چیز متعلق به آن حضرت از موی سر ولباس و خاک قبر و زیارت قبر و دست گذاشتن روی آن به عنوان تبرک استفاده می کردند، بنابراین اهل سنت نیز به این امر اهمیت می دهند که در زیر به دیدگاه اهل سنت از متون و منابع آنان اشاره میشود:
تبرک به پیغمبر در حال حیات
1. عایشه می گوید: مردم بچه های خودرا برای تبرک نزد پیامبر(ص) می آوردند، آن حضرت خرما و مانند آن را می جوید و زیر گلوی بچه می مالید. نووی میگوید: از این روایت استفاده می شود که مستحب است نوزاد را نزد اهل فضل و صلاح ببرد تا آنها اورا تبرک نمایند.[1]
2. رسول خد به آرایشگر دستور داد سرش را بتراشد، وقتی طرف راست سرش را تراشید آن را به ابی طلحه تحویل داد، هنگامی که طرف چپ را تراشید موها را یکی دو تا (به عنوان تبرک) بین مردم تقسیم کرد.[2]
تبرک به قبر و منبر
1. عبداللَّه فرزند احمد بن حنبل میگوید: از پدرم سؤال شد که مس منبر رسول اللَّه (ص) و تبرک به آن و بوسیدن قبر شریف به قصد ثواب چه حکمى دارد؟ پدرم گفت اشکال ندارد.[3]
2. ابن زباله میگوید مطلّب گفت: مسلمانان برای تبرک از خاک قبر پیامبر اکرم(ص) بر می داشتند، عایشه دستور داد اطراف قبر را دیوار بکشد، و در دیوار سوراخ و پنجرۀ بود مسلمانان از آنجا خاک بر می داشتند، سپس عایشه دستور داد سوراخ را ببندد.[4]
تبرک به قرآن وکتب حدیث وقبور صالحین
3. ابن حجر می گوید: بعض از علما از مشروعیت بوسیدن ارکان کعبه جواز بوسیدن هرچیزی که مستحق تعظیم است از آدمی و غیر آدمی را استنباط کرده است، از یکی از علمای شافعی مکه به نام ابی صیف یمانی نقل شده که بوسیدن قرآن و اجزاء حدیث وقبور صالحین جایز است و اشکال ندارد.[5]
تبرک به آب زمزم
1. نووی میگوید: نصوص شافعی و اصحاب متفقند بر این که بردن آب زمزم به تمام شهرها جایز است، و مستحب است که از آن برای تبرک با خود بردارند.[6]
تبرک به قبور اولیا
1. در مصلای نماز عید قبریست معروف به قبر النذور، و گفته شده یکی از فرزندان علی ابن ابی طالب (ع) در آنجا مدفون است، مردم به زیارت او تبرک می جویند و حاجت مندان به منظور بر آورده شدن حاجت خود به زیارت او میآیند.[7]
2. خطیب بغدادی میگوید: علی بن محمد بشار زاهد دارای کرامات آشکاری بود و این خبر در میان مردم پیچیده بود و مردم به زیارت او تبرک می جستند.[8]
3. علی بن میمون میگوید: من از شافعی شنیدم که میگفت: من به ابوحنیفه تبرک میجویم و هرروز به زیارت قبر او می روم، هرگاه حاجتی داشته باشم دو رکعت نماز میخوانم و نزد قبر او می روم و از خدا حاجتم را می خواهم و حاجتم بر آورده میشود.[9]
4. شیخ زروق در کتاب المعیار میگوید: خاکی را که مردم از قبرها برای تبرک برمیدارند جایز است، مردم مدام از قبور علما، شهدا و صلحا خاک برمیداشتند و به عنوان تبرک از آن استفاده میکردند.[10]
ابن مبارک، شافعی، احمد واسحاق میگویند: زیارت قبور و تبرک جستن به آنها اشکالی ندارد.[11]
تبرک به حجر الاسود
1. اگر قصد زائر از بوسیدن ضریح اولیاء تبرک باشد کراهت ندارد، علما تصریح کرده اند اگر کسی نتواند حجر الاسود را استلام کند مستحب است با عصای خود به آن اشاره کند و آن را ببوسد.[12]
2. عطا میگوید: ابوسعید، ابوهریره، ابن عمر و جابر را دیدم هنگامی که حجر الاسود را استلام میکردند دستهای خود را میبوسیدند، جمهور از علما میگویند: مستحب است که رکن را استلام نموده و دست خود را ببوسد، اگر با دست نتوانست استلام کند، با چیز دیگر استلام نموده و همان چیز را ببوسد.[13]
تبرک به جنازۀ ابن تیمیه
1. ابن کثير ميگويد: تشييع کنندگان دستمال و عمامههاي خود را به عنوان تبرک روي جنازه ابن تيميه انداختند… و آب غسل او را به عنوان تبرک نوشيدند، و گروهی سدر باقی مانده از غسل اورا بین خود تقسیم کردند، و دستمال سر او را به عنوان تبرک به پانصد درهم خریدند.[14] این در حالی است که وهابیها تبرک را موجب شرک می دانند و ابن تیمیه هم شیخ الاسلام وهابیت است.
تبرک به میت
1. بوسیدن صورت میت صالح برای تبرک اشکال ندارد.[15]
اما در مقابل این دسته گروه اندکی از علما و دانشمندان اهل سنت همانند وهابیان تبرک به قبور را غیر مشروع و بدعت می دانند که به برخی از دیدگاه های آنان اشاره می شود :
1. نووی میگوید: محمد بن مرزوق که از فقها ومحققین است در کتاب جنائز میگوید: دست کشیدن روی قبر و بوسیدن آن بدعت است و جائز نیست.[16]
2. فقها درمورد زیارت نبی اکرم(ص) گفتهاند که دست زدن به دیوار، حجره مشرفه و ضریح اقدس جایز نیست.[17]
3. غزالی میگوید: دست کشیدن بر قبر از عادات یهود و نصاری است.[18]
4. زعفرانی ميگويد: گذاشتن دست بر قبر و بوسیدن آن بدعت است و انکار شده است؛ زیرا انس بن مالک شخصی را دید که دست خود را روی قبر گذاشته است، او را از آن عمل نهی و منع نمود و فرمود: ما این اعمال را در عصر حضرت انجام نمیدادیم.[19]
5. شربینی میگوید: بوسیدن قبر و دست کشیدن روی آن و بوسیدن درگاه در هنگام دخول برای زیارت اولیا، مکروه است و از بدعت هایی است که مردم مرتکب می شوند.[20]
6. ابوعبیدالله حلیمی میگوید: طواف نمودن قبر پیامبر(ص)، جایز نیست. چسباندن پشت و شکم به دیوار قبر مکروه است. و غیر او گفته اند: دست کشیدن روی قبر و بوسیدن آن کراهت دارد. فضل بن عیاض میگوید: هرکس تصور کند دست کشیدن روی قبر و مانند آن در برکت رساتر است، او در جهالت و غفلت است؛ زیرا برکت در موافقت شرع و اقوال علماست نه در مخالفت آنها.[21]
پی نوشت:
[1]. نووی، محیی الدین، شرح مسلم، ج3، ص194، دار الکتب العربیه، بیروت، لبنان، 1407ق.
[2]. ابن حجر عسقلانی، فتح الباریشرح صحیح بخاری،ج1، ص239، دار المعرفه للطباعه والنشر والتوزیع، بیروت، لبنان، چ2.
[3]. احمدبن حنبل، العلل، ج2، ص492، دار الخانی، الریاض، چ1، 1408ق. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی والرشاد، ج12، ص394، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، چ1، 1414ق.
[4] . سبل الهدی و الرشاد، ج12، ص345
[5] . ابن حجر عسقلانی، شهاب الدین، فتح الباری شرح صحیح بخاری، ج3، ص380، دار المعرفه للطباعه والنشر والتوزیع، بیروت، لبنان، چ2.
[6] . نووی، محیی الدین، المجموع، ج7،ص407، دار الفکر، بیروت، لبنان.
[7] . خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج1، ص135، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، چ1، 1417ق.
[8] . همان، ج12، ص67.
[9] . همان، ج1، ص135.
[10] . دسوقی مالکی، محمد عرفه، حاشیۀ دسوقی، ج1، ص422، دار احیاء الکتب العربیه عیسی البابی الحلبی و شرکاه.
[11] . ترمذی، محمد بن عیسی، سنن تر مذی، ج2، ص259، دار الفکر للطباعه والنشر والتوضیع، بیروت، لبنان، چ2، 1403ق.
[12] . شیروانی شافعی و عبادی، عبدالحمید و احمد بن قاسم، حواشی شیروانی، ج3، ص175، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان.
[13] . ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج3، ص379.
[14] . ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، البدایه والنهایه، ج14، ص157، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1408ق.
[15] . نووی، محیی الدین، روضه الطالبیین، ج7، ص438، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان.
[16] . نووی، محی الدین، المجموع، ج5، ص311.
[17] . قاضی عیاض، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج2، ص84، دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع، بیروت لبنان، 1409ق.
[18] . صالحی شامی ، سبل الهدی والرشاد فی سیره خیر العباد، ج1، ص846.
[19] . همان، ج12، ص398.
[20] . شربینی، محمد بن احمد، مغنی المحتاج، ج1، ص364، داراحیاء ، بیروت، لبنان، 1377ق.
[21] . همان، ج1، ص513.