برهان نظم، گسترده ترين برهانى است كه قرآن مجيد در آيات فراوان و سوره هاى بسيار در مسئله خداشناسى روى آن تكيه كرده است، به طورى كه ساير براهين در قرآن، عملا تحت الشعاع اين برهان قرار گرفته است.
اين نشان می دهد كه از ديدگاه اين كتاب بزرگ آسمانى، بهترين و روشن ترين راه براى شناخت خدا و نفى هر گونه شرك، مطالعه نظام آفرينش و اسرار هستى و آيات آفاقى و انفسى است.
امتيازات برهان نظم
اين برهان به جهت برخورداری از ويژگى هاى خاصی كه دارد در قرآن مجيد مورد توجه و تاكيد واقع شده است. برخی از این ویژگی ها عبارتند از:
1- برهان نظم هم دانشمندان را قانع می کند و هم توده مردم را. يعنى هر گروهى به فراخور حال خويش مى توانند از آن بهره گيرند؛ چرا كه مردم در درك اسرار آفرينش متفاوتند.
2- برهان نظم خشكى استدلالات فلسفى را ندارد؛ بلكه به عكس داراى لطف خاصى است كه به موازات آگاهى از آن مبدأ بزرگ، عشق و شور و نشاط به انسان مىدهد، و حالت جذبه و شوق نسبت به آن مبدأ بزرگ در او ايجاد مىكند، و او را به خضوع آميخته با عشق وا مىدارد. يا به تعبير ديگر هم عقل انسان را سيراب مىكند، و هم عواطف و اخلاق او را.
بالاخره برهان نظم به خاطر بررسى انواع نعمت هاى الهى، ضمن بررسى نظامات اين جهان، سر از شكر منعم در مى آورد كه آن خود نيز انگيزه ديگرى از انگيزه هاى خداشناسى است.
3- برهان نظم يك برهان در حال رشد است؛ و يا به تعبير ديگر پايان نايافتنى است. چرا كه كبراى آن هر چند در جاى خود ثابت است ولى صغراى آن دائماً جوانه مىزند و شاخ و برگ تازه مىآورد؛ زيرا هريك از اكتشافات علمى درباره اسرار آفرينش مصداق و صغرى تازهاى براى آن درست مىكند و به اين ترتيب هميشه تازه است و هر روز شكل جديدى به خود مى گيرد، و همدوش با پيشرفت علوم و دانشهاى بشرى پيشروى مىكند.
4- برهان نظم انسان را به سير انفسى و آفاقى دعوت می كند، و اين سير پر بركت هر روز سطح معرفت انسان را بالا مىبرد و به انديشه او شكوفائى مىبخشد؛ به خصوص اينكه پايه هاى برهان نظم با زندگى انسان آميخته است و در هر گام با آن روبرو است؛ و مانند بعضى ديگر از استدلالات توحيدى نيست كه در كنار مسائل زندگى و بيرون آن قرار دارد.
5- برهان نظم تنها برهانى است كه فلاسفه تجربى را كه منكر استدلالات خالص عقلى هستند مى تواند به خضوع وادارد؛ و حربه علم را كه در توجيه مادىگرى به آن متوسل مى شوند بر ضد خود آنها به كار مى گيرد و از اين نظر بسيار كارساز است.
بنابراين جاى تعجب نيست اگر قرآن مجيد اكثريت قريب به اتفاق مباحث توحيدى خود را بر پايه آن قرار داده؛ ولى جاى تعجب است كه بعضى از پژوهندگان كه سخت تحت تأثير براهين ديگر (براهين خالص فلسفى) قرار دارند اهميت فوقالعاده اين برهان را ناديده گرفته اند؛ گوئى از امتيازات و اثرات عميق اش آگاهى كافى ندارند.
تقریر برهان نظم بر اساس علیت
در این تقریر از نظم موجود در عالم هستی، دو نتیجه می توان گرفت: اثبات وجود نظم دهنده ای برای عالم، و اثبات ویژگیهایی برای او مثل علم، عقل و شعور. برای اثبات وجود وجود ناظم میگوییم: «در عالم طبیعت, نظم برقرار است و هر نظمی به دست ناظمی است، پس باید ناظمی این نظم را در طبیعت قرار داده باشد»
و برای اثبات ویژگیهای ناظم میگوییم:«در طبیعت نظم وجود دارد و هر نظمی برخاسته از شعور و آگاهی است، پس بایستی ناظم جهان طبیعت دارای شعور و آگاهی باشد»
اساس این تقریر بر اصل علیت استوار است و اینکه «هر پدیدهای محتاج پدیدآورنده است»و چون «نظم» پدیده است پس محتاج پدیدآورندهای یعنی ناظمی است و چون نظم و سامان دادن به یک مجموعه نیازمند آگاهی و شعور است پس این ناظم دارای این ویژگیها است.[1]
تقریر برهان نظم بر اساس انسجام و پیوستگی اجزای عالم
مجموعه های عالم طبیعت، دارای انسجام و اتصال شگفت آوری هستند، به گونه ای که گاهی یک جزء کوچک در کل عالم طبیعت تأثیر می گذارد.اکتشافات علمی همچون اثبات تأثیر نجوم در حیات موجودات روی زمین و دیگر دستاوردهای علمی، این اتصال و انسجام را آشکارتر می سازد. این ارتباط و تنیدگی مجموعه ها در همدیگر، دلالت بر وجود شعور و دخالت عقلی بزرگ در ساختار جهان می کند.[2]
تقریر برهان نظم بر اساس هدفمندی
با دقت در مجموعه نظام های عالم هستی متوجه می شویم که برخی از این نظام ها در خدمت نظامی دیگر قرار دارد بطوری که در صورت نبودن نظام اول، نظام دوم از بین خواهد رفت. به عبارت دیگر نظام اول هدف و غایتی دارد که آن تامین احتیاجات نظام دوم است و بدین ترتیب، ارتباط تنگاتنگی بین نظامهای عالم هستی وجود دارد. مثلا ساختار فیزیولوژی وجودی مادر برای تامین احتیاجات غذایی نوزاد است. مشخص است که این هدفمندی و ارتباط در عالم، نشان دهنده موجود عالِم و باشعوری است که چنین ارتباط و هدفمندی را در عالم به وجود آورده است.[3]
تقریر برهان نظم بر اساس حساب احتمالات
وجود حیات و زندگی بر روی زمین، بر اثر وجود شرایط فراوانی است و عوامل گوناگونی با یکدیگر هماهنگ شده اند تا حیات کنونی موجودات عالم طبیعت، نظم و سامان کنونی خود را یافته است، به گونه ای که نبود هر یک از این شرایط موجب بی نظمی و فساد این عالم می شود.
این شرایط و عوامل به قدری زیاد هستند که احتمال اتفاقی بودن این نظم و هماهنگی را بسیار ضعیف و در حدّ صفر میکند.[4]
پی نوشت ها
[1] . سبحانی، ج۱، ص۳۳-۳۵
[2] . همان، ص۴۳
[3] . همان، ص۴۷.
[4] . همان، ص۵۱
منبع: سبحانی، جعفر، الالهیات، قم، موسسه امام صادق (ع)، چاپ ششم، ۱۳۸۴؛