تاریخچه علویان

1400-12-26

625 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک
فهرست محتوا

اشاره:

بعد از رحلت پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) مسلمانان به علت فاصله گرفته از اهل بیت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) گرفتار اختلاف شدند. این اختلافات موجب ایجاد فرقه های مختلف در طول تاریخ اسلام گردید. یکی از فرقه های صدر اسلام علویان است که البته علویان غیر از شیعه امامیه است. این مقاله به تاریخچه علویان اشاره نموده است.

علویان كه شیعیان و پیروان علی (علیه‌السلام) محسوب می‌شوند از جریان سقیفه كه ابوبكر به خلافت رسید، اینها به طرفداری از حضرت علی (علیه‌السلام) حاضر نشدند با ابوبكر بیعت كنند و خلافت را حق علی (علیه‌السلام) میدانستند.

شروع فعّالیت علویان در عرصه سیاست از هنگام شهادت امام حسین (علیه‌السلام) در كربلا بوده است اینها از این تاریخ هر جا فرصتی برای قیام میدیدند از آن استفاده میكردند و چون اوضاع نامناسب میشد موقتاً آرام میشدند. این آرامش موقتی بیشتر در دوران اموی بود كه به جز قیام زید بن علی و فرزندش یحیی در دوران هشام بن عبدالملك چندان قیام دیگری از طرف علویان صورت نپذیرفت.(1)

زمانی كه عباسیان استقرار یافتند، دشمنی علویان با آنها شروع شد چرا كه علویان و عباسیان از خاندان هاشم بودند كه بر ضد امویان با همدیگر همكاری داشتند، اما زمانی كه عباسیان به قدرت رسیدند، دشمنی علویان با عباسیان آغاز شد، چرا كه هر یك خلافت را حق خویش میدانست و نخستین كسی كه از علویان بر علیه عباسیان قیامش را شروع كرد محمد بن نفس زكیه بود كه در مدینه قیامش را آغاز كرد ولی شكست خورد و برادرش ابراهیم هم در بصره به قتل رسید از اینجا عباسیان در تعقیب و كشتار علویان همت گماشتند ولی كوشش آنها چندان سودمند نبود چرا كه در زمان هارون الرشید، ادریس بن عبدالله توانست در آفریقا تشكیل حكومتی به نام ادریسیان دهد و یحیی بن عبدالله در گرگان و طبرستان به فعّالیت تبلیغی بر علیه خلیفه پرداخت و اینها امنیت دولت عباسی را به خطر انداختند كه بناچار هارون راهی ایران شد.

به خاطر مظلومیتی كه علویان در طول دوره اموی و عباسی داشتند، نفوذ آنها در میان مردم بیشتر شد افزون بر آنكه آنها را اهلبیت پیامبر ـ علیهم السّلام ـ میدانستند و لذا مردم كه این همه ظلم و ستم را در حق آنها میدیدند نسبت به آنان متمایل میشدند.(2)

سرزمین عراق و حجاز از اغاز به عنوان مركز رشد و نمو علویان بوده است ولی علویان بر اثر ظلمهایی كه خلفاء در حقشان انجام میدادند بناچار به اطراف سرزمینهای اسلامی مهاجرت میكردند تا دست مأموران خلفاء به آنها نرسد.

از زمان منصور دوانیقی، با شدت تمام به سركوب علویان پرداخته شد و از این زمان كشتن علویان آغاز شد و كمتر عامل و وزیری از بنیعباس بود كه دستش به خون یكی از علوین آلوده نشده باشد.

به خاطر ظلم و ستم فراوانی كه نسبت به علویان میشد ما از قرن دوم شاهد ورود علویان به ایران هستیم و اینها در نقاط مختلف از ایران مردم را دعوت به اسلام علوی میكردند و بر علیه خلفای اموی و عباسی تبلیغ میكردند و توانستند علویان در طی یك قرن مردم بعضی از شهرها و مناطق ایران را با علی (علیه‌السلام) و فرزندانش آشنا سازند و مذهب علوی را پرورش دهند.(3)

برای اولین بار علویان توانستند در سال 250 هجری دولت علویان را در طبرستان تشكیل بدهند زیرا مردم طبرستان كه از ظلم و ستم والی خلیفه عباسی به تنگ آمده بودند از حسن بن زید كه در ری بود دعوت كردند كه به طبرستان برود، با رفتن وی شماری از مردم نامسلمان آن نواحی به دست وی اسلام آوردند و تعهد كردند كه از وی حمایت كنند و او توانست منطقه مازندران و گیلان را به دست آورد و تشكیل دولت علویان را بدهد و این اولین دولتی بود كه در شرق اسلامی بدون تأیید خلفای عباسی تشكیل شده بود و اگر چه این دولت تهدیدی بری خلفای عباسی بود ولی به خاطر آشفتگیهایی كه خلفای عباسی با آن درگیری داشتند، نمیتوانستند هیچ تحركی را برای براندازی این دولت جدید علویان بردارند، لذا تا مدتها علویان توانستند در آرامش به سر ببرند.(4)

در سال 286 هجری ابوعبدالله السبقی به ممارست از امام اسماعیلی عبیدالله بن مهدی توانست در آفریقا مغرب دور، مصر و شام تشكیل دولت دهد و در یمن نیز یحیی بن حسین در سال 290 هجری قیام كرد و آن نقطه را تحت سلطه خود درآورد.(5)

این گونه حركتها نشان از گسترش نفوذ علویان در سراسر كشور اسلامی از غرب تا مشرق بوده است.

پی نوشت:

  1. دكتر حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج 2، چ دوم، ص 126.
  2. رسول جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، ج 1، نشر انصاریان، چ اول 1375، قم، ص 90.
  3. رسول جعفریان، پیشین، ص 231.
  4. دكتر ابوالفتح حیمیان، علویان طبرستان، (چ دوم، 1368، تهران)، ص 68.
  5. تاریخ ابن خلدون، ج 3، (بیروت، مؤسسه الاعلمی، سال 1391 هجری قمری)، ص 28.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه.

بدون دیدگاه