اشاره:
مذهب اهل سنت یکی از مذاهی اسلامی است که اکثریت مسلمانان از آن پیروی می کنند. مذهب اهل سنت در برابر مذهب شیعه امامیه قرار دارد و در طول تاریخ بین این دو مذهب اختلافات مختلفی در عرصه فکر و عمل بروز داشته است. درباره تاریخ پیدایش این مذهب با همین نام اقوال مختلفی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود.
1. عدهای گفتهاند كه پیدایش اهل سنّت به زمانی بر میگردد كه پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ خبر از چند دستگی قریب الوقوع امت خود به 73 فرقه را داده و فرمودند: كه فقط یك گروه از آنها اهل نجات است و چون از حضرت پرسیدند كه آن گروه كدام است، فرمود: «روش من و یارانم».(1) اهل سنّت میگویند: در میان فرقههای اسلامی هیچ فرقهای همانند، ما پیرو اخبار پیامبر نیست، و لذا فرقه ناجیه، فقط اهل سنّت میباشد(2). امّا باید گفت: كه این سخن نه تنها از سوی سایر فرقههای اسلامی پذیرفته نشده، بلكه برخی از علمای اهل سنّت نیز حدیث مزبور را از حیث سند قابل اعتماد ندانسته و آن را نپذیرفتهاند.(3) و دربارة فرقه ناجیه گفتهاند: «تاكنون فرقه ناجیه یعنی فرقهای كه بر روش پیامبر و اصحاب او عمل كند، روشن نشده است، زیرا هر یك از فرقههای اسلامی روش خود را مطابق روش پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و اصحاب میداند.»(4)
حدیث سفینه(5) و حدیث ثقلین(6) كه از روایات متواتر اسلامی هستند، طریق نجات را روش اهل بیت(علیهمالسلام) معرفی میكنند. جالب این كه یكی از علمای اهل سنّت به نام «حافظ حسن بن محمد صمغانی» در كتاب خود به نام «الشمس المنیره» پس از نقل حدیث، چند دستگی امت را نقل میكند كه مسلمانان از پیامبر خواستند، تا فرقة ناجیه را به آنان معرفی كند، تا از آنها پیروی كنند، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «همانا من در میان شما دو گوهر گرانبها به یادگار گذاشتم، مادامی كه به آن دو چنگ زدهاید، بعد از من گمراه نمیشوید: یكی كتاب خدا و دیگری خاندان پاكم….»(7)
2. برخی هم گفتهاند كه: تاریخ پیدایش اهل سنّت به عهد خلفای عباسی بر میگردد، صاحب كتاب اعیان الشیعه از ابوحاتم رازی نقل میكند كه: «در عصر معاویه گروهی از مسلمانان كه هواخواه عثمان بودند «عثمانیه» نامیده میشدند و دوستداران علی ـ علیه السّلام ـ «علویه» خوانده میشدند و آنان پیش از آن به شیعه معروف بودند، آن گاه در عهد حكومت عباسیان نام «علویه و عثمانیه» نسخ و «علویه» به نام پیشین خود یعنی «شیعه» معروف شدند و دیگران نیز «اهل سنّت» نامیده شدند و این دو نام پس از آن ادامه یافت.»(8)
به هر حال به نظر میرسد علل و فلسفه به وجود آمدن اهل سنت به اختلاف مهمی كه بعد از رحلت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اسلام رخ داد، بر میگردد ـ (گرچه شاید هنوز اسم و رسم خاصی در آن زمان نداشتهاند و بعدها به چنین اسمی كه به احتمال خیلی زیاد، برای دوری از اتهام مخالفت با احادیثی همچون ثقلین، غدیر،(9) منزلت،(10) و… این نام را انتخاب و خود را طرفدار و پیرو احادیث پیامبر معرفی كردند.(11) ـ و آن اختلاف درباره امامت و خلافت بود، آنگاه كه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ مشغول تجهیز پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بود، انصار در سقیفه بنیساعده پیشنهاد دادند كه هر یك از دو گروه مهاجر و انصار امیر و رهبری داشته باشند، ولی با ورود ابوبكر و عمر در میان آنها و ایراد سخنرانی از جانب ابوبكر، عمر قبل از آن كه انصار سخنی بگویند، با ابوبكر به عنوان خلیفة پیامبر بیعت كرد و تعدادی نیز از عمر تبعیت كرده با او بیعت نمودند.(12) و این در حالی بود كه همة آنها شاهد جریان تاریخی غدیر خم بودند كه پیامبر اسلام به فرمان خدا حضرت علی ـ علیه السّلام ـ را به جانشینی خود انتخاب كرد و عمر و ابوبكر برای این مسئولیت به وی تبریك گفتند.(13)
خلاصه بعد از واقعه سقیفه امت اسلامی به دو دسته تقسیم شد، یك دسته با استناد به آیات قرآن و احادیث پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ معتقد بودند كه خلیفة پیامبر و امام مسلمین از جانب خداوند تعیین شده، و او امیر المؤمنین علی بن ابیطالب است(14) و دستة دوم آیات و احادیث مربوط به امامت را نادیده گرفته، راه تعیین خلیفه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را انتخاب و بیعت مردم دانستند.(15)
پس، جدایی اهل سنّت بعد از رحلت پیامبر آغاز شد. لیكن با آغاز دوره بنیعباس به سازمان دهی خود پرداخت، از همین دوران نام اهل سنّت به خود گرفت.
پی نوشت:
- الموسوعة العربیة العالمیة، ناشر مؤسسه اعمال الموسوعة، طبع دوم، ریاض، ج 3، ص 301 ـ 302.
- ر.ك: الموسوعة العربیة العالمیة، ج 3، ص 302.
- ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب كلامی، مركز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، ص 13. به نقل از الفرق بین الفرق، مقدمه، محمد محی الدین، ص6، محقق كتاب.
- فرق و مذاهب كلامی، ص 16، به نقل رشید رضا، المنار، ج 8، ص 221 ـ 222.
- ر.ك: الطبرانی، سلیمان بن احمد بن ایوب اللخمی، المعجم الاوسط، جامع دار الحرمین، ص 10.
- ر.ك: حنبل، الامام احمد، مسند، ناشر دار صادر، بیروت، ج 4، ص 367.
- ر.ك: سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، مركز مدیریت حوزه علمیه، چ اول، قم، ج 1، ص 32 ـ 34.
- ر.ك: امین، سید محسن، اعیان الشیعه، بیروت، ج 1، ص 15.
- ر.ك: ابن حنبل، الامام احمد، مسند، ناشر دار صادر، بیروت.
- ر.ك: نیشابوری، ابن حجاج، صحیح مسلم، كتاب فضائل صحابه، ناشر دارالفكر، بیروت، ح 4418.
- ر.ك: الموسوعة العربیة العالمیة، ناشر موسسه اعمال الموسوعة، طبع دوم، ریاض، ج 3، ص 302.
- ر.ك: ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب كلامی، ناشر مركز جهانی علوم اسلامی، ص 26.
- ر.ك: خطیب بغدادی، ابیبكر احمد بن علی، تاریخ بغداد، ناشر دار الكتب العلمیه، طبع اول، بیروت، ج 8، ص 284.
- ر.ك: فرق و مذاهب كلامی، ص 27.
- ر.ك: شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، نشر جمعیت اسلامیه، طبع دوم، ص 348 ـ 349، ذیل نامه شماره 84.
منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه.