تبیین و بررسی توحید در ربوبیت در قرآن کریم

تبیین و بررسی توحید در ربوبیت در قرآن کریم

2023-02-11

816 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

مراد از توحید در ربوبیت آن است که نظام این جهان، که شامل مجموعه پدیده‌ های بی‌ شمار گذشته و حال و آینده است، تحت تدبیر حکیمانه یک پروردگار عالم اداره می شود.[1]

جایگاه توحید در ربوبیت

ربوبیت الهی از اصول دین و از ضروریات ادیان آسمانی است و انکار آن موجب کفر است و بر این اساس، شریک قرار دادن کسی در این صفت خداوند  شرک شمرده می شود. گفته شده که محور درگیری و مخالفت مشرکان با پیامبران (علیهم السلام) در طول تاریخ، ربوبیت الهی بوده است، نه خالقیت؛ به عنوان مثال نمرود و فرعون گرچه ادعای ربوبیت داشته‌ اند، ولی خالقیت خداوند را می‌ پذیرفته‌ اند.

آیات و روایات متعددی به ربوبیت خدا پرداخته است. برخی از این آیات عبارتند از: آیه اول تا سوم سوره حمد، آیه ۱۶۴ سوره انعام، آیه شانزده سوره رعد، آیه ۱۱۶ سوره مؤمنون، آیه ۱۲۶ سوره صافات، آیه سوم و ۳۱ سوره یونس و آیه نهم تا دوازدهم سوره فصلت و آیه میثاق.

تقسیم توحید در ربوبیت

ربوبیت تکوینی و تشریعی، از تقسیمات ربوبیت است؛ مراد از ربوبیت تکوینی، اداره امور جهان است، و ربوبیت تشریعی مربوط به فرستادن پیامبران (علیهم السلام) و کتاب‌ های الهی، قانونگذاری و تشریع است. گفته شده که ربوبیت الهی منحصر در تدبیر و اداره امور دنیا نیست، بلکه تدبیر امور در آخرت نیز توسط خدا انجام می‌ گیرد.

بر اساس توحید در ربوبیت، تنها مدبر و کارگردان جهان خداوند است. تلازم ربوبیت و خالقیت و نیز دلالت وحدت و هماهنگی نظام جهان بر یگانگی مدبر، از جمله دلایل توحید در ربوبیت شمرده شده است. آیه «لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا» و برخی روایات نیز دلالت بر توحید ربوبی دارند.

انحصار توحید در ربوبیت

تدبير جهان به دست مدبر يگانه و كارگزار واحدى است و هيچ موجودى يارى رسان او نيست، تنها خداوند است كه مدبر سراسر هستى مى‏ باشد، چنانكه مى‏ فرمايد:

(إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ).[2]

«پروردگار شما خداوند است كه آسمان ها و زمين را در شش روز [شش دوره‏] آفريد، سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت و به تدبير كار (جهان) پرداخت».

(اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ).[3]

«خدا همان كسى است كه آسمان ها را بدون ستون هايى كه براى شما ديدنى باشد بر افراشت. سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را در كف قدرت‏ گرفت) و خورشيد و ماه را مسخر ساخت كه هر كدام تا زمان معين حركت دارند. كارها را او تدبير مى‏ كند».

با دقّت در آيات فوق، مشاهده مى‏ كنيم كه قرآن پس از ذكر خلقت ‏آسمان ‏ها و زمين، به بيان تدبير و اداره خلقت مى ‏پردازد و تنها مدبر هستى را، خداوند متعال معرفى مى‏ كند. پس رب و مدبرى جز خداوند نيست و خالق‏ هستى و به وجود آورنده آن، همان رب و مدبر مخلوقات و ضامن استمرار و بقاى خلقت است.

سوال در باره توحید در ربوبیت

سوالى كه در اينجا مطرح مى‏ شود، آن است كه اگر مدبر هستى فقط خداوند است، آياتى مانند:

(فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً).[4]

«و آنها كه امور را تدبير مى‏كنند». يا (وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً).[5]

«او بر بندگان خود تسلط كامل دارد و مراقبانى بر شما مى‏ گمارد».

به چه معنا است؟ «حفظه»- جمع «حافظ»- كسانى هستند كه از بندگان خدا محافظت مى‏ كنند و به تدبير جوانب مختلف زندگى آنان مى‏ پردازند.

آيا بين‏ آياتى كه ربوبيت را منحصر در خداوند مى‏ دانند، و اين آيات كه از «تدبير كنندگان» سخن مى‏ گويد، تناقض و ناسازگارى وجود ندارد؟

پاسخ

در پاسخ به سوالی که در باره توحید در ربوبیت بیان شد، بايد گفت: آشنايان به معارف و زبان قرآن، هيچ‏گونه تناقض و ناهماهنگى بين اين آيات نمى‏ بينند. ربوبيتى كه در خداوند است، ربوبيت مستقل ‏و غير وابسته و بدون تكيه‏ گاه است. اما ربوبيتى كه در ساير موجودات مطرح شده، ربوبيتى‏ وابسته و متكى به امر و اذن خداوند و تابع قدرت و اراده اوست. هر مدبرى در عالم هستى مانند فرشتگان، مظهر اراده و مجرى دستورات او مى‏ باشد.

در قرآن كريم، آيات فراوانى وجود دارد كه كار واحدى را، هم به خداوند و هم به فاعل ديگرى نسبت مى‏ دهد، با اين تفاوت كه خداوند فاعل مستقل آن فعل و ديگرى فاعل وابسته و تابع حق است. بنابراين هيچ ‏گونه تناقض و تنافى‏ بين اين آيات وجود ندارد.

به عنوان مثال، قرآن در آيه ‏اى مى‏ فرمايد: (اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها).[6]

«خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى‏ كند».

و در آيه ‏اى ديگر مى‏ فرمايد: (حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا).[7]

«زمانى كه يكى از شما را مرگ فرا رسد (در اين موقع) فرستادگان ما جان او را مى‏ گيرند».

خداوند مستقلا و بدون نياز به موجودى ديگر مى‏ ميراند، اما ملایكه با تكيه بر قدرت و اراده و امر خداوند مى‏ ميرانند. به عبارت ديگر؛ كار «ميراندن» به گونه‏ اى به خداوند نسبت داده شده است و به‏ گونه‏ اى ديگر، به ماموران و فرشتگان الهى؛ لذا هيچ ناسازگارى بين اين دو نسبت، نيست.

مثال ديگر: قرآن در آيه ‏اى مى‏ فرمايد: (وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ).[8]

«آنچه را كه در جلسات مى‏ گويند خداوند مى‏ نويسد».

اين آيه خداوند را نويسنده اعمال معرفى مى‏ كند و در آيه‏ اى ديگر، ملائكه را نويسنده اعمال انسان ها مى‏ داند: (بَلى‏ وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ).[9]

«آرى! رسولان (و فرشتگان) ما نزد آن ها هستند و مى‏ نويسند».

جمع بین ربوبیت در توحید و تاثیرگزاری علل و اسباب

بنابراين، توحيد در ربوبیت و تاثير، به معناى بى تاثير دانستن موجودات نيست. بلكه به معنى آن است كه علل و اسباب طبيعى در عين آنكه داراى تاثير واقعى هستند، اما تاثير آن ها با جعل و اراده خداوند صورت مى ‏گيرد. خورشيد و ماه واقعا نور افشانى مى‏ كنند و آتش حقيقتا مى‏ سوزاند، اما همگى مظهر و آيينه اراده و امر خداوند هستند.

كسى كه مى‏ پندارد معناى توحيد ربوبى، بى اثر دانستن علل و اسباب است، او با وجدان خود و وحى روشن الهى به مخالفت‏ برخاسته است. وحى‏ الهى، در عين حالى كه اثر گذارى موجودات طبيعى را مى‏ پذيرد، آثار آن ها را به خداوند نسبت مى‏ دهد و ناشى از او مى‏ داند.

(الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ، فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ).[10]

«آن كسى كه زمين را بستر شما و آسمان [جو زمين‏] را هم چون سقفى بالاى سر شما قرار داد و از آسمان آبى فرو فرستاد و به وسيله آن ميوه‏ ها پرورش داد تا روزى شما باشد. بنابراين براى خدا همتايانى قرار ندهيد در حالی كه مى‏ دانيد (هيچيك از آنها نه شما را آفريده ‏اند و نه شما را روزى مى‏ دهند)». همچنانكه ملاحظه مى‏ شود، آيه فوق عليت آب را براى روييدن ميوه‏ ها تاييد مى‏ كند. در اين زمينه، علاوه بر آيه فوق، آيات متعدد ديگرى شاهد مدعاى ماست:

(وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى‏ بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى‏ بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ).[11]

«و در روى زمين قطعاتى در كنار هم قرار دارد كه با هم متفاوتند و [نيز] باغ هايى از انگور و زراعت و نخل ها [و درختان ميوه گوناگونى‏] كه گاه بر يك پايه‏ مى‏ رويند و گاه بر دو پايه [و عجيب‏تر آنكه‏] همه آنها از يك آب‏ سيراب مى‏ شوند! و با اين حال بعضى از آن ها را از جهت ميوه بر ديگرى برترى مى‏ دهيم. در اين ها نشانه‏ هايى هست براى گروهى كه عقل خويش را به كار مى‏ گيرند».

در اين آيه تدبير خداوند برتر از تدبير موجودات طبيعى دانسته شده است. زيرا در شرايط طبيعى و آب و هوايى يكسان؛ درختان، ميوه‏ هاى مختلف و گوناگونى به ثمر مى‏ رسانند و اين نشان دهنده آن است كه ماوراى امور طبيعى و اسباب مادى، مدبرى فوق العاده وجود دارد. اين آيه در عين پذيرش تاثير علل و عوامل مادى، آنها را شرط كافى براى پديد آمدن اين گوناگونی نمی ‏داند.

آنچه گذشت، خلاصه ‏اى از ديدگاه قرآن، پيرامون مسئله توحيد درربوبيّت و تدبير بود. توضيحات بيشتر در اين رابطه را، در كتاب هاى اعتقادى تعقيب كنيد.[12]

جمع بندی

بحث از توحید در ربوبیت و پذیریش این توحید ثمره ای عملی دارد. محور اصلی دعوت پیامبران، توحید در ربوبیت بوده است. بین خالقیت و ربوبیت، تلازم است. بین توحید در ربوبیت و توحید در عبودیت، رابطه ی فرع و متفرع است. خداوند مربوب (عالم) خودش را، عالمانه و عادلانه تدبیر می کند.

پی نوشت ها

[1] . آموزش فلسفه، مصباح یزدی؛ ج۲، ص۳۸۹.

[2]. يونس/ 3.

[3]. رعد/ 2.

[4]. نازعات/ 5.

[5]. انعام/ 61.

[6] . زمر/ 42.

[7] . انعام/ 61.

[8]. نساء/ 81.

[9]. زخرف/ 80.

[10]. بقره/ 22.

[11]. رعد/ 4.

[12] .  مرزهاى توحيد و شرك در قرآن، ص 39.

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. مرزهاى توحيد و شرك در قرآن‏، سبحانى تبريزى، جعفر، مترجم: عزيزان، مهدى‏، مشعر، ايران- تهران‏، 1380 ه. ش‏.
  3. آموزش فلسفه، آیت‌الله محمدتقى مصباح یزدى، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(قدس سره)، چهارم، بهار 1394.
بدون دیدگاه